سينمای ایران و جهان
ده شخصیت برتر سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰، از هری پاتر تا مارک زاکر برگ، خاطره انگیزترین شخصیتهای فیلمهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰
اولین
دهه قرن جدید پشت سر گذاشته شده است، شخصیتهایی خلق شدهاند که یا به
دهههای قبل مربوط میشوند مثل شخصیتهای فیلم هری پاتر و یا قدیمیتر
مثل کاراکتر حضرت عیسی مسیح و تعداد کمی هم شخصیتهایی با مشخصههای
مربوط به قرن بیست و یکم به حساب میآیند بهترین مثال مارک زاکربرگ فیس
بوک است، در اینجا میخواهیم نگاهی به شخصیتهای بهترین فیلمها به صورت
سال به سال داشته باشیم.
(۲۰۰۱) هری پاتر
ما دهه را قبل
از آنکه شروع کرده باشیم تمام کردیم- با خراب کاریهای یک پسربچه دانش
آموز انگلیسی که عینک گرد به چشم میزند و زخمی که روی پیشانیاش بود و
جادوگریاش حسابی لذت بردیم.
کتاب «جی کی رولینگ» قبل از آنکه
جادوهای پسرک بر روی پردههای سینما قرار بگیرد یک اثر حس بر انگیز بود،
اما وارنر براس جادوی مختص خودش را با پیدا کردن دانیل رادکلیف جوان، کسی
که به خوبی بالا رفتن سنش کنترل شد، در آن وارد کرد..
(۲۰۰۲) گالم
گالم
بدبخت و نفرین شده به هیچ وجه یک قهرمان نبود، اما کاراکتر پشت سر او که
در فیلم اسکاری پیتر جکسون از رمان تالکین به اجرا در آمد برای همیشه
تکنولوژی سینمایی را تغییر داد. «اندی سرکیس» نقش گالم را به اجرا در
آورد، اما چیزی که روی پرده دیدید در «دو برج» و «بازگشت ارباب» نوعی جلوه
ویژه کامپیوتری هستند که به صورت مستقیم از حرکات سرکیس و حالات صورتش
گرفته میشد.
(۲۰۰۳) کاپیتان جک اسپارو
جانی دپ تقریبا
به تنهایی فیلم جری بروخیمر «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه»
را نجات داد. با پرتره درخشان کاپیتان اسپارو در مقابل کشتی بزرگ دزدان
دریایی و شمشیر زنیها، لنگ زدنها و من و من کردنهای اسپارو خیلی جذاب و
فراموش نکردنی بود و به نوعی کلاسیک به نظر میرسید.
(۲۰۰۴) عیسی مسیح
قبل
از پخش فیلم «مصائب مسیح» به کارگردانی «مل گیبسن» فیلمهایی به صورت شخصی
و پروژههایی با کیفیت پایین توسط افراد مشهور در هالیوود ساخته میشدند،
کسی که تصمیم گرفت تا تمام فیلمش را با زبان آرامی بگیرد، زبان لاتین و
عبری که از نظر فروش باکس آفیس خودکشی به نظر میرسید. بعذ از هفتهها
زمانی که رکورد باکس آفیس توسط این فیلم شکسته شد، راه ورود داستانهای
مذهبی به پردهٔ نقرهای نیز باز شد.
(۲۰۰۵) اریک و جک
توجه،
نگاه. اریک و جک (به ترتیب مرحوم هیت لجر و جیک گیلنهال) تلاش کردند تا یک
رابطه ممنوعه را در «کوهستان بروک بک» شرح دهند، که موفق میشوند اسکار و
دلارهای باکس آفیس را صلب کنند.
(۲۰۰۶) بورات
ساشا بارن
کوهن در اواسط دهه نود این شخصیت گزارشگر شبکه تلویزونی غذاقی را برای یک
کمدی انگلیسی خلق کرد، اما بیشتر مردم او را وقتی شناختند که با فیلم
«مستند» درباره زندگی در آمریکا، به سینما وارد شد. خیلی استادانه مرز بین
واقعیت و تخیل را محو میکند، کوهن از کاراکترش استفاده میکند تا مردم
رفتارهایی مسخره از خودشان نشان بدهند که معمولا کمی هم بهنژاد پرستی
اشاره دارد.
(۲۰۰۷) جونو
در سال ۲۰۰۷ فیلمی ساخته شد که
نظر خیلیها را جلب کرد و همینطور فروش بالایی داشت و اسکارهای زیادی برد.
اما نوجوان باردار فیلم «جونو» که نقشش را «الن پیج» با کار گردانی «جیسن
ریتمن» بازی میکرد، به نوعی تصورات سینمادوستان را اسیر خود کرد، تاثیرات
این فیلم حول محور انسانیت باعث شده است که مشکل دختر این فیلم هر کسی را
به یاد این بیندازد که فیلمهایی با تم مردمی و اجتماعی بیشتر از موضوعات
دیگر میتوانند تاثیر گذار باشند.
(۲۰۰۸) جوکر
مرگ لجر
غم بزرگی بود که بعد از آخرین کار او «شوالیه تاریکی» کریستوفر نولان
برهمه سینماگران و سینما دوستان وارد شد، مرگی که باعث شد آخرین نقش او
«جوکر» خوب دیده نشود.
اما به هیچ وجه چیزی از قدرت اجرای او به
عنوان بتمن کم نشد که علاوه بر کیفیتی که به این کاراکتر اضافه شد، یک
چهره جاودان در تاریخ سینما از خود برجای گذاشت.
(۲۰۰۹) نیتیری
جیمز
کامرون کار فیلم «آواتار» را از فیلم «ارباب حلقهها» پیتر جکسون و
تکنیکی که برای ایجاد «گالم» استفاده شده بود، الهام گرفت. بیگانگان آبی
رنگ ده فوتی که ناوی نامیده میشدند.
بازیگر زن فیلم «زو سالدانا»
لباسی مخصوص پوشید تا حرکاتش را در کامپیوتر ثبت کند، که در واقع پوست
آبی او بدین صورت ساخته شد. نتیجه به اندازه کافی رضایت بخش بود که توانست
سینما دوستان را بارها و بارها برای دیدن این فیلم به سینما بکشاند، این
فیلم چیزی حدود ۲ میلیارد دلار در آمد داشت.
(۲۰۱۰) مارک زاکربرگ
با
اینکه آرون سورکین نویسنده «شبکه اجتماعی» گفته است «خیلی از حقایقی را که
درباره مارک زاکربرگ سازنده سایت فیس بوک وجود داشته است را نتوانستم در
فیلم قرار دهم» اما بسیاری از مردم معتقدند که چهره مبارز و درخشانی که از
«جیسس اسنبرگ» بازیگر نقش مارک زاکربرگ، نشان داده شده است خیلی خوب موضوع
را میرساند.
در سالی که فیلمهای زندگی نامهای زیادی مثل (۱۲۷ ساعت،
مبارز، سخنرانی پادشاه) ساخته شدهاند، فیلم «شبکه اجتماعی» که درباره فیس
بوک است، به خاطر تم خاصش که مربوط به فناوری و اینترنت میشد، ارتباط
بهتری توانست با مردم برقرار کند.
محسن خسروجردی
منبع: لس آنجلس تایمز
جمعه 17/10/1389 - 20:11
سينمای ایران و جهان
طرفدارای ایکس من
پر فروش ترین فیلم این هفته ی سینمای هالیوود
سه شنبه 15/2/1388 - 9:54
سينمای ایران و جهان
خلاصه داستان: تهیه کننده فیلمی که شاهد صحنه و پشت صحنه اش هستیم، پس از گذشت یک سوم از ساخت، سوپراستاری (حسام نواب صفوی) را به جای بازیگر تازه کار و از تئاتر آمده (علیرضا جلالی تبار) به کارگردان (هدایت هاشمی) تحمیل می کند. کارگردان مخالف است اما مجبور است بپذیرد. صحنه های گرفته شده بار دیگر با بازیگر جدید تکرار می شود. چندی بعد تهیه کننده بازیگر زن تازه کار و بی استعدادی (شقایق فراهانی) را به دلیل اینکه همسرش تقبل کرده بخش اعظمی از مخارج را بپذیرد به جای بازیگر زن حرفه ای فیلم (مژده شمسایی) به کارگردان تحمیل می کند. کارگردان مجبور است قبول کند. صحنه های گرفته شده بار دیگر فیلمبرداری می شود تا اینکه ...
سه شنبه 15/2/1388 - 9:31
سينمای ایران و جهان
سینما ، در میان شکل های هنری صنعتی شده ای که زندگی هنری قرن بیستم را تسخیر کرده اند ، نخستین و به نحوی قابل بحث همچنان مهم ترین آن هاست. شکلی که از دوران شروع محقرانه اش در محوطه های شهر بازی اوج گرفته تا تبدیل به صنعتی میلیارد دلاری ، دیدنی ترین و اصیل ترین هنر معاصر شود.
سینما با نوعی انفجار آغاز نشد. هیچ حادثۀ مشخصی را نمی توانیم نام ببریم که قاطعانه میان عصر سینما و عصر پیش از آن تمایز به وجود آورد. پیدایش سینما جریانی پیوسته بوده است که با آزمایش ها و ابزار اولیه ای آغاز شد که هدفشان نمایش تصاویر به صورت متوالی بود. این تمهید بصری که در ابتدا یک اسباب بازی تلقی می شد به تدریج به ماشین پیچیده ای بدل گشت که به شکلی قانع کننده واقعیت عینی را در حال حرکت عرضه می کرد.
ظهور سینما نیازمند مقدماتی بود که گرهشان تنها به دست مخترعان باز میشد. پس از آن که مقدمات لازم برای ظهور سینما فراهم شد ، این انتظار مدت درازی به طول نینجامید و در سال
1895 تقریبا به طور هم زمان در
آمریکا ،
انگلستان ،
فرانسه و
آلمان انواع مختلف دوربین های فیلم برداری پیدا شدند. این دستگاه ها اسم های عجیبی داشتند از قبیل
کینه توسکوپ ( Kinetoscope ) ،
بیوسکوپ ( Bioscope ) ،
ویتاسکوپ ( Vitascope ) ،
سینماتوگراف ( Cinematograph ) و ... . همۀ این دستگاه ها کاری شگفت می کردند. یعنی تصویر سیاه و سفید اشخاص زنده ای را در دنیای آشنا و واقعی نشان می دادند.
تلاش دانشمندان و مخترعان برای یافتن این دستگاه ها ما را بر آن می دارد تا پیش از هر چیز سینما را فرزند علم بدانیم ، اما تا آن جا که به مخترعین مربوط می شد ، عکس های متحرک ممکن بود در همان مرحلۀ مناظر یک دقیقه ای بماند. زیرا برای آن ها تنها جنبۀ علمی سینما مهم بود و به هنر ، خلاقیت و قدرتی که پشت این دستگاه ها نهفته بود توجهی نداشتند.
فیلم های اولیه هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل بسیار ابتدایی بودند و چیزی جز فیلم برداری از زندگی روزمره نبودند. تماشاگران نخستین سینما می نشستند و مناظری عادی مانند هجوم امواج به ساحل ، حرکت سریع اتومبیل ها در خیابان ، ورود قطار به ایستگاه یا حتی مردمی را که در آفتاب قدم می زدند با چشمان بهت زده تماشا می کردند ، اما به واسطه همین تصاویر ابتدایی ولی جادویی بود که ، طی بیست سال سینما در سراسر جهان گسترش یافت ، تکنولوژی پیچیده ای را به تکامل رساند و به راهش ادامه داد تا تبدیل به صنعتی مهم شود. صنعتی که علاوه بر سرگرمی می شود از آن برای مقاصد آموزشی ، تبلیغی و تحقیق علمی نیز استفاده کرد . با این ویژگی ها، دور از ذهن نبود که کم کم توجه بازرگانان ، هنرمندان ، دانشمندان و سیاست مداران نیز به آن جلب شود.
به این ترتیب با گسترش سینما در جهان و محبوبیت عام آن مخترعین کماکان به اختراعات و پیشرفت های فنی در زمینۀ سینما ادامه دادند. این کشفیات توسط تجار سینمایی که بیشتر در فکر ثبات مالی بودند در اختیار هنرمندان قرار گرفت و آن ها نیز این پدیده را که یک وسیلۀ بیان تازه بود از یک تفریح ساده به حد یک هنر (هنر هفتم) ارتقاء دادند و در نتیجه توانستند سینما را به محملی برای تلاقی علایق ، تمایلات مختلف مالی و ایدئولوژیک تبدیل کنند.
در واقع مخترع ، هنرمند و تاجر سه راس مثلث تولید فیلم را تشکیل می دهند. هیچ کدام از آنها نمی توانند بدون سایرین کار کنند و در ضمن هیچ یک بدون وجود آن تودۀ عظیم مردم که در صندلی های سینما به تماشای فیلم آنها می نشینند دیگر کاری از پیش نخواهند برد زیرا این
تماشاگران هستند که با شور و اشتیاق خود سینما را قوام و دوام می بخشند.
سه شنبه 15/2/1388 - 9:21
سينمای ایران و جهان
اکران دومهای فصل بهار اعلام شدند
الی و خاک آشنا آمدند
۳۰نما ـ شنیدهها حاکی است با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری تصمیمهای اخیر وزارت ارشاد برای جلب نظر هنرمندان سینما با اکران و راهی کردن فیلمهایی که پیش از این امکان نمایش نداشتهاند، نقش بهسزایی در رابطه بهتر سینماگران با مسئولین اصولگرا برقرار میکند.
بالاخره فیلم سینمایی دربارهی الی... اکران میشود.
به گزارش سینما فیلم سینمایی دربارهی الی... چهارمین ساخته اصغر فرهادی که پس از درخشش در فستیوال برلین و فجر توانست بسیاری از صاحبنظران و منتقدین را کسب کند در اکران دوم فصل بهار در گروه سینمایی آفریقا روانه پرده سینماها میشود.
این در حالی است که فیلمهای خروس جنگی ساخته مسعود اطیابی، خاکآشنا ساخته بهمن فرمانآرا و حریم ساخته سیدرضا خطیبیسرابی همزمان با دربارهی الی... اکران میشود.
شنیدهها حاکی است با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری تصمیمات اخیر وزارت ارشاد برای جلب نظر هنرمندان سینما با اکران و راهی کردن فیلمهایی که پیش از این امکان نمایش نداشتهاند، نقش بهسزایی در رابطه بهتر سینماگران با مسئولین اصولگرا برقرار میکند.
گفتنی است فیلم خاکآشنا ساخته بهمن فرمانآرا نیز پیش از این به دلیل مشکلات ممیزی اجازه نمایش را در سینماهای کشور نداشته است.
خاکآشنا در دوازدهمین جشن خانه سینما توانست تندیسهای اصلی جشن را از آن خود کند تا بیش از پیش کنجکاویبرانگیز باشد.
سه شنبه 15/2/1388 - 9:13
دانستنی های علمی
سلام
محیط چت رو کاربرای تایید نهایی همگی میشناسند و میدونند که این محیط خوب ازش استفاده نمیشه برای همین بحثی در انجمنهای تخصصی ایجاد شده است با عنوان هدفمند کردن محیط چت تبیان که شما می توانید با کلیک بر روی
اینجا در این بحث شرکت کنید .
امید است بتوانیم با همکاری دوستان تبیانی از محیط چت بهره ی ویژه ببریم .
در پناه حق باشید .
شنبه 16/9/1387 - 16:17
دانستنی های علمی
سلام
دوست داری یک رمان رو به صورت گروهی بخونی؟
دوست داری در یک دوره ی رمان خوانی اینترنتی شرکت کنی؟
با کلیک بر روی
اینجا به دوره ی رمان خوانی انجمن تخصصی ادبیات تبیان بپیوندید .
به دوستان خود نیز بگویدد
انجمنهای تخصصی تبیان
شنبه 16/9/1387 - 8:59
دانستنی های علمی
دوستان عزیز سلام
سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) را به همه ی دوستای تبیانیم تبریک میگم .
عزیزان بخش انجمنهای تخصصی کاربرای خوش ذوق انجمن خانواده برای این روز عزیز ویژه نامه ای رو درست کردند که شما می توانید
نظرات خود را با مراجعه به این قسمت به نویسندگان و طراحان این ویژه نامه که با همکاری بچه های انجمن با یکدیگر درست شده می تونید برسوند .
موفق و پیروز باشید
يکشنبه 10/9/1387 - 11:27
سينمای ایران و جهان
«سلام»
شاید منم باید مثل همه ی نویسنده ها و روزنامه نگارا شروع کنم پشت سر هم کلمه به کلمه بچینم که تیتر صفحه ی اول روزنامم بفروشه شایدم عکس صفحه ی اول هفته نامم نشریم هر چی ، خسرو رفت خوبه یا خسرو شکیبایی رفت ، ولی فکر کنم تیتر آقالو رفت خوب باشه آره همین خوبه تیراژ و می بریم بالا حتما میفروشه بچه ها آماده باشید شاید نیکو خردمند از بیمارستان مرخص نشه ... خدایا ما رو با این همه گناه ببخش ...
نای گفتن ندارم ، آقالو هم رفت فکر کنم این بهترین تیتر باشه ، خیلی ها میرند خیلی ها دوست تبیانیمون هم همین چند وقت پیش رفت ...
یه آدمایی ماندگار میشند آقالو هم از این آدما بود .
در قسمت انجمنهای تخصصی تبیان بحثی قرار داده شده برای عرض تسلیت خدمت هنر دوستان ، هنرمندان و آشنایان آقالو : برای دیدن این بحث بر روی اینجا کلیک کنید .
توصیفنامه ی مهدی هاشمی در مورد آقالو
دوست نكتهدانی كه در فاصله دو سكوت یكدفعه چیزی میگفت و همه را میخنداند نه جوك
و لطیفهای كه دهن به دهن و موبایل به موبایل میچرخد بلكه چیزی از رفتار مردم و
برخوردی از نحوه ارتباط روزمره آدمها میدید و نسبت به آن تیز میشد و ناگهان
بسیار جدی نكتهای میگفت كه بسیار خندهدار بود، نكتهای از بیان كشفی از رفتاری
غلط . كاری كه كمدینهای جدی میكنند.
در چنین مواقعی فكر میكردم او در همه حال دارد
كار هنریاش را انجام میدهد و از این جهت بسیار حساس بود و همین حساسیت گاهی باعث
شكنندگی طبع ظریفش میشد و او را وادار به واكنش تند میكرد، ولی ما كه احمد را
میشناختیم تندی ناشی از صراحت و صداقتش را هم شیرین میدیدیم. در سفرها و نشستهای
لذتبخش با او وقتی حادثهای جالب جلوی رویمان رخ میداد، من بیشتر از آنكه به
حادثه نگاه كنم به احمد نگاه میكردم كه حالا چه نكته تازهای كشف
میكند.
او دوست و همكار و همنشین شبانهروزی دوران
دانشجویی و همراه همیشگی گروه تئاتر «پیاده» ما بود. میدانم سوسن تسلیمی خبر را
بشنود چه حالی پیدا میكند. آخرین باری كه با هم بازی كردیم، سال گذشته در نمایش
تلویزیونی به نام «پسران طلایی» كار خوب آقای محمد رحمانیان بود كه در فاصله كوتاه
میان دو دوره بیماریاش اتفاق افتاد.
بعد از گذشت سالها با وجود دردی كه در تنش بود و
روانش را میآزرد بازیگری را مقابل خود میدیدم كه تسلط عجیب و منحصربهفردی در
رفتار و به خصوص در گفتارش دارد و كلمات را با چنان قدرت و سرعتی ادا میكند كه
انگار دارد آخرین كارش را انجام میدهد كه البته بیتردید حاصل سالها تجربه و جدیت
در تئاتر، دوبله، رادیو، تلویزیون و سینما و پیگیری عملی و نظری او بود و حالا او
نیست و خاطرهاش دارد با ما زندگی میکند .
در پناه حق باشید
چهارشنبه 6/9/1387 - 12:35
مصاحبه و گفتگو
دوستان عزیز ثبت مطلبی همسایه های انجمنی های مهربون و دل مخملی
یه بحثی هست تو انجمنها با عنوان 100 تا داستان ، اینجا باید یه داستان رو 100 نفر کامل کنند به تعدادی نویسنده ی ساده احتیاج داریم ! تماس بگیرید .
حتما شرکت کنیدا اینم لینکش :
http://old.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=72343&forumID=452
مرسی اگه خوندین
در پناه حق
شنبه 2/9/1387 - 23:31