خاد :
خاد، اداره خدمات امنیت دولتی، در دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان، در فاصله سپتامبر ۱۹۷۹ تا آوریل ۱۹۹۲ میلادی بود.
این اداره، با کودتای کمونیستی افغانستان در ماه ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی، تشکیل شد و ابتدا،اگسا (AGSA) و کام (KAM) نامیده می شد.
حفیظالله امین، اسدالله امین، محمد نجیبالله و غلامفاروق یعقوبی، روسای خاد در فاصله سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۲ میلادی بودند.
با سقوط دولت دکتر محمد نجیبالله در سال ۱۹۹۲ میلادی (۱۳۷۱ خورشیدی)، خاد جای خود را به اداره ای به نام امنیت ملی داد که ابتدا به صورت وزارت در تشکیلات دولت افغانستان فعالیت می کرد و بعد از مدتی، به ریاست (ادارهکل) تغییر یافت.
خدمات امنیت دولتی افغانستان (خاد) به سرکوب مرگبار مخالفان رژیم و کشتار جمعی آنان متهم است.
خدمات مخفی اطلاعاتی :
خدمات مخفی اطلاعاتی (به انگلیسی: SIS ,Secret Intelligence Service)، یکی از سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا و سازمان اصلی بریتانیا برای جاسوسی و عملیات مخفی در کشورهای خارجی است.
این سازمان در نوشتههای فارسی بیشتر به نام «اینتلیجنس سرویس» شناخته میشود. در بعضی منابع به آن MI6 نیز میگویند که کوتاه شده نام قدیمیتر آن «Military Intelligence 6» است.
وظیفه این سازمان جاسوسی و عملیات مخفی در کشورهای خارجی است. سازمان دیگری با نام رسمی «خدمات امنیتی» (Security Service) و سرنام MI5 همین وظایف را در داخل بریتانیا به عهده دارد.
ساواک:
سازمان امنیت و اطلاعات کشور که معمولاً به اختصار ساواک خوانده میشود، از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۹ میلادی سازمان اصلی پلیس امنیتی و اطلاعاتی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه پهلوی بود که قدرت و اختیارات بسیاری در توقیف و بازجویی افراد داشت. این سازمان بهویژه در سالهای دهه هفتاد میلادی و قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ و سرنگونی رژیم سلطنتی، نفرتانگیزترین و مخوفترین نهاد حکومتی در بین مردم بهشمار میآمد.
تاریخچه و عملکرد ساواک :
ساواک در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۷ میلادی) تشکیل شد. مقامات و ماموران آن عمدتاً از ماموران فرمانداری نظامی و رکن دو ارتش و شهربانی تأمین می شدند و وظیفه اصلی این سازمان شناسایی و نابود کردن کلیه کسانی بود که به نحوی با دیکتاتوری شاه به مخالفت بر میخاستند و طبق منابع موثق غربی، ساواک برای این منظور از هر ابزاری از جمله شکنجه استفاده مینمود. طبق گفته یک کارشناس سابق سازمان اطلاعاتی آمریکا، سیا با نام «جسی جِی لیف» (Jesse J. Leaf)، تکنیکهای شکنجه توسط سیا به اعضای ساواک تعلیم داده میشد. پس از انقلاب و سرنگونی استبداد شاهنشاهی در سال ۵۷، یک حلقه فیلم در رابطه با این سازمان پیدا شد که توسط سازمان سیا برای آموزش ساواک در نحوه شکنجه دادن زنان ساخته شده بود.
ساواک با همکاری مشاوران آمریکایی و اسرائیلی و با الگو قراردادن سازمان سیا شکل گرفت. کارشناسان سیا و سپس موساد در ایران به طور فعال به آموزش متدهای خبرچینی و جمعآوری اطلاعات مربوط به مخالفان رژیم شاه، به اعضای ساواک پرداختند. همچنین کتابی که پس از انقلاب ۵۷ توسط حسین فردوست، یکی از مقامات بلندپایه این سازمان نگاشته شدهاست نیز، بر نقش بارز عوامل اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در شکل گیری ساواک تاکید میورزد.
نخستین رئیس این سازمان، تیمور بختیار در سال ۱۹۶۱ به دلیل احساس خطر شاه در اقدام وی به کودتا از کار برکنار شد و به یکی از مخالفان رژیم تبدیل گشت. وی بعدها در سال ۱۹۷۰ میلادی با دستور مستقیم شاه و به دست یکی از مأموران ساواک در عراق به قتل رسید.
ساواک نخست به منظور شناسایی و بازداشت اعضای حزب توده تاسیس شد، اما فعالیتهای خود را بسط داد و به جمعآوری اطلاعات و زیر نظر گرفتن هرگونه مخالفان حکومت پهلوی، دانشجویان دانشگاهها، اتحادیههای کارگری و همینطور روحانیون شیعه و نویسندگان، ژورنالیستها و شخصیتهای ادبی به منظور اعمال سانسور پرداخت. این سازمان همچنین عملکردهای برون مرزی خصوصاً در خبرچینی و تحت نظر قراردادن دانشجویان ایرانی مخالف حکومت در خارج از کشور هم داشت.
در واقع از سال ۱۹۶۳ میلادی به بعد بود که شاه به سازمانهای امنیتی خویش از جمله ساواک توسعه بخشید، بهطوریکه از ۵۳۰۰ مامور تماموقت و تعداد بسیار اما نامعلومی از خبرچینان پارهوقت تشکیل میشد.
ساواک در سرکوبی عناصر ضد نظام سلطنتی فعالیت گستردهای داشته است. این سازمان به عنوان عامل شکنجه و اعدام مخالفین به ویژه انقلابیون ایران شناخته میشود چنانکه بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۷، ۳۶۸ تن از چریکهای مخالف رژیم را به قتل رسانده و در بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ (قبل از سرنگونی رژیم شاهنشاهی) حدود ۱۰۰ زندانی سیاسی را اعدام نمودهاست.
تکنیکهای شکنجهگری ساواک شامل: واردآوردن شوک الکتریکی، شلاقزدن، کتکزدن، داخل نمودن خردهشیشه و یا آب جوش در مقعد، بستن وزنههای سنگین به بیضه و کندن و کشیدن دندان و ناخن میشد
رؤسای ساواک :
- تیمور بختیار
- حسن پاکروان
- نعمتالله نصیری
- ناصر مقدم
سرانجام :
با اوج گیری ناآرامیهای قبل از انقلاب در کشور، شاه دستور انحلال ساواک را داد و رئیس پیشین ساواک تیمسار نصیری که در آن زمان سفیر ایران در پاکستان بود به ایران فراخوانده شد و به زندان افتاد، که این اقدامات نتیجهای در بر نداشت. با پیروزی انقلاب، نصیری دادگاهی شد و در نهایت دادگاه انقلاب رای به اعدام وی داد. پرویز ثابتی معاون او نیز به اسرائیل گریخت. برخی دیگر از اعضای آن همچون حسین فردوست که از نزدیکان شاه و سران ساواک بود پس از انقلاب تنها به انفصال از خدمت محکوم شدند. اما با این حال آنان به همراه بسیاری از اعضای ردههای میانی و پایینی سابق ساواک در تشکیل وزارت اطلاعات و سازماندهی آن با جمهوری اسلامی همکاری کردند.
کاگب
کا گ ب (به روسی:КГБ و انگلیسی: KGB) مخفف نام اداره اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی سابق است.
نام کامل کا گ ب، به زبان روسی Комите́т Госуда́рственной Безопа́сности به معنای کمیته امنیت دولتی است.
کا گ ب یک نام کلی برای فعالیتهای سرویس اطلاعات شوروی سابق، پلیس مخفی آن کشور و آژانس اطلاعاتی (جاسوسی) شوروی بود که در فاصله سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۹۱ (زمان سقوط شوروی) فعالیت داشت.
بدنبال فروپاشی اتحاد شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ کا گ ب جای خود را به اف اس کی (سرویس ضدجاسوسی روسیه) داد.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهور سابق و نخست وزیر فعلی روسیه از اعضای پیشین کا گ ب بودهاست .
موساد
سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) (در عبری: המוסד למודיעין ולתפקידים מיוחדים) نام سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل است. جمع آوری اطلاعات و خنثی سازی فعالیتهای تروریستی از اقدامات این سازمان مخفی است. این سازمان در فعالیتهای خود جنبه مخفیانه کار کردن را رعایت مینماید. در رابطه با زمینههای مختلفی که توسط این سازمان مورد رسیدگی قرار میگیرد، میتوان از روابط مخفیانهای که کمک زیادی به عقد قراردادهای صلح بین اسرائیل و کشورهای مصر و اردن داشتهاست، قضیه اسرا و مفقودین، تکنولوژی، پژوهش و تحقیق نام برد.
این سازمان در اول آوریل سال ۱۹۵۱ تشکیل شد. موساد توسط نخست وزیر وقت اسرائیل، دایوید بن گورین تأسیس شد. او هدف آن را اینگونه اعلام کرد:
|
|
برای کشور ما که از ابتدای تأسیس تحت فشار دشمنانش قرار داشتهاست، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروری است و ما باید به خوبی بیاموزیم و بدانیم که در اطرافمان چه میگذرد.
|
|
دولت اسرائیل مأموریت گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات وانجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از خاک اسرائیل را، به عهده موساد واگذار نمودهاست. گفتنی است که دفتر اصلی موساد در تل آویو است. این مؤسسه در برآوردهای اخیر دارای ۱۲۰۰ نفر کارمند دفتری میباشد.
موساد یک سازمان کشوری است که دستورات خود را از رهبران کشور اسرائیل دریافت مینماید و هدف فعالیتهای آن، پاسخ گوئی به نیازهای متغیر اطلاعاتی و عملیاتی بودهاست.
هویت مدیران ارشد بخشهای داخلی موساد معمولاً جزو اسرار حکومتی تلقی میشود. اما هویت روسای موساد همواره اعلام میشود. در مارس سال ۱۹۹۶ دانی یاقوم به جای رئیس قبلی این مؤسسه شبتای شاویت که در ۱۹۹۶ استعفاء داده بود، مدیر موساد شد. همکنون (از سپتامبر ۲۰۰۲) ریاست سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) به عهده مئیر داگان است.
تاریخچه
بلا فاصله پس از برپائی کشور اسرائیل، داوید بن گوریون نخستین نخست وزیر اسرائیل، نظر خود را در رابطه با برپائی چهارچوب هائی کشوری برای نهادهای اطلاعاتی، که در زمان پیش از برپائی کشور اسرائیل فعال بودند، ابراز داشت. در ۷ ژوئن ۱۹۴۸ داوید بن گوریون، نخست وزیر اسرائیل، دو نفر را به ملاقات با خود فرا خواند:
نتیجه اولیه این ملاقات تعیین حیطه نهادهای اطلاعاتی کشور نو پای اسرائیل بود. در نهایت به وسیله هاگانا یک سازمان سری ویژه تشکیل شد که دفتر اطلاعات موسوم به شای نام گرفت. در سال ۱۹۳۷ نیز هاگانا سازمان «موساد لیالیفی بیت» (به معنی دفتر مهاجرت) را تشکیل داد.
سازمان اطلاعات اسرائیل در سال ۱۹۵۱ وقتی که برای اولین بار به صورت رسمی اعلام موجودیت کرد، این اسم را داشت و شبکهٔ جاسوسی آن نیز از آن زمان موساد نامیده میشوند.
حکم تشکیل موساد
حکم داوید بن گوریون که در آن فرمان برپائی موساد را چنین صادر نمودهاست:
«محرمانه»
۲۲ ماه عبری کیسلو سال ۵۷۱۰
۱۳ دسامبر ۱۹۴۹
مخاطب: وزارت خارجه از : نخست وزیری
طبق اوامر من، سازمانی به منظور تمرکز و هماهنگی فعالیتهای سرویسهای اطلاعاتی کشور (بخش اطلاعات ارتش، بخش سیاسی وزارت خارجه، سرویس اطلاعات کل و غیره)، برپا میگردد. وظیفه سازماندهی موساد را بر عهده رئوبن شیلوخ، مشاور امور ویژه در وزارت خارجه، گذاشته و وی را به ریاست این سازمان منصوب مینمایم. روبن شیلوخ تحت فرمان من بوده، طبق اوامر من فعالیت نموده و گزارشات کار خود را بصورت دائم به من ارائه خواهد داد، لاکن از نظر اداری، مقر اداره اش در چهارچوب وزارت خارجه، خواهد بود. به ر.شیلوخ و مدیریت وزارت خارجه دستور دادهام که بدین منظور برای سالهای ۱۹۵۱ – ۱۹۵۰ چهارچوبی برای استخدام و اشتغال افراد وبودجهای در حدود ۲۰۰۰۰ لیره اسرائیلی پیشنهاد نمایند، تا مبلغ ۵۰۰۰ لیره اسرائیلی از آن بودجه صرفاً با تأئید قبلی من، صرف عملیات ویژه گردد.
از شما درخواست میشود که این بودجه را به بودجه وزارت خارجه برای سالهای ۱۹۵۱ – ۱۹۵۰ ، اضافه نمائید.
(امضأ) د. بن گوریون
وظایف موساد
کشور اسرائیل مأموریت گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات وانجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از اسرائبل را، به عهده موساد واگذار نموده است.
در طی سالیان گذشته، سازمان اطلاعات و وظایف ویژه - موساد حریم وظایف خود را گسترش دادهاست. وظایف محوری موساد در زمینههای مشروح ذیل اعلام شدهاست:
· گرد آوری مخفیانه اطلاعات در خارج از خاک کشور اسرائیل.
· خنثی سازی تلاشهای کشورهای متخاصم برای تهیه و تولید تسلیحات غیر متعارف ویا دستیابی به آن.
· خنثی سازی عملیات تروریستی علیه اهداف اسرائیلی و یهودی درخارج از خاک اسرئیل.
· توسعه روابط مخفیانه ویژه، سیاسی و غیره، در خارج از خاک اسرائیل و حفظ این روابط.
· آوردن مهاجرین یهودی به کشور اسرائیل، از اماکنی که امکان مهاجرت یهودیان از آنجا به اسرائیل، توسط سازمانهای مهاجرتی معمولی اسرائیل، وجود ندارد.
· بدست آوردن اطلاعات استراتژیکی، سیاسی و عملی.
· انجام عملیات ویژه در خارج از خاک اسرائیل.
بخشهای موساد
موساد دارای ۸ بخش اصلی است. جزئیات سازمانهای داخلی، کارمندان، مراکز فعالیت و روسای آنها همگی جزو اسرار محرمانه کشور اسرائیل است.
-
بخش جمع آوری اطلاعات: بزرگترین بخش موساد است و مسئولیت عملیات جاسوسی را برعهده دارد.
-
بخش همکاری و اقدام سیاسی (وادات): فعالیتهای سیاسی و همکاری با سرویسهای اطلاعات خارجی کشورهای دوست اسرائیل را انجام میدهد.
اعضای کمیته وادات عبارتاند از اشخاص زیر:
-
مدیر سازمان اطلاعات نظامی موسوم به آمان
-
مدیر سازمان اطلاعات داخلی شین بت
-
مدیر سازمان امنیت عمومی شاباک
-
مدیر مرکز مطالعات راهبردی و برنامهریزی وزارت امور خارجه (این مرکز در زمینه جاسوسی سیاسی یا دیپلماتیک تخصص دارد)
-
مدیر بخش عملیات ویژه پلیس موسوم به ماتام
-
مشاوران خصوصی نخست وزیر در امور سیاسی، نظامی، امنیتی و مبارزه با تروریسم
-
بخش عملیات ویژه (متساوا): ترورهای بسیار حساس کسانی که دشمنان کیان اسرائیل تلقی میشوند و اقدامات شبه نظامی دقیق و پروژههای ربودن «افراد خاص» بر عهدهٔ آن است.
-
بخش تبلیغات و ضد تبلیغات : مسئول اجرای جنگ روانی، تبلیغات و عملیات فریب میباشد.
-
بخش تحقیقات : مسئول تولید اطلاعات نظیر گزارشهای روزانه، خلاصه وضعیتهای هفتگی و گزارشهای مشروح ماهانه.
-
بخش تکنولوژی : مسئول توسعه فناوریهای پیشرفته برای پشتیبانی فنی از عملیاتهای گسترده موساد است.
نمونه ای از عملیاتها
-
ربودن و انتقال مخفیانه مردخای وانونو در کشور ایتالیا توسط کماندوهای ویژه موساد در سال ۱۹۸۶ به دلیل افشای اطلاعات محرمانه کشور اسرائیل مبنی بر ساخت بمب اتم در نیروگاه اتمی دیمونا.
-
قتل شیخ احمد یاسین رهبر معنوی سازمان حماس در تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۰۴. قابل ذکر است این قتل واکنشهای جهانی را برانگیخت و در این راستا رایگیری برای صدور قطعنامهای در شورای امنیت نیز انجام گرفت که با ۱۱ رای موافق ۳ رای ممتنع و وتوی آمریکا از تصویب باز ماند.
-
قتل عبدالعزیز رنتیسی رهبر جدید سازمان حماس به همراه دو تن از همراهانش، در حمله ی دیگر در کمتر از یک ماه بعد از قتل شیخ احمد یاسین. در این حادثه عدهای نیز زخمی شدند.
-
بمب گذاری در خودروی عزالدین شیخ خلیل (عضو بلندپایه حماس) در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۴، در شهر دمشق در کشور سوریه که منجر به قتل وی و زخمی شدن ۳ تن دیگر شد.
شایعات و اتهامات
-
موساد متهم به دخالت در بمبگذاری در یک خودرو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی در دمشق میباشد که باعث مجروح شدن سه نفر شد. هدف از این بمبگذاری قتل یکی از اعضای سازمان حماس بود. مقامات اسرائیل این اتهام را رد میکنند.
-
این سازمان در بهمن ۱۳۸۵ توسط برخی رسانه های آمریکایی و انگلیسی متهم به ترور دکتر اردشیر حسن پور ،یکی از دانشمندان هسته ای ایران شد. روزنامه اسرائیلی هاآرتص حسن پور را یکی از دانشمندان بنام جهانی در زمینه الکترومغناطیس نامید. مقامات ایران گفتند که اسرائیل از اشراف اطلاعاتی قابل توجهی در ایران برخوردار نیست و ترور وی توسط موساد را تکذیب کردند و دولت اسرائیل در برابر این اتهامات سکوت کرد.حسن پور به گفته دولت ایران بر اثر گازگرفتگی در منزل جان سپرده بود.
روسای موساد
-
رئوبن شیلواخ (۱۹۵۲ - ۱۹۴۹)
-
ایسر هرئل (۱۹۶۲ - ۱۹۵۳)
-
مثیر عمیت (۱۹۶۸ - ۱۹۶۳)
-
تسوی زامی (۱۹۷۴ - ۱۹۶۸)
-
ایتسخاک خوفی (۱۹۸۲ - ۱۹۷۴)
-
ناخوم ادمونی (۱۹۸۹ - ۱۹۸۲)
-
شبتای شاویت (۱۹۹۶ - ۱۹۸۹)
-
دانی یاتوم (۱۹۹۸ - ۱۹۹۶)
-
افرائیم هلوی (۲۰۰۲ - ۱۹۹۸)
-
مئیر داگان (تاکنون - ۲۰۰۲)
شبکه بدامن
شبکه بدامن یکی از نخستین پروژه هایی بود که در چارچوب همکاری اینتلیجنس سرویس و سازمان سیا بر مبنای امکانات غنی بومی MI6 و بودجه کلان سیا آغاز شد و مسؤولیت آن به عهده شاپور ریپورتر قرار گرفت. عملیات بدامن بر دو محور متمرکز بود: عملیات نفوذی – سیاسی و عملیات تبلیغی – فرهنگی.
دومین پروژه مشترک بدامن عملیات تبلیغی – فرهنگی بود که گروه وسیعی از نویسندگان و روزنامه نگاران و روشنفکران دهها نشریه و روزنامه را در خدمت داشتند. از مهم ترین اعضای شبکه مطبوعاتی و روشنفکری بدامن باید به: نصرت الله معینیان ، دکتر مظفر بقائی کرمانی ، علی جواهر کلام و ... اشاره کرد.
بخشی از کارکرد شبکه شاپور ریپورتر به جعلیات اختصاص داشت که بر محور بزرگ نمایی خطر کمونیسم استوار بود و بیشتر به منظور تحریک روحانیون ساده اندیش و غیر سیاسی و توده مردم علیه وضع موجود و جلب همدردی آنان با محمدرضا شاه به عنوان تضمین کننده کشور در مقابل سلطه کمونیسم به کار می رفت [...] یکی از ماهرانه ترین و معروف ترین جعلیات شاپور ریپورتر ، خاطرات مجعول ابوالقاسم لاهوتی است. کتاب فوق توسط شاپورجی تقریر و توسط علی جواهر کلام تحریر شد و دو صفحه اول آن به خط عباس شاهنده نوشته شد و توسط چاپخانه فرمانداری تهران به چاپ رسید.
شاباک
آرم شاباک با شعار «مدافع نباید دیده شود» است
سازمان اطلاعات و امنیت داخلی (شاباک) (در عبری: שב"כ) نام سازمان اطلاعات و امنیتی داخلی کشور اسرائیل است. جمع آوری اطلاعات مربوط به داخل مرزهای اسرائیل و مناطق خودمختار فلسطینی و همچنین خنثی سازی فعالیتهای تروریستی از اقدامات این سازمان مخفی اعلام شدهاست. این سازمان در فعالیتهای خود جنبه مخفیانه کار کردن را رعایت مینماید.
آماد
شبکه ضد اطلاعات ارتش اسراعیل
سیا
آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) (به انگلیسی: Central Intelligence Agency)، سازمان اطلاعاتی آمریکاست که وظیفهٔ جمع آوری و تحلیل اطلاعات دربارهٔ حکومتها، شرکتها و افراد خارجی و گزارش این اطلاعات به حکومت آمریکا را دارد.
مرکز سازمان سیا در ایالت ویرجینیاست. این سازمان بخشی از اجتماع اطلاعات آمریکا است که در حال حاضر ریاست آن به عهدهٔ مدیر امنیت ملی است. نقش و ویژگیهای سازمان سیا تقریباً برابر با سازمان ام آی ۶ در بریتانیا، سرویس اطلاعات مخفی در استرالیا یا موساد در اسرائیل است.
کودتای ۲۸ مرداد نمونه ای از عملکردهای این سازمان در ایران است. اسناد مربوط به این کودتا بر خلاف رویهٔ سازمان سیا در انتشار اسناد تاریخی، انتشار نیافته است. برخی از محققان بر این باورند که بخش اعظم مدارک مربوط به این کودتا، به بهانهی نبود قفسهٔ کافی برای نگهداری آنها، نابود شدهاند. وزیر امور خارجهی سابق آمریکا، مادلین آلبرایت به دلیل انجام این کودتا از ایرانیان عذرخواهی کرده است.
گذار تقویم، بیست و هشتم صفر سال 1318 هجری شمسی را نشان می داد که منزل محقر و ساده پدریش با تولد ایشان که دومین فرزند خانواده بود حال و هوای تازه یافت. پدر معظم له از علمای زاهد و بنام مشهد بود که سالها در این شهر منبع فیوضات بسیاری برای طلاب به شمار می رفت. دوران کودکی را در دامان مادری که از شیفتگان خاندان اهل بیت اطهار بود گذراند و به تدریج با ملکات اخلاقی یک خانواده روحانی و اهل علم خو گرفت و آشنا شد. پدر ایشان حجت الاسلام حاج سید جواد خامنه ای و مادرشان صبیه حجت الاسلام سید هاشم نجف آبادی، سعی بلیغی در تربیت فرزند خود داشته و در دوران طفولیت زمینه شناخت و آشنایی او را با معارف اسلامی فراهم ساختند.
جد ایشان آقا سید حسین خامنه ای از علمای آذربایجانی های مقیم نجف و از روحانیون مشهور و مبارز دوران مشروطه بود. او نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی شد و علیه نابسامانی موجود در جامعه و استبداد پهلوی قیام کرد و پس از سالها مبارزه، در تبریز به شهادت رسید. سید علی خامنه ای از چهار سالگی آموزش قرآن را در مکتب خانه آغاز کرد و در هفت سالگی راهی دبستان شد و پس از پایان تحصیلات دوران ابتدایی، دوره سه ساله سیکل اول دبیرستان را پشت سر گذاشته و به موازات طی دروس کلاسیک به تحصیلات طلبگی در مدرسه نواب ادامه داد و در سن 18 سالگی همزمان بااخذ دیپلم متوسطه موفق به گذراندن دروس سطح در نزد پدرشان و اساتید دیگر حوزه مشهد مانند حاج هاشم قزوینی و حاج سید احمد مدرس یزدی شد. ایشان سپس دو سال از درس خارج خود را در مشهد در خدمت آیت الله میلانی گذراند و شوق آشنایی با حوزه های علمیه جهان تشیع و موانست با شیوه های تدریس در مراکز علمی اسلامی او را در سال 1326 به نجف کشاند و مدت دو سال در آنجا اقامت کرد. اواخر سال 37 به قم عزیمت کرد و در محضر اساتیدی چون آیت الله العظمی بروجردی، حضرت امام خمینی و آیت الله العظمی حائری به کسب فیض پرداخت. او که در حوزه علمیه مشهد نشو و نما نموده و جوانه های نبوغ و استعداد در وجودش متبلور شده بود، در حوزه قم و در محضر درس امام خمینی با فقه و اصول خو گرفت و عطر مبارز و شمیم نهضت را شنید و به جان خریدار شد. ایشان همچنین در مدت اقامت در قم از محضر درس فلسفه علامه طباطبایی استفاده نمود.
شروع مبارزات:
حوزه علمیه قم در سال 41 با ندای حضرت امام خمینی (ره) به پا خاست و شوری دیگر در این مرکز علم و تقوی و جهاد پدید آمد. ندای قیام و مبارزه از حوزه علیمه قم به سایر حوزه های علمیه دینی نیز منتقل گردید که مهمترین آنها حوزه بزرگ مشهد بود. آیت الله العظمی خامنه ای در این مورد نقش سازنده و عظیمی را ایفا نمود و ضمن فعالیتهایی که در قم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقویت کرد، و کوشید با استفاده از فعالیتهای سایر علمای خراسان هرچه بیشتر و بهتر طلاب را تجهیز نمایند. این فعالیتها آنچنان موثر و چشمگیر بود که در سال 42 از طرف امام مأموریت یافتند سه پیام را به مشهد ببرند. سه پیامی که با محرم سرنوشت سازی که 15 خرداد در آن اتفاق افتاد ارتباط داشت.
پیام اول: برای علما، خطبا و منبریها و سران هیئتهای مذهبی، درباره حمله به اسرائیل و مساله فیضیه.
پیام دوم: برای مرحوم آیت الله میلانی.
پیام سوم: برای حاج آقا حسن قمی.
این رسالت بخوبی به انجام رسید و پیامها توانست موجب تشدید مبارزات در خراسان گردد. آیت الله العظمی خامنه ای در این سفر گوشه هایی از این پیامها را در شهرهای بین راه روی منبر برای مردم خواندند و همه جا بذر قیام را پاشیدند. سپس با تنی چند از دوستان متعهد قرار گذاشتند به شهرهای مختلف استان سفر کنند و به ترتیبی که امام خمینی معین فرموده بودند. از روز هفتم محرم آن سال، مسائل روز و اوضاع سیاسی و اجتماعی و مساله فیضیه و نقشه های پنهانی رژیم را برای مردم شرح دهند و این بدان علت بود که پس از جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی و قضایای رفراندوم قلابی شاه و ضدیت او با اسلام و علماء و روحانیت و فاجعه ای که درفیضیه پدید آمد و نیز عزای عمومی نوروز سال 42 زمینه برای قیام عمومی علیه رژیم ستمشاهی پدید می آمد. محرم آن سال بهترین موقعیت را به دست داد، لذا امام و روحانیت به بهترین نحو از آن استفاده کردند. و از روز هفتم مطالب اساسی و حقایق با نهایت صراحت برای مردم بیان گردید و مقرر شد تا چهره منفور شاه از پس نقاب اصلاح طلبی برای مردم آشکار گردد. سهم آیت الله العظمی خامنه ای شهر بیرجند شد که مرکز قدرت و سیطره رژیم و به اصطلاح تیول اسدالله علم نخست وزیر وقت بود. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای پس از ورود به بیرجند از روز سوم محرم منبر می روند و با آگاهی بخشیدن به مردم نهضت را شروع می نمایند. ایشان روز هفتم محرم که جمعیت کثیری در مجلس شرکت کرده بودند قضایای مدرسه را با حالی پر شور و بیانی گیرا گفته و مردم را بطور عجیبی متأثر و آگاه می کنند. این منبر در شهر خیلی صدا می کند و فردا صبح در مجلس دیگری که در منزل شخصی بود جمعیت عظیمی می آیند و آنجا نیز مسائل روز مطرح می گردد. شهر بیرجند در این دو روز به شدت منقلب شده بود و مردم آمادگی خاصی پیدا کرده بودند. صبح روز نهم (روز تاسوعا) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای منبر داغی می روند و اوضاع به گونه ای می شود که عوامل رژیم به شدت نگران می شوند. و با اینکه در روزهای تاسوعا و عاشورا معمولا روحانیون را دستگیر نمی کردند ولی از شدت وحشت ایشان را دستگیر می کنند. ایشان را 2 روز در بیرجند نگه می دارند و سپس به مشهد برده و به تحویل ساواک مشهد می دهند اما همین دستگیری نیز اثر مهمی در بیداری مردم می گذارد. اثرات این فعالیتها و پیامها به گونه ای بود که در محرم آن سال مشهد پس از تهران بیشترین دردسر را برای رژیم فراهم کرد. به همین علت طاغوت با حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که رسول آن پیامها بود و خود نقش اساسی در قیام مردم داشت با شدت و خشونتی برخورد کرد که تا آن موقع سابقه نداشت با روحانیون اینگونه رفتاری بشود. یعنی ابتدا ایشان را به ساواک و از آنجا به زندانی مخروبه در دژبان می برند که حتی از وسایل اولیه زندان هم محروم باشند. پس از آزادی از زندان مجددا به مبارزه پرداخته و با دوستان قرار می گذارند هرکدام به یک نقطه از کشور بروند و حقایق را افشا نمایند. این سفرها و حرکت دسته جمعی آن هم پس از 15 خرداد و بازداشت حضرت امام، بسیار ارزشمند بود و دامنه آن که اکثر شهرها و روستاها را در بر می گرفت رژیم را مستأصل و وحشت زده کرد و لذا عکس العمل شدیدی نشان داد.
ماه رمضان سال 42 که مصادف با سالگرد رفراندوم قلابی شاه بود، امام خمینی در حبس بودند اما در غیاب ایشان روحانیت و بخصوص شاگردان نزدیک امام به کار پرداختند و برای آگاهی دادن به مردم به اطراف کشور رفتند. ایشان در کرمان دو سه روزی به سخنرانی و دیدار و مذاکره با علما و طلاب و افراد مبارز می پردازند وسپس به زاهدان می روند. در زاهدان در مسجد جامع منبر می روند که استقبال خوبی از سوی مردم می شود. شب شانزدهم رمضان که تولد حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود سخنرانی داغ و پرشوری ایراد کرده و صراحتا مسائل را مطرح می نمایند که همان شب توسط ساواک دستگیر و با هواپیما به تهران فرستاده می شوند. ایشان را به زندان قزل قلعه تحویل می دهند و حدود دو ماه این زندان طول می کشد که مدتی به صورت انفرادی و همراه با توهین و شکنجه های شدید بود. با وجود این، پس از آزادی، اولین اقدام ایشان که نشان دهنده شجاعت معظم له است، رفتن به دیدار امام در منزلی واقع در قیطریه، که زندان محترمانه!! ایشان بود، می باشد. معظم له به همراهی ده نفر دیگر از روحانیت جلسه ای تشکیل داده و درباره ایجاد تشکیلاتی مخفی به مذاکره می پردازند. هدف از تشکیلات، متشکل کردن کلیه فعالیتهای حوزه علمیه قم و سپس مردم در جهت و خط امام بود. در سال 44 این تشکیلات لو می رود و آیت الله العظمی خامنه ای به تهران آمده و در تهران با آقای هاشمی رفسنجانی همخانه می شوند. مدتی قبل از این حادثه مقام معظم رهبری به علت ترجمه کتاب آینده در قلمرو اسلام مجبور به ترک شهر مشهد شدند زیرا مطالب این کتاب و بخصوص مقدمه و پاورقی های ایشان، ساواک را به شدت نگران کرده بود. ساواک کتاب را در چاپخانه توقیف کرده و دو نفر از مسئولین چاپخانه را دستگیر می کند، و با این وجود کتاب از طریق دیگر چاپ و پخش می شود.
روز چهاردهم فروردین 46 حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مشهد برای چندمین بار دستگیر و زندانی می شوند این بار زندان ایشان حدود چهار ماه طول می کشد. پس از آزادی در مشهد اقامت می کنند و به کارهای دینی و علمی بخصوص تشکیل کلاسهای تفسیر قرآن کریم می پردازند و ضمن آن به سازماندهی طلاب مشغول می شوند. در زلزله ویرانگر منطقه فردوس و کاخک و گناباد که خرابی و تلفات زیادی به بار آورد حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با تعدادی از روحانیون و طلاب و بازاریان به آن سامان رفته و بطور چشمگیری اوضاع را مرتب نمودند. ساواک بیشتر از قبل نسبت به ایشان حساس شده و بارها درس تفسیر ایشان را تعطیل کرد. در سال 46 مجددا ایشان در قم دستگیر شده ولی همان روز آزاد می شوند. در سال 49 پس از فوت مرحوم آیت الله حکیم در رابطه با تبلیغ خط امام و مرجعیت ایشان دستگیر شدند و مدت بیش از چهار ماه در زندان بودند و پس از آزادی مجدداً به فعالیت پرداختند. از جمله در تهران در انجمن اسلامی مهندسین در محرم سال 49 شبهای تاسوعا و عاشورا درباره حدیث (من رای سلطان جائرا .....) سخنرانی بسیار پرشور و حماسه ای کردند که همه را تحت تأثیر قرارداد و پس از آن گروههای مسلح زیر زمینی با ایشان تماس گرفته و در ارتباط با همین گروههای مسلح در سال 50 پس از عملیات انفجار دکلهای برق در هنگام جشنهای دو هزار و پانصدمین سال ستمشاهی، ایشان دستگیر و این بار تحت شکنجه های شدید قرار می گیرند و در سلولی تاریک و نمور و بدون هیچگونه روشنایی زندانی می شوند. و علیرغم این همه فشار، با مقاومت دلیرانه این روحانی شجاع و آزاده روبرو می شوند و نمی توانند از او چیزی بدست آورند، به ناچار پس از پنجاه و چند روز (حدود دو ماه) وی را آزاد می سازند. ایشان دوباره به فعالیت مشغول می شوند. این بار مسجد امام حسن که آن موقع مسجد کوچکی بود به پایگاه ها اضافه می شود و آیت الله العظمی خامنه ای در آن به اصرار عده ای از علاقمندان به اقامه نماز جماعت و درس تفسیر می پردازند. و بدین ترتیب علاوه بر ارتباطهای مخفی و محدود، ارتباط مستقیم شبانه روزی از طریق مسجد با توده های مردم نیز اضافه می شود. بعد از مدتی از ایشان برای امامت جماعت مسجد کرامت نزدیک باغ نادری مشهد که یکی از شلوغترین و حساسترین نقاط این شهر است، دعوت به عمل می آید که به علت ازدحام مردم و استقبال شدید توده های انبوه، ساواک مسجد را برای مدتی تعطیل می کند. این نوع فعالیت خیلی موثر بوده مورد توجه همه به خصوص شهید مطهری و شهید باهنر قرار گرفت.
مرحوم آیت الله طالقانی صریح می گفتند که آقای خامنه ای امید آینده است و مشهد که می روید حتما با ایشان دیدار نمائید. این فعالیتها موجب شد که ایشان تحت مراقبت ویژه بوده و همواره با احضار به ساواک مورد بازجویی قرار گیرند و یا منزل ایشان را محاصره و از رفت و آمد افراد ممانعت به عمل آورند وبه تدریج درسهای ایشان را نیز با زور تعطیل نمایند.
و بالاخره هم در دیماه سال 53 ایشان را دستگیر و به تهران آورده در زندان و شکنجه گاه مخوف ساواک یعنی کمیته مبارزه با خرابکاری به طور انفرادی محبوس می کنند. این دوره از زندان حدود دو ماه به طول انجامید و تمام این مدت در سلولهای انفرادی یا دو سه نفره همراه با شکنجه های شدید گذشت. علیرغم همه این فشارها و شکنجه ها ساواک مخوف شاه، نتوانست پی به اسرار این شاگرد مقاوم امام ببرد و حتی نتوانست مدرکی ولو کوچک از ایشان به دست آورد که وی را به دادگاه بفرستد و محکومیتی برای او بگیرد. لذا به ناچار در زمستان 54 ایشان را رها ساختند و معظم له دوباره به مشهد رفتند و باز مبارزه و جهاد خستگی ناپذیر را دنبال کردند. این بار مسئولیتها بسیار شدیدتر از گذشته بود. با اوج گرفتن مبارزات و آشکار شدن انحراف در سازمان منافقین و احساس روحانیت و مردم به لزوم تشکلی اسلامی که در رأس آن به جای افراد عادی و سیاسی افرادی روحانی و آشنای به فقه و سیاست باشند، در مشهد هسته اولیه تشکلی اسلامی با رهبری امام و مدیریت روحانیت متعهد و انقلابی شکل یافت. خبر این تشکیلات را به زندان برای علمای دربند مثل آقای هاشمی رفسنجانی و .... می فرستند و آنها هم تأیید می کنند. شهید مطهری هم در همان سال در پیامی که از نجف از طرف امام آورده بودند مبارزین سابقه دار را گردهم جمع می کنند. همین ارتباطات باعث گردید که تظاهرات عظیم سالهای 56 ـ 57 سازمان یابد که نقش آیت الله العظمی خامنه ای در پایه گذاری این تشکل بسیار قابل توجه است. آن هم تشکلی که به خاطر خدا و جهاد و شهادت پدید آمده بود نه برای قدرت طلبی و به دست آوردن موقعیت و مقام.
تبعید به ایرانشهر:
در گیرودار این فعالیتها و در نقطه اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 56 رژیم ستمگر با نهایت خشونت ایشان را دستگیر می کند و پس از چند شب زندان ایشان را به ایرانشهر تبعید می نماید. اما تبعید و آب و هوای گرم و دمدار ایرانشهر کمتر از آن بود که این مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد. بلکه آنجا نیز از فرصت استفاده کرده در ایجاد وحدت و همبستگی بین نیروهای مبارز آن سامان و نیز وحدت بین برادران شیعه و سنی می کوشند و موفقیت زیادی به دست می آورند. و با تماس با مردم و تبلیغ و برطرف ساختن مشکلات و محرومیتهای این استان نقش مهمی در توجه مردم به امام و روحانیت و اسلام و انقلاب ایفا می کنند. انفاقاً در آن سال در ایرانشهر سیلی می آید که منجر به بی خانمان شدن و صدمه دیدن عده زیای از مردم می شود.آیت الله العظمی خامنه ای با استفاده از تجربه فردوس و گناباد یک گروه از روحانیون و طلاب را بسیج می کنند. و گروه امداد روحانیت را تشکیل می دهند. و این گروه به قدری در کار امداد و تبلیغ و تحریک و تشجیع مردم موفق می شود که ساواک وحشت می کند. ایشان را احضار کرده و رئیس ساواک به معظم له می گوید:
(دیشب در کمیسیون امنیت شهربانی به ساواک گفتم شما چقدر بی عرضه هستید که هیچ کاری نکردید. یک تبعیدی ببینید اینجا چه اوضاعی درست کرده!).
این تبعید تا سال 57 طول می کشد و در این سال با اوجگیری انقلاب و بیرون رفتن کنترل اوضاع از دست رژیم، آیت الله العظمی خامنه ای به مشهد باز می گردند و بیش از پیش به فعالیت می پردازند.
فعالیتهای دوران انقلاب
شورای انقلاب اسلامی:
مسلماً پس از مقام رهبری یکی از مهمترین ارکانی که در پیروزی انقلاب و اداره آن پس از پیروزی نقش اساسی داشته است، شورای انقلاب اسلامی است. آیت الله العظمی خامنه ای در مورد اعضا شورای انقلاب می فرمایند: (البته شورای انقلاب به مقتضای مصلحت روز، افراد دیگری را هم پذیرفت که دارای خطوط سیاسی دیگری بودند و به تدریج چهره آنها روشن گردید اما آن گروه که پایه و اساس انقلاب بودند و حافظ اصول و حدود و معیارها بیشتر همین برادران بودند. اینها با همه سختیهایی که کار با افراد لیبرال و مهره هایی مانند بنی صدر در برداشت به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامی تحمل کردند و با سعی و کوشش کارها را به سامان رساندند ضمن اینکه در مواقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را می نمودند).
کمیته استقبال از امام:
هسته اصلی تظاهرات و راهپیمایی ها، در سالهای 56 ـ 57 گروههایی بودند که تحت مدیریت شهید مظلوم آیت الله بهشتی و شهید مطهری و شهید باهنر و یارانشان اداره می شدند. و هسته های اصلی در شهرستانها نیز روحانیونی از قبیل شهید آیت الله صدوقی، شهید آیت الله دستغیب و........ بودند که در ارتباط با هسته اصلی قرار داشتند. در استان خراسان شاخص ترین فرد روحانیت مبارز حضرت آیت الله خامنه ای بود که در مرکزیت همه تظاهرات و راهپیمایی ها قرار داشتند. حاصل این جریانات به فرار شاه و بازگشت امام خمینی انجامید و برای اداره امور استقبال کمیته استقبال از امام پدید آمد که پایگاه آن در مدرسه رفاه بود. امام که به کشور تشریف آوردند کمیته های مختلف در مدرسه رفاه و علوی تشکیل و یا اگر قبلا تشکیل شده بود به کار خود با نظم و جدیت بیشتری ادامه داد. آیت العظمی خامنه ای مسئولیت تبلیغات دفتر امام را به دوش گرفت و این قسمت از کار را که بسیار کارشاق و پر زحمتی بود بخوبی اداره کردند. خاطرات این روزهای پر هیجان که هر لحظه خبری نو و حادثه ای جدید پدید می آمد و ملت ما پایه های ستم دو هزار و چند ساله خودکامان و جلادان شاهنشاهی را در هم می ریخت باید به طور جداگانه نوشته شود. اما از بین همه آنها، باید گفت ا آیت الله العظمی خامنه ای بخوبی توانستند توطئه ها را به بهترین نحو خنثی نمایند.
اولین مقاله از صدای جمهوری اسلامی:
از کارهای خوبی که در دفتر تبلیغات امام صورت گرفت انتشار نشریه ای به نام امام بود که به یاد اقامت امام در تهران چند شماره منتشر گردید. حضرت آیت الله خامنه ای چند مقاله در این نشریه به یادگار نوشتند و جالب است که روز 22 بهمن که رادیو به دست مردم افتاد مقاله ای که ایشان تحت عنوان «پس از نخستین پیروزی» نوشته بودند اولین مقاله ای بود که در رادیو خوانده شد.
مأموریت به سیستان و بلوچستان:
در فروردین ماه 58 از طرف امام خمینی مامور رسیدگی به اوضاع و خواسته های استان سیستان و بلوچستان شدند و خدمات ارزنده ای در آن سامان به مردم محروم و رنجدیده آن استان نمودند.
نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع:
در سال 58 نماینده شورای انقلاب اسلامی در وزارت دفاع شدند و سپس مسئولیت معاونت وزیر دفاع را نیز پذیرفتند و در این مسئولیتها خدماتی ارائه کردند.
سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
در سال 58 حضرت آیت الله خامنه ای سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عهده گرفته و توانستند آنجا را سر و سامان دهند.
رسیدگی به امور دانشجویان:
آیت الله العظمی خامنه ای همیشه مورد توجه نسل جوان و دانشگاهی بوده و لذا بنا به تمایل امام، دانشجویان مسائل خود را با ایشان در میان می گذاشتند.
امامت جمعه تهران:
پس از فوت مرحوم آیت الله طالقانی امام امت طی حکمی آیت الله العظمی خامنه ای را به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند.
نمایندگی مجلس شورای اسلامی:
با شروع انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره اول، آیت الله العظمی خامنه ای از سوی ائتلاف بزرگ که از روحانیت مبارز تهران و حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی دیگر از انجمنها و سازمانها و گروههای اسلامی متشکل بود نامزد نمایندگی مجلس از تهران گردیدند و با اکثریت عظیم حدود یک میلیون و چهارصد هزار رای در دور اول به مجلس راه یافتند. در سال 59 از طرف امام به سمت مشاور معظم له در شورای عالی دفاع انتخاب گردیدند. در روز ششم تیرماه 1360 یعنی یک روز قبل از حادثه عظیم هفتم تیر در حالی که در خانه خدا (مسجد ابوذر) مشغول سخنرانی بودند مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقین قرار گرفته به شدت زخمی می شوند و به بیمارستان منتقل می گردند. اما خداوند متعال وجود پر برکت ایشان را برای خدمت به ملت مسلمان ایران حفظ کرده و به زودی پس از اینکه سلامت خود را باز یافتند دوباره همچون گذشته پرشور و با نشاط به انجام وظیفه در سنگرهای مختلف پرداختند.
نماز جمعه تاریخی:
سخنان ارزشمند امام جمعه تهران در نماز جمعه دشمن شکن مجموعه ای از معارف اسلامی و تحلیلهای سیاسی و رهنمودهای ارزنده است. و حماسه عظیم و پرشکوه نماز جمعه تاریخی و بی سابقه (مورخ 24/12/63) در حالی که انفجار در صف نمازگزاران چندین شهید و ده ها مجروح گرفته بود و موج انفجار جایگاه نماز جمعه را لرزانده و پاره های پیکر پاک شهدا را بر اندام دیگر نمازگزاران نماز جمعه پاشیده بود و از آسمان هواپیماهای آخرین مدل استکبار تهدید به بمباران می کرد و صبح آن روز تهران را بمباران کرده بود و صد هواپیما با شلیک مداوم خویش غوغائی بپا کرده بودند، ولی در سایه قدرت روحی امام جمعه و آرامش قلبی او و تأییدات الهی همه استوار و محکم برجای ماندند و صفها همچنان مرتب باقی ماند و امام جمعه با نهایت قدرت به خطبه ها ادامه داد بدون اینکه لرزشی در طنین صدای او پدید آید. و سپس نماز را در نهایت طمانینه و با توجه خاص خواند و دوست و دشمن را به شگفتی فرو برد و امام امت در پیام سال نو به آن اشاره کرده فرمودند: (من فراموش نمی کنم قصه روز جمعه را که آن طور با شکوه، با نورانیت و با استقامت گذشت، آن طور با طمانینه با آن صداهایی که می آمد. من ملاحظه می کردم، نگاه می کردم مخصوصاً نگاه می کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست. ندیدم حتی یک نفر را که تزلزلی در او پیدا بشود و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنین قوی صحبت کرد. مردم آن طور گوش کردند و فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم.)
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای پس از انفجار مقر ریاست جمهوری توسط منافقین و شهادت شهیدان رجایی (رئیس جمهور) و دکتر باهنر (نخست وزیر)، با اکثریت قاطع آرا ملت به ریاست جمهوری برگزیده شدند و سپس در پایان دوره اول مجدداً توسط ملت به دومین دوره ریاست جمهوری انتخاب گردیدند. با رحلت جانگداز حضرت امام خمینی (ره) مجلس خبرگان در 14 خرداد 68 به اتفاق آرا، ایشان را برای رهبری انقلاب اسلامی و امت بزرگ اسلام انتخاب نمودند و تا امروز با صلابت و نورانیت انقلاب اسلامی را به سمت همان اهداف وصولی که امام بزرگوار ترسیم فرموده بودند، هدایت نموده اند و به لطف الهی تا ظهور صاحب اصلی انقلاب، حضرت بقیه الله الاعظم، ارواحنا له الفدا با قدرت و محبوبیت روز افزون آن را هدایت خواهند فرمود.