• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6633روز قبل
دعا و زیارت

دروغ گو بواسطه دروغ بوی دهانش در قیامت

 گندیده است .ملائک از بوی گندش فرار می کنند

 چنانکه مضمون حدیث نبوی است  خداوند

دروغگو را لعنت می فرماید بوی گند دروغ گو تا

 به عرش می رسد جمله عرش دروغگو را لعنت

 می کند . دروغ خراب کننده ایمان است . دروغ

مانع چشیدن طعم ایمان است  دروغگو    

          تخم دشمنی و کینه را در دلها می کارد .

دروغ کلید خانه ایست که همه خبائث در آن

است . بواسطه یک دروغ هفتاد هزار ملک دروغ

 گو را لعنت می کنند و از حضرت صادق روایت

 است که مجازات دروغگو آن است که خداوند

 فراموشی را براو مسلط میگرداند . و دروغگو

 خود را نزد مردم رسوا می سازد .

 گناهان کبیره

دوستان اگر این مطالب برای شما مفید است

خوشحال میشم نظرتون رو بنویسید تا ادامش بدم

يکشنبه 15/2/1387 - 1:26
دعا و زیارت

حضرت صادق فرمود :گوش دادن به غناء نفاق را

در قلب میرویاند چنانکه آب سبز را  و غناء آشیانه

 مرغ نفاق است و فرمودند خانه ای که در آن غناء

 خوانده می شود از مصیبت و بلای ناگهانی ایمن

 نیست و دعا در آن مستجاب نمی شود و فرشتگان

 داخل آن نمی گردند  .
يکشنبه 15/2/1387 - 1:24
فلسفه و عرفان

آنکه چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و

واردات آن را مواظب باشد به درد خود می رسد و چاره

 درمانش میکند

يکشنبه 15/2/1387 - 1:21
شعر و قطعات ادبی

از تناقض های دل پشتم شکست

 

بر سرم جانا بیا میمال دست

 

سایه خود از سر من بر مدار 

بیقرارم بیقرارم بیقرار

يکشنبه 15/2/1387 - 1:19
فلسفه و عرفان

جناب شیخ رجبعلی خیاط بر این اعتقاد بود که هنگامی انسان شایستگی

 مناجات و گفتگو با خداوند متعال را پیدا می کند که محبت غیر خدا را از

 دل بیرون کند و کسی که هوس ،  خدای اوست نمی تواند حقیقتا

 یا الله بگوید .

يکشنبه 15/2/1387 - 1:12
خاطرات و روز نوشت

خداوندا  به سوی محبتت راهی آسان بر من

 هموار ساز و به وسیله آن خیر دنیا و آخرت را

 بر من کامل گردان        

 ( امام سجاد (ع) )

 

يکشنبه 15/2/1387 - 1:10
شعر و قطعات ادبی
                        سیر یک روز طعنه زد به پیاز            که تو مسکین چه قدر بد بوئیگفت از عیب خویش بی خبری                                    زان ره از خلق عیب میجوئیگفتن از زشت روئی دگران                                         نشود باعث نکو روئیتو گمان میکنی  که شاخه گلی                                                به صف سرو لاله میروئییا که هم بوی مشک تاتاری                                         یا ز ازهار باغ مینوئیخویشتن بی سبب بزرگ مکن                                      توهم از ساکنان این کوئیدر خود آن به که نیک تر نگری                                 

اول آن به که عیب خود گوئی

يکشنبه 15/2/1387 - 1:7
خاطرات و روز نوشت

ضمن عرض سلام . خسته نباشید خدمت دوستان گل تبیانی

دوستان فکر نمی کنید اگر به جای ثبت مطالب زیاد پشت هم که شاید تاثیر گزاری کمتری دارد . شاید فقط به جهت رکورد زدن باشد ، هر نفر نهایتا 3 الی 4 مطلب پر محتوا ثبت کند بهتر باشه ؟

این کار باعث می شود تا مطالب دوستانی که از نظر تعداد کمتر هستند به صفحه های بعدی نرفته و همه بتوانند استفاده کنند . من فکر می کنم مطالب زیاد  و باری به هر جهت مفید فایده نخواهد بود . ضمنا قصد توهین و جسارت به کسی را ندارم و همه دوستان و مطالب ارائه شده آن ها قابل احترام هستند .

ولی من خاطرم هست که قبلا نهایت مطلبی که ثبت می شد 6 یا 7 بود

با تشکر منتظر نظرات و راهنمایی شما هستم

بهمن

جمعه 13/2/1387 - 21:40
فلسفه و عرفان
راو نیاز عاشقانه


از زبان ذوالنون حکایت شده که می گفت : در حال طواف بودم که دیدم شخصی به پرده کعبه چسبیده و گریه می کند و در میان گریه اش میگوید :


من بلایم را از غیر تو پوشیده ام و تمام رازهایم را برای تو هویدا ساخته ام و از غیر تو به تو مشغول شدم . در شگفتم از کسی که تو را بشناسد و تو را فراموش می کند و تعجب می کنم از کسی که محبت تو را چشیده و از تو دست بردارد ...


پس خودش را در مورد خطاب قرار داده و گفت :


مهلتت داد برنگشتی ، سرت را پوشاند شرم نکردی و لذت و حلاوت مناجاتش را از تو گرفت ناراحت نشدی . سپس گفت عزیز من چرا در آن هنگام که در پیش تو حاضر می شوم چرت مرا فرا می گیرد ؟ و چرا شیرینی مناجات خودت را از من می گیری ؟


چرا ؟ ای نور دیده من ! چرا؟
جمعه 13/2/1387 - 1:4
شعر و قطعات ادبی

خلوت مستان

 

در حلقــــــه درویش، نــــــــدیدیـــــم صفـــــایى

در صــــومعــــــــــــــه، از او نشنیدیم ندایــــی

در مــــــدرسه، از دوست نخـــــــــواندیم كتابى

در مــــــــاذنه، از یار ندیدیــــــم صدایـــــــــی

در جمـــــع كتب، هیچ حجـــــــابى نـــــــدریدیم

در درس صحف، راه نبـــــردیــــــم به جــــایــى

در بتكـــــده، عمــــــــرى به بطـــالت گــذراندیم

در جمع حـــــریفــــــان نــــه دوایـى و نه دائی

در جـــــرگه عشــــــــّاق روم، بلكـــــــــه بیــابم

از گلشن دلــــــدار نسیمـــــى، رد پــــــــایـــی

این ما و منى جمله ز عقل است و عقال است

در خلوت مستان، نه منى هست و نه مایى

جمعه 13/2/1387 - 0:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته