• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 24
زمان آخرین مطلب : 6130روز قبل
خواستگاری و نامزدی

با تمام تاکیدات تبیانی ها بر نوشتن با قلم خود، این شعر را برای شما می آورم:

 

طی شد این عمر، تو دانی به چه سان             پوچ و بس تند، چنان باد دَمان همه تقصیر من است، این که خودم میدانم که نکردم فکری             که تامل ننمودم، روزی                                     ساعتی یا آنی که چه سان میگذرد عمر گران؟ کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط             فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات همه گفتند: کنون تا بچه ست، بگذارید بخندد شادان             که پس از این دگرش، فرصت خندیدن نیست                                                             بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ             که پس از این ز چه رو                                     نتوان خندیدن هیچکس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آئیم؟ بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟             با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟                                     من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز نگفت نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط             فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات بعد از آن باز نفهمیدم من، که چه سان عمر گذشت؟ لیک گفتند همه:             که جوان است هنوز، بگذارید جوانی بکند، بهره از عمر بَرَد، کام رانی بکند بگذارید که خوش باشد و مست             بعد از این نیز، بر او عمری هست یک نفر بانگ برآورد که او             از هم اکنون باید فکر آینده کند دیگری آوا داد: که چو فردا بشود، فکر فردا بکند سومی گفت: همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش با همه این احوال             من نپرسیدم هیچ                         به چه سان دی بُگذشت؟ آن همه قدرت و نیروی عظیم، به چه ره مصرف گشت؟ نه تفکر، نه تعمق و نه اندیشه دَمی             عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی چه توانی که ز کف دادم مُفت             من نفهمدم و کس نیز مرا هیچ نگفت قدرت عهد شباب، میتوانست مرا تا به خدا پیش برد             لیک بیهوده تلف گشت جوانی، هیهات آن کسانیکه نمیدانستند    زندگی یعنی چه؟ رهنمایم بودند عمرشان طی شد             بیهوده و بی ارزش و کار و مرا میگفتند که چو آنان باشم             که چو آنان دائم، فکر خوردن باشم             فکر گشتن باشم                         فکر تامین معاش                                     فکر ثروت باشم فکر یک زندگی بی جنجال             فکر همسر باشم کس مرا هیچ نگفت:             زندگی ثروت نیست                         زندگی داشتن همسر نیست زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست                                                 من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت و صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش فهمیدم حال میپندارم، هدف از زیستن این است رفیق             من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گُسَلَم پای در راه حقایق بنهم             با دلی آسوده                         فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل مملو از عشق و جوانمردی و علم             در ره کشف حقایق کوشم زره جنگ، برای بد و ناحق پوشم                                     ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم             شمع راه دگران گردم و با شعله خویش                         ره نمایم به همه، گرچه سرا پا سوزم من شدم خلق که مُثمِر باشم             نه چنین زائد و بی جوش و خروش عمر بر باد و به حسرت خاموش

            ای صد افسوس که چون عمر گذشت        

   معنی اش فهمیدمنسرین صاحب  
جمعه 27/6/1388 - 6:20
دعا و زیارت
روزه سه درجه است روزه عام و روزه خاص و روزه خاص الخاص ، روزه عام این است كه از مفطرات شرعیه كه نه چیز است احتراز كند كه اگر احتراز نكند روزه نیست. روزه خاص این است كه علاوه بر احتراز از مفطرات شرعیه، چشم و گوش و زبان و دست و پا و سایر اعضاء و جوارح او روزه باشند كه در ثواب الاعمال سكونى از امام صادق "ع" از پدرش امام باقر "ع" روایت كند كه فرمود: رسول خدا "صلى الله علیه و آله و سلم" فرمودند: هیچ روزه دارى نیتس كه باو ناسزا بگویند و او در جواب بگوید: من روزه دارم، سلام بر تو، مگر آن كه پروردگار متعال فرشتگان را فرماید: بنده ى من از بنده ى دیگر من بروزه پنه برد، از آتش من او را پناه دهید و او را ببهشت من داخل سازید. در هان كتاب از جابر جعفى روایت است كه حضرت باقر "ع" فرمود: اى جابر، هر كس ماه مبارك رمضان بر او بیاید و روزها را روزه بگیرد و شبها را بدعا پدرازد و دامن و زبان خود را از حرام نگه دارد و چشم خود را از حرام بپوشد و از آزار كردن مردم بپرهیزد از گناهان بیرون رود و پاك شود مانند روزى كه مادرش او را زائیده، گوید: عرض كردم فدایت شوم این چه حدیث نیكوئى است، حضرت فرمود: و این چه شرط سختى است. در من لا یحضره الفیه ابو بصیر روایت كرده از حضرت صادق "ع" كه آن حضرت فرمود: همانا روزه گرفتن امساك از طعام و آشامیدنى بتنهائى نیست بدرستى كه مریم "ع" گفت: همانا من نذر كردم براى خداى بخشنده صوم را یعنى خاموش بودن را، پس زبانتان را حفظ كنید و چشمانتان را "از حرام" ببندید و بهمدیگر حسد مورزید و خصومت و دشمنى و نزاع نكنید زیرا حسد ایمان را مى خورد همانطور كه آتش هیزم را مى خورد و از بین مى برد. و در همان كتاب محمد بن مسلم از حضرت صادق "ع" روایت كرده كه آن حضرت فرمود: هر گاه روز گرفتى پس باید گوشت و چشمت و مویت و پوستت و اعضاء غیر اینها را حضرت شمرد "یعنى همه اعضایت" روزه باشد و فرمود: روز روزه گرفتنت بمانند روز افطار كردنت نباشد. روزه خاص الخاص این است كه علاوه بر احتراز از مفطرات شرعیه و حفظ اعضاء و جوارح از معاصى، قلب هم روزه باشد یعنى قلب خود را هم از توجه بغیر حق نگه دارد كه در مصباح الشریعه حضرت صادق "ع" فرمود: كه رسول خدا "صلى الله علیه و آله و سلم" فرمودند: روزه سپرى است یعنى پوششى است از آفتهاى دنیا و حجابى است از عذاب آخرت پس هر گاه روزه گرفتى قصد كن بروزه گرفتنت باز داشتن نفس را از شهوتها، و تصمیم بریدن اراده را از "پیروى" گامهاى شیطان بگیر "یعنى قصد كن خواهشهاى نفسانى را ازنفست باز دارى و اراده قطعى بترك اعمال شیطانى را داتشه باش" و نفست را فرود آور بمانند مریضى كه اشتهاء بغذا و آشامیدنى ندارد "یعنى نفست را چنان كن كه فكر گناه نكند" و در هر لحظه بهبودیت را از بیمارى گناهان توقع داشته باش، و باطنت را از هر تیرگى و غفلت و تاریكى پاك كن كه معنى اخلاص براى رضاى خداى تعالى را از تو قطع مى كند تا آنجا كه فرمود: روزه خواهشهاى نفس و شهوت طبع "لذتهاى بدنى" را مى میراند و بر طرف مى كند و در روزه حیات دل، و پاك شدن جوارح، و آباد كردن ظاهر و باطن، و شكر گزارى بر نعمتهاى الهى، و احسان نمودن بفقراء، و زیاد شدن تضرع و خشوع و گریه، و ریسمان التجاء بسوى خدا، و سبب شكستن شهوت، و تخفیف و سبك كردن حساب، و دو چندان كردن حسنات است و در آن فایده ها بقدى است كه بشماره نمى آید و آنچه را ذكر كردیم از آن كافى است براى كسى كه عاقل است و توفیق بكار بستن آن را دارد. روزه دارى را كه با خود كار نیست       /         جز بدیدار خدا افطار نیستگر تو افطار از هواى دل كنى              /         روزه ى خود را همه باطل كنى 
دوشنبه 2/6/1388 - 6:31
دانستنی های علمی

 

بیشترین امتیاز: 11000کل امتیازات اعضا: 8122725تعداد اعضایی که صفر امتیاز دارند: 387892میانگین امتیازات اعضا (با محاسبه صفر امتیازی ها): 17.87041میانگین امتیازات اعضا (بدون محاسبه صفر امتیازی ها): 121.8841تعداد افرادی که بین 1 تا 100 امتیاز دارند: 55150 با میانگین امتیاز 15.64تعداد افرادی که بین 101 تا 200 امتیاز دارند: 3869 با میانگین امتیاز 141.26تعداد افرادی که بین 201 تا 500 امتیاز دارند: 3852 با میانگین امتیاز 321.51تعداد افرادی که بین 501 تا 1001 امتیاز دارند: 1940 با میانگین امتیاز 699.49تعداد افرادی که بین 1001 تا 11000 امتیاز دارند: 1831 با میانگین امتیاز 2244.52
چهارشنبه 28/5/1388 - 19:58
دانستنی های علمی

نقدی بر صدا و سیما:

اختلافات نمایشی کانال های مختلف شبکه های صدا و سیما زمانی به خوبی آشکار می شود که در مورد عقاید دینی باشد، داستان حضرت یوسف علیه السلام که به تهیه کنندگی و کارگردانی آقای سلحشور  تحت فیلم "یوسف پیامبر" از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش شد با مجموعه مستند شبکه آموزش در مورد مصر قدیم که در تاریخ (27/ 05 / 88)  و حدود ساعت 10 صبح پخش شد کاملا متضاد بوده و به بیننده احساس عدم اعتماد را به شبکه های سراسری القا می نماید. می توان به موارد ذیل به عنوان اختلافات آشکار این دو مجموعه  اشاره نمود:

1.    در فیلم یوسف پیامبر، دوران زندگانی حضرت یوسف علیه السلام مقارن با فرمانروایی فرمانروا (آخناتون) بوده در حالیکه در مستند پخش شده به هیچ عنوان به این موضوع اشاره نشده است.

2.    در مستند پخش شده فرمانروا کاهنان را برای پایه گذاری دینی جدید دستگیر و از معابد اخراج می نمایند و در ادامه مستند به بیننده اینطور القا می شود که خدای جدید، خاندان سلطنتی می باشند که با فیلم پوسف پیامبر تفاوت آشکاری دارد.

3.     در فیلم یوسف پیامبر فرمانروا و همسرش زندگی بسیار خوبی با یکدیگر داشتند، در حالیکه مستند پخش شده اختلافات اساسی فرمانروا و همسرش را بیان می نماید.

چهارشنبه 28/5/1388 - 0:42
سياست
بر اساس یک پیش بینی جالب در اینده نزدیک اتحاد شوروی احیا خواهد شد.

جرج فریدمان سیاستمدار امریکایی در پیش بینی که در خصوص اوضاع یک صد سال اینده جهان انجام داد تاکید کرده که اتحادیه اروپا از نقشه سیاسی جهان محو می شود و روسیه اتحاد شوروی را دو باره بر پا می کند.

به عقیده این محقق معروف پیروزی یا شکست رهبران سیاسی در اینده تاثیر چندانی بر مواضع تاریخی کشورها نخواهد داشت و راهبرد توسعه هر کشوری در بطن ان کشور قرار دارد.

وی با استناد به داده های جغرافیایی و جمعیتی در خصوص ادامه نقش رهبری جهانی توسط امریکا در قرن بیست و یک ابراز تردید می کند و معتقد است روند انتقال قدرت در جهان اغاز شده و در اینده نزدیک یکی از بزرگترین تهدیدها علیه امریکا یعنی تروریسم بین المللی از بین خواهد رفت و افراد معتقد به اصل جهاد که در پس حوادث یازده سپتامبر قرار داشته اند از سال دو هزار و نه مجبور به صرفنظر از اهداف خود در زمینه ایجاد امپراطوری اسلامی در سراسر اروپا و اسیا خواهند شد. اما از سال دو هزارو سی به بعد امریکا با تهدید دیگری یعنی کاهش جدی زادو ولد مواجه می شود و در نتیجه خیل عظیم مهاجرت از امریکای لاتین به این کشور سرازیر می شود و در سال دو هزارو نود مهاجران بخش اعظم جمعیت ایالتهای جنوب غربی را که زمانی از مکزیک جدا و جزو امریکا شده اند شهروندان امریکای لاتین تشکیل خواهند داد.

از نظر این کارشناس امریکایی طی صد سال اینده اروپا دیگر به مفهوم فعلی ان وجود نخواهد داشت و اتحادیه اروپای غرق در هرج و مرج به همراه اعتقاداتش در خصوص همکاری همسایگان اروپایی،‌ ایجاد اروپای واحد و سیستم بین المللی قانونگذاری و نداشتن ارتش دفاعی از بین خواهد رفت. علاوه بر این المان با انگلیس و لهستان وارد جنگ خواهد شد.

فریدمان در خصوص چین چنین اظهار نظر می کند: در نتیجه کاهش غیر قابل اجتناب روند رشد اقتصادی و بروز مجدد تشنج بین مناطق جدایی طلب این کشور تا سال دو هزارو پنجاه به چند قسمت تقسیم خواهد شد.

سیاستمدار امریکایی معتقد است روسیه با قدرت به حیات خود ادامه می دهد و تا سال دو هزارو پانزده اتحاد شوروی را احیا می کند و باز هم جنگ سردی را با امریکا اغاز می کند. اما این بار با سرعت بیشتری در ان شکست می خورد و در نتیجه تا سالهای دو هزار و پنجاه به همراه چین به چندین بخش تفکیک می شود و کشورهای ژاپن و ترکیه نقش دفاع از قاره اسیا-اروپا را در برابر امریکایی بر عهده می گیرند که تا ان زمان دیگر ابر قدرت به شمار نمی رود.

فریدمان با اشاره به این که ممکن است نظرات وی در حال حاضر غیر قابل باور به نظر برسند تاکید می کند که ژاپن تا چهل سال دیگر جنگ جهانی جدیدی را به راه می اندازد که البته عملیات نظامی طی ان به جای زمین در فضا جریان خواهد داشت و در استانه روز شکر گزاری سال دو هزارو پنجاه نظامیان ژاپنی به مراکز فرماندهی امریکا در مدار زمین حمله ور خواهند شد.

نویسنده مقاله این رویداد را پرل هاربر فضایی می نامد و اطمینان دارد که امریکا برنده این نبرد خواهد بود اما پاسخ این سئوال که چه کسی پیروز اصلی عرصه جهانی است تا قرن بیست ودو نامشخص خواهد بود.

برگرفته از سایت خبری رجانیوز

پنج شنبه 3/11/1387 - 1:49
دعا و زیارت

به مناسبت 15 بهمن، ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

پس گفته مى‏شود به فرقه «واقفیّه» كه چه فرق است میان شما و میان «ناووسیه» كه قائل شده‏اند به وقف بر ابو عبد اللَّه علیه السّلام و همچنین «كیسانیه» كه قائل شده‏اند به وقف بر ابو القاسم محمد بن حنفیه رحمه اللَّه و همچنین «مفوّضه» كه انكار وفات حضرت امام حسین علیه السّلام نموده‏اند و گفته‏اند كه قتل مشتبه شد بر مردم. و همچنین طایفه «سبائیّه» كه انكار نموده‏اند وفات امیر المؤمنین علیه السّلام را و ادعا نموده‏اند حیات آن حضرت علیه السّلام را و همچنین طایفه «محمدیّه» كه نفى كرده‏اند موت رسول صلّى اللَّه علیه و آله را و اعتقاد نموده به حیات آن حضرت صلّى اللَّه علیه و آله.

پس به هر چیز كه ایشان باطل كنند این مذاهب را كه ایشان نیز باطل مى‏دانند، به درستى كه ما نیز به همان چیز باطل مى‏كنیم این مذهب ایشان را كه وقف است بر امام موسى كاظم علیه السّلام. پس گفته مى‏شود به این طایفه در آن حدیثى كه دست بر آن زده‏اند كه از كجا دانستید كه حضرت صادق علیه السّلام اراده نكرده است به ملك در این حدیث، امامت را بر جمیع خلایق و فرمانروائى امر و نهى را. و چه دلیلى دارید بر اینكه قول آن حضرت به «حمیده بربریه» كه گفت: «مبارك باد تو را كه در آمد ملك به خانه تو» این معنى دارد كه موسى كاظم علیه السّلام خروج به سیف خواهد كرد و عالمگیر خواهد شد. آیا نشنیده‏اید اللَّه تعالى مى‏گوید: (فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً) و حال آنكه اراده نكرده است از ملك عظیم مگر ملك دین و ریاست بر عالمین را.

و اما قول این طایفه كه از حضرت صادق علیه السّلام پرسیده‏اند از اسم قائم فرمود كه اسم آهن سرتراش یعنى موسى. پس به درستى كه اگر صحیح باشد این حدیث با آنكه معروف و مشهور نیست. مى‏گوئیم از كجا معلوم گردید كه از آن حضرت اسم‏

قائم به امر امامت را نپرسیده‏اند و حال آنكه هر امامى قائم است به امر بعد از پدر خود و ممكن است كه آن حضرت اسم قائم بر امامت را بعد از خود فرموده باشد به درستى كه سواى كورى دل، دلیل بر گرویدن بر چنین مذهبى نیست و یا آنكه مى‏گوئیم به این طایفه كه چه دلیل دارید بر امامت ابو الحسن موسى كاظم علیه السّلام و از روى كدام برهان مى‏گوئید كه پدر آن حضرت بر آن حضرت نص كرده.

پس به هر چه دست زنند در اثبات این، ما به همان چیز ثابت مى‏كنیم و مى‏نمائیم به ایشان امامت امام رضا علیه السّلام و ثبوت نص را براو علیه السّلام در امر امامت.

و به درستى كه این بیانى است كه مخلص ندارند از آن زیرا هیچ تفاوتى در اثبات امامت موسى كاظم علیه السّلام و اثبات امامت امام رضا علیه السّلام نیست.

و اما آن جماعت كه گمان كرده‏اند كه حضرت رضا علیه السّلام و هر كه بعد از آن حضرت قائم است به امر امامت، وكلاى امام موسى كاظم علیه السّلام اند و ایشان ادعاى امامت از براى خود نكرده‏اند. پس به درستى كه این قول مبهوتى است كه اصلا فكر نمى‏كند در ابطال ضرورى و بدیهى؛ زیرا جمیع شیعه این جماعت علیهم السّلام و غیر شیعه ایشان بلكه هر كه نظر كند و ملاحظه نماید به یقین مى‏داند كه ایشان علیه السّلام ادعاى امامت كرده‏اند و خوانده‏اند به امامت خود مخصوصین خود را از مردمان. و به درستى كه اصلا فرق نیست میان این جماعت و میان فرقه شاذه نادره از «كیسانیّه» كه ادعا كرده‏اند كه امام حسن و امام حسین علیهما السّلام دو خلیفه محمد بن حنفیه بوده‏اند و مردم را دعوت به امامت محمد بن حنفیه مى‏كردند و بیعت مردم با ایشان نه بر امامت ایشان بود بلكه از مردم از براى امامت محمد بیعت مى‏گرفتند و به درستى كه این قولى است كه وضوح فساد و بطلان آن مستغنى مى‏سازد این كس را در تطویل سخن در آن.

و اما «بشیریه» پس به درستى كه دلیل وفات ابو الحسن موسى كاظم علیه السّلام‏ و امامت امام رضا علیه السّلام و بطلان حلول و اتحاد و لزوم شرایع و حلال و حرام و فساد غلو بطلان تناسخ دلالت مى‏كند چه جدا جدا و چه مجموع بر فساد مذهب ایشان.                        دفاع از تشیع، بحثهاى كلامى شیخ مفید (ره)، ص: 573  و 574
دوشنبه 30/10/1387 - 12:47
دعا و زیارت

 به مناسبت 15 بهمن، ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

گفته است شیخ- ادام اللَّه عزّه- كه پس همیشه طایفه امامیه بعد از این جماعت كه ما ذكر كردیم باقى بودند بر نظام امامت یعنى در امامت مرتكب خلاف حق نشدند. بلكه به امامت موسى كاظم علیه السّلام گرویده بودند تا آنكه اللَّه تعالى قبض كرد روح مقدس موسى كاظم علیه السّلام را. پس بعد از آن چندین فرقه شدند یك فرقه از آن فرقه‏ها كه به حسب عدد بیشتر بودند اعتقاد كردند به امام رضا علیه السّلام و گرویدند به نص بر آن حضرت علیه السّلام. و به تحقیق سلوك نمودند در این مذهب طریقه بهتر را.

و فرقه‏اى دیگر قائل شدند به وقف بر امام موسى كاظم علیه السّلام. یعنى ایستادند بر امامت آن حضرت و تجاوز نكردند از آن و ادعا نمودند حیات آن حضرت را و گمان كردند كه او علیه السّلام مهدى منتظر است. و این طایفه را «واقفیّه» مى‏نامند و گفته‏اند فرقه‏اى از ایشان كه امام موسى كاظم علیه السّلام وفات نمود، لیكن عنقریب مبعوث خواهد شد و اوست امام قائم منتظر.

و اما طایفه «واقفیّه»، اختلاف كرده‏اند در شأن امام رضا علیه السّلام و هر كه قائم شد بعد از آن حضرت به امر امامت علیه السّلام. پس بعضى از ایشان گفتند كه این جماعت خلفا و وكلا و قاضیان امام موسى كاظم علیه السّلام هستند تا آنكه آن حضرت خروج نماید و مبعوث شود و گفتند كه ایشان امام نیستند بلكه ادعاى امامت نیز نكردند و بعضى دیگر از طایفه «واقفیه» گفتند كه ایشان علیه السّلام ظالمان و گمراهانند. و این جماعت در خصوص حضرت امام رضا علیه السّلام قائل شدند به قول عظیم. چنان كه حكم كردند به كفر آن حضرت علیه السّلام و همچنین تكفیر كرده‏اند هر كه را از اولاد آن حضرت علیه السّلام قائم شد به امر امامت.

و فرقه‏اى دیگر بعد از آنكه حضرت امام رضا علیه السّلام را امام مى‏دانستند به در رفتند از حق و قائل شدند به قول بسیار سست و انكار نمودند موت امام موسى‏

كاظم علیه السّلام و محبوس شدن او را و گمان كردند كه مردم در مشاهده این معانى اشتباه كرده‏اند و ادعا كرده‏اند كه آن حضرت علیه السّلام زنده است و غایب شده و او علیه السّلام مهدى است. و گمان كرده‏اند كه آن حضرت علیه السّلام محمد بن بشر مولى بنى اسد را خلیفه خود كرده و رفته‏اند به این قول به غلوّ و قول به اباحت یعنى همه چیز را مباح گردانیدند و گرویدند به تناسخ.

و اما طایفه «واقفیّه»، پس به درستى كه استدلال كرده‏اند بر مذهب خود به احادیثى كه استدلال كرده‏اند آن را از ابو عبد اللَّه جعفر صادق علیه السّلام كه آن حضرت در وقتى كه متولد شد موسى بن جعفر علیه السّلام داخل شد بر حمیده بربریّه- كه والده موسى كاظم علیه السّلام است- پس فرمود به او:

 «بخ بخ حلّ الملك فی بیتك»

؛ یعنى مبارك باد تو را، مبارك باد تو را كه در آمد ملك به خانه تو. و همچنین روایت كرده‏اند كه پرسیدند از حضرت صادق علیه السّلام از اسم قائم پس فرمود:

 «اسمه حدیدة الحلّاق»؛

یعنى نام او، نام آهن سرتراش است. (یعنى موسى كه به حسب لغت عرب، نام تیغ سرتراش است(

                        دفاع از تشیع، بحثهاى كلامى شیخ مفید (ره)، ص: 571

دوشنبه 30/10/1387 - 12:42
دعا و زیارت

چرا زمانی که تیر را از پای حضرت علی علیه السلام درآوردند، آن حضرت متوجه درد نشدند ولی زمانی که گدایی وارد مسجد شد در رکوع انگشتری خود را به آن گدا دادند. چگونه حضرت در اینجا متوجه حضور فردی نیازمند می شوند ولی در هنگام کشیدن تیر متوجه درد نمی شوند؟

امامان معصوم(ع) به خصوص امیر مومنان علی(ع) كه امام اول و در راس عارفان بالله است، همگی انسان های كامل هستند، آنهم در نهایت كمال و وصول به حق تعالی.
وقتی می گوییم انسان كامل یعنی دارای مقام جمعی و در نهایت وصول و حضور قلب. عرفا كسی را كامل و صاحب مقام جمعی می دانند كه در حال توجه به كثرت از وحدت غفلت نمی كند و همچنین در حال توجه به وحدت از كثرت ها رویگردان و بی توجه نیست.

از منظر ایشان كسانی كه هنوز به این مرحله نرسیده اند و با غرق شدن در بحر وحدت و خداوند، از كثرت ها غافل می شوند و یا با ورود به عالم كثرت ها، جهت وحدت هستی را فراموش می كنند، عارف كامل و صاحب مقام جمعی محسوب نمی شوند.

علی(ع) كه امام عارفین است نیز دارای چنین مقامی بود. در نماز هم به خداوند توجه داشت و غرق حضور و دریای وحدت بود و هم از بندگان خدا غافل نبود و به فقرا توجه داشت و لذا انگشتری خود را به فقیر داد و این در عین حضور قلب و توجه كامل بود.

البته یك مرتبه از حضور قلب هم كه مربوط به مراتب پایین تر عرفان است این است كه انسان با توجه به خدا از مردم و بندگان خدا غافل شود و جز حق همه را فراموش نماید. عرفا گویند اتفاقا مرتبه اول و جمعی حضور قلب كاملتر از مرتبه دوم است , زیرا در این مرحله آنچنان بنده فانی در رب و وصل به اوست كه از آن مرتبه به شهود عالم می پردازد و به اصطلاح مرتبه لاحجاب مطلق است . نه حضور غیب مانع حضور عالم شهود است و نه بالعكس .

آنچه هیچ گاه در نمازهای آنان وجود نداشته , حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غیب است . به عبارت دیگر باید دانست كه تفاوت امامان با برخی عرفای میان راه در آن است كه گروهی از عرفا وقتی در یكی از مقامات سیر و سلوك هستند حضور در مقامات دیگر برای آنان به آسانی ممكن نیست ولی امامان دارای آنچنان توانمندی روحی و معنوی هستند كه به آسانی می توانند دو عبادت نماز و زكات را همراه با یكدیگر و بدون كاستی در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا كه امور شخصی و مادی مطرح است , همان مقام معنوی خویش را حفظ كنند و درد جسمی , آنان را از حالت «وصال» و «مقام فنا» خارج نگرداند.
به عبارت دیگر باید دانست كه تفاوت امامان با برخى عرفا در آن است كه گروهى از عرفا وقتى در یكى از مقامات سیر و سلوك هستند حضور در مقامات دیگر براى آنان به آسانى ممكن نیست ولى امامان داراى آنچنان توانمندى روحى و معنوى هستند كه به آسانى مى‏توانند دوعبادت نماز و زكات را همراه با یكدیگر و بدون كاستى در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا كه امور شخصى و مادى مطرح است، همان مقام معنوى خویش را حفظ كنند و درد جسمى، آنان را از حالت «وصال» و «مقام فناء» خارج نگرداند. برخی گفته اند كه وقتی تیر را از پای حضرت خارج ساختند، حضرت متوجه نشد. این معنا درست نیست. خارج نمودن تیر و تكان نخوردن حضرت به این معنا نیست كه حضرت متوجه خروج تیر و درد حاصل از آن نبود. اگر اینطور باشد این امر دلالت بر نقصان علم و آگاهی حضرت خواهد كرد.
ایشان متوجه بود، ولی با توجه به خداوند و ارتباط معنوی با مبدا هستی آنچنان قدرتی در خویش احساس می نمود كه می توانست به راحتی درد تیر را تحمل كند و آنچنان لذتی می برد كه رنج و درد حاصل از تیر برایش آسان می نمود و این باز حاصل همان مقام جمعی و اقتدار ولایی حضرت(ع) می باشد.

شنیدن صدای سائل و به کمک او پرداختن، توجه به خویشتن نیست بلکه عین توجه به خداست. علی(ع) در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا و می دانیم بیگانگی از خلق خدا بیگانگی از خداست. پرداختن زکات در حال نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است نه انجام یک عمل مباح در ضمن عبادت.

آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است و اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست کاملا با روح عبادت سازگار است، علاوه معنی غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بی اختیار احساس خود را از دست بدهد بلکه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست برمی گیرد. برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 428.

 
دوشنبه 30/10/1387 - 4:26
دعا و زیارت

 

شهر حدیث

طرحی نو در ارائه احادیث اهل بیت علیهم السلام

http://www.hadithcity.com

يکشنبه 22/10/1387 - 4:11
دعا و زیارت
 

1-  پروا رسیدن مایه جدائیست، انتقاد مایه دشمنى است، كم صبرى رسوائیست، فاش كردن راز سقوط است، سخاوت هوشمندیست، و پستى غفلت بار است.

از سخنان امام صادق علیه السلام، كه برخى شیعه آن را نثر الدرر نامیده اند‏ (در کتاب تحف العقول - ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 329)
پنج شنبه 19/10/1387 - 16:46
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته