با استقامت میتوان امیدوار بود و با امید میتوان پایداری کرد . کسی که از رسیدن به مقصود نا امید شده و استقامت نداشته باشد ، همه مشکلات را غیر قابل حل میبیند. چرا که امید لازمه تداوم زندگی است.
روزی حضرت عیسی (ع) در محلی نشسته بود . پیرمردی در آن نزدیکی در حال زراعت و شخم زدن زمین بود . حضرت گفت: ((خدایا ! آرزو را از دل این مرد زایل کن)) . همان دم بیل خود را به یک طرف انداخت و روی زمین خوابید . ساعتی گذشت ، عیسی(ع) باز گفت: ((خداوندا دوباره آرزو و امید را به دل این مرد بازگردان.))
ناگهان باز پیرمرد برخاست و شروع به کار کرد . حضرت از او پرسید (( چه شد که بیل را به زمین انداختی و باز بعد از ساعتی آن را برداشتی و به کار مشغول شدی؟))
پیرمرد گفت : در حین کار با خود گفتم تا کی باید زحمت بکشی؟ تو پیر و از کار افتاده ای . شاید اجل همین الان به سراغت بیاید ، با این اندیشه از کار دست کشیدم. وقتی روی زمین دراز کشیده بودم با خود گفتم : حالا که زنده هستی باید کار کنی و زاد و توشه ای فراهم کنی . این بود که باز بیل را برداشتم و مشغول به کار شدم .
ویکتور هوگو معتقد است : امید در زندگی انسان همان قدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان . به اعتقاد ناپلئون مرگ حقیقی برای انسان مرگ امید است .
دهخدا میگوید : امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر برمیدارد . خداوند در قرآن کریم میفرماید: آن کس که به لقای پروردگارش ایمان دارد لازم است کار نیکو کند و در پرستش پروردگارش احدی را شریک نکند ( کهف 6)
به نقل از وبلاگ تفکر خلاق