سلام
واقعاً کِی قصد بزرگ شدن خواهیم کرد ! تو دانشگاه ما که کسی حق نداره بگه طرفدار کیه مگر نه . . . ! بعضیام که تا میگی فلانی شروع میکنن به دری وری گفتن و حرف حقو نشنیدن ! وقتی گیر میکنن ، نمی تونن جواب بدن میگن شما شعور سیاسی ندارید ! من نمی دونم کی میگه که ما داریم یا نداریم از کجا می فهمن، خدا می دونه . من میگم شما که تا دیروز به کوچکترین حقوق دیگران هم احترام نمی ذاشتی چی شد یکدفعه بحث از شعور و این حرفا می زنی ! واقعاً کِی قصد بزرگ شدن خواهیم کرد ! چرا نمی تونیم حرف مخالف رو تحمل کنیم این به نظرم خیلی مهمه . بعضی موقعا آدم فکر می کنه صد در صد حق با اونه ولی وقتی به نظر مخالفش خوب گوش می کنه و بهش فکر می کنه میبینه که اشتباه کرده . واقعاً کِی قصد بزرگ شدن خواهیم کرد ! چرا نمی خوایم قبول کنیم که اسلام گفته شما با هم خواهر برادر هستید . اگه واقعاً معتقدی پس چرا اینجوری با برادرت صحبت می کنی . خداییش اگه داداشتم بود باهاش اینجوری حرف می زدی ! بیخودی نگو نه ، قطعاً نمی زدی . یه خورده دلسوزانه تر با هم رفتار کنیم .واقعاً کِی قصد بزرگ شدن خواهیم کرد ! و . . .
این بار می خوام در مورد مسئله مهم انتخابات نظرمو بگم . بعضیا میگن : " برا چی باید رأی بدیم ." یا " ما که این همه رأی دادیم چی شد " ( یک دید نسبتاً بدبینانه ) . در انتخابات دو حالت وجود داره یا اینکه شما کسیو رو قبول دارین که بهش رأی می دید یا اینکه هیچ کدوم از کاندیداها رو قبول ندارین . در این صورت من به شما پیشنهاد می کنم بین بد و بدتر یکیو انتخاب کنید چون چه بخوایم چه نخوایم انتخابات برگزار میشه و یه نفر هم رأی میاره پس چه بهتر که اون بده انتخاب بشه تا اون بدتره .
البته بعضیا هم کلن رأی نمیدن به دلایل مختلف تنبلی و ... فکر میکنم این مسأله اونقدر مهم باشه که چند دقیقه ای رو وقت صرفش کنید و رأی بدبد.
اینایی رو که گفتم نظر من بود . واقعاً خوشحال می شم نظر شما رو هم بدونم .
از این به بعد می خوام رویه مطالبمو عوض کنم .
چند روز پیش مطلبی از آقای کاکایی تو سایت دیدم . رغبت زیادی به خوندن مطالب تبیان ندارم ولی تا دیدم ایشون نقد اخراجی ها کردند مشتاق شدم ببینم . الحق راست گفته بودند . امروز یک نفر ( که به زعم خودش طبع ادبیات داشت ) تو سایت یه مطلب در جوابیه ایشون صادر کردند . من ایشونو نمیشناسم اما از متن بی ادبانه و . . . ایشون می شد حدس زد چه جور آدمیه . واقعاً نمی دونم چه جوری حسمو بیان کنم . اون فیلم واقعاً فاجعه بود چه شماره یکش چه دوش چه سومی که تو راهه . آخه من نمی دونم از کی تا حالا هر کی کارگردان شده ! اونم کی !!!! من نمی گم فیلم کمدی نسازید می گم فیلم موهن نسازید . من خودم به اجبار اون فیلمو دیدم . تو سینمایی که من بودم همه به حاجی و . . . فحش می دادند . میشه یکی به من بگه این چه معنا داره ؟!! خیلی دید مردم نسبت به رزمنده ها خوب بود که ایشون . . .. . رزمنده ها متشکل از لات ، چاقو کش ، معتاد ، چشم چران ها و .. . و عده ای کم هم آدم درست و حسابی که اونا هم توشون کلی منافق دارند . بابا تو رو به خدا یه کم به کاری که می کنید فکر کنید . اول بسنجید بعد .. ..
بعضی از تیکه هایی که توی فیلم بود اونقدر بد و زشت بود که من از خجالت تو سینما آب شدم . یه لحظه با خودم گفتم اینا بودند مملکتو نجات دادند !؟! نمی خوام بگم خودم موقع دیدنش نخندیدم ولی به چی ! بعد از هر صحنه ای که می خندیدم قطره اشکی هم جاری می شد . داریم به کی می خندیم . به اونایی که . ..
تا چند سال پیش با افتخار سرمونو بلند می کردیمو می گفتیم واسه خودمون سینما داریم که جهانیه ولی حالا باید بگیم پرفروش ترین فیلممون اخراجی هاست . این یعنی چی !؟! یعنی مردم تشنه یه لحظه شادی و خوشی اند نه این که فیلم خوبیه . ( برای اثبات این مدعی یه سر به آمار فروش فیلم های کمدی بزنید )
این بخشی از داغ دلم بود امیدوارم که درست شه !!!
دوست دارم نظراتتون رو بدونم ( لطفا کودکانه حرف نزنید )