• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 7
زمان آخرین مطلب : 6413روز قبل
دانستنی های علمی

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

سه شنبه 19/9/1387 - 21:41
دانستنی های علمی
شیطان به خداوند گفت: چگونه است كه بندگانت تو را دوست می دارند و تو را نا فرمانی می كنند در حالی كه با من دشمن اند ولی از من اطاعت می كنند؟! خطاب رسید كه ای ابلیس به واسطة همان دوستی كه به من دارند و دشمنی كه با تو دارند از نافرمانی های آنان در خواهم گذشت
سه شنبه 19/9/1387 - 21:38
محبت و عاطفه
جاده ی عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده است
از عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند خواهشمندیم خود را به زنجیر محبت و صمیمیت زنجیر کنند
(پلیس راه عاشقان)
سه شنبه 19/9/1387 - 21:35
دانستنی های علمی
از عارفی بزرگوار پرسیدند : آدم و ابلیس هر دو در بهشت گناه کردند... چه شد که آدم بخشوده و ابلیس ملعون شد ؟ گفت: گناه آدم از شهوت بود وگناه ابلیس از عُجب و تکبر بود... و عُجب و تکبر در نزد خداوند بخشش پذیر نبود.

سه شنبه 19/9/1387 - 21:34
دانستنی های علمی
خنده بر لب میزنم تا كس نداند راز من....ورنه این دنیا كه ما دیدیم خندیدن نداشت!
سه شنبه 19/9/1387 - 21:33
ادبی هنری
ناقه سیارمن, آهوی تاتارمند من, درهم و دینار من, اندک و بسیارمن, دولت بیدارتیزترک گام زن منزل ما دور نیست
دلکش زیباستی, شاهد رعناستی, روکش حور راستی, غیرت لیلاستی, دختر صحراستی, تیزترک گام زن منزل ما دور نیست
در افتاب غوطه زنی در سراب ,هم به شب ماهتاب ,تند روی چون شهاب ,چشم تونا دیده خواه, تیز ترک گام زن منزل ما دور نیست
لکه ابر روان, کشتی بی بادبان, مثل خضر راه دان, بر سبک هر گران, لخت دل ساربان, تیزترک گام زن منزل ما دور نیست
شام تو اندر یمن, صبح تو اندر قرن, ریگ درشت وطن, پای ترا یاسمن, ای چو غزال ختن, تیزترک گام زن منزل ما دور نیست
مدز سفر پاکشید, در پس دل آرمید, صبح مشرق دمید, جامه شب پر دری,د باد بیابان وزید, تیزترک گام زن منزل ما دور نیست
جمعه 15/9/1387 - 0:39
دعا و زیارت
گفتم آخر عشق را معنا کنیم / بلکه جای خویش را پیدا کنیم
آمدم دیدم که جای لاف نیست / عشق غیر از عین و شین و قاف نیست
آمدم گفتم به آوای جلی / عین یعنی عدل مولایم علی
شین یعنی شورالله صمد / قاف یعنی قول هو الله احد

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد / ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی / عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

خدا نقاشی مهتاب میکرد / دل هفت آسمان را آب میکرد
برای زینت درهای جنت / فقط عکس ابوالفضل قاب میکرد

گل نرگس تو که زیباترینی/ میان هر دو عالم بهترینی
گل نرگس فدای رنگ و بویت/ نصیبم کی شود دیدار رویت

جمعه 15/9/1387 - 0:24
دانستنی های علمی

به دریا بزن قایقت می شوم, حقیرم ولی لایقت می شوم

من عاشق شدن را بلد نیستم , تو یادم بده عاشقت می شوم

 

انیس قلب خود تنها خدا کن , خدا را در دل شبها صدا کن

ز عشق حق چو اشکی را چکاندی , به حال این رفیقت هم دعا کن

 

زیباست که با خدای خود چت بکنیم , در سایت نماز شب عبادت بکنیم

ای کاش که ما فلاپی دلها را , با عشق رول الله فرمت بکنیم

 

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشم, مستم اگر ساکن میخانه نباشم

دوست آن نیست که هر لحظه کنارش باشی, دوست آن است که هر لحظه به یادش باشی

 

گر جفای روزگار تکه کند قلب مرا, روی هر تکه نویسم نام زیبای تو را

 

گل عشق تو هستم, شبنمم باش 

دلم دنیای زخمه, مرحمم باش

ز درد بی کسی قلبم شکسته

به شهر بی کسی ها همدمم باش

 

در مرام ما رفیقان عاشقی رسمی ندارد, دوستی را می پرستم که پایانی ندارد 

 

عشق یک سینه و هفتادو دو سر میخواهد, بچه بازیست مگر عشق جگر می خواهد

 

سکوتم را به باران هدیه کردم, تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت, به هر خاکی رسیدم تکیه کردم 

 

آنکه میگفت زیک گل نشود فصل بهار, چه خبر داشت که همچون تو گلی میروید

جمعه 15/9/1387 - 0:22
محبت و عاطفه
به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نیستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس

گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو

دارم تنها نیستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولی وقتی به تنهایی گفتم: تا تو

رو دارم تنها نیستم ، موندو همدمو مونسم شد.
شنبه 20/7/1387 - 20:31
ادبی هنری
زندگی چون گل سرخی است پر از عطر و پر از برگ و پر از خار یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و خار و گل و برگ همه همسایه ی دیوار به دیوار همند.....!
شنبه 20/7/1387 - 20:30
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته