يکشنبه 21 تير 1405 - 24 محرم 1448 - 12 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
مژگان_راستین
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 19
زمان آخرین مطلب : 6291روز قبل
خانواده
نامه ای به آشنا
مهربانم سلام
بازهم این چنین آشفته ام و می دانم که آرامشی در پی نیست
ای کاش که حتی برای لحظه ای چند آرامشی قبل از طوفان وجودم را فرا می گرفت
بی قرار پرسه می زنم رویاهای شیرینمان را
اما این بار بی حضور تو
عادت کرده ام به این سفر هر روزه ام
این روزها دگر چشمم نمی گرید
این روزها دلم می گرید
کاش کسی بود تا چتری می شد برای دل بارانی من
نمی دانم که دغدغه ذهن تو این روزها چیست
اما مدام دلشوره های عجیب دیوانه ام می کند
سست و خسته و خموده ام
بی اختیار برایت می نویسم
چرا که طاقتی دیگر برایم نمانده است
می دانم که این بار هم پاسخی برای حرفهای من نیست
اما آرام می شوم حتی اگر بدانم که حرفهایم خوانده می شود از جانب تو
حرفهایم بی پاسخ ماند
نگاهم در تاریکی پوسید
و بغض راه گلویم را بست
و قلبم سرد شد
و ذهنم آب شد، همه چیز در درونم از هم گسست جز حضور تو
تنها به من بگو تا به کی نامه های بی جواب را در گنجینه این خانه بسوزانم
تا کسی نفهمد که من تنهایم.
سه شنبه 1/2/1388 - 11:36
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 4
]
خانواده
نامه ای به دوست
دوست مهربانم سلام
نمی دانم که مرا چه خطاب می کنی؟
نمی دانم که در دلت چه می پنداری؟
نمی دانم که دلتنگم می شوی آیا؟
نمی دانم که در پی ام به کجا ها رفته ای؟
نمی دانم که انتظارت از این دخترک بی نشان چیست؟
نمی دانم پایان این انتظار کشنده و فراغ ما چیست ؟
ولی ....
می دانم که خطا کرده ام
آنگونه نبوده ام که باید می بوده ام
آری . . .
می خواهم بدانی که من شبهی بیش نیستم
چیزی نیستم که دلخوش باشی به آن
و من هیچ چیز نیستم
و من هیچ کس نیستم
جز آوره ای عریان که سرگردان شده در این صحرای بی نشان
تنها بدان
که دوستت می دارم تا ابد
و تو در منی برای همیشه برای ابد
هزار بار هزار راه را که روم باز به تو می رسم
باز هم در درون خود با تو می پیوندم
چرا که در رویاهای شبانگاهیم جز تو هیچ فرشته مردانه ای نیست
تمام لحظه های من به تنفسهای گرم تو بسته
تمام گریه های من از فراغ چشماهای زیبای تو هر شب گریسته
پس به عشقم شک نکن
پس به دردم لحظه ای چند گوش کن
به من دل نسپار
چرا که چون رویایی شیرین یا تلخ اما نیمه تمام از ذهنت خواهم پرید
پس گرهی نبند از دلت به نگاه من
چرا که من رسمم کوچ است
کوچ از این دیار غم آلود آشوب وار
زمانه خلق مرا چند گاهی است که فشرده است
می خواهم در هوایی سبک تنفس کنم
می خواهم از این دیار برای ابد رخت بربندم
می خواهم برای ابد بمیرم.
چهارشنبه 5/1/1388 - 22:33
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 6
]
خانواده
نامه ای به دوست
مهربان من سلام
صبح تو به خیر
باز صبح امده ز دور دست ها باز هم شب گذشته
اسمان خواب من پر از ستاره بود
مثل روزهای كودكی
خواب دیدمت كه می رسی
و باغچه دوباره غرق یاس می شود
یك سبد ستاره روی شانه ات
به خسته های این شب سیاه
به راه ماندگان كوره راه های سوت و كور
ستاره هدیه می كنی
خواب دیدمت كه می رسی
و قاصدك به خنده رقص می كند
و آسمان خانه پر زسینه سرخ می شود
بادبادكی كه كودكی
در زلال آسمان رها نموده است
گوشواره های خویش را جار می زند
خواب دیدمت كه آمدی
و باز آسمانی از قناری و پرنده های ساحلی
به سمت شهر ما كوچ می كنند
و من به آن كبوتران شعر هایی از فروغ
هدیه می كنم
من به آن پرندگان گفته ام:
فروغ گفته است:
"پرنده رفتنی است"
يکشنبه 18/12/1387 - 23:40
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 2
]
خانواده
معرفت
توی یكی از این هزار شب وقتی سرت رو بلند میكنی می بینی بین میلیون ها ستاره یكی از اون ستاره های خیلی قشنگ و فروزان نظرت رو به خودش جلب می كنه. بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند می كنی و اون ستاره رو اونقدر تماشا می كنی تا بالاخره به خواب می ری. اما یك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند میكنی دیگه هیچ اثری از اون ستاره نیست اون موقعی است كه تموم غمای دنیا هری میریزه تو دلت بعد از اون شب تا مدت ها دیگه سرت رو رو به آسمون بلند نمی كنی. تا بالاخره بعد از مدت ها می فهمی با رفتن اون ستاره باز هم زنده ای.. باز هم زندگی می كنی..نفس می كشی و دنیای پیرامونت هنوز وجود داره.پس دلیلی نداره كه نخوای به اون میلیون ها میلیون ستاره دیگه نگاه نكنی. بعد از اون تصمیم هر شب می ری و یكی از اون ستا ره های خیلی قشنگ رو تماشا میكنی و باز هم یه شب می ری و می بینی اثری از اون ستاره نیست. اما دیگه مثل دفعه
قبل نا امید نمی شی و باز می ری سراغ یه ستاره زیبای دیگه
همشون می رن تا اینكه نوبت می رسه به آخرین ستاره ای كه توی آسمون وجود داره. اما آخرین ستاره هرگز از بین نمی ره...چون تو با نهایت وجود دوستش داری
سه شنبه 13/12/1387 - 23:13
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 7
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته