• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 15
تعداد نظرات : 19
زمان آخرین مطلب : 6127روز قبل
خانواده
خدایا خسته ام ، خدایا تنهام ، خدایا نا امیدم ، خدایا دلتنگم ، خدایا  بغض دارم ، خدایا كمكم كن ، كمكم كن .
دوشنبه 30/6/1388 - 23:31
خاطرات و روز نوشت
بعد یه مدت كه نیستی ، وقتی دوباره بر می گردی همیشه سكوت
نبودنت ، گردوغباری كه
هست و خیلی چیزهای دیگه ممكنه آزارت بده !
ولی امشب شاید برای گرفتن 2 ساعت اینترنت رایگان تصمیمم 
رو گرفتم كه برگردم ،
اما اینجا  گردوغباری نبود ، فقط یه 600تا نامه نخوانده تو اینباكس !
انگاری یادم رفته اینجا فضا مجازیه ! شاید هیچوقت فكر
نمی كردم از كامپیوتر،
اینترنت،تبیان بتونم برای چند روز فاصله بگیرم چه برسه به چند ماه . 
آخه سرم شلوغ بوده -اشكالی نداره-! حیفم اومد از اینترنت 
رایگان استفاده
كنم و اینجا هیچ مطلبی درج نكنم . 
 تا بعد فقط میگم "من هنوزم عاشقم!"  
يکشنبه 1/6/1388 - 1:21
سياست

همیشه این فكر كه چطوری میشه دنیا رو با ایدئولوژی های اسلامی آشنا كرد كمی باعث تامل می شد! خب این كار مطمئناً باید توسط اهل فنش انجام بشه . ولی نمی دونم ما تا حالا در این زمینه چقدر پیشرفت داشتیم یا اطلا تا حالا كاری هم كردیم كه به چشم بیاد .

اما فكر كنم الان وقتشه كه یه كمی بجنبیم و اسلام را بهتر به دنیا بشناسونیم ! وقتی كه نظام كمونیستی سقوط كرد ما كاری نكردیم ولی بهتر هست حالا كه امپریالیسم غرب و نظام سرمایه داری داره با مشكل مواجه میشه و اقتصادشون داره درب و داغون میشه ما به فكر باشیم و اقتصاد اسلامی رو به دنیا معرفی كنیم و آنرا جانشین نظام سرمایه داری كنیم . فكر كنم یه كسایی باید به فكر باشند !

ببخشید اگه با این سواد كمم بعضی مسائل رو قاطی نوشتم ، شما سعی كنید منظورم رو بفهمید !

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"  

 

دوشنبه 10/1/1388 - 14:38
خاطرات و روز نوشت

نمی دونیید چقدر دلم برای صفحه دستاپ كامپیوترم تنگ شده بود ! خدا رو شكر كه یكم سرم خلوت تر شده البته تا بعد تعطیلات ! نمی دونید چقدر دلم برای همین كامپیوتر نفتی تنگ شده بود! حالا هم اومدم هم سال نو رو تبریك بگم و هم یه سلامی به دوستان تبیانی عزیز كرده باشیم .

امیدوارم سال نو خوبی داشته باشید و همیشه در پناه حق در سعادت .

         

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"   
سه شنبه 27/12/1387 - 23:45
خاطرات و روز نوشت

هر كسی نسبت به لذتی كه از زندگی می بره یه جور واكنش داره ، لذت های افراد از زندگی متفاوته!

این ها رو گفتم كه اینجا بگم تمام آرزو های آینده ی خودم رو فراموش كردم ،"در یك لحظه!" . وقتی خواهرزاده ام رو دیدم با اون چشای قشنگش كه تو 11 ماهگی شروع كرد به راه رفتن ، دو تا سه قدم برداشت و خورد و زمین ! به قول خودمون شروع به تاتی تاتی كردن كرده!.

از فرط خوشحالی بقلم كردمش و تا جایی كه هنوز صداش در نیامده بود بوسیدمش !.

 

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"   

 

سه شنبه 29/11/1387 - 19:50
دنیای گیاهان و حیوانات

امروز شبكه خبر اعلام كرد آخرین بشكه نفت خام ایران از خلیج فارس استخراج گردید! و دیگر تمام چاههای نفت ایران هم همچون دو كشور عربستان و عراق خشك شد ! اما این خبر مربوط به تاریخ 10 مهر 1443 شمسی می باشد !

از شنیدن این خبر تعجب كردید!

كمی تامل در باره این موضوع می تونه واقعایاتی شگرف رو نشان بده !

اگه اهل تامل هستی  كه خیلی خب ! در غیر اینصورت  كمی به سختی می افتی !

 

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"   

 

 

سه شنبه 29/11/1387 - 19:41
انتقادات و پيشنهادات

 چند روزیه كه در گیر پایان ترم و شروع ترم جدید هستم به همین دلیل وقت نداشتم مطلب جدیدی درج كنم !

اما امروز  می خوام در باره ی دو نكته بنویسم :

1 ) - نمی دونم تو مملكت ما چرا اینجوری اسم انتخاب می كنند . به جای اینكه بگن سفیر اقتدار و عظمت هی میگن سفیر امید .

مهمه كه ما به خودمون ایمان داشته باشیم و جلوی بقیه كم نیاریم . ادامه اش رو هم خودتون حدس بزنید چی می خواستم بگم !

2 ) - در مورد اینكه اینجا بعضی قوانین رعایت نمیشه و بعضی چهل تا مطلب تو یه دقیقه درج می كنند و ... !

تعدادی محدود پیشنهاد دارم كه می تونه مفید واقع بشه ! به قول شاعر "كم گوی و گزیده گوی كه" ... (برای اینكه مطالعه كرده باشید برید بقیه اش رو در بیارید .)

این پیشنهادات رو الان نمی گم . ولی به زودی خواهم گفت ! تو رو خدا زندگی رو سخت نگیرید !

 

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"   

 

يکشنبه 20/11/1387 - 14:18
ورزش و تحرک
New Page 1

پرسپولیس,پیروزی
 

تو این چهار - پنج سال گذشته همیشه از بیمار بودن این تیم مردمی و پر طرفدار پایتخت شنیدیم . همیشه این نكته بارز بوده كه همه دنبال یك راه حل برای از بین بردن این آنفلونزای كذایی بودند .
اما طی سال گذشته و با آمدن كاشانی و قطبی اوضاع به كلی دگرگون شد و همه مسرور از اینكه كاشانی پزشك ماهری است و قطبی هم آنتی بیوتیك قوی !

خلاصه اینكه این تجویز عمل كرد و این تیم تونست قهرمان لیگ ایران بشه !
همه خوشحال از اینكه آنتی بیوتیك به خوبی عمل كرده و فقط چاره همین آنتی بیوتیك است كه همه رو متعجب كرده و به قول دیگر متخصصان ادبیاتی نو را وارد فوتبال این مملكت كرده است.
بعضی از دوستان خوشحال و مسرور از این افتخار به فكر این افتادند كه دیگه وقتی آنتی بیوتیك رو داریم دیگه چه نیاز به این پزشك است ، هركس دیگه هم می تونه معالجه رو ادامه بده !  "آخه پزشك قبلی یه جورایی داشت با این دوستان ساز مخالف می زد "

خلاصه كسی دیگه حتی فكر نمی كرد این آنفلونزا چیزی ازش باقی مانده باشه .اینجا بود كه پزشك جدید از این دارو ، اشتباه استفاده كرد كه باعث از بین رفتن اثرش و عدم دسترسی به آن شد .

حالا دوباره روزهای بحران برگشتن و هر روز داره پزشك عوض میشه .انگار دوباره تیم بیمار به نظر می رسه و نیاز داره كه كمی استراحت كنه!

شاید از مهمترین عوامل اینكه پرسپولیس این روزا نمی تونه نتیجه بگیره همین عدم ثبات مدیریتی باشه . حالا باید از آقای علی آبادی پرسید كه خطای آقای كاشانی به جز اعتراض به حرف های بی پایه و اساس شما كه بدون آمار حرف زدید و نتونستید هیچ انتقادی را بپذیرید چه بود ! آیا این هوادارا هستند كه باید برای این تیم تصمیم بگیرند یا شما !
وقتی یاد قضیه استعفای آقای كاشانی می افتم كلی روح و روانم به هم می ریزه كه آخه چرا ؟
ولی در انتها این نكته كه هوادارا باید از این تیم حمایت كنند الزامی است. مطمئناً پرسپولیس دوباره پرسپولیس خواهد بود اما قضاوت ماست كه این تیم رو همیشه پرسپولیس نگه می داره .

 منبع : وبلاگ دانشجویی مهندسی كامپیوتر

فكر نمی كردم منم بتونم اینطوری بنویسم ، دست به قلمم مثل اینكه خوبه ! 

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"    

 

سه شنبه 15/11/1387 - 7:57
خاطرات و روز نوشت

امشب اتفاقی واسم افتاد كه حسابی گریه كردم . خودم هم تعجب كردم . كسایی كه با روحیات من آشنان (دوستان را می گم) می دونند كه به این زودی ها نمیشه اشك من رو در آورد . ولی امشب چیزهایی رو دیدم كه واقعاً اشك چشام رو در آورد. از خدا ممنونم كه اینقده من رو دوست داره ! نگویید دارم خودستایی می كنم . به جد افكارم تغییر كرد .

از امروز من طور دیگری خواهم بود. این رو به خودم و خدای خودم قول میدم . خدا ازت ممنونم كه هنوز من رو دوست داری !

نمی دونم چی شد كه این مطلب رو اینجا گفتم ، ولی شاید شما هم كمی به دور و برتون نگاه كنید و متوجه لطف خدا بشید ! به قول شاعر "فلانی زندگی شاید همین باشد ."

  تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"    
     

 

يکشنبه 13/11/1387 - 7:35
طنز و سرگرمی
 موضوع انشا: توافت‌های ایران و خارج 
 
   پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان 
  داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج 
 خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.  
   
  تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را  
 مثل کف دستش می‌شناسد..او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"  مثلن همین "آرنولد" که  
 رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد  
  اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا.  
   
 خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد  
 که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند. 
   
 ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم.  
 
   در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج  
 کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما 
  تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند.  
 پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی 
  تلویزیون تماشا کنیم. 
   
 من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدر خوب می‌شد.  
 آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان"  
 و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.  
   
 از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را 
  هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها 
  تعطیلنیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی 
  هم مهمتر است. 
   
 ما ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی".  
 ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند،  
 حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم  
 بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u  بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.  
   
  این بود انشای من. 
 

امیدوارم به تفاوتهای اساسی این مطلب پی ببرید !

 تا بعد فقط میگم "من تازگی ها عاشق شدم !"  

 

پنج شنبه 10/11/1387 - 18:30
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته