• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6167روز قبل
دعا و زیارت
انسان چون قلبا متوجه به كمال مطلق است ، هر چه از زخارف دنیا را جمع آورى كند تعلق قلبش بیشتر مى شود. و چون تشخیص داده كه دنیا و زخارف آن كمال است ، حرصش رو به اِزدیاد گذارد و عشقش افزونتر شود و احتیاجش به دنیا بیشتر گردد. به عكس اهل آخرت ، كه توجه آنها از دنیا سلب شود، و هر چه توجه به عالم آخرت بیشتر كنند، میل آنها و توجه قلبى آنها به این عالم كمتر گردد، تا از تمام دنیا بى نیاز شوند و غنى در قلب آنها ظاهر گردد و عالم دنیا و زخارف آن را ناچیز شمارند چنانچه اهل الله از هر دو عالم مستغنى هستند و از هر دو نشئه وارسته اند، و احتیاج آنها فقط به غنى على الاطلاق است و جلوه غنى بالذات صورت قلب آنها شده است . هنیئا لهم
پس مضمون حدیث شریف اشاره تواند بود به اینكه شرح داده شد كه مى فرماید : كسى كه صبح و شام كند و دنیا بزرگترین هَمّ او باشد، قرار دهد خداوند فقر را بین دو چشمش . و كسى كه صبح و شام كند و آخرت بزرگترین هَمّ او باشد، قرار دهد خداوند غِنى را در قلب او.
معلوم است كسى كه توجه قلبش به آخرت باشد، امور دنیا و كارهاى صعب او در نظرش حقیر و سهل شود، و این دنیا را مُتِصَرِّم و مُتغیّر و عبورگاه خود و مَتْجَر و دارالتّربیه خود داند و به هیچیك از سختى و خوشى آن اعتنا نكند، و احتیاجات او كم گردد و افتقارش به امور دنیا و به مردم آن كم شود، بلكه به جایى رسد كه بى احتیاج شود، پس امورش جمع شود و تنظیم در كارش پیدا شود و غناى ذاتى و قلبى پیدا كند. پس ، هر چه به این عالم به نظر عظمت و محبت نگاه كنى و قلبت علاقه مند به آن شود به حسب مراتب محبت ، احتیاجت زیاد شود و فقر در باطن و ظاهر تو نمایان شود، و امورت متشتت و درهم شود و قلبت متزلزل و غمناك و خائف شود، و امورت بر وفق دلخواه انجام نگیرد، و آرزو و حرصت روزافزون گردد و غم و حسرت بر تو چیره شود و یاءس و حیرت در دلت جایگزین گردد. چنانچه در حدیث شریف به بعضى از این معانى اشاره فرموده :
روى فى الكافى باسناده عَنْ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ كَثُرَ اشْتِبَاكُهُ بِالدُّنْیَا كَانَ أَشَدَّ لِحَسْرَتِهِ عِنْدَ فِرَاقِهَا
وَعَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْیَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یَفْنَى وَ أَمَلٍ لَا یُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا یُنَالُ
یعنى كسى كه تعلق داشته باشد دلش به دنیا، تعلق پیدا كند قلبش به سه چیز : اندوهى بى زوال ، و آرزویى كه به او رسیده نشود، و امیدى كه به او نائل نشود
و اما اهل آخرت هر چه به دار كرامت حق نزدیك شوند قلبشان مسرور و مطمئن شود، و از دنیا و مافیها منصرف و گریزان و متنفر گردند. و اگر خداى تعالى براى آنها آجال معینه قرار نداده بود، لحظه اى در این دنیا نمى ماندند، چنانچه حضرت مولى الموحدین مى فرماید. پس آنها در این عالم مثل اهل اینجا در رنج و تعب نیستند و در آخرت مستغرق بحار رحمت حق اند. جعلنا الله و ایاكم منهم انشاى الله .
پس اى عزیز، اكنون كه مفاسد این علقه و محبت را متذكر شدى و دانستى كه انسان را این محبت به هلاكت دچار مى كند و ایمان انسان را از دست او مى گیرد و دنیا و آخرت انسان را درهم و آشفته مى كند. دامن همت به كمر زن و هر قدر توانى بستگى دل را از این دنیا كم كن و ریشه محبت را سست كن ، و این زندگى چند روزه را ناچیز شمار و این نعمت هاى مشوب به نقمت و رنج و اَلم را حقیر دان ، و از خداى تعالى توفیق بخواه كه تو را كمك كند و از این رنج و محنت خلاصى دهد و دل تو را مانوس به درا كرامت خود كند. و ما عندالله خیر و ابقى (22)
اخلاص ، پارسایى ، تعهد، بى اعتنایى به زخارف دنیوى عناصر مشخصه اصلى سپاه
شما نباید بگذارید كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه یكى از بازوهاى مقتدر و یكى از عناصر قدرت در نظام جمهورى اسلامى است ، از كار بیفتد. خوب از كار افتادن سپاه به این نیست كه سپاه را منحل كنند كسى سپاه را منحل نه مى كند و نه مى تواند بكند. سپاه یك شجره طیبه و درخت ریشه دارى است . یك زمان بله ، این فكرها به ذهن بعضى ها مى رسید سالهاى اول . امروز سپاه درخت تناوریست با بركات زیاد و ریشه طولانى اما در عین حال مى شود این بازو را از كار انداخت . از كار انداختن این بازو به این است كه آن عناصر مشخصه اصلى سپاه از او گرفته شود. یعنى اخلاص ، پارسایى ، تعهد، بى اعتنایى به زخارف دنیوى ، اینها اگر از سپاه گرفته شود سپاه از كار مى افتد.(23)
   
سه شنبه 3/6/1388 - 18:23
دانستنی های علمی

نشریه اردنى ((شیحان )) در تاریخ ششم دسامبر 1999 برابر با 16

 

آذر، در بخش

 

خبرى خود اقدام به درج بخشهایى از سخنان عبدالمنعم ابوزنط،

 

از نمایندگان

 

اسلامگراى اردن نمود كه در مسجد مصعب بن عمیر، در استان

 

((مادبا)) در

 

رابطه با علت وقوع زلزله در تركیه ایراد كرده بود.

به نوشته نشریه ((شیحان )) عبدالمنعم در این جلسه سخنرانى به

 

صراحت اعلام كرد كه علت وقوع زلزله تركیه ، برپایى مجلس رقصى

 

در یك پایگاه نظامى تركیه واقع در سواحل دریاى مدیترانه بوده كه در

 

این مجلس ‍ گروهى از ژنرالها و بلند پایگان نظامى اسرائیلى ، آمریكائى

 

 و تركیه اى حضور داشتند. در اثناء این مجلس رقص و پایكوبى ،

 

یك نظامى علیرتبه تركیه اى ، قرآنى را به دست گرفته و در حال

 

مستى شروع به پاره كردن و پرتاب آن به زیر پاى رقاصه ها

 

نمود و با نعره اى مستانه گفت :

- كجاست خدایى كه قرآن را حفظ كند؟

نشریه صبح كه این خبر را نقل كرده است در ادامه مطلب

 

مى افزاید: به دنبال درج این خبر، مردم اردن در تماس با

 

مسؤ ولان نشریه ((شیحان )) خواستار انجام گفت و گوى

 

نشریه با ابوزنط شدند تا این رخداد به صورت مشروح ترى

 

بازگو شود.

عبدالمنعم ابوزنط در این گفت و گو به نقل از یكى از افسران

 

مسلمان تركیه كه از حادثه زلزله جان سالم به در برده است ،

 

 اعلام كرد: در مراسمى كه به مناسبت بازنشستگى گروهى

 

از نظامیان عالیرتبه تركیه اى در از پایگاههاى دریایى تركیه بر

 

پا گردید، تعدادى از نظامیان عالیرتبه اسرائیل و آمریكائى به

 

همراه یك گروه از خوانندگان و نوازندگان مشهور اسرائیلى

 

در مجلس ‍ حضور یافته بودند. در اثناء این مراسم یكى از

 

ژنرالهاى ارتش تركیه در خواست قرآن از یكى از سرهنگهاى

 

حاضر در جلسه كرد. سرهنگ پس از آوردن یك جلد از كلام

 

الله مجید، به دستور ژنرال تركیه از مكلف به خواندن آیاتى

 

از قرآن شد. سرهنگ در آن جلسه شروع به تلاوت آیاتى

 

كرد. سپس ژنرال تركیه اى از او خواست تا به تفسیر آیات

 

قرائت شده بپردازد كه در این میان ، سرهنگ به دلیل

 

عدم آشنایى با معارف و معانى كلام وحى ، از ترجمه

 

و تفسیر آیات مزبور عذر خواهى كرد. در این هنگام ژنرال

 

 تركیه اى با عصبانیت در حالى كه نعره مى زد: ((كجاست

 

 كسى كه این قرآن را نازل كرده و در كتابش گفته : ما قرآن

 

 را فرستادیم و ما آن را محافظت خواهیم كرد، بیاید و از

 

كتابش دفاع كند؟)) قرآن را از سرهنگ گرفته و شروع به

 

 پاره كردن صفحات و اوراق قرآن كرده و آنها را زیر پاى

 

 رقاصه هاى حاضر در مجلس ‍ ریخت .

((ابوزنط)) در ادامه این گفت و گو اظهار داشت : سرهنگ

 

 حاضر در مجلس ، در این هنگام دچار ترس و اضطراب

 

شدید و به سرعت از مجلس ‍ خارج شد و خود را به

 

بیرون پایگاه نظامى رساند كه در این هنگام مشاهده

 

مى كند عذاب الهى در حال نزول است .

این سرهنگ در توصیف آن واقعه وحشتناك مى گوید:

- ناگهان نور شدید قرمز رنگى را مشاهده كردم كه تمام

 

 فضاى منطقه را فرا گرفته و در یك لحظه دریا شكافته شد

 

 و همراه با انفجارى شدید شعله هاى آتش به سوى آسمان

 

 زبانه كشید و لحظاتى بعد به دنبال زلزله اى شدید

 

منطقه را فرا گرفت .

اما نكته قابل توجه و تاءمل تر آن است كه تاكنون گروههاى

 

 تفحص و تجسس ‍ آمریكا، اسرائیل و تركیه اى

 

نتوانسته اند اثرى از بقایا اجساد نظامیان خود از این

 

پایگاه نظامى بیایند!

در همین حال سردبیر نشریه ((شیحان )) مى گوید:

- اطلاعات دیگرى هم در این ارتباط وجود دارد كه به برخى

 

 از آنها در نشریات تركیه اشاره شده است .

در پایان این گفت و گو، شیخ ابوزنط در توصیف این سرهنگ

 

 تركیه اى كه از این عذاب الهى جان سالم به

 

در برده ، مى گوید:

- سرهنگ مذكور كه داراى تحصیلات علیه مى باشد به جهت

 

حفظ جان خود و رعایت مسائل امنیتى و ترس از حكومت

 

لائیكها، حاضر به معرفى خود در محافل عمومى نشده

 

است . در عین حال ، افراد آگاه به مطلعى كه به این

 

پایگاه نظامى رفت و آمد داشته مى گویند:

- تعداد نیروهاى حاضر در این پایگاه اعم از سربازان ،

 

گارد حفاظت ، فرماندهان و گروههاى رقاصه ، حدود سه

 

 هزار نفر بوده اند كه تمامى آنها در میان شعله هاى

 

عذاب سهمناك الهى معدوم شده اند.

شیخ ابوزنط سخنان خود را با قرائت آیه اى از كدام

 

وحى به پایان برد كه فرمود: ((و اذا اردنا ان نهلك قریه

 

امرنا منز فیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها

 

تدمیرا)) ؛ ((هنگامى كه ما بخواهیم ساكنان شهرى را به

 

هلاكت برسانیم به سرمستان ((از پول و مقام و شهرت )) آنان

 

 امر مى كنیم كه به فسق و فجور بپردازند، آنگاه وعده عذاب

 

الهى محقق مى شود كه آن شهر را در هم مى پیچیم .))(30) (سوره اسراء، آیه 16).

 

سه شنبه 3/6/1388 - 18:20
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته