• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 14
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 4937روز قبل
تبریک و تسلیت

تاریخ تولد حضرت عیسی

اگر چه بر اساس تقویم بیست‌و پنج دسامبر همزمان با میلاد حضرت عیسی‌بن‌مریم، مسیح(ع) است،‌ تاریخ دقیق ولادت حضرت عیسی مسیح‌ روشن نیست. در سده دوم میلادی،ششم ژانویه‌ را روز تولد مسیح می‌دانستند،اما در سده چهارم، کلیسای کاتولیک رم،این تاریخ را 25 دسامبر و غسل تعمید آن حضرت را ششم ژانویه اعلام‌ کرد.

تا سال 973 میلادی،کلیساهای مسیحیان‌ در بین‌النهرین و قسطنطنیه مراسم روز تولد حضرت عیسی مسیح را ششم ژانویه برگزار می‌کردند.

«گریگور نازیانتس»، پس از انتخاب شدن به‌ مقام اسقفی، تاریخ تولد آن حضرت را 25 دسامبر اعلام کرد، پس از کناره‌گیری اسقف مزبور، این تاریخ بار دیگر به ششم ژانویه بازگشت و سرانجام در سال 154 میلادی در کنگره«کالگدون‌«، میلاد حضرت مسیح را 25 دسامبر و روز غسل تعمید ایشان را ششم ژانویه اعلام‌ کردند. از آن پس بیشتر مسیحیان جهان این مناسبت را 25 دسامبر جشن گرفتند، لیکن ارمنیان روز ششم ژانویه را روز تولد آن حضرت می‌دانند و جشن میلاد را در این روز برگزار می‌کنند.

سبب انتخاب 25 دسامبر به عنوان میلاد پیامبر مسیحیان آن است که در آن عصر، پرستش ایزد مهر در اروپا رواج و نفوذ بسیار داشت و 25 دسامبر روز تولد مهر بود و برای‌ به فراموشی سپردن آن، این روز را تولد حضرت‌ عیسی مسیح اعلام کردند.

ارمنیان روز ششم ژانویه ابتدا مراسم مذهبی‌ تولد آن حضرت را در کلیساها برگزار می‌کنند و سپس مراسم خاص غسل تعمید را به جا می‌آورند.

بیشتر مسیحیان جهان 24 دسامبر درخت‌ کاج به خانه‌های خود آورده،تزئین می‌کنند و آماده شرکت در مراسم تولد عیسی مسیح‌ می‌شوند،لیکن ارمنیان در روزهای پایانی ماه‌ دسامبر اقدام به تهیه درخت کاج و تزئین آن‌ می‌کنند و در شب 31 دسامبر اعضای خانواده‌ در منزل بزرگ خانواده جمع می‌شوند،به صرف‌ شام شب عید می‌پردازند و ساعت 12 شب حلول‌ سال نو را به یکدیگر تبریک می‌گویند.(1)

 

 سال تولد حضرت عیسی

سال ولادت حضرت عیسى(ع) تقریبا آغاز تاریخ میلادى است، ولی محاسبات تاریخی نشان می‌دهد که اگر وی در زمان پادشاهانی متولد شده باشد که نامشان به همین مناسبت در اناجیل آمده است، این تولد باید 4 تا 8 سال قبل از مبدأ تاریخ میلادی رخ داده باشد.

 

عیسای تاریخی

بیش از 200 سال است که دانشمندان در باره وجود تاریخی حضرت عیسی(ع) بحث و تردید کرده اند که آیا عیسى وجود داشته است؟ آیا تاریخ زندگى بنیانگذار مسیحیت حاصل غم و اندوه مردم و تخیل و امید آنان و در واقع افسانه‌اى مانند افسانه هاى خدایان مشرکان نبوده است؟ از مدتى پیش، یعنى در قرن هجدهم، به طور خصوصى درباره احتمال اسطوره بودن عیسى بحث مى کردند.

نخستین نویسنده عصر جدید که زندگی حضرت عیسی را به زیر نقادی علمی برد هرمان ساموئل رایماروس، استاد زبانهای شرقی دانشگاه هامبورگ از سال 1728 تا 1768 بود.

مخالفت علنی با اعتقادات تثبیت شده (کلیسا) ، حتی در قرن هجدهم چنان خطرناک بود که حتی رایماروس یارای نشر تحقیقات خود را در حیات خویش نداشت و فردی به نام لسینگ آنها را برای نخستین بار پس از مرگش به جهان عرضه کرد.

پس از رایماروس، تنی چند از نویسندگان برخاستند که جز در نفی معجزات و گرایش به توضیح طبیعی ریشه های مسیحیت، وجوه اشتراکی با او نداشتند. بیشتر این نویسندگان مشاغل دانشگاهی یا منصب‌های دیگر داشتند و هر حمله بنیادین بر ضد دین تثبیت شده را بر خلاف مصلحت خود می دانستند، همه آنان این فرض را تعقیب می کردند که اگر عناصر اعجاز آمیز اناجیل کنار گذاشته شود یا به گونه‌ای توجیه گردد، باقیمانده آن را می توان زیربنای زندگینامه معتبر عیسی قرار داد. در این صورت می‌توان عیسی را به عنوان یک آموزگار برجسته اخلاق برای جهان معاصر خود مطرح کرد.

این دسته از افراد را «عقل گرایان، Rationalists »نامیدند، به معنای قدیمی آن یعنی کسانی که می خواهند داستان های انجیل را عقلانی کنند. از آن زمان به بعد، این اصطلاح معنای گسترده تر و ژرف تری به خود گرفته است.

دانشمندی به نام ولنی در کتاب ویرانه های امپراطور در سال 1970 همین شک را ابراز کرده است.

هنگامی که ناپلئون در سال 1808 با یک نویسنده نامدار آلمانی به نام ویلند ملاقات کرد در باره سیاست یا جنگ چیزی از او نپرسید، بلکه سوال کرد آیا وی به تاریخی بودن عیسی معتقد است یانه؟(2)

 

 حضرت عیسی(ع) در اناجیل

در انجیل متى مى خوانیم: اما ولادت عیسى مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود، قبل از آنکه با هم آیند او را از روح القدس حامله یافتند و شوهرش یوسف چون که مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نماید؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها کند اما چون او در این چیزها تفکر مى کرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت :«اى یوسف پسر داود از گرفتن زن خویش مریم مترس زیرا که آنچه در وى قرار گرفته است از روح القدس است و او پسرى خواهد زائید و نام او را عیسى خواهى نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید». و این همه براى آن واقع شد تا کلامى که خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد که اینک باکره آبستن شده ، پسرى خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است:«خدا با ما» پس چون یوسف از خواب بیدار شد چنان که فرشته خداوند بدو امر کرده بود به عمل آورد و زن خویش را گرفت و تا پسر نخستین خود را نزایید، او را نشناخت و او را عیسى نام نهاد. (3)

داستان تولد عیسی در آغاز هر یک از انجیل های متی و لوقا آمده است. مرقس و یوحنا که داستان تولد را نیاورده اند، از بیت لحم حرفی نمی زنند و فقط به ناصره اشاره می کنند.(4)

 

نسب نامه حضرت عیسی

برای حضرت عیسی(ع) یک نسب نامه در آغاز انجیل متی و نسب نامه ای دیگر در باب سوم انجیل لوقا یافت می شود. توجیه این دو نسب نامه ی مختلف یکی از مشکلات مفسران اناجیل است.(5)

 

حضرت عیسی(ع) در قرآن

این تردید‌ها در حالی از سوی غربیان مطرح می‌شود، که در دین اسلام و قرآن، کتاب مقدس مسلمانان مسأله تولد ایشان اگر چه با نگاهی دیگر مطرح شده و مورد تأیید قرار گرفته است.

 در این کتاب( قرآن ) سرگذشت مریم را یاد کن، آن گاه که براى عبادت از کسان خود کناره گرفت و به نقطه اى در شرق مسجد رفت و در برابر آنان پرده اى افکند.

در این هنگام، ما روح خود، جبرئیل را به سوى او فرستادیم و جبرئیل در نظر او به صورت انسانى با اندام معتدل نمایان شد.

مریم دهشت زده گفت: من از تو به خداوند رحمان پناه مى برم اگر پرهیزگار باشى.

جبرئیل گفت : من بشر نیستم، بلکه فرستاده پروردگار توام; آمده ام تا پسرى به تو ببخشم که از رشدى شایسته برخوردار باشد.

مریم گفت : چگونه مرا پسرى باشد در حالى که هیچ بشرى با من تماس نداشته است و بدکاره نیز نبوده ام ؟

جبرئیل گفت : واقعیّت همان است که به تو گفتم. پروردگارت فرموده است که این کار بر من آسان است. ما این گونه به تو فرزندى مى دهیم تا آنچه باید انجام گیرد و تا او را براى مردم نشانه اى قرار دهیم و از جانب خود او را مایه رحمتى گردانیم، و آفرینش او بدین صورت کارى حتمى است.

پس مریم به عیسى باردار شد و با حمل خود از خانواده اش کناره گرفت و به مکانى دور رهسپار گشت. تا این که درد زایمان او را به سوى تنه خشکیده درخت خرمایى که در آنجا بود کشانید. گفت : اى کاش، پیش از این مرده بودم و به قدرى ناچیز بودم که مرا به فراموشى مى سپردند.

پس عیسى مادرش را از زیر پاى او ندا داد که : اندوهگین مباش; همانا پروردگار تو زیر پایت جوى آبى پدید آورده است.

ساقه درخت خرما را به طرف خود تکان ده که خرمایى تازه بر تو فرو مى ریزاند.

پس، از آن خرماى تازه بخور و از این جوى آب بنوش و بر موهبتى که خدا به تو داده است شادمان باش، و اگر از آدمیان کسى را دیدى که بر تو ایراد مى گیرد، من پاسخ او را خواهم داد، تو قصد روزه کن و بگو : من براى خداى رحمان روزه سکوت نذر کرده ام، از این رو امروز با هیچ انسانى سخن نمى گویم.

آن گاه مریم کودک خود را در حالى که او را حمل مى کرد نزد قومش آورْد. قوم او گفتند : اى مریم، به راستى گناهى بزرگ که از تو بعید مى نمود، انجام داده اى.

اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت نیز بدکاره نبود.

مریم به کودکش اشاره کرد که از او سؤال کنید. آنان گفتند: چگونه با کسى که کودکى در گهواره است سخن بگوییم ؟

عیسى گفت: من بنده خدایم. خدا به من کتاب آسمانى داده و مرا پیامبر گردانیده است.

و مرا هر جا که باشم مایه برکت قرار داده، و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.

و مقرّر داشته است که به مادرم نیکوکار باشم و مرا زورگو و پندناپذیر قرار نداده است.

و از روزى که زاده شدم، قرین سلامت و از آفت ها پیراسته بودم، و به هنگام مرگم و در عالم برزخ نیز گزندى نخواهم دید، و روزى که زنده برانگیخته مى شوم نیز رنجى به من نخواهد رسید.

«اى پیامبر» این است عیسى پسر مریم و این هم ماجراى اوست.

من سخن به راستى و درستى مى گویم. این است حقیقت آن کسى که درباره وى تردید مى کنند.

عیسى فرزند خدا نیست، چرا که خدا را نسزد که فرزندى برگیرد. او از این که نیازمند فرزند باشد منزّه است. چگونه به فرزند نیاز داشته باشد و حال آن که چون کارى را مقرّر کند، جز این نیست که به آن مى گوید : باش، و آن پدید مى آید.

آن گاه عیسى در ادامه سخنانش گفت: به یقین، خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید. این است راه راست و درست.

پس کسانى که عیسى به سوى آنان فرستاده شد، به چند گروه تقسیم شدند و درباره او اختلاف کردند; گروهى به او کفر ورزیدند و گروهى او را خدا خواندند ـ این دو گروه همه کافر بودند ـ و گروهى راه اعتدال را پیمودند.

پس واى بر کافران از دیدار روزى بزرگ ! روزى که آنان نزد ما مى آیند چقدر شنوا و بینایند، ولى آن روز ستمکاران در گمراهى آشکارى قرار دارند و ظهور حقیقت براى آنان هدایتى را در پى ندارد و آنان را به سعادت نمى رساند.(6)

محمد هاشم نعمت الهی

 منابع:

(1)- آداب میلاد مسیح، نشریه اطلاع رسانی

و کتابداری«اخبار ادیان » دی 1383 - شماره 11، نویسنده: آندرانیک هویان

(2)- آشنایی با ادیان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 128، 129، 130.

(3)ـ متى 1:18 – 25.

(4)-مرقس9:1 و یوحنا 45:1-46 ، رک : یوحنا 41:7 -42 .

(5)ـ آشنایی با ادیان بزرگ /چاپ هفتم /بهار 1384/ص 130.

(6)ـ قرآن کریم،‌ سوره مریم، آیات 15 تا 38، ‌ترجمه تفسیر المیزان./919/ی 702/ن

دوشنبه 4/10/1391 - 10:46
اخبار

در کتاب ها و سخنرانی های بزرگان، بارها و بارها درباره واقعه تلخ و تأسف برانگیز آندلس و آنچه بر سر مسلمانان اسپانیا آمد ‌شنیده ایم.

واقعه تلخی که لازم است باز هم بارها و بارها گفته و نوشته شود تا درس عبرتی باشد برای جوانان مسلمان و رهبران دینی جامعه که هیچگاه از کید و مکر دشمنان اسلام غافل نشوند.

اما امروز هم همانند دیروز شاهد حوادث و وقایع ناگواری در جامعه هستیم، جوانانی که در رویای مستی برای همیشه چشم خود را از دست داده اند،‌ دخترانی که به رؤیای ازدواج، آبرو و حیثیت خود و خانواده خود را برباد داده اند.

با ریشه یابی این مسائل همواره نقش دشمنان اسلام را در گسترش این مسائل با ایجاد شبکه های ماهواره ای و تلویزیونی، شبکه های گسترده ابتذال در اینترنت و مانند آن مشاهده می کنیم.

مشاهداتی که لازم است برای ما و رهبران ما سر چشمه عبرت باشد تا برای مقابله با آن چاره اندیشی کنند.

این روزها هم، خبرهای مربوط به تجاوز به عنف در خمینی شهر، کاشمر، تهران و خبر کشتن دختر جوانی در تهران به دست جوان عاشق پیشه و خبرهایی از این دست، اسباب نگرانی فرهیختگان و دلسوزان جامعه را فراهم می کند.

اما نکته ای که ظاهرا مورد غفلت واقع شده و کمتر به آن پرداخته شده، بحث ریشه ها و عوامل این جرم و جنایت ها است.

همه کسانی که از این جرم و جنایت ها، نگران شدند، دلشان به درد آمد و نسبت به این وقایع واکنش نشان دادند، به نوعی در صدد برآمدند به جای ریشه یابی و حل این مشکل، صورت مسأله را پاک کنند، یعنی از مراجع انتظامی و قضایی خواستار مجازات مجرمان و جنایت کاران این حوادث شدند؛ اگر چه این خواسته، خواسته به حق و انتظار به جایی است.

برخی نیز قربانیان این حوادث را مقصر شناخته و گفتند:«اگر این قربانیان حجاب داشتند یا مشغول عیاشی نبودند و ………» اینگونه مسائل برایشان پیش نمی آمد.

اما به نظر می رسد، جنایت کاران و قربانیان این حوادث قربانی ریشه ها و علت های به وجود ‌آمدن اینگونه حوادث در جامعه هستند؛ در حقیقت، هم جنایت کاران و هم قربانیان، قربانی مشکلات عدیده ای همچون فرهنگ و اقتصاد هستند که گریبان جامعه ما را هر روز بیشتر از دیروز می فشارد و عرصه را بر همه تنگ می کند.

نقش فرهنگ در ایجاد بحران

در عرصه فرهنگ؛ بی توجهی، جهالت، مسؤولیت ناپذیری،‌ تقصیر و کوتاهی نهادها و مراجع مسؤول آنچنان آشوب و بلوایی به پا کرده و آش شله قلم کاری پخته است که داد آشپز نیز درآمده است.

بالا رفتن سن ازدواج، افزایش آمار طلاق، نا آّشنایی به حقوق و وظایف، نشانگر این مدعا است. «بررسی آمار های مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از ۲۶درصد در سال ۷۵ به ۴۲درصد در سال ۸۵ رسیده است.

نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال ۸۸ در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد آمار زنان مطلقه را ۶ میلیون نفر اعلام کرد.

طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال ۸۵، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت ۶ برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است. این در حالی است که کارشناس سازمان ملی جوانان تعداد افراد مطلقه را تنها ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرده است.

درهمین حال پایگاه خبری وابسته به سازمان ملی جوانان مساله ازدواج دختران ۲۵ سال به بالا را یکی از نقاط بحرانی در امر ازدواج عنوان کرده و به نقل از یک کارشناس تصریح کرده بود: تعداد دختران مجرد ۲۵ سال به بالا دو برابر پسران مجرد است.

آمار می‌گوید تعداد دختران ازدواج نکرده ۲ برابر پسران است که در عمل با یک مسئله ۳ برابر مواجه خواهیم شد. بعبارتی پسرانی که از سن ۳۱ سال عبور می کنند رغبت به ازدواج در آنها کم می‌شود و از سویی عده زیادی هم تمایل به ازدواج با سنین پایین را دارند.

این در حالی است که معاون آمار و اطلاعات شورای فرهنگی‌ – اجتماعی زنان چندی پیش گفت: آمار دختران مجرد بالای ۲۰‌ سال در کشور حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر است. اگر سن مناسب برای ازدواج دختران و پسران را ۱۵ تا ۳۴‌سال درنظر بگیریم، تعداد زنان مجرد حدودا ۷میلیون نفر و تعداد مردان مجرد ۹‌میلیون و ۵۰۰‌هزار نفر است؛ در نتیجه تعداد پسران مجرد حدود ۲میلیون و ۵۰۰‌هزار نفر بیشتر از دختران مجرد خواهد بود.

اما اگرسن ازدواج برای دختران را ۱۵‌تا ۲۹ سال و برای پسران ۲۰‌تا ۳۴ سال درنظر بگیریم، آنگاه تعداد دختران مجرد ۶میلیون و ۷۰۰‌هزار نفر و تعداد پسران مجرد ۵ میلیون و ۲۰۰‌هزار نفر خواهد بود، به این ترتیب تعداد دختران مجرد یک‌میلیون و ۳۰۰‌هزار نفر از پسران مجرد بیشتر خواهد بود.

اواخر سال گذشته موسوی مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی از افزایش ۱۵ درصدی آمار طلاق در کشور خبر داده و عنوان کرده بود که ۹۳ هزار و ۷۶۹ فقره طلاق در سال ۸۸ به وقوع پیوسته است».(۱)

از سوی دیگر یک کارشناس مسائل اجتماعی با کاوش در بحث علل افزایش آمار طلاق گفته است:«علت اصلی بروز طلاق و ناهنجاری‌های خانوادگی در وهله نخست، اقتصادی و در مراحل بعدی اجتماعی و جنسی است.

متأسفانه، مشکلات بسیار اقتصادی که پیش روی خانواده‌ها قرار گرفته، موجب کارهای چند شغلی مرد خانواده و دوری از محیط زندگی می‌شود که خستگی و فشار کاری، عملا در ساعت آزاد نیز حوصله و زمانی برای رسیدگی به امورات خانواده باقی نگذاشته و ناهنجاری‌ها و مشکلات اخلاقی در جامعه را ناشی می‌شود.

از سوی دیگر، گسترش مسائل اخلاقی و ناهنجاری دیگر در جامعه نیز اعضای خانواده را به مسائل دیگر و مشکلات اخلاقی می‌کشاند و حضور نداشتن فیزیکی و معنوی پدر خانواده این امر را تشدید می‌کند که این زنگ خطری برای جامعه است.

یکی از علل مهم طلاق در جامعه ما، برخی ملاحظات و کوتاهی‌های دستگاه‌های مسئول و همچنین قبح عرفی پرداختن به این موضوع، مسائل جنسی و نیازها و تمایلات زوجین است.

هرچند در ظاهر، علت بسیاری از طلاق‌های انجام گرفته، عدم تفاهم، مسائل اقتصادی و مشکلات خانوادگی است، اما با کنکاش و بررسی دقیق در مسائل اجتماعی، عمدتا مسائل زناشویی یک پایه مهم و تأثیرگذار در بروز مشکلات خانوادگی است که به دلیل عدم تأمین زوجین در این مسائل و عدم توان ابراز و بیان این مشکل به همسر، طغیان این مشکل با بهانه‌های دیگر از جمله عدم تفاهم و… نمود پیدا کرده و به بهانه‌های کوچک و خنده‌دار، زندگی زوجین به طلاق و طلاق‌کشی کشانده می‌شود».

این کارشناس در پایان خاطرنشان کرده است:«البته برخی افراط‌ و تفریط‌ ها در مسائل فرهنگی و اجتماعی و قبح عرفی پرداختن و بررسی برخی مسائل زناشویی و عدم آموزش زوجین در باب مسائل عمیق خانوادگی، سبب بروز بسیاری از اختلاف‌ها و همچنین تنوع طلبی و افسارگسیختگی برخی آقایان و ناهنجاری‌های خانوادگی و متأسفانه، پدیده بسیار زشت خیانت همسران در زندگی مشترک می‌شود که اقدام جدی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور در این باب بسیار مهم و ضروری است».(۲)

همانطور که گذشت، آمار فوق نشانگر نوعی سردرگمی در بحث فرهنگ و همچنین نوعی بحران جنسی در جامعه است، اگر آمار جوانان در شرف ازدواج، جوانانی که از سن ازدواجشان گذشته است(پیر دختران و پیر پسران)، زنان مطلقه، زنان روسپی که از راه تن فروشی امرار معاش می کنند را جمع کنیم، عمق فاجعه و بحران درک می شود.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی، در کتاب مشکلات جنسی  جوانان به این مسأله اشاره کرده و فرموده است:« کاهش ازدواج، و عدم تمایل جوانان به زندگى زناشویى و روى آوردن به زندگى غیر طبیعى تجرّد، و یا صحیح تر چیزى که اصلا نمى توان نام آن را زندگى گذارد، فاجعه بزرگى است براى جهان انسانیّت که همراه دیگر آثار منفى زندگى ماشینى، دامنگیر انسان قرن ما شده است.

کاهش ازدواج تنها از این نظر فاجعه آور نیست که به انقراض یا کمبود نسل، مى گراید، تا گفته شود فعلا – و شاید تا چندین سال دیگر – فکر ما از این جهت آسوده است، زیرا جهان انسانیّت با کمبود نفرات روبه رو نیست، بلکه شاید ازدیّاد جمعیّت در حال حاضر مایه نگرانى باشد (البتّه در کشورهاى غیر صنعتى، و نه صنعتى که جمعیّت کاملا در آنها کنترل شده است) … آمار انتحار و خودکشى ها به خوبى این واقعیّت را روشن مى سازد زیرا طبق این آمار (خودکشى) در میان افراد مجرّد به درجات از افراد متأهّل بیشتر است.

فرار مغزها بیشتر در میان افراد مجرّد که هنوز پیوند زندگى زناشویى با اجتماع کشور خود برقرار نساخته اند دیده مى شود.

بسیارى از جنایتکاران یا مجرّدند یا یک نوع زندگى شبیه به تجرّد دارند. در حقیقت زندگى زناشویى، انسان را از این که تنها متعلّق به خودش باشد، و هر آن اراده کرد هر نوع تصمیمى درباره خود و آینده خود بگیرد بیرون مى برد، و بر اثر احساس مسئولیّت در برابر جامعه کوچکى که نامش «خانواده» است از هرگونه تصمیم خطرناک و غلط باز مى دارد».(۳)

نقش اقتصاد در ایجاد بحران

مشکلات اقتصادی پیش روی جوانان، خانواده ها و جامعه یکی از مهمترین عوامل ایجاد بحران جنسی در جامعه است. چشم و هم چشمی، توقع بیجا در فراهم کردن مایحتاج و اسباب و اثاثیه اولیه زندگی، اشکال تراشی های بی مورد، مهریه ها و جهیزیه سنگین و تشریفات زاید، منتج به عدم تشکیل خانواده، افزایش سن ازدواج، افزایش آمار طلاق و …. می شود و سخن گفتن بیشتر در این مورد نیز،‌ موجب اطاله کلام می شود.

راه حل:

حال این پرسش مطرح می شود که آیا راه حلی برای مشکلات متصور است یا خیر؟

راه حل ها و راهکارهای متفاوت و گسترده ای برای حل این بحران در جامعه متصور است، که در این مقال به برخی از آنها اشاره می شود:

ازدواج:

تشویق به ازدواج و ایجاد راهکارهای فرهنگی و اقتصادی برای ازدواج جوانان مهمترین راه حل برای این بحران است.

ازدواج آسان:

با بسیج نخبگان جامعه، نهادهای فرهنگی، صدا و سیما، بزرگان اقوام، طوایف و بزرگان دینی، روحانیان، طلاب و فضلای حوزه های علمیه، پزشکان و همه کسانی که به نوعی صاحب نفوذ در جامعه هستند می توان زمینه فرهنگی و اقتصادی ازدواج آسان را فراهم کرد.

ازدواج آسان در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، مسبوق به سابقه است، جوانان به سادگی با کمترین امکانات با هم ازدواج کرده و راهی خانه بخت می شدند، با اطلاع رسانی،‌ فرهنگ سازی و هشدار به افراد جامع درباره این بحران لازم است زمینه سازی برای ازدواج ‌آسان صورت گیرد.

تبیین و بزرگداشت مفاهیمی همچون دوری از چشم و هم چشمی، ساده زیستی، خودداری از توقعات بیجا، مهریه کم و مانند آن راهی برای انجام ازدواج های ساده و آسان است.

ازدواج موقت:

متأسفانه به دلیل تبلیغات مسموم دشمنان اسلام و تشیع، مسأله ازدواج موقت که ریشه در آیات و روایات ما دارد، تبدیل به یک تابو شده است و تا نامی از آن برده می شود، داد و فریاد وا اسلاما، وا مسلمانا و وا حقوق زنان، بلند می شود.

لازم است، بزرگان دینی و مراجع بزرگوار تقلید با قدم گذاشتن در این عرصه و تبیین آیات و احکام الهی درباره این مسأله، تبلیغات مسموم و زهرآگین دشمنان را خنثی کرده، حدود و ثغور این مسأله را مشخص کنند، زیرا ازدواج موقت،‌ مسکن و آرامبخشی برای پایین آوردن تب جنسی جامعه امروز است.

بهتر است بزرگان دینی و مراجع بزرگوار تقلید و کارشناسان مسائل اجتماعی راه حل مناسبی برای بحث ازدواج موقت بیاندیشند تا کسانی که به نوعی با این بحران رو‌به رو هستند و از درد و رنج این بیماری مهلک رنجور و بیمار شده اند، تسکین یابند تا در فرصتی مناسب به درمان خود«ازدواج دائم» بپردازند.

اگرچه لازم است، این راه حل به گونه ای باشد که آسیبی به بنیان خانواده وارد نکند و راه را بر سودجویان و فرصت طلبان ببندد.

آموزش های پیش از ازدواج:

برگزاری کلاس های آموزش پیشگیری از بارداری، برای افرادی که می خواهند حداقل چهل سال با هم زندگی کنند به هیچ وجه کافی و مناسب نیست.

برای تشکیل یک زندگی که ممکن است، حداقل چهل سال طول بکشد، لازم است با برگزاری کلاس های آموزش خانواده، پیش از ازدواج، جوانان با مبانی ابتدایی انتخاب همسر، تشکیل خانواده، تربیت فرزند و مشکلات پیش روی جوانان در بحث تشکیل خانواده آشنا شوند، یا ترغیب شوند تا در زمینه مباحثی که گذشت مطالعه کنند.

همچنین معرفی و تدوین کتاب های مورد نیاز جوانان در این مباحث و در اختیار گذاشتن این کتاب ها به قیمت مناسب، کمترین کاری است که متصور است.

تربیت جنسی کودکان و نوجوانان:

همچنین لازم است با همکاری نهادهای آموزشی و تربیتی و والدین، کودکان و نوجوانان در حد نیاز در رده های سنی مختلف با مسائل جنسی مورد نیاز خود و مفاهیمی همچون، عفت، حجاب، تعصب، محرم و نامحرم،«نه گفتن» به خواسته های غیر شرعی دیگران و مسائلی مانند آن آشنا شوند.

این مسأله به نسل آینده ما کمک می کند تا کمتر درگیر مسائل جنسی و بحران جنسی شوند.

در پایان دلسوزانه از مسؤولان امر خواهشمندم به خود آمده و هر چه سریعتر چاره ای برای این بحران بیاندیشند و گر نه روز به روز و ساعت به ساعت بر گستره این بحران افزوده خواهد شد و روزی خواهد رسید که دیر خواهد بود،«سرچشمه بتوان گرفتن به بیل چو پر گشت نتوان گرفتن به پیل».

http://www.akharinnews.com/index2.php?option=com_content&task=view&id= (1)- 9289&pop=1&page=0&Itemid=36

(2)- http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77915

(3)- مشکلات جنسی جوانان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی.

پنج شنبه 23/4/1390 - 1:38
شهدا و دفاع مقدس

خاطرات روحانیان رزمی تبلیغی / داستان خروس تنها

خاطره توحیدی

در اهواز زمینه فعالیت نبود، راهی آبادان شدیم، ما را در اطراف بهمنشیر مستقر کرده بودند، ‌هفته ای یک بار برای استحمام و نظافت به آبادان می رفتیم.

در طول راه، در روستایی در همان نزدیکی ها، در خانه ای گلی متوجه سر و صدایی شدیم، رفتیم ببینیم چه خبر است؟ خروسی تنها در آن خانه پیدا کردیم، دلمان سوخت، یکی از دوستان خروس را بغل کرد و از خانه بیرون آمدیم.

در ادامه مسیر، هنگام پریدن از روی یکی از نهر های کوچکی که در اطراف وجود داشت،‌ خمپاره ای در کنارمان منفجر شد، برای ما اتفاقی نیافتاد، اما خروس بیچاره در بغل دوست ما تکه پاره شده بود.

من لمس کردم که اگر خدا بخواهد کسی را حفظ کند، به بهترین وجه او را حفظ می کند.

نا خودآگاه به یاد این شعر افتادم:

گر نگه دار من آن است که من می دانم

شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.

خاطرات حجت الاسلام مسلم درگاهی؛ وی  سابقه ۷۵ ماه حضور در دفاع مقدس را در کارنامه فعالیت های رزمی تبلیغی خود دارد، هم اکنون در سنگر حوزه و دانشگاه مشغول فعالیت است.

 منبع :سایت atregoleyas    
دوشنبه 12/7/1389 - 20:9
شهدا و دفاع مقدس
من شهید می شومشهید آوینی كه یك سال قبل از شهادتش به من گفت: من شهید می شوم. گفتم: سید! بوسنی جنگ شده خوبه دیگه شما دوربینت را برمی داری و آنجا می روی و شهید می شوی و در باغ شهادت را به رویت باز می كنند. گفت: حاجی بهت میگم كه من شهیدی به جامانده از شهدای ایران هستم و در همان سرزمینی شهید می شوم كه شهدای خودمان شهید شدند. بعد هم روز اولی كه مكه رفتیم، گفت: دعا كنید هر سال بیاییم؛ ولی روز آخر گفت: من دیگر مكه نمی آیم. این آخرین حج من است. آنجا كه بودیم شهید آوینی دفتر مرا گرفتند و بعد از یك ساعت كه دفترم را گرفتم گفت: دوست ندارم اینجا بخوانی. در اتاقم بودم كه دفتر را باز كردم و دیدم نوشته بسم الله الرحمن الرحیم. كاش می مردم، قبل از آنكه بمیرم. او خودش می دانست كه نه در بوسنی و لبنان بلكه در نقطه ای از ایران شهید می شود. لذا آن شبی كه شهید می شود كسانی كه با ایشان بودند، گفتند: وقتی بچه ها داشتند دعای كمیل می خواندند سید از سنگر بیرون رفت و از جایی كه شهید شده خاك برداشت و آورد و گفت: بچه ها این خاك چه بویی می دهد. بچه ها گفتند كه بوی خاك می دهد. گفت:« نه، بوی شهادت و شهید می دهد.» بوی شهید از قبل و بوی شهادت كه فردا اتفاق می افتاد. دانشجوهای ما باید چنین الگوهای معنوی داشته باشند و ببینند آنها چه كار كردند كه به اینجا رسیده اند. « حجة الاسلام صادقی سرایانی››www.atregoleyas.com
سه شنبه 12/9/1387 - 0:11
شهدا و دفاع مقدس
ثبت نام در دفتر شهدارسول اكرم (ص) با وجود مسئولیت های خطیر اجتماعی كه تمام مسائل و مشكلات یك جامعه نو بنیاد اسلامی را در بر می گرفت پس از فراغت از امور اجتماعی وقتی وارد منزل می شدند در تمام كارها، از درست كردن غذا تا جارو كردن خانه و لباس شستن و دستاس كردن و دوشیدن شتر و سایر كارها كمك می كردند. پیامبر اكرم (ص) روزی به منزل حضرت علی (ع) تشریف بردند، دیدند كه علی (ع) در خانه عدس پاك می كند و فاطمه هم در كنار دیگ نشسته است، فرمودند: هر مردی كه در امور خانه به همسر خود كمك كند و بر او منّت نگذارد، خداوند نام او را در دفتر شهدا نویسد.www.atregoleyas.com    
سه شنبه 12/9/1387 - 0:10
شهدا و دفاع مقدس
به بهانه ی آنچه امروز دز غزه می گذرد:ساعتی پس از ظهر روز چهارشنبه بیست و هفتم مهرماه 1367 خودرو سفید رنگ تویوتا، درون محدوده اصلی امنیتی بخش اشغالی جنوب لبنان، به سمت مرز فلسطین در منتها الیه بخش « كفركلا» در حال حركت بود. رانندگی این خودرو را « سید عبدالله عطوی» جوان بیست ساله ای از جبل عامل به عهده داشت كه صهیونیستها او را به واسطه رده بالای نظامی امنیتی پدرش در بین نیروهای دست نشانده اسرائیل در جنوب لبنان می شناختند. پدر سید عبدالله از معاونین با سابقه نظامی شورشی « آنتوان لحد» سركرده مارونی مزدوران اسرائیلی بود و همین امر موجب می شد تا اسرائیلیها با گشاده رویی به سید عبدالله اجازه تردّد در بخش اشغالی داده از توقّف و یا احیاناً بازرسی خودرو وی خودداری كنند. هنگامی كه سید عبدالله روی جاده « تلالنحاس- عدسیه» به نزدیكی پست ایست و بازرسی صهیونیستها معروف به « بوابه فاطمه» [معبر عبور و مرور مرزی لبنان و فلسطین] می رسد در كنار جاده توقّف می كند. حوالی ساعت یك و ربع بعدازظهر است. دو كاروان نظامی صهیونیستها در پشت موانع « بوابه فاطمه» قرار دارند. یكی در حال حركت به سمت شمال فلسطین و دیگری در جهت عكس اولی از فلسطین به سمت جنوب لبنان. ناگهان صدای مهیب برخورد تویوتای سید عبدالله با موانع فلزی « بوابه فاطمه» همه را بر جای خود میخكوب میكند. درست در نقطه تلاقی دو كاروان نظامی اسرائیل واقع در آن سوی بوابه فاطمه- عمق هفتصد متری درون خاك فلسطین اشغالی- سید عبدالله چاشنی انفجار بیش از پانصد كیلوگرم مواد منفجره موجود در تویوتا را فعّال میكند و بدین سان با به هلاكت رساندن و یا مجروح ساختن بیش از چهل و پنج نظامی صهیونیست و انهدام كامل دو كاروان نظامی- امنیّتی خون خود را به عنوان هدیه ای گرانبها و جاویدان از طرف حزب الله لبنان به پای نهال مبارك انتفاضه فلسطین جاری می سازد. ساعاتی قبل از این حماسه بزرگ، شهید سید عبدالله در برابر دوربین ویدئویی هم رزمانش وصایای خود را بیان میكند. در این نوار شهید سید عبدالله در كنار تصویر بزرگی از حضرت امام خمینی ( قدس سره) بر روی زمین نشسته و با تبسّمی زیبا كلام خود را این گونه آغاز می كند:« من بنده محتاج خدا « سید عبدالله عطوی» هستم و عملیات شهادت طلبانه خود را در ایّام ولادت رسول گرانقدر اسلام (ص) و به بزرگداشت هفته وحدت اسلام انجام می دهم و انشاءالله در زمره شهدا قرار گیرم.» شهید جبل عامل چنین ادامه می دهد:« این عملیات را به انتفاضه اسلامی در فلسطین هدیه می كنم و به آن مجاهدان قهرمان كه عزّت و كرامت را برای مسلمانان فلسطین و برای همه مستضعفان عالم آفریدند تبریك می گویم.www.atregoleyas.comInfo@atregoleyas.comMohammadhashem_ne@yahoo.com 
جمعه 8/9/1387 - 0:24
شهدا و دفاع مقدس
تحصیل درس و تحصیل شهادت

رفیق دانشجویی داشتم كه دیر به جبهه آمد. گفتم: دیر آمدی! گفت: رفتم و جواب كنكور را بگیرم، كمی دیر شد. طوری گفت جواب كنكور را بگیرم فكر كردم كه رد شده است گفتم: قبول نشدی؟ گفت چرا، قبول شدم. طوری گفت قبول شدم كه با خود گفتم: حتماً در یك رشته ی درب و داغون قبول شده است. گفتم: چه رشته ای قبول شدی؟ گفت: پزشكی دانشگاه تهران قبول شدم. گفتم: پس چرا به جبهه آمدی؟ گفت: من اصلاً نمی خواستم به دانشگاه بروم چون در همین عملیات شهید می شوم. در كنكور شركت كردم تا مادرم در فامیلها سر بلند شود و بگوید كه بچه ی من خیلی لایق بود. او در همان عملیات شهید شد.

 www.atregoleyas.com 

 

سه شنبه 5/9/1387 - 23:12
شهدا و دفاع مقدس

وقتی مرحوم آیة الله كاشانی در جلسه ی ختم مرحوم آیة الله العظمی خوانساری شركت كرده بود، كسانی كه نزدیكان شان در واقعه ی 30 تیر كشته شده بودند جلوی آیة الله كاشانی را گرفته بودند و با زبان اعتراض نسبت به كشته شدن نزدیكان شان متعرّض ایشان بودند. ولی پس از واقعه ی پانزده خرداد، همه می گفتند: ما افتخار می كنیم كه در راه اسلام شهید داده ایم و حاضریم تا آخرین قطره ی خون خود را نثار اسلام كنیم.

خاطرات محی الدّین فاضل هرندی، روزنامه جمهوری اسلامی 19/11/77

 

دوشنبه 4/9/1387 - 23:45
شهدا و دفاع مقدس

شهید و سوگند

احمد رزمنده بود. محال بود که جبهه را به خاطر ازدواج با من رها کند. دلم می خواست با این شش سال جنگیدن و دو بار جانبازی اش به شغل دبیری اش برگردد امّا جرأت نمی کردم. مرخصی او در زمان ازدواج ما ۲۰ روز بود ولی یک هفته بعد از عروسی که شش روز از مرخصی او مانده بود رفت. نامه اش هر هفته می رسید. پس از یک ماه مدّت سه هفته از او خبری نبود، تا این که خبر شهادتش رسید. تحمّلش سخت بود. قسم خوردم که بعد از او با کسی ازدواج نکنم. پدر و مادرش بعد از یک سال به او پیوستند. مجبور شدم به خانه ی پدرم برگردم. پس از مدّتی جوانی خواستگارم شد، همگی اصرار بر قبول او داشتند، پدرم از دیانتش تعریف می کرد. سرانجام واقعیت قسم خوردنم را گفتم و عذر خواستم. با ارث از خانواده ی احمد توانسته بودم کارگاه دوزندگی کوچکی فراهم کنم که مخارج شش زن بی سرپرست را تأمین کند. امّا خواستگارم دست بردار نبود. احمد به خوابم آمد. عصبانی بود. گریه کردم که چرا با من حرف نمی زند. گفت: مگر مسلمان نیستی؟ آیا قرآن نمی خوانی که بفهمی خدا برای شکستن سوگندهای بی مورد چه دستوری داده؟ آیا می خواهی تارک دنیا شوی؟ آیا نمی دانی این کار در شأن ما مسلمانان نیست؟ حسین را خود من برایت فرستادم، همسر خوبی برایش باش. بیدار شدم و تا صبح گریه کردم. برده ای نبود آزاد کنم. خواستم ۶۰ روز روزه بگیرم. پدرم گفت: ۶۰ فقیر را جامه بپوشان.

منبع:جمهوری اسلامی

www.atregoleyas.com

Info@atregoleyas.com

Mohammadhashem_ne@yahoo.com

دوشنبه 4/9/1387 - 14:22
شهدا و دفاع مقدس

خاطره ای از شهید مجید آتش فراز

خیلی کوچک بود که سخت بیمار شد. دکترها جواب کردند. دلمان شکسته بود. با امید به خدا به خانه برگشتیم. به امام هشتم متوسل شدیم.در کمتر از یک شبانه روز حالش بهتر شد و شفا گرفت.

راوی: پدر شهید

منبع: موسسه ی روایت سیره ی شهدا

يکشنبه 3/9/1387 - 19:43
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته