مهر مهر مهربانان سرد شد ماه مه رویان زخود دلســرد شد موج دریا در شکن ها صاف شد آینه دیوانه شد شفــاف شــــد اشک چشم نسترن بی تاب شد رازقی گویی زمی سیراب شد بلبل از یاس و شقایق سیر شد از مرام عاشقــــــی تزویر، شد شاه شاهنشاهیان بس خوار شد خفته در خواب ابد بیدار شد جوش و قلیان از می و انگور شد عابد از معبود و مقصد دور شد قبله گشت و میکده معراج شد کلبـــــه غرق از بازی امــــواج شد هرچه پنهان تر به یک دم فاش شد هرچه می بایدبشد، ای کاش شد هرچه ره طی کرده بودم هیچ شد روبرو ره ممــــلو از صــــد پیچ شد بندبند این شدن هایی که شد عشق من از عشق توست هرچه شد تا مهیا فرصت دیدار شد تا که ســـــیمای مهــــت در کار شد نقش عشقت در دلم تصویر شد عاشقی در عشق تو تفسیر شد