گریه کی درمون درده ... ؟
پس زانو چه نشستی ؟
پاشو جونم دیگه اون اشکارو پاک کن
غمها را یکسره خاک کن
عزیزم جون دلم حیفه آخه چشم قشنگت
کو دیگه اون آب ورنگت
برای کی ؟ برای چی ؟
چرا گلبرگ لطیف گونه هات مخمل زرده ؟
چرا اون دل که به پاکی مثل بارون بهاره
دیگه هیچ طاقت نداره
دیگه از عالم وآدم از زمین از آسمون
حتی از دلای پاک ومهربون ، از همه سرده ؟
حیفه چشمای قشنگت ، گریه كی درمون درده ؟
تا نجنبی میبینی هستی گذشته
میبینی دوروبرت برگ خزونه
روی اون چهره زیبا جای پاهای زمونه
دل تو نیست خالی از شورو حیاته ، یه كویره
همونایی كه به یك خنده شیرین زیر پات هستی میریزن
پیش روت نه
ولیكن پشت سرت ، زمزمه داران ، دیگه پیره
میبینی شوری نمونده ، تو دلت نوری نمونده
میبینی چشمای شادی وامید ، دیگه كوره
پشت سر غیر سیاهی نمیبینی
هرچی بوده همه رفته از تو دوره
میبینی روزنه ها كوره وبسته
پروبال تو شكسته
گرد خاموشی وحسرت روی اون زلفا نشسته
راه برگشتی نمونده پشت سر پلها شكسته
میبینی این دل پر شور وتلاطم
دیگه بیهوده به كنج قفسی كهنه اسیره
بغض سنگین وسیاهی میگیره راه گلوتو
مثل اون گلهای سرمازده فصل زمستون
خنده ی تلخ تر از گریه رو لبهات میشه پرپر
كه خدایا دیگه دیره
پاشو جونم پاشو این اشكارو پاك كن
غمها را یكسره خاك كن
دل بیقدری اگه قدر دلت را نمیدونه
اگه با اون دل پاكت نمیمونه
دنیا آخر نمیشه این را میدونی
حیفه ایام جوونی اگه قدرش را ندونی
پاشو غمها را رها كن
گل لبهاتو به خنده واكن
پاشو جونم دیگه عمری كه میره برنمیگرده
گریه كی درمون درده ... ؟