• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6328روز قبل
کامپیوتر و اینترنت
دوربین های دیجیتال از سیر تا پیاز     اشاره :در این مقاله مطالبی جامع در خصوص انتخاب دوربین مناسب ، آشنایی با امكانات مختلف دوربین های دیجیتال و اصطلاحات آن و همچنین عكاسی با بهترین كیفیت را خواهید آموخت.    دنیای دیجیتال ، دنیای شگفت انگیز و جذابی است.تا چند سال پیش تصور اینكه در قطعه ای به اندازه یك بند انگشت بتوان بیش از صدها ساعت موسیقی كپی كرد و یا تجسم گوشی های تلفنی كه هم فیلم و عكس بگیرند و هم مانند یك كامپیوتر تمام نیاز ها را برآورده سازند، بسیار سخت بود.اما در زمان ما ، تكنولوژی به جایی رسیده است كه در داخل یك پردازنده كوچك دو هسته تعبیه و هارد هایی به ظرفیت های بسیار بالا تولید می كنند كه اندازه آنها از یك سكه هم كوچك تر است. در این دنیای پر شتاپ كامپیوتر ، وسیله ای به نام دوربین دیجیتال ، چند سالی است كه با ورود خود جا را برای دوربین های معمولی تنگ كرده است . عكاسی راحت ، مشاهده عكس های گرفته شده ، عدم نیاز به چاپ و از همه مهمتر گرفتن عكس به نعداد زیاد ( كه البته به حجم حافظه دوربین ارتباط دارد) همگی دلایلی موجه برای انتخاب دوربین های دیجیتال می باشد.تولید سر سام آور این دوربین ها در سایز ها، مدل ها و امكانات مختلف بسیاری از كاربران را در انتخاب و كار با آنها دچار مشكل كرده است .در این مقاله ، مطالبی نسبتا جامع در خصوص عكاسی دیجیتالی را ارائه می كنیم  بطوری كه خواننده  قدم به قدم ، از خرید یك دوربین مناسب دیجیتالی، نحوه كار با دوربین و امكانات آن آشنا خواهد شد.در این نوشتار سعی خواهیم كرد موارد را بصورت خلاصه و مفید و طبقه بندی شده ارائه كنیم به همین دلیل مقاله را به سه بخش اصلی تقسیم كرده ایم :  1 ـ راهنمای انتخاب دوربین دیجیتالی مناسب2 ـ  شناخت و آشنایی با امكانات دوربین های  دیجیتال 3 ـ عكاسی با بهترین كیفیت كه در ادامه به هر كدام از این سه بخش می پردازیم.   انتخاب دوربین مناسب امروزه بیش از صدها مدل دوربین دیجیتالی در بازار وجود دارد كه انتخاب مناسب ترین آنها با توجه به نیاز فرد تقریباً مشكل به نظر می رسد زیرا كمتر پیش    می آید كه دوربینی وجود داشته باشد كه نیازهای افراد مختلف را یكجا برآورده سازد. برای مثال ممكن برای شما اندازه دوربین مهمترین مسئله باشد  اما برای یك فرد دیگر كیفیت عكس و یا قیمت آن مهم باشد.در ادامه به بیان مطالبی می پردازیم كه می تواند به شما كمك كند تا بهترین تصمیم را در هنگام خرید یك دوربین دیجیتالی اتخاذ كنید.در مورد دوربین های دیجیتالی اصطلاحات فنی فراوانی وجود دارد كه در هنگام خرید توسط فروشندگان مورد استفاده قرار می گیرد، یكی از مهمترین اصطلاحات، اصطلاح Mega Pixel می باشد كه آشنایی با مفهوم آن قبل از خرید بسیار مهم می باشد ( در شماره قبل اشاره نسبتا كاملی به مفهوم مگا پیكس داشتیم ) .  Mega pixel به معنای تعداد پیكسل های موجود در عكس گرفته شده توسط دوربین می باشد ، در نتیجه بالاتر بودن این رقم به معنای وجود جزئیات بیشتر در هر عكس و طبیعتا عكسی با كیفیت بهتر می باشد. جدول 1 بیانگر تعداد پیكسل ها و تناسب آنها با سایز عكس ها می باشد.    جدول 1            همانطور كه در جدول مشاهده می كنید در صورتیكه بخواهید عكسی بگیرید كه برای چاپ حرفه ای مناسب باشد (رزولوشن در چاپ با كیفیت بسیار بالا و حرفه ای 600 dpi ( نقطه در اینچ ) می باشد ) دوربین شما باید دارای مگاپیكسلی متناسب با سایز مشخص شده در جدول باشد اما برای چاپ با پرینتر رنگی و كیفیت مناسب ( و نه خیلی عالی ) 300 dpi ( یعنی 125 نطقه در سانتی متر ) كه در این صورت برای چاپ یك تصویر 10 * 15 به دوربینی با 3 مگا پیكسل نیاز است .لازم به یادآوری است كه رزولوشن مورد نیاز یك عكس برای نمایش بر روی  وب و مانیتور 72 dpi می باشد.        به طور كلی دوربین های دیجیتالی از نظر كارایی و موارد مصرف به سه دسته تقسیم می شوند:   Entry – Level MID-Range Digital SLR دوربین های Entry – Levelدوربین های با سطح ابتدایی ( Entry – Level ) كه جزو دسته اول می باشند دوربین هایی هستند كه با قیمتی كمتر از دو مدل دیگر و طبیعتاً با رزولوشن و كیفیتی پایین تر در اختیار خریداران قرار می گیرد و به دلیل محدود بودن امكانات این دسته از دوربین ها، عكس ها كیفیت مطلوبی نخواهند داشت به خصوص در هنگام عكاسی از محیط های وسیع و عكاسی در شب.البته باید توجه داشت كه تمامی دوربین های دیجیتالی از یك تكنولوژی برای گرفتن عكس ها استفاده می كنند یعنی تمامی این دوربین ها عكس ها را توسط یك حسگر تصویر( Image Sensor ) دریافت و آنها را به صورت دیجیتالی ثبت می كنند. همچنین بیشتر این دوربین ها دارای یك صفحه LCD هستند كه برای مشاهده بهتر تصویر هنگام عكاسی و یا مشاهد عكس های گرفته شده به كار می آید.اكثر دوربین های Entry – Level دارای حس گرهایی با رزولوشن بین 3 تا 5 مگاپیكسل بوده و همچنین دارای قدرت زوم معمولی یا در بعضی مواقع كم می باشند.  اما مهمترین ویژگی این دوربین ها قیمت كم و همچنین اندازه كوچك آنها می باشد به گونه ای كه بعضی از آنها به اندازه یك كیف پول و یا حتی كوچكترند. دوربین های MID-Rangeاما دوربین های MID-Range به طور معمول دارای رزولوشن بالاتر ، قدرت كنترل دستی بیشتر ( Manual ) و توانایی ذخیره تصاویر به فرمت های مختلف ( به طور مثال RAW ) و لنزهایی بهتر می باشند.یكی از دلایل این برتری های این دسته نسبت به دوربین Entry – Level عدم نگرانی نسبت به اندازه دوربین می باشدبه همین دلیل دوربین های MID-Range دارای رزولوشن بالاتر، كیفیت عكس بهتر ، قدرت زوم بیشتر و لنزی كاراتر و در نتیجه قیمتی گران تر هستند. رزولوشن در این دسته از دوربین ها معمولاً بین 3 تا 5 مگا پیكسل می باشد. دوربین های Digital SLRآخرین گروه از دوربین های دیجیتالی گروه Digital SLR می باشند. این دوربین ها در واقع شیرهای غرنده ای دربین دوربین های دیجیتالی می باشند كه در بعضی موارد دارای رزولوشنی تا 14 مگا پیكسل هستند. مشتریان این دوربین ها بیشتر اشخاصی هستند كه دارای قدرت خرید بالا بوده و یا بطور حرفه ای عكاسی می كنند.مهمترین ویژگی SLR ها امكان تعویض لنز و قابلیت نصب لنز های حرفه ای بر روی آنها می باشد .تعویض لنز امكان عكاسی در حالات گوناگون اعم از Tele و Wide را فراهم می سازند.  از موارد عنوان شده در سطر های قبلی می توان به یك نتیجه نسبی در خصوص انتخاب دوربین و عوامل موثر در انتخاب آن رسید : اولین عامل مهم در انتخاب دوربین ، قدرت خرید می باشدكه پیشنهاد می شود قبل از مراجعه برای خرید آن را برای خودتان مشخص كنید زیرا همواره می توان با بالاتر بردن قدرت خرید ، دوربین پیشرفته تر خرید كرد كه خود این مسئله باعث سردرگمی می شود.بعد از مشخص كردن بودجه ، عامل مهم  دوم  موارد استفاده از دوربین و توقعات شما از آن می باشد . شما باید بدانید دوربین را برای مصارف عمومی و خانگی می خواهید یا برای كاره ای نیمه حرفه ای و یا حرفه ای . اگر قرار است از دوربین تمام اعضای خانواده استفاده كنند پس باید دوربینی بخرید كه نیاز به  تنظیمات خاص و پیچیده و كلیدهای اضافه نداشته باشد.   در پایان این بخش به مقایسه كلی سه گروه نام برده می پردازیم: دوربین های Entry – Levelقیمت : بین 130 تا 350 هزار تومانMega Pixle: بین 1 تا 4امكانات : لنز با قدرت زوم 3 تا 5 برابر ( اپتیكال) ، حالت عكس برداری اتوماتیك. كارت های حافظه معمولاً از 16 مگا بایت تا 512 مگا بایت همچنین حافظه فلش داخلی . گرفتن عكس با فرمت JPG .باتری با سایز AA و یا باتری لیتیومی .كنترل محدود در برابر نور زیاد همچنین بعضی از آنها دارای نرم افزارهای Edit عكس نیز می باشند. دوربین های Mid-Rangeقیمت: بین 350 تا 750 هزار تومان مگا پیكسل بین : 3 تا 7امكانات : لنز ثابت با قدرت زوم اپتیكال بین 3 تا 10 برابر . حالات عكس برداری اتوماتیك و دستی.  قابلیت استفاده از فلاش اضافه. امكان انتخاب تنظیمات دستی عكسبرداری با فرمت های گوناگون از جمله JPG و RAW .امكان گرفتن فیلم  و صدا . باتری لیتیومی یا AA . بعضی مدل ها دارای امكان Anti-Shake یا لرزه گیر دست در هنگام عكاسی می باشند. دوربین های Digital SLRقیمت: بیشتر از 750 هزار تومان مگا پیكسل بین :7 تا 14امكانات : دارای امكان تعویض لنز و استفاده از لنز های مختلف. حالات عكسبرداری اتوماتیك و دستی.قابلیت حافظه با ظرفیت های زیاد. عكسبرداری با فرمت های گوناگون از جمله JPG ،  RAW و حتی TIFF.امكان عكسبرداری در حالت های مختلف ( روز ، شب ، ورزشی ، در حال حركت و.... ) . امكان استفاده از كلیه حالت های ISO و سرعت های مختلف Shutter .  شناخت و آشنایی با امكانات دوربین های  دیجیتال در این بخش قصد داریم شما را با امكانات دوربین های دیجیتالی آشنا كنیم.دوربین های دیجیتالی دارای كلید ها ، امكانات و منوهای زیادی هستند كه باعث سردرگمی افراد تازه كار می شوند اگر چه كه می توان دوربین را در حالت اتوماتیك قرار داد و به عكس گرفتن پرداخت اما با آشنایی هر چه بیشتر با دوربین و قابلیت های مختلف آن می توان عكس هایی با كیفیت تر و بهتر گرفت.برای حل مسئله پیچیدگی در دوربین های دیجیتال ، تولید كنندگان این دوربین ها كارهای بسیاری انجام داده اند و اكثر آنها دوربین های خود را به دفترچه های راهنما و منو های  پیشرفته مجهز كرده اند اما  با وجود تمامی این كمك ها باز هم مسائلی باقی می مانند كه باعث پیچیدگی كار با آنها شوند. به علت وجود این مسائل قصد داریم مهمترین قابلیت های یك دوربین دیجیتالی را بیان كنیم و بتوانیم عكس هایی بگیریم كه دارای زیبایی و كیفیت بالایی باشند.در این قسمت از مقاله وارد جزئیات بیشتری شده و مسائل پیچیده تری را بیان می كنیم از جمله این مسائل می توان به عمق تصویر ، حساسیت ISO ، White Balance اشاره كرد. شناخت این به مسائل منجر به عكاسی مطمئن تر و زیبا تر می شود. بر خلاف دوربین های عكاسی كه از فیلم استفاده می كنند در دوربین های دیجیتالی به دلیل مشاهده تصاویر بر روی صفحه LCD می توان به راحتی اثر هر تنظیم جدید را بر روی عكس ها مشاهد نمود. امكان پاك كردن عكس های گرفته شده نیز باعث می شود كه بدون دغدغه و با خیالی آسوده عكس گرفت و در صورت مناسب نبودن هر عكس به راحتی آن را از روی حافظه دوربین پاك كرد بیان جزئیات با توجه به شكل به بیان جزئیات یك دوربین نمونه كه نسبتاً دارای امكانات كاملی است می پردازیم. حساسیت  ( ISO ( ISO Sensitivity  عدد ISO میزان حساسیت سنسور های تصویر ( CCD ها ) را نسبت به نور را  نشان می دهد.این حساسیت همان مسئله حساسیت فیلم های عكاسی می باشد.در فیلم های عكاسی حساسیت فیلم ها از ISO 50 ( كند ) تا  ISO 400 ( سریع ) می باشند یعنی با توجه به همین مقیاس انتخاب یك ISO سرعت پایین (  به طور مثال 100 ) برای عكاسی در نور زیاد آفتاب مناسب است و بر عكس انتخاب یك ISO سرعت بالا برای عكاسی در نور كم و شب مناسب می باشد. White Balance این قابلیت برای جیران زیادی و كمی روشنایی رنگ در نقاط مختلف تصویر استفاده می شود. برای مثال اگر از گربه ای سفید در زیر نور زرد عكس گرفته شود رنگ آن در عكس ، زرد یا نارنجی دیده می شود در اینجا است كه White Balance برای تبدیل رنگ ها به حالت طبیعی شان به كمك آمده و تعادل رنگ ها را برای نمایی طبیعی تر حفظ می كنند. Shutter / Aperture Priority تنظیم شاتر دوربین برای ورود نور مناسب به داخل دوربین می باشد.معمولاً Shutter دارای تنظیمات مختلفی می باشد كه از جمله آنها حالت های اتوماتیك یا AE ( Automatic Exposuer ) می باشد . در دوربین هایی كه دارای حالت تنظیم Shutter هستند می توان با تنظیم سرعت شاتر به كیفیت مطلوب دست یافت.شاتر هنگام زدن كلید دوربین مانند یك در یچه ، باز و بسته می شود كه با باز شدن آن نور به داخل دوربین راه می یابد. افزایش سرعت شاتر بیشتر برای گرفت عكس از اجسام و موضوعات متحرك استفاده می شود .به عنوان مثال عكاسان ورزشی سرعت شاتر را بسیار زیاد می كنند تا یك فوتبالیست هنگام دویدن كاملا واضح و شارپ باشد اما درصورتیكه سرعت شاتر كم و یا معمولی باشد تصویر كشیده و مبهم می شود.Aperture Priority  مقدار باز بودن شكاف  ورود نور را تعیین می كند. هر چه این منفذ بازتر  باشد جزئیات بیشتری از تصویر را ثبت می كند. در دوربین وسیله ای به نام دیافراگم وجود دارد كه كار تنظیم كردن مقدار Aperture  دارد.دیافراگم دقیقا مانند مردمك چشم عمل می كند یعنی در صورت كم بودن نور ، باز و در زمان زیاد بودن نور،  بسته می شود.Aperture  معمولا  با عدد F ( فاصله كانونی ) اندازه گیری می شود. مطابق شكل 1 هر چه مقدار F بیشتر باشد دریچه بسته تر است.  شكل 1    شكل 2 : عكس گرفته شده با یك دوربین حرفه ای دیجیتال در شب .   همانطور كه در شكل 2 مشاهده می شود چراغ اتومبیل ها مانند یك خط كشیده شده است . برای گرفتن این  تصویر از تنظیمات زیر استفاده شده  است . به دلیل اینكه شاتر به مدت 15 ثانیه كاملا باز مانده ، شكاف دیافراگم بایدكوچك باشد ( F/11 )  تا تصویر مبهم نشود.   Shutter Speed : 15 sec  Aperture Value : f/11 ISO Speed : 100 White Balance : Auto White Balace Manual Exposureاین حالت گرفتن عكس  امكانی را فراهم می كند كه هم Shutter وهم Aperture را به صورت توامان تنظیم نمود .با انجام این تنظیمات بر روی صفحه نمایش اطلاعات عددی ظاهر می گردد كه بیان می دارد حالت انتخاب شده باعث كم نوری و یا پر نوری عكس می شود . در نتیجه تنظیمات را باید به گونه ای انجام داد كه این عدد در حالت تعادل قرار گیرد. این حالت عكاسی امكانی فراهم می كند كه عكاس  بهترین حالت را به فراخور شرایط، انتخاب كرده و بتواند تنظیمات را به سلیقه خود و البته با رعایت استانداردها تغییر دهد. Auto Focusتمامی دوربین های دیجیتالی دارای فوكوس اتوماتیك می باشند اما بعضی علاوه بر فوكوس اتوماتیك دارای فوكوس دستی نیز می باشند.در حالت Auto Focus دوربین بصورت اتوماتیك تتظیمات مربوط به سرعت شاتر ، مقدار فاصله كانونی ( f ) و مواردی از این قبیل را انجام می دهد. حالت Servo AF باعث می شود كه فوكوس بر روی اجسام متحرك قرار گیرد كه برای عكاسی از صحنه های ورزشی بسیار مناسب می باشد. Scene Modesاكثر دوربین های دیجیتالی دارای حالات متفاوتی از عكاسی می باشند كه از جمله آنها حالات عكاسی از چهره یا ( Portrait  ( icon_portrait  ، منظره ها یا Landscape (icon_sunset ) ، تصاویر ورزشی و پرتحرك ( icon_sports ) و یا عكس در غروب( icon_nightsync ) می باشد كه این حالات به گونه ای تنظیم شده اند كه بهترین نتیجه را برای رسیدن به عكسی مناسب  خواهند داشت.در این شرایط خود دوربین به صورت اتوماتیك صحیح ترین سرعت را برای شاتر و مقدار را برای Aperture انتخاب می كند كه منجر به كیفیتی مطلوب برای حالت عكاسی انتخاب شده می شود.برای مثال اگر بخواهیم از یك  شخصی عكس بگیریم بگونه ای كه منظره پشت یا Background آن تقریبا مبهم و مات و فقط تصویر شخص دارای شفافیت باشد برای این منظور از  Portrait استفاده می كنیم كه باعث می شود كه منظره پشت از حالت فوكوس خارج شده و فقط موضوع اصلی به طور مثال صورت شخص در حالت فوكوس قرار می گیرد. عكس گرفتن از اجسام متحرك كمی مشكل است. مثلاً اگر بخواهید از كودك خود كه در حیاط در حال دویدن است و یا بازیكن فوتبالی كه با سرعت می دود عكس بگیرید دوربین را باید در حالت Sport ( در بعضی از دوربین ها حالت Action )  قرار داد و سرعت Shutter را بسیار افزایش داد ( مثلاً یك دو هزارم ثانیه )  تا بتوان عكسی شفاف و واضح از جسم متحرك گرفت. شكل 3 : عكس گرفته شده با یك دوربین حرفه ای دیجیتال از یك رودخانه خروشان  همانطور كه در شكل 3 مشاهده می شود تصویر سمت راست سرعت شاتر معمولی است و تصویر آب كشیده است اما در تصویر چپ سرعت شاتر بسیار زیاد است و همانطور كه مشاهده می كنید جزئیات آب و قطره های آن نیز مشخص است .  Macro and Close-Upبرای عكسبرداری از فاصله بسیار نزدیك كمتر از 20 سانت از این قابلیت استفاده می شود . بطور مثال برای عكس گرفتن از روی یك نوشته و یا حشرات روی برگ درخت باید فوكوس لنز به كمترین اندازه خود برسد كه برای این كار حتما باید از امكان  Macro and Close-Up استفاده كرد.   شكل 4 : عكس گرفته شده با یك دوربین حرفه ای دیجیتال از حشرات روی درخت .   همانطور كه در شكل 4 مشاهده می شود دوربین بسیار به شاخه درخت نزدیك است ( كمتر 10 سانتی متر ) .. در این حالت دیگر نمی توان از فكوس اتوماتیك استفاده كرد به همین دلیل باید از قابلیت Close-Up بهره گرفت . همانطور كه مشاهده می كنید موضوعات كناری در تصویر بصورت مات و اما سوژه  اصلی كاملا شفاف و واضح می باشد.   عكاسی با بهترین كیفیتدر این قسمت از مقاله به بحث در مورد روش های گوناگون گرفتن عكس در شرایط مختلف با استفاده از روش های مختلف می پردازیم. گرفتن عكس Portrait  ( گرفتن عكس از اشخاص )گرفتن عكس های Portrait ، شاخه بزرگی از عكاسی می باشد كه تكنیك های بسیاری را پوشش می دهد.در این سبك از عكاسی ، همكاری شخص مورد نظر و تبادل اطلاعات بین موضوع و عكاسی بسیار مهم می باشد.از نكات پایه ای كه باعش می شود یك عكس پرتره واقعی به نظر برسد ، طبیعی گرفتن عكس می باشد و این عمل مستلزم آن است كه سوژه مورد عكاسی احساس ناراحتی از شرایطش نداشته و كاملاً راحت باشد یعنی حتی باید تا حدی سوژه را آزاد گذاشت تا به هر حالتی كه می خواهد بنشیند و یا حالت بگیرد و به حالات طبیعی نزدیك تر باشد.عكاسی پرتره بر خلاف عكاسی از مناظر (كه در این عكس ها هم نقاط نزدیك و هم نقاط دور دارای وضوح هستند) در عكس های پرتره عمق عكس كم بوده و موضوع اصلی واضح است در نتیجه موضوع های پشت موضوع اصلی از حالت زوم خارج شده و در نتیجه شفافیتشان نیز كاهش می یابد. در دوربین های دیجیتال برای رسیدن به كیفیت مطلوب در حالت پرتره از  Aperture به مقدار f/2.8  استفاده می كنند كه نتیجه اش كاهش عمق عكس و زوم بر روی موضوع اصلی می باشد. شكل 5 : برای گرفتن عكس های حرفه ای از طبیعت و یا عكس های ورزشی اغلب از لنز های متفاوتی اعم از لنز های Wide و Tele اسففاده می شود.این لنز ها بیشتر بر روی دوربین های SLR قابل نصب هستند و قیمت زیادی نیز دارند. گرفتن عكس از طبیعت اكثر عكس هایی كه از طبیعت گرفته می شود دارای عناصری است كه باعث زیبایی عكس می گردد .در این عكس ها كل محتوای عكس مورد نظر بوده و با همه آنها مانند یك موضوع برخورد می شود. در این گونه عكس به علت آنكه نمی توان مكان موضوع را تغییر داد باید خود عكاس جای دوربین و جهت گرفتن عكس را تغییر دهد و با استفاده از نور طبیعی عكسی با كیفیت و شفافیت مطلوب بگیرد.در این عكس ها خطوط موجود در تصویر در بیننده تاثیر بسزایی دارد برای مثال خط افق و یا خطوط یك كوهستان كه از جلوی تصویر تا عقب ترین نقطه آن كشیده شده باشد بیننده را به داخل خود می كشد، وجود همین نكات باعث زیبایی بیشتر عكس می گردد.هرگز توصیه نمی شود كه در ظهر ، زمانیكه آفتاب در وسط آسمان قرار داشته و نور بسیار زیاد می باشد عكس گرفت بلكه یكی از زمان های مناسب برای عكاسی بعد از طلوع آفتاب و در هوا مه آلود می باشد كه فضایی زیبا و دل انگیزتر برای بیننده تداعی می كند.نكته ای جالب در گرفتن عكس از طبیعت آن است كه اگر صفحه تصویر را با دو خط عمودی و دو خط افقی ، به 9  قسمت مساوی تقسیم كنیم ، در هنگام گرفتن عكس از افق باید توجه داشت كه خط افق در وسط صفحه قرار نگیرد بلكه بطور مثال در یك سوم پایینی صفحه قرار گیرد.این عمل باعث  می شود كه عكس ظاهری زیباتر پیدا كند.یكی از لوازمی كه برای عكاسی از طبیعت بسیار مورد استفاده قرار می گیرد لنز های Wide  می باشد. این وسیله بیشتر بر روی دوربین های SLR نصب می شود و قابلیت عكس گرفتن از یك منظره با میدان دید بیشتر را فراهم می كند.نكته مهم در عكاس با دوربین های دیجیتال مصرف بسیار زیاد باتری می باشد. در نتیجه سعی كنید بیشتر از باطری های قابل شارژ با توان بالا استفاده كنید. همچنین در عكاسی از طبیعت حتما باطری یدك به همراه داشته باشید.  

مراقبت سوختن دوربین های دیجیتالی باشید

اشاره :استفاده مكرر از دوربین دیجیتال و اتصال آن به كامپیوتر احتمال سوختن دوربین را بسیار افزایش می دهد. این مورد بخاطر وجود الكتریسیته ساكن و ارسال شوك از طریق پورت USB بوجود می‌آید و اكثراً در ساختمان هایی كه كامپیوتر را بدون استفاده از سیستم اتصال به زمین ( Earth )  مورد استفاده قرار می دهند رخ می دهد. هر وسیله الكتریكی یا الكترونیكی كه از برق مستقیم استفاده می كند مانند كامپیوتر، مانیتور و وسایلی از این قبیل ، بر روی بدنه خود دارای نویز و الكتریسیته می باشند(برای مشاهده این نكته  فازمتر را به قسمت فلزی كیس بزنید) .بدنه كامپیوتر به دلیل عدم استفاده از سیستم  ِارت ( اتصال به زمین ) در ایران ، دارای برق ضعیفی می باشند كه در صورتیكه با دست خیس لمس شود كمی لرزش احساس خواهد شد . این برق روی بدنه با استفاده از كابل اتصال به زمین  حل می شود.این باور نیز وجود دارد كه با برگرداندن دوشاخه برق مشكل فوق برطرف می گردد در صورتیكه با این كار تنها جای فاز و نول تغییر كرده و برق همچنان برروی بدنه وجود دارد. در ساخت اكثرIC  های بكار رفته در كامپیوتر از  تكنولوژی CMOS استفاده شده است. این تكنولوژی به الكتریسیته ساكن و شوك های الكتریكی بسیار حساس بوده و همین امر باعث سوختن آنها می شود. در كشورهای پیشرفته ، جهت رفع این مشكل از چاه عمیقی استفاده می شود كه درون آن میله رسانای بلندی نصب می شود و به چاه ارت معروف می باشد و كلیه وسایل برقی بوسیله پریزهای ارت دار به آن متصل می شوند و الكتریسیته ساكن به زمین انتقال یافته و مورد سوختن وسایل و یا برق گرفتگی منتفی می شود. با توجه به این نكته كه در ایران به جز در بعضی كارخانجات و شركت های بزرگ از سیستم ارت استفاده نمی شود و با توجه به توضیحات بالا ، برای رفع این اشكال چند راه حل مفید را معرفی می كنیم :  هر وسیله ای كه بصورت جانبی به كامپیوتر متصل می شود احتمال ورود شوك و سوختن را دارد. برای تخلبه الكتریكی بدنه كیس ابتدا پیشنهاد می كنیم كابل بلند را به یكی از پیچ های پشت كیس وصل نموده و سر دیگر آن را به لوله آب ببندید این كار چیزی شبیه به چاه ارت می باشد و باعث تخلیه شدن شدن الكتریسیته از بدنه می گردد. لازم بذكر است كه حتماً قبل از این كار پریز برق كامپیوتر را بكشید تا دچار برق گرفتگی نشوید و سپس بعد از نصب كابل فوق پریز برق را مجدداً وصل نمائید.   امروزه اكثر وسایل جانبی كه به كامپیوتر نصب می شوند از پورت USB استفاده می كنند و پورت فوق نیز بدلیل اتصال به بدنه ، دارای الكتریسیته می باشد كه در بسیاری از موارد این شوك باعث سوختن وسایل مورد استفاده می شود ( این مورد برای دوربین های دیجیتال بسیار زیاد  مشاهده شده است ). پیشنهاد ما برای آن دسته از كاربرانی كه ازوسایل USB كه قابلیت استفاده از رم های مختلف را دارد، استفاده از یك دستگاه كارت خوان(Memory Card Reader ) می باشد.امروزه اكثر دوربین های دیجیتال و یا  MP3 Playerها از حافظه های رم استفاده می كنند كه بدلیل استفاده همزمان از باطری و اتصال به پورت USB احتمال سوختنشان بسیار بالاست . نكته بعدی وصل كردن پی در پی این وسایل از طریق كابل USB می باشد كه به دلیل ظریف بودن پورت USB روی دوربین ها احتمال خرابی در آنها زیاد می باشد.با توجه به قیمت مناسبMemory Card Reader  ها می توان گفت بهترین گزینه انتخاب وسیله فوق می باشد. زیرا تجهیزات جانبی بصورت مستقیمبه كامپیوتر وصل نشده و احتمال سوختن وسایل فوق به صفر می رسد.همچنین در صورت بروز اشكال در دستگاه مورد استفاده( بطور مثال دوربین ) هزینه تعمیر آن در صورت قابل تعمیر بودن بسیار بالاتر از یك كارت خوان می باشد در اینجا نمونه ای از دستگاه فوق كه از لحاظ كارایی و قیمت مناسب می باشد معرفی گردد. 
شنبه 24/12/1387 - 22:36
آموزش و تحقيقات
ارزش های اسلامی در مدیریت
موضوع این بحث ارزش هاى اسلامى در مدیریت است. ابتدا توضیحى درباره ارزش از دیدگاهى كه مورد قبول و پذیرش ماست، ارائه مى دهیم، سپس آن ارزش ها را دسته بندى مى كنیم و آن را كه ارتباط بیشترى با علم مدیریت دارد مورد ارزیابى قرار مى دهیم. گرایش هاى ارزش از نظر فلسفه در بین فلاسفه حقوق و اخلاق و همه كسانى كه درباره ارزش ها بحث كرده اند، دو نوع گرایش متضاد وجود دارد: اول، ارزش چیزى جز تبلور خواستها و سلیقه هاى شخصى و گروهى نیست. دوم، ارزش از واقعیت نفس الامرى برخوردار است. از دیر باز، در بین فلاسفه معروف بوده كه آیا خوب آن است كه انسان مى پسندد یا چیزى را كه خوب است انسان مىپسندد؟ ما كارى را انجام مى دهیم كه خوب است یا خوب آن كارى است كه ما انتخاب مى كنیم؟ این اختلاف از دیرباز تا كنون در بین فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است. بعضى مى گویند: خوب آن است كه انسان بپسندد. بعضى دیگر مى گویند: خوب واقعیتى نفس الامرى دارد، چه ما دوست بداریم، چه دوست نداریم، ما بدانیم یا ندانیم. لذا، باید خوب ها را شناخت و آنها را دوست داشت و آنچه را كه مربوط به عمل است به كار گرفت. البته وارد شدن در این بحث ریشه اى و فلسفى ما را از موضوع بحث اصلى دور مى كند. دراین باره، نظر ما این است كه و ارزش، واقعیت نفس الامرى دارد. مردم بعضى چیزها را به عنوان «خوب» درك مى كنند و آن را مى پسندند، لكن بعضى چیزهاست كه خوبى آن را همه درك نمى كنند; در اینكه آیا فلان چیز خوب است یا بد، اختلاف مى كنند و بالاخره، سلیقه ها و نظرهاى شخصى دخالت مى كند. ارزش هاى اسلامى در مدیریت وقتى ارزش هاى اسلامى در ارتباط با مدیریت مطرح مى شود منظور این است كه اسلام ارزش هایى را ارائه كرده كه باید آنها را پذیرفت و به كار بست. این ارزشها چه ما آنها را بخواهیم و چه نخواهیم معتبر است. و چنین ارزشهایى، چه بدانیم و چه ندانیم، وجود دارند. بنابراین، نظریه اى كه معتقد است ارزش تابع خواست و سلیقه افراد و گروههاست مورد پذیرش اسلام نیست. ارزشهایى كه اسلام ارائه مى دهد یا مربوط به فرد و زندگى فردى است یا مربوط به جمع و زندگى اجتماعى. در زندگى اجتماعى، ارزشهایى وجود دارد كه همه باید آنها را نسبت به یكدیگر رعایت كنند. این ارزشها یا در اجتماعات وسیع مطرح مى شود و یا در اجتماعات محدود و گزینشى. تفصیل اقسام و انواع این ارزشها به مجال دیگرى نیازمند است. در اینجا فقط ارزشهاى اجتماعى مورد بحث قرار خواهد گرفت. مبناى ارزش هاى اجتماعى ارزشهاى اجتماعى داراى دو مبنا هستند: مبناى اول، بینشها و مبناى دوم، گرایشها. هر ارزشى از یك پایه بینشى و نگرشى و یك پایه گرایشى ساخته مى شود. از انضمام این دو، ارزش به وجود مى آید. ارزش واسطه اى بین بینش و گرایش انسان با كنش اوست. در ابتداى این بحث بینشى، به چهار مقوله برمى خوریم. اما بینشى كه در ابتدا باید آن را درك كنیم و بشناسیم بینش ما نسبت به یك سلسله از اعتقادات و واقعیات جهان هستى است كه به دنبال آن، گرایشها و میلهایى در ما برانگیخته مى شود. از انضمام و به هم پیوستن این بینش و گرایش برخاستهازآن است كه مفهومى به نام ارزش شكل مى گیرد. ارزش منشأ كنش اختیارى در انسان مى شود; یعنى ارزش موجب مى شود كه انسان در هنگام عمل، چیزى را برگزیند. بنابراین، آنچه شكل كنش ما را مى سازد و به افعال ما جهت مى دهد در حقیقت، ارزشهایى است كه آنها را پذیرفته ایم. منشأ این ارزشها بینشها و گرایشهایى است كه زیربناى آنها را مى سازد. اصول ارزش هاى اجتماعى در اسلام ارزشهاى اجتماعى اسلام بر سه اصل بینشى استوار است. اصل اول: اعتقاد به این كه تمام انسانها بنده خدا هستند. این یك بینش اعتقادى است كه به نوعى از واقعیات نظر دارد و در عین حال، پایه اى است براى ارزشهایى كه بر آنها مبتنى مى شود. وقتى انسان معتقد شد كه سایر انسانها، مانند خود او، آفریده خدا و همه بنده او هستند و خداوند متعال به تمام مخلوقات و بندگانش نظر لطف و رحمت دارد و اصلاً آنها را بر اساس رحمت خویش آفریده است، همان گونه كه فطرتاً به آفریدگار خود محبت و علاقه دارد، نسبت به آفریدگان او هم، كه آثارى از وجود و رحمت او هستند، علاقه مند مى شود. به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست. اگر انسان دوستدار كسى باشد همه وابستگان او را نیز دوست خواهد داشت. همه انسانها آفریده خدا و متعلّق به او هستند. انسان مؤمن و موحّد بر اساس این بینش، عاطفه خاصى نسبت به همه انسانها پیدا مى كند. این یك اصل بینشى است كه بر اثر گرایش انسان دوستانه پدید مى آید. همان گونه كه قبلاً نیز اشاره شد ارزش، مبتنى بر بینش و گرایش برخاسته از همان بینش است. وقتى بینش توحیدى را نیز در نظر مى گیریم گرایشى كه از آن برمى خیزد همان عاطفه خلق دوستى یا انسان دوستى است. اصل دوم: بینشهایى كه زمینه ساز ارزشهاست; مثلاً، اعتقادبه اینكه همه انسانهاازیك پدرو مادرمتولّد شده اند و همه آنهاتكویناًخواهر وبرادرند، یاباواسطهیابدونواسطه. وقتى انسان باور كرد كه با تمام انسانها، به شكلى خواهر و برادر است و همه با هم یك خانواده بزرگ را به وجود مى آورند به دنبال این بینش، عاطفه اجتماعى دیگرى، كه عاطفه فامیلى است، در انسان پدید مى آید. همچنین گرایش دیگرى نیز بر اساس این خویشاوندى در انسان پدیدار مى گردد; بدین صورت كه همه انسانها را از آن نظر كه خویشاوند خودش هستند دوست مى دارد. این عاطفه اى غریزى است و در همه انسانها وجود دارد كه نزدیكان خود را دوست بدارد، چه آنهایى را كه رابطه نَسَبى با او دارند و چه آنهایى را كه رابطه سببى دارند. این اصل نیز اقتضاى یك گرایش دارد; یعنى این بینش منشأ و اساس گرایش دیگرى نیز مى باشد. اصل سوم: برادرى ایمانى; این اصل صرفاً اسلامى است، بخلاف دو اصل پیشین كه كم و بیش، در ادیان دیگر نیز مورد پذیرش است. اسلام علاوه بر آنكه همه انسانها را فرزندان یك پدر و مادر مى داند و در نتیجه، همه را برادر و خواهر و برادرزاده و خواهرزاده به حساب مى آورد، معتقد است كه در میان مسلمانان، رابطه معنوى خاصى برقراراست كه موجب مى شود روح انسان با ارواح انسانهاى دیگر كه هم كیش و هم دین او هستندرابطه اى داشته باشد; رابطه معنوى وقلبى بین دلها و جانهاى مؤمنان; «انّما المؤمنون إخوةٌ.»(حجرات:10) ارزش هاى عام اجتماعى اسلام ارزشهایى كه بدین گونه پدید مى آید ریشه و اساس همه شان محبت متقابلى است كه بین انسانها بر اساس سه اعتقاد مذكور تحقق پیدا مى كند. هر قدر انسان به این روابط بیشتر توجه داشته باشد و به مقتضاى این روابط بیشتر عمل كند آن عواطف بیشتر تقویت خواهد شد. در واقع، این یك اصل روان شناختى است. ممكن است در ابتدا انسان با كسى انس بگیرد و نسبت به او محبتى پیدا كند ولى بر اثر عواملى یا به تدریج، او را فراموش كند و از هم دور شوند، همدیگر را نبینند یا یكى نتواند در عمل، به مقتضاى محبتش عمل كند. در اینجا، به تدریج، آن محبت ضعیف مى شود و بالاخره از بین مى رود. ولى اگر به آن رابطه عاطفى توجه شود و در مقام عمل نیز، بر طبق آن رابطه عاطفى عمل گردد این عمل موجب تقویت آن عاطفه و شدت پیدا كردن آن مى شود. هر چه انسان نسبت به این حقایق توجه بیشترى داشته باشد (نه اینكه فقط یكبار آنها را در ذهن تصور و تصدیق كند، سپس به فراموشى بسپرد) و در فرصتهاى گوناگون، نسبت به این مطالب بیشتر بیندیشد یا سعى كند كه به اقتضاى این عواطف عمل كنداین توجه و عمل موجب مى شود كه آن محبت بیشتر شدت پیدا كند، به گونه اى كه هر كسى را ببیند تصور مى كند كه معشوق خود را دیده است و دلش مى خواهدكه اورادر آغوش بگیرد و هر خدمتى از دستش بر مى آید براى او انجام دهد. این یك واقعیت است. همه اینها نتیجه بینشها و عواطف برخاسته از آنهاست. مجموعه بینشها و گرایشها چنین ارزشى را بوجود مى آورد كه انسان براى بندگان خدا فداكارى كند. بنابراین، پیداست كه چگونه بینشها منشأ برانگیخته شدن گرایشها مى شود و از مجموعه آنها چه ارزشهایى پدید مى آید و این ارزشها چه نقشى در رفتار انسانها یا كنشهاى آنان ایفا مى كند. ارزش هاى اجتماعى به طور كلى، ارزشهاى اجتماعى كه در اسلام مطرح است به دو بخش تقسیم مى شود. به عبارت دیگر، هنگامى كه ما رابطه انسانها را با یكدیگر در نظر مى گیریم و رفتار آنها را نسبت به هم ملاحظه مى كنیم اسلام مى فرماید كه بر این روابط و رفتارهاى متقابل، باید دو اصل حكومت كند. لذا، در حقیقت دو ارزش عام وجود دارد كه بر تمام رفتارهاى انسان حاكم است: یكى رابطه عدل و قسط و دیگرى رابطه احسان (به انسانها.) وقتى انسانها با یكدیگر رابطه برقرار مى كنند و در زندگى اجتماعى با هم همكارى مى كنند داراى روابط متقابلى هستند و نسبت به هم ایفاى نقش مى كنند. وقتى كارهایى به طور مشترك انجام مى شود، خواه به وسیله مجموعه اى كوچك از انسانها، مانند خانواده، كه از دو عضو یعنى زن و شوهر به وجود آمده است، انجام شود و خواه به وسیله جامعه انسانى انجام گیرد كه از مجموعه اى عظیم از انسانها تشكیل شده است یا حتى مانند تمام جامعه بشرى كه از به هم پیوستن میلیاردها انسان درست شده است، وقتى اینها با همكارى یكدیگر كارى انجام دهند اثر كارشان به خودشان باز مى گردد; زیرا مى خواهند از نتیجه كار و فعالیتشان بهره ببرند. اصلى كه باید بر این روابط حاكم باشد اصل عدالت است; یعنى هر یك از افراد به نسبت كارى كه انجام داده و زحمتى كه متحمل شده باید از بازده و نتیجه كارش بهره مند شود. اگر فرض كنیم كه همه اعضاى مجموعه اى فعّال هستند، تلاش مى كنند، كار مشتركى انجام مى دهند و محصول مشتركى به دست مى آورند، اگر بخواهند آن محصول مشترك را بین خود تقسیم كنند چگونه باید این كار را انجام دهند؟ باید به نسبت فعالیتى كه هركس انجام داده و زحمتى براى آن متحمل شده است، تقسیم شود. در اینجا، اصل عدل حاكم است. اگر كسى كه كار بیشترى را انجام داده و زحمت زیادى متحمل شده است نتیجه كمترى بگیرد به او ظلم شده و این یك ارزش منفى است. ارزش مثبت همان ارزش عدالت است. تحقق این امر در صورتى است كه همه افراد و اعضاى مجموعه فعّال باشند ولى در جوامع گوناگون انسانى یا در اجتماعات گوناگون، چنین نیست كه همه افراد آن جامعه به یك شكل فعالیت قابل توجهى داشته باشند. مجموعه هایى از انسانها وجود دارد كه برخى از افراد آن مجموعه نمى توانند فعالیت كنند; مثلاً در حالت عادى، در خانواده مرد و زنى فعّال و نیرومند هستند و با هم چرخ زندگى را مى چرخانند; نتایجى هم كه از آن زندگى حاصل مى شود نصیب هر دوى آنها مى شود و به طور عادلانه بین آنها تقسیم گردد. اما اگر بر اثر حادثه یا پیشامدى مرد خانواده از كار و تلاش فعّالانه بازماند در این حالت، اجتماع خانواده به هم نخورده و زن و شوهر همانها هستند كه قبلاً بوده اند، لكن آن مرد دیگر نمى تواند مانند گذشته فعالیت كند. در این مورد، چه كارى باید انجام داد؟ آیا او باید از گرسنگى بمیرد؟ آیا چون این عضو جامعه خانواده براى امرار معاش خانواده اش نمى تواند فعالیت اقتصادى انجام دهد یا نمى تواند با همسر خود مشاركت كافى داشته باشد آیا باید به همان نسبت كه كار نمى كند از مزایاى آن محروم باشد؟! در چنین مواردى، جاى عمل به عدل نیست، بلكه اصل دیگرى به نام اصل احسان حاكم است. البته اگر كسى تنبلى كند و كارى انجام ندهد باید با او به عدالت رفتار كرد; چون توانایى انجام كار را داشته و در شأن اوست كه فعالیت و تلاش كند ولى به سوء اختیار خودش كار نمى كند. اما در اینجا، فرض بر قصور است، نه تقصیر; به این صورت كه حادثه اى رخ داده است و فردى نمى تواند در جهت امرار معاش فعالیت مطلوب انجام دهد. لذا، باید بااو به احسان رفتار كرد. برخى تصور مى كنند كه هر كس باید به اندازه اى كه كار مى كند مزد بگیرد. از اینرو، برخى افراد ناتوان جامعه را، مانند پیرمردها و پیرزنها، كه قدرت فعالیت اقتصادى نداشتند، به صورتى سر به نیست مى كردند. چه بسا گاهى بعضى از این گونه افراد را در میان یخهاى سیبرى رها مى كردند یا به شكل دیگرى آنها را از بین مى بردند تا از شرّشان راحت شوند. اگر این كار براى جامعه و مسؤلان آن مشكلاتى ایجاد نمى كرد شاید همه این گونه افراد را نابود مى كردند; زیرا در نظر آنان، این گونه افراد غیراز اینكه مصرف كننده صرف باشند و از درآمد اجتماع بهره مند شوند هنر دیگرى ندارند. لذا، نبودن آنها بهتر از بودنشان است. این یك طرز فكر غیر اسلامى است. اما اسلام مى فرماید كه افراد عاجز قاصر، كه نمى توانند به اندازه كافى فعالیت كنند، سایر آحاد جامعه باید به آنها احسان نمایند. خداوند مى فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَانِ.» (نحل: 90) تنها عدل مورد نظر خداوند نیست، بلكه به احسان نیز امر فرموده است. اگر تنها عدالت ارزش به حساب مى آمد در این صورت، ضعفا و قاصران باید نابود مى شدند; زیرا آنها كارى انجام نمى دهند تا سهمى ببرند. اسلام هرگز معتقد به چنین عملى نیست، بلكه معتقد است كه در برخى موارد، جاى احسان است و انسان باید از خود بگذرد و فداكارى كند و از افراد قاصر و ناتوان پرستارى نماید تا از بین نروند. بنابراین، دو ارزش كلى بر رفتارهاى اجتماعى انسانها حاكم است. این دو از ارزشهاى فردى جداست: در روابط اجتماعى، تمام ارزشها یا زیر پرچم عدل است و یا زیر پرچم احسان، خواه درمسائل اقتصادى باشد یاسیاسى و خواه در روابط عاطفى باشد یا انسانى. تمامى مقامها، تشویقها، تنبیه ها و امثال آن از این دو حالت خارج نیست; یاتحت عنوان عدالت است و یاتحت عنوان احسان. بنابراین،اصل سوم ارزشهاى عامى است كه در روابط هر انسانى با انسان دیگر و در زندگى اجتماعى وجود دارد و دو اصل عدالت و احسان باید تنظیم كننده آن باشند. این دواصل منحصر به رابطه مدیر با دیگران نیست، در رابطه دیگر افراد جامعه با یكدیگر نیز مطرح است. هدف در مدیریت غربى و شرقى در محیط كار و در جایى كه مدیر و كارمندانى وجود دارند، برخى ارزشهاى خاص مطرح است. در هر مكتبى، اصول مدیریت و ارزشهاى حاكم بر مدیریت از همان بینشهاى خاص خودشان برمى خیزد و معتبر شناخته مى شود. اگر كتابهایى كه درباره مدیریت نوشته شده و بحثهایى را كه در این باره مطرح گردیده است ـ جاهایى كه اصول روان شناسى را در رابطه با مدیریت مطرح مى كنند ـ مورد دقت و بررسى قرار دهیم، مى بینیم كه همه هدفشان این است كه مقاصد اقتصادى و سیاسى جامعه به نحو احسن تأمین شود. این همه دستور براى مدیران صادر مى شود، راهنماییها، فنون و دستورهاى پیچیده در اختیار آنها قرار مى گیرد تا كارخانه كارها را بهتر انجام دهد و محصول بهتر و بیشترى داشته باشد و در نهایت، داراى درآمد بیشترى باشد و سود بیشترى عاید صاحبان كارخانه گرداند، خواه صاحب كارخانه یك نفر سرمایه دار باشد یا همه كارگران، و نظام حاكم كاپیتالیستى باشد یا سوسیالیستى. در هر صورت، هدف از مدیریت غربى این است كه سود كارخانه را زیادتر كند. مدیر چگونه و به چه شكلى با كارمندان و كارگران رفتار كند؟ به گونه اى كه محصول بیشتر و بهترى داشته باشد و درآمد فراوان و سود بیشترى عاید كارخانه گرداند. تمام این ارزشها مقدمه اى براى این هدف است و هدف دیگرى در كار نیست. اگر هم به سیاستمداران و دولتمردان دستورالعمل هایى داده مى شود یا ارزشهایى طرح مى گردد و آنها راهنمایى مى شوند كه چگونه باید رفتار كنند، به چه شكلى برنامه ریزى كنند و چگونه آنها را به مرحله اجرا درآورند، سپس چگونه نظارت داشته باشند و چگونه ارزیابى نمایند براى این است كه كشور به شكلى آرام اداره شود و مردم به راحتى زندگى كنند; بهتر بخورند و بهتر بپوشند و از آسایش و رفاه بیشترى برخوردار باشند. آیا بیش از این هم هدفى وجود دارد؟به عبارت دیگر، محور همه ارزشهایى كه در رابطه با مدیریت مطرح مى شود ماده است; پول، زندگى دنیا و آسایش آن و جز این چیز دیگرى مطرح نیست. اگر رسیدن به این هدف با شلاّق میسّر شود مى گویند كه بر سر كارگر شلاق بزن; اگر از راه تشویق حاصل شود مى گویند كه او را تشویق كن; اگر از طریق احترام گذاشتن به وى به دست آید مى گویند كه او را احترام كن و بالاخره، اگر از روى دلسوزى و همراهى با وى فراهم شود مى گویند كه با او دلسوزى كن تا كار را بهتر انجام دهد و نتیجه و هدفى كه مورد نظر است بهتر به دست آید. به طور كلى، آن هدف غایى، كه مورد نظر غرب است، محورش ماده است. هدف عالى در نظام اسلامى در اسلام، تنها رفاه و آسایش مورد نظر نیست. آسایش و رفاه به عنوان مقدمه براى هدفى بالاتر و والاتر مطلوب است و به تنهایى اصالت ندارد. اسلام براى مردم، زندگى راحت، رفاه و آسایش، امنیت، عدالت و احسان مى خواهد، اما هدف دیگرى نیز دارد; مى خواهد بدینوسیله، انسان به كمال بیشترى دست یابد و به تعبیرى دیگر، انسان تر شود. انسانیت انسان به بدن، شكم و دامنش نیست، بلكه كمال انسانى به روح انسان است. هدف عالى در نظام اسلامى این است كه روح انسانها كاملتر شود. البته بین بدن و روح ارتباطى ناگسستنى برقرار است. اگر كسانى باشند كه بخواهند روح انسان را تربیت كنند، نمى توانند بدن او را نادیده بگیرند; شكمش گرسنه یا مریض باشد تا بمیرد ولى روحش را تقویت كنند. این غیر ممكن است. ابتدا باید نیازهاى اقتصادى انسان، مانند بهداشت، مسكن و امنیت شخصى تأمین شود، سپس زمنیه براى تعالى روح انسان فراهم گردد; «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَْرْضِ كَمَااسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُیمَكِننَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذىِ ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْنأ.» نتیجه چنین كارى را خداوند در ادامه آیه ذكر مى كند: «یَعْبَدُونَنی لاَیُشْرِكُونَ بی شَیْئاً.» (نور: 55) به كسانى كه اهل ایمان و عمل صالح باشند ـ جامعه اى اسلام پسند ـ خدا وعده مى دهد كه به آنان در روى زمین آقایى مى دهد، در دنیا عزّت مى یابند، موجبات ناامنى را از میانشان برمى دارد و در نتیجه، زندگى راحت و آسوده اى خواهند داشت تا خداپرستى، كه كمال انسان در آن است، تحقق پیدا كند و بتوانند با خدا آشنا شوند. اما وقتى ناامنى، گرسنگى و ذلّت در میان باشد زمینه براى رشد معنوى و روحى انسانها فراهم نمى شود. در سایه عدالت، آسایش و امنیت، انسانها مى توانند به تعالى روحشان بیندیشند، نه با وجود مشكلات كمرشكن مادى و بدنى. پس هدفى كه اسلام در نظر دارد تكامل روح است. این هدف بر همه ارزشها سایه مى افكند و همه ارزشها در این قالب محدود مى شود. بنابراین، همه این موارد مطلوب است تا به خدا پرستى كمك كند. اگر از این مرز خارج شود بر خلاف این هدف نتیجه مى دهد، مطلبوبیت ندارد و دیگر ارزش نخواهد بود. جهت اصلى حركت در مدیریت اسلامى ما از دیدگاه اسلام یك ارزش مطلق داریم و آن خداپرستى و به تعبیر ساده تر، تقواست. سایر ارزشها مقدّمى، نسبى و وسیله اى اند. ارزش مطلق همین است. وقتى با این دید به مسائل اجتماعى نگاه مى كنیم نباید ارزش را فقط بازده اقتصادى بیشتر بدانیم. سود بیشتر و محصول بیشتر وقتى مطلوب است كه در مسیر خداپرستى باشد. ولى اگر موجب طغیان شود ارزش ندارد و در اسلام مطلوب نیست. (اِنَّ الاِْنْسَانَ لَیَطْغى اَنْ رَآهُ سْتَغْنى ـ علق: 6 و 7) آیا اگر سود كارخانه اى زیاد شود اما در كنار آن، نیروى فكرى و معنوى كارگر ضعیف گردد مطلوب است؟ از دیدگاه دنیازدگان، بلى. آنها معتقدند كه فقط درآمد بیشتر اصل است، هرچه مى خواهد بشود. لذا، مدیرى را خوب مى دانند كه سود بیشترى به دست آورد، به هر شكلى كه مى خواهد با كارگران رفتار كند، خواه با شلاّق، خواه با تشویق. اما آیا از دیدگاه اسلامى، نیز چنین روشى مورد تأیید است؟ اسلام همه چیز رابراى خداپرستى و انسان سازى مى خواهد. لذا، اگر كسى انسان را از انسانیت دور كند تا منافع اقتصادى جامعه یا فردى تأمین شود كارش مورد تأیید اسلام نیست. باید شخصیت انسانها محفوظ باشد، هرچند این كار موجب پایین آمدن درآمد و سود شود. (البته این مطلب كلّیت ندارد; زیرا در كوتاه مدت، ممكن است سود كمتر شود ولى وقتى انسانها تعالى روحى پیدا كنند و وظیفه شناس شوند مى دانند كه چگونه باید رفتار كنند.) این مطلب تا آنجا مورد تأكید اسلام است كه مى گوید نه تنها حقوق مادى كارگر، بلكه حقوق معنوى او نیز باید رعایت گردد; یعنى شرایط كار كارگر باید به گونه اى باشد كه او فرصت مطالعه دینى، خودسازى، تربیت و رشد اخلاقى هم داشته باشد. بنابراین، درست نیست كه وقت اوچنانگرفته شودكه رمقى براى خودسازى نداشته باشد هرچند با رضایت خودش باشد; زیرا در این صورت،او فرصت رسیدگى به امورمعنوى خود رانخواهد داشت و چنین انسانى به یك ماشین تبدیل مى گردد. ارزش پیشرفت تكنولوژى در اسلام و دنیاى غرب علم هر جا كه باشد محترم است، به شرط آنكه در كنار آن، سایر ارزشها پایمال نشود. تكنولوژى در صورتى ارزش دارد كه وسیله تعالى روحى باشد ولى اگر موجب شود كه ما از نظر انسانیت، تنزّل روحى و سقوط معنوى پیدا كنیم آیا باز هم مطلوب است؟ براى دنیاى غرب، بلى; زیرا آنان مى بینند كه با ورود تكنولوژى جدید، پیشرفت كارشان بهتر و درآمدشان بیشتر است. لذا، هرچند منجر به اخراج كارگران شود، باز هم مطلوب است; چون موجب استفاده از نیروى انسانى كمتر و بالا رفتن سود حاصله مى شود. پس پیشرفت تكنولوژى همیشه ارزش به حساب نمى آید; این مسأله در صورتى باارزش است كه وسیله اى براى تكامل انسانها باشد، وگرنه پرخورتر شدن انسانها و استفاده بیشتر از لذات جنسى نشانه انسانیت نیست; زیرا انسان در این دو زمینه هر قدر هم كه قوى باشد از حیوانات قوى تر نخواهد شد. جلب رضایت مردم در نظام اسلامى و نظامهاى غربى در نظام اسلامى، دولتمردان باید به گونه اى رفتار كنند كه مردم از دستگاههاى دولتى خرسند باشند; اما هرگونه رضایتى به هر شكلى، در اسلام مطلوب نیست. به عنوان نمونه، یكى از مسائل مورد بحث امروز جامعه ما مسأله عفت بانوان است. اگر در این مسأله قدرى مماشات شود بسیارى از مردم از دولت راضى خواهند بود; شمال شهریها راضى باشند، جنوب شهریها هم پوشش خودشان را داشته باشند. از نظر برخى، چنین مدیریتى خوب و مطلوب است! اما آیا وظیفه دولت این است كه رضایت مردم را جلب كند، به هر شكلى كه باشد؟ اكنون در دنیا ازدواج مرد با مرد قانونى شده است و كشورهاى بسیارى افتخار مى كنند كه این مسأله در كشورشان آزاد و قانونى است. بسیارى از مردم آن كشورها از این مسأله راضى هستند. كسانى هم كه مخالف باشند این كار را نمى كنند. بنابراین، در آن كشورها، جلب رضایت مردم اصل است. اما در یك كشور اسلامى این موضوع مطلوب نیست. لذا، اگر بخواهیم دستورهاى مدیریت غربى را به طور كامل، در كشورهاى اسلامى پیاده كنیم به بن بست مى رسیم. فرق مدیریت اسلامى با مدیریت غربى ما در عین حال كه بر فراگیرى نظریه هاى مربوط به مدیریت و علومى كه در این زمینه وجود دارد، مانند روان شناسى اجتماعى، تأكید مى كنیم، اما معتقدیم كه نباید به اینها اكتفا كرد. مدیریت اسلامى مانند مدیریت غربى صدرصد مادى نیست، چیزهایى اضافه بر آن دارد. اسلامى بودنش نیز جزو همان اضافات است. در كنار استفاده از نظریه هاى مدیریت، باید ارزشهاى اسلامى و رابطه آن ارزشها با این نظریه ها نیز مطرح شود، وگرنه به آرامى، در زیر شعار ارزشهاى اسلامى، به فرهنگ غرب گرایش پیدا مى كنیم و خداى نكرده، وقتى چشم باز مى كنیم كه مى بینیم آنچه به نام اسلام و نظام اسلامى نامیده مى شود چیزى جز فرهنگ غربى نیست. ما با غرب به عنوان قطعه اى از كره زمین مخالف نیستیم، با انسانهایى كه در گوشه اى از دنیا زندگى مى كنند و با عقل و فهمشان مخالفتى نداریم. پیشتر هم گفتیم كه ما همه انسانها را دوست داریم و گفته شد كه بینش اسلامى چنین اقتضایى دارد; اما اگر كسى برخلاف انسانیت یا اسلام قدم بردارد در آن صورت، بالعرض مبغوض واقع مى شود، وگرنه اصل بر این است كه ما همه انسانها را دوست داریم، چه غربى، چه شرقى، چه شمالى، چه جنوبى. همه بنده خدا هستند و به آنهااحترام مى گذاریم تا زمانى كه بر خلاف انسانیت قدمى بر نداشته اند و بر خلاف حق رفتارى نكرده اند. ما با غرب جغرافیایى مخالف نیستیم، با علم و تكنولوژى غربى هم مخالف نیستیم، بلكه با جنبه منفى و سلبى آن، با محدود شدن در قالب مادیات و فراموش كردن ارزشهاى معنوى مخالفت داریم. اگر مى گوییم كه نباید محكوم فرهنگ غربى شدنقطه هاى مثبت آن موردنظرنیست;زیرا علمى كه از فضایل الهى و مواهب خدادادى است عیبى ندارد،بلكه ما با نقطه هاى منفى آن مخالفیم. در واقع، آنها فراموش كرده اند كه بنده خدا هستند و سرانجام، به سوى او مى روند. ما چنین طرز تفكرى را مردود مى شماریم. هدف ما از مدیریت تنها رفاه مادى نیست، رفاه مادى مقدمه اى براى تعالى روحى انسان است. لذا، ما باید از این نظریه ها و علوم تا جایى استفاده كنیم كه براى تعالى روحى و كمال معنوى انسان مفید باشد و در جایى كه با این كمالات برخورد پیدا مى كند باید آنها را محدود سازیم. حال، با توجه به این اهداف عالیه اسلام، كه همه در هدف نهایى، كه كمال انسان در سایه قرب به خداست، مندرج مى شود، ما باید چه ارزشهایى را در زمنه مدیریت لحاظ كنیم؟ ارزش هاى قابل توجه در زمینه مدیریت با توجه به ارزشهاى اسلامى، مدیر باید سعى كند روحیه كارمندانش را تعالى ببخشد; از هر فرصتى استفاده كند تا معنویات كارمندان و همكارانش را تقویت نماید. راستى و درستى، علاوه بر آنكه جزو فرهنگ ما ایرانیان است، یك اصل اصیل اسلامى است. لذا، مدیر اسلامى باید سعى كند راستى و درستى را در محیط تحت نفوذ خود حاكم گرداند; ابتدا خودش راستگو و درست كردار باشد و عملاً این گونه رفتار كند تا دركارمندان نیز این روحیه تقویت شودیامثلاً،به كارمندشجاعت بدهدكه حرف راست بزند. باید كارمند را ترسو بار نیاورد تا مجبور شود دروغ بگوید یا ریاكار و حقه باز گردد. باید با او منطقى برخورد كند. اگر اشتباه مى كنداشتباهش را با احترام تصحیح كند. به امر به معروف و نهى از منكر معتقد باشد. در خصوص رابطه مدیر با كارمندان در این زمنیه مثال خوبى است: مرحوم شهید رجائى ـ اعلى الله مقامه ـ در مورد مسأله حجاب، طى مدت كوتاهى، چه تحوّلى در وزارتخانه ها پدید آورد! زیرا خود او آن مسأله را باور داشت، مى خواست آن كار را بكند و كرد. اما بعضى دیگر از دولتمردان مانند او ایمان ندارند; كارمند بدحجاب را مى بینند ولى با او برخوردى نمى كنند. در نتیجه، این وضع به وجود مى آید كه مشهود است، تا جایى كه از آن جلوگیرى هم نمى توانند بكنند. او در عمل خود جدّى بود، مى گفت و طى مدت كوتاهى هم تأثیر بسیار شگفت انگیزى بر جاى گذاشت. شهید رجائى(رحمه الله)یك فرد استثنایى نبود، فردى عادى بود. او خواست خوب بشود و شد. ما هم باید بخواهیم، ارزشهاى اسلامى را واقعاً باور كنیم، و در عمل هم به كار بگیریم تا مانند او شویم. اما وقتى ما خودمان عمل نمى كنیم، باور هم نداریم اگر هم به اجبار قانون، مطلبى را اعلام كنیم فقط امرى ظاهرى است و فقط در حد بخشنامه است. مى گویند: مثلاً، وجود فلان كارمندى كه خلاف موازین اسلام عمل مى كند موجب مى شود كه كار كارمندان دیگر بهتر شود; زیرا به سایر كارمندان روحیه مى دهد یا برخوردش خوب است. به فرض آنكه این مطلب درست باشد كه درست نیست، آیا صحیح است كه ما ارزشهاى اسلامى را فداى این كنیم كه كار بیشترى انجام گیرد؟ در چنین مواردى است كه بین فرهنگ غربى با فرهنگ اسلامى اصطكاك به وجود مى آید. از یك سو، فرهنگ غربى به مدیر مى گوید: به هر شكلى كه كار بهتر پیش مى رود، آن را انجام بده و از سوى دیگر، اسلام به مدیر مى گوید: ارزشها را در نظر داشته باش، اگر كار قدرى كندتر پیش برود بهتر از آن است كه انسانها به انحطاط كشیده شوند; انسان بپروران. مدیر باید محبت كارمند را جلب كند، چه مسلمان باشد، چه غیر مسلمان. اما مدیرى كه مسلمان باشد انگیزه جلب محبت كارمندان در او بیشتر است. او مى خواهدازراه جلب محبت در آنها تأثیر بیشترى بگذارد و روح آنها را تعالى ببخشد. محبتى كه او به خدا دارد ایجاب مى كندكه به كارمند بیشتر محبت كند و با محبت، نظر او را بیشتر جلب نماید، خواه این محبت از راه صداقت به دست آید یا از راه امانت یا از طریق خدمت، احسان یا ایثار. وقتى كارمند مى بیند كه مدیرش براى او ایثار مى كند او را از صمیم قلب دوست مى دارد. وقتى چنین رابطه اى عاطفى برقرار شدكارهابهترپیشرفت مى كند، اما از مسیر صحیح، نه از راه حقه بازى و فریب كارى. براى تحقق این امر چه كار باید كرد؟ باید گذشت داشت و از خود مایه گذاشت. باید دلسوز بود; مثلاً، مى تواند با سلام و احوالپرسى ساده، محبت كارمند را جلب كند یا احوال زنش را، كه مریض بوده است، بپرسد. نباید گفت كه در محیط كار این مسائل مطرح نیست، بلكه اینها مقدمه اى است براى اینكه كار بهتر صورت گیرد. اگر كارمند دردى دارد مدیر باید درد او را بشناسد و درصدد درمانش برآید; زیرا او نیز انسان است. باید ابتدا شخصیت انسانیش را بشناسد و به او احترام بگذارد، سپس از او كار بخواهد. در این صورت، حتى اگر از او كارى هم نخواهد او كار خود را انجام مى دهد; «الانسانُ عبیدُ الاحسانِ.» ایثار، فداكارى، احترام، دلسوزى، خیرخواهى و مانند آن ابزار كار یك مدیر مسلمان است، نه فریب كارى، تشویقهاى توخالى و تقدیر نامه هاى خشك و بى ارزش. بگذریم كه بسیارى از مدیران متأسفانه از این كارها هم خوددارى مى كنند. اگرمدیربادو كلمه بتواند دل كارمندش را به دست بیاورد با ارزشتر از تقدیرنامه اى است كه هیچ منفعتى براى او نداشته باشد. اگر بتواند به او مساعده اى بدهد تا او قرض یا كرایه خانه اش را بدهد یا مشكل تهیه دارو یا درمان فرزندش را رفع كند براى او بهتر از حرفهاى تو خالى و وعده هاى پوچ است. بنابراین، صمیمیت و دلسوزى با كارمند مهمترین مسأله اى است كه مى تواند موجب پیشرفت كار در ادارات و كارخانه ها شود. خلاصه بحث بر اساس بینش اسلامى، عدل و احسان ارزشهاى حاكم بر روابط اجتماعى اند. این ارزشها باید در مدیریتها به كار گرفته شود. از جمله مصادیق عدل مدیر در رابطه با حوزه مدیریتش این است كه همه كارمندان خود را با یك چشم بنگرد و بین آنها تبعیض قایل نشود. در محدوده كار هر مدیر، نباید روابط بر ضوابط حاكم باشد. از جمله مصادیق احسان مدیر نیز آن است كه وقتى كارمند مریض است یا بیمارى یا مشكل دیگرى در زندگى دارد باید به او احسان كرد. اگر مشكلش با پول رفع مى شود با پول و اگر با سفارش یا راهنمایى رفع مى شود با آنها و در غیر این صورت، دست كم، با زبان از او دل جویى كند. مدیریتى كه در آن عدل و احسان رعایت شود مورد تأیید اسلام است. نكات و ظرایف مربوط به مدیریت بسیار است كه ذكر تمام آنها در این مختصر امكان پذیر نیست. با وجود این، همه اینها مقدمه و وسیله است براى اینكه انسان دایماً به خداى متعال توجه داشته باشد و روح او از تنگناى مادیت و زندگى دنیوى استعلا پیدا كند و در این قفس مادیت و تن محدود و محصور نشود.
شنبه 24/12/1387 - 22:32
آموزش و تحقيقات
نیازهای مدیریت در عصر جدید در تاریخ حیات و حركت سازمانها و شركتهای مختلف دنیا شاهد حضور و تاثیر مدیران و رهبران موفقی هستیم كه از هیچ همه چیز ساخته اند و موقعیت سازمانهای خود را به سطحی ارتقا داده اند كه نقشی جهانی یافته اند. بررسی شیوه تفكر و مدیریت این گونه رهبران مبین این واقعیت است كه آنان با وجود تفاوتهایی طبیعی كه در این زمینه داشته اند همگی «انسان‌شناسانی» بزرگ بوده اند كه با هوش و درایت، منبع غنی ذخایر خود را شناخته و با مهارت و تدبیر گوهرهای ناب نهفته در آن را كشف و در جهت تحقق اهداف بكار گرفته اند. البته لازم به ذكر است برخی سازمانها و رهبران از اهمیت فرایند جذب و بكارگیری افراد مناسب غافلند. علاوه بر این امروزه چالشهایی كه ویژگیهای عصر جدید هستند وجود دارد . در این بحث سعی می شود بیشتر به مشكلات مدیران با توجه به مسائل روز صحبت شود. می توان دردسر های مدیریت در دهه جاری را به دو بخش تقسیم كرد: نخست : آن دسته از مشكلاتی كه بی ثباتیها و سرعت تحولات تحمیل می كنند. دوم : آن دسته از مشكلاتی كه چارچوبهای فكری و دستگاههای ارزشی را متزلزل می سازند. در كشور ما ایران نیز چند سالی است كه سازمانها با دو رویكرد كلی به سمت مدیریت دیجیتالی كشیده شده اند. نخست، برای رهایی از حجم بالای پردازشهای سازمانی و دوم، برای تظاهر به نوگرایی و مدرن بودن . این در حالی است كه سازمانهای قدیمی تر با ساختار كلاسیك بتازگی با رقیب تازه ای روبرو شده اند : سازمانهای مجازی و دیجیتال. از سوی دیگر مرزها در نوردیده شده اند و تجارت و بازاریابی جهانی، همه كسب و كارهای محلی را در برابر رقبای جهانی قرار داده است. عمده ترین چالشهای مدیریت دیجیتال عبارتند از :   1- سواد دیجیتال مدیران در عصر كنونی نیاز به دو نوع سواد تازه دارند. یعنی علاوه بر تخصصهای اساسی به دو دانش زیر نیز نیاز مندند : 1 -سواد كار با اطلاعات 2- سواد كار با رایانه سواد كار با اطلاعات همانا دانش بهره گیری و تجزیه و تحلیل اطلاعات است. زندگی امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات وابسته است. گاه با شنیدن یك عدد شاد و گاه غمگین می‌شویم. یك عدد می‌تواند یك مدیر را موفق و یا از كار بركنار سازد. اما بدلیل هجوم انبوهی از اطلاعات ، نیاز به ابزار پردازش اطلاعات احساس می شود. این ابزار نیز رایانه ها هستند. منظور ما از رایانه تنها یك سخت افزار تزیینی نیست ، بلكه منظور یك سیستم اطلاعاتی دقیق و منسجم متشكل از سخت افزار و نرم افزار مناسب است. كار با رایانه و بهره گیری از سیستم های اطلاعاتی برای اهداف پردازشی و تجزیه و تحلیل نیز خود نیازمند كسب تجربه و دانش تخصصی مربوط به خود دارد. ضعف مدیران در این دو نوع سواد اطلاعاتی ( نوع اول و نوع دوم) یكی از چالشهای پیش روی مدیران و دلیل مقاومت آنها در برابر رایانه ای شدن امور است. حال هر نوع سازمانی كه باشد خواه دولتی و خواه خصوصی ، خواه تجاری و خواه فرهنگی.   2- بی ثباتی مشكل دیگری كه مدیریت دیجیتال را محدود و مشكل می كند، بی ثباتی حاصل از شكل گیری فضای دیجیتال است. بدین معنی كه با دیجیتال و جهانی شدن رقبا ، شرایط بنحو محسوسی ناپایدار و غیر قابل پیش بینی می شود. مناقصه ها و مزایده ها ، آگهیهای خرید و فروش و انجام معاملات با چنان سرعتی انجام می شوند كه گاه سازمانهای كند و كم اطلاع از محیط ، بسیاری از رخداد های مهم و حیاتی محیط خود را هرگز متوجه نمی شوند. در چنین شرایطی مدیران گاه به جای آنكه تلاش خود را مضاعف كنند و سعی كنند تا خود و سازمان متبوعشان در فضای اطلاعاتی مناسب تنفس كنند‍، كناره گیری را پیشه می‌كنــــند و با پشت كردن به واقعیات خود را در یك فضای بسته اطلاعاتی قرار می دهند.   3 - روابط انسانی توسعه شبكه جهانی و فناوری اطلاعات جهان را در یك تور نامرئی فرو برده است. امروزه سازمانهای زیادی را می‌توان یافت كه از نظر جغرافیایی در سرتاسر گیتی پراكنده اند، در حالی كه تحت پوشش مدیریت واحدی قرار دارند. در این میان تهدید روابط انسانی موجود در سازمان ، بسیاری از مدیران را به بازنگری وا می دارد. كم نیستند سازمانهایی كه روابط انسانی و كاری مناسب خود را یك سرمایه با ارزش تلقی می كنند و حاضر نیستند با هجوم رایانه ها آن را به خطر افكنند. این نگرانی اگرچه بجا و منطقی است اما دلیل قانع كننده ای نیست. بازآفرینی روابط انسانی و كاری یكی از وظایف مهم یك مدیر خوب در عصر حاضر است.   4- سرعت تحولات مدیران امروز در هر سازمانی كه باشند یك مشكل مشترك دارند و آن سرعت تحولات است. دهه جاری نسبت به دهه گــذشته در زمینه سرعت وقوع تحولات ، سرعت انتقال اخبار و رویداد‌ها و زمــان دگرگونیها تفاوت زیادی دارد. این دگرگونی های تند و سریع باعث می‌شوند تا زمان منسوخ شدن اطلاعات یا به عبارتی تاریخ مصرف آنها زود فرا رسد. همین مسئله هزینه های اطلاعاتی و عملیاتی همه سازمانها را افزایش داده است. برخورد مدیران با مقوله سرعت تحولات بستگی تام با نوع حرفه آنها دارد. ولی عموما سازمانهایی كه نتوانند یك سیستم اطلاعاتی مـــناسب طراحی و پیاده سازی كنند ، دچار مشكلات عدیده عملیاتی خواهند شد.   5 - تغییر تعاریف روزی روزگاری ثروت مجموعه گنجها و ذخیره های طلا و گوهر و در راس آن تاج و تخت بود و تولید به كشاورزی و صنایع دستی مربوط به آن محدود بود. اما در پی انقلاب صنعتی و حذف محدودیتهای پیشین بر سر راه تولید، ثروت مفهومی تازه یافت و در تولید و ارزش افزوده معنا شد. بالاخره عصر صنعت جای خود را به عصر جدیدی داد كه آن را با نامهایی چون عصر انفورماتیك ، رایانه یا ارتباطات بیان می‌كنند. امروزه كمپانی بزرگ مایكروسافت نه زمین دارد و نه ماشین آلات . تنها دارایی آن یك ساختمان است و چند صد دستگاه رایانه. پس ثروت واقعی مایكروسافت و یا صدها و هزاران شركت مشابه آن جایی در جمجمه پرسنل آن قرار دارد. ما باید به این باور برسیم كه امروزه مدیران نیازهای اطلاعاتی انبوه و متنوعی دارند و بدون طراحی یك سیستم اطلاعاتی ، این نیاز برآورده نخواهد شد ، بنا بر این دیجیتال شدن حداقل بخشی از امور اجتناب ناپذیر است . بسیاری از رهبران هوش بالایی دارند، ولی همگی آنان ضرورتا حس كنجكاوی ندارند. مدیرانی كه در سطح جهانی فعالیت می كنند كنجكاوی را پیشرانه خود برای درك هرچه بیشتر از جهان می دانند. شخصیت فردی مدیران مــوفق در عــــصر اطلاعات ویژگیهای خاصی همچون كنجكاوی را در خود دارد. 
شنبه 24/12/1387 - 22:28
دانستنی های علمی
تأثیر روانی موشک‌های قسام بر ساکنان شهرک‌های صهیونیستی ابوذر خدایاریدانشجوی کارشناسی مدیریت صنعتی 
چکیده
دکترین نظامی و عملیات روانی حماس بر جنگ فرسایشی و پرتاب موشک‌های قسام مبتنی بود. هدف این دکترین تضعیف عزم نظامی و غیرنظامی و کاهش انگیزه جنگ در رژیم صهیونیستی، با وارد آوردن تلفات مداوم و مستمر به آن بود. این دکترین واقع‌گرایانه بود؛ زیرا، شواهد زیادی مبنی بر فرسوده شدن و کاهش قدرت تحمل جامعه صهیونیستی مشاهده می‌شود. حماس همسو با هدفی حرکت می‌کند که جامعه رژیم صهیونیستی حساسیت زیادی در قبال آن دارد حساسیتی توأم با ترس و وحشت از دست دادن نیروهای نظامی صهیونیست‌ها در سرزمین‌های اشغالی. تاکتیک اصلی حماس بر مبنای حملات پراکنده، عملیات شهادت‌طلبانه و پرتاب موشک قسام است این شیوه بیشترین خسارت فیزیکی و روانی را به ارتش اسرائیل وارد آورد.
هدف این مقاله مطالعه و بررسی آثار اجتماعی و روانی پرتاب موشک‌های قسام بر شهرک‌های صهیونیستی، همچنین تأثیرات آن بر سیاست‌ داخلی و بین‌المللی این رژیم ارزیابی می‌شود.
مقدمه
مطالعه و مقایسه شیوه‌های مقاومت و مبارزه ملت فلسطین به ویژه در انتفاضه‌های اول و دوم نشان می‌دهد که روش‌های مقابله با اشغالگران صهیونیست متحول شده است. در جریان انتفاضه اول قیام به صورت مردمی با سازماندهی کوچک و اغلب در منطقه غزه بود. در حالی که در انتفاضه دوم که در 28 سپتامبر 2000 با دیدار آریل شارون از محوطه حرم الشریف مسجدالاقصی آغاز شد چندین گروه فلسطینی همچون گردان‌های عزالدین قسام وابسته به جنبش حماس، گردان‌های شهدای الاقصی وابسته به جنبش فتح، گردان‌های ابوعلی مصطفی وابسته به جبهه خلق برای آزادی فلسطین و جهاد اسلامی، مجریان مهم‌ترین عملیات‌ و اقدامات شبه‌نظامی علیه ارتش رژیم صهیونیستی بوده‌اند. از سویی دیگر در انتفاضه اول مهم‌ترین ابزار دفاعی ملت مظلوم فلسطین سنگ بود اما در انتفاضه دوم، عملیات استشهادی و در کنار آن موشک‌های فلسطینی قسام که مهندسان فلسطینی آنها را طراحی و ساخته بودند، وجه تمایز قیام فلسطینیان در برابر رژیم غاصب صهیونیستی به شمار می‌آمد. در خصوص عملیات استشهادی مقالات و تحلیل‌های گوناگونی در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی، به رشته تحریر درآمده است ولی به تأثیرات موشک‌های قسام و واکنش‌ رژیم صهیونیستی نسبت به آن و به ویژه آثاری که بر اقتصاد این رژیم و مهاجرت معکوس ساکنان شهرک‌های صهیونیستی بر جای گذاشته، کمتر پرداخته شده است. در مقاله حاضر با بررسی و تحلیل در آثار اجتماعی و روانی پرتاب موشک‌های قسام بر شهرک‌های صهیونیستی، تأثیر این موشک‌ها بر معادلات و سیاست‌های داخلی رژیم صهیونیستی ارزیابی شده است.  
مشخصات موشک‌ قسام
موشک‌های قسام را گردان‌های عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس طراحی و ساخته شده‌اند. تولید نخستین سری از این موشک‌ها در اواخر سال 2001 باعث شد تا در عرصه انتفاضه و مقاومت ملت فلسطین پیشرفتی اساسی صورت گیرد. این موشک‌ها با طول تقریبی 70 سانتی‌متر، قطری در حدود 8 سانتی‌متر و بردی معادل سه کیلومتر به تهدیدی جدی برای شهرک‌های صهیونیست‌نشین واقع در محدوده نوار غزه تبدیل شد. هرچند کلاهک انفجاری موشک‌های قبلی فلسطینیان تنها دارای 600 گرم ماده تی‌ان‌تی بود اما با توفیقی که گردان‌های عزالدین قسام در ضربه‌زدن به ارتش و شهرک‌های صهیونیستی به دست آوردند، نوع جدیدی از این موشک‌ها با نام قسام با طول 180 سانتی‌متر، قطر 12 سانتی‌متر و برد 12 کیلومتر و کلاهکی انفجاری به حجم 6 کیلوگرم تی‌ان‌تی به تولید و بهره‌برداری رسید.1
حمل و نقل آسان، برد مناسب و تولید کم‌هزینه‌ این موشک‌ها موجب شد تا در طی سه سال از 2002 تا 2005 م. در حدود 1000 فروند موشک به شهرک‌های صهیونیست‌نشین اسدیروت، کیبوتس یئیری، کفار عزه، عوز، علیست، کفار سعد، کسیوفیم، نتیف عسرا، فیکیم، نیرعام، کیریم شالوم، فتیفوت، عزب نقب، المجدل، گذرگاه کارنی و گذرگاه کیسوویم پرتاب شود که خسارات زیادی را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کرد.2 اما بزرگ‌ترین هشدار امنیتی برای مقامات صهیونیستی رسیدن این موشک‌ها به شهر ساحلی عسقلان بود. هدف‌گیری این شهر به دلیل قرار داشتن بزرگ‌ترین نیروگاه برق و ایستگاه ذخیره سوخت و گاز موسوم به کتسا در آن، شهری استراتژیک برای این رژیم به شمار می‌آید. توفیق جنبش حماس در هدف‌گیری این شهر استراتژیک موجب شد تا ابوعبیده سخنگوی گردان‌های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس اعلام کند که این گردان‌ها در حال ساخت نسل جدیدی از موشک‌ها هستند که برد آنها به مناطق دورتر از عسقلان هم می‌رسد.3

تأثیر موشک‌های قسام بر مهاجرت معکوس در شهرک‌های یهودی‌نشین
تأسیس شهرک‌های یهودی‌نشین در سرزمین‌های اشغالی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های رژیم صهیونیستی پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 بود. براساس آمارهای رسمی ارائه شده این رژیم، جمعیت این شهرک‌ها در سال 1979 و همزمان با آغاز گفت‌وگوهای صلح مصر و رژیم صهیونیستی در حدود بیست هزار نفر بود، اما در پانزده سال اخیر و به ویژه پس از امضای موافقتنامه اسلو طرح توسعه و اسکان یهودیان مهاجر به این شهرک‌ها سرعت درخور توجهی یافت به طوری که طی سال‌های 1993 تا 2002 جمعیت این شهرک‌ها با رشدی سرسام‌آور به دویست‌و بیست‌هزار نفر رسید.4 اما این موضوع با دستیابی جنبش حماس به موشک‌های قسام کاملاً دگرگون شد.
موشک‌باران شهرک‌های یهودی‌نشین، به ویژه شهرک‌های نزدیک به نوار غزه باعث شد که روند خروج یهودیان از این شهرک‌ها و مهاجرت معکوس آنها به خارج از رژیم صهیونیستی و یا دیگر شهرهای این رژیم به بیش از پنج درصد در سال برسد. حجم روزافزون مهاجرت معکوس و ترس و وحشت ساکنان این شهرک‌ها از موشک‌های قسام در سال‌های 2002 2003 باعث شد تا کنست اسرائیل ضمن درخواست از دولت برای مقابله با این وضعیت روانی و موشک‌پرانی‌های هراس‌آور جنبش حماس، به طور رسمی اعلام کند که هدف استراتژیک فلسطینیان تضعیف شهرک‌نشینی و تلاش برای القای این احساس به اسرائیلی‌ها است که ادامه موجودیت شهرک‌ها چیزی شبیه به محال است.5 تأثیر روانی این موشک‌ها بر ساکنان شهرک‌های یهودی‌نشین و به ویژه شهرک اسدیروت آنچنان عمیق بوده است که بنا به گزارش منابع صهیونیستی طی سه سال اخیر نزدیک به چهار هزار نفر، این شهرک را که در مجاورت نوار غزه قرار دارد و در تیررس این موشک‌هاست، ترک کرده‌اند.6
فرار از شهرک‌های یهودی‌نشین تنها بحرانی نیست که رژیم صهیونیستی با آن مواجه است بلکه این رژیم مجبور شد پناه‌گاه‌های زیرزمینی بسازد و تعداد زیادی روان‌پزشک را برای معالجه ساکنان وحشت‌زده و آسیب دیده به آنجا اعزام کند. ضمن آنکه بسیاری از خانواده‌ها مانع از رفتن فرزندانشان به مدارس و مراکز آموزشی می‌شوند و همین مسئله نیز می‌تواند در آینده تأثیرات اجتماعی گوناگونی بر این خانواده‌ها در پی داشته باشد. عجز و ناتوانی دولت صهیونیستی در برابر موشک‌های قسام باعث به وجود آمدن بحران‌های زیادی شده است، به طوری که تاکنون تظاهرات و راهپیمایی‌های متعددی در برخی از شهرهای اسرائیل برپا شده است. نمایندگان کنست نیز که بحران‌های روحی و روانی رأی‌دهندگان به خود را شاهدند دولت را در معرض انتقادهای شدید قرار داده‌اند و بر این باورند که به‌رغم قابل مقایسه نبودن تسلیحات ارتش رژیم صهیونیستی با موشک‌های حماس، اما این موشک‌ها ترس و وحشت زیادی را در میان هزاران صهیونیست ایجاد کرده، به طوری که در عمل رژیم صهیونیستی اسیر موشک‌های حماس شده است.7
ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در رهگیری موشک‌های قسام موجب شده است تا این ارتش در حملات نظامی متعدد خود به بمباران کارگاه‌های صنعتی، تراشکاری‌ها و آهنگری‌های واقع در غزه بپردازد و با اختصاص بیش از بیست میلیون دلار شهرک‌های صهیونیست‌نشین اطراف نوار غزه را مجهز به دستگاه‌های هشدار دهنده و سامانه‌های صوتی معروف به بامداد سرخ8 مجهز کند، اما هیچ یک از این راهکارها مانع از ادامه پرتاب موشک‌های قسام نشد و در نهایت دولت این رژیم به طور رسمی از تشکیلات خودگردان فلسطینی درخواست کرد که با استقرار نیروهای امنیتی فلسطینی در شمال نوار غزه از تداوم این موشک‌پرانی‌ها جلوگیری کند.9 ناکارآمدی سامانه هشدار سریع نصب شده در شهرک‌های اسدیروت و گوش قطیف در برابر موشک‌های قسام، شکست دیگری برای ارتش رژیم صهیونیستی به شمار آمد. این سیستم را که شرکت نظامی رافاییل وابسته به وزارت دفاع این رژیم، ساخته بود با تبلیغات فراوان در دو شهرک صهیونیست‌نشین یاد شده نصب کردند. به ساکنان این دو شهرک اطمینان داده شد که موشک‌های قسام دیگر قادر به هدف‌گیری این دو شهرک نخواهند بود. اما یک هفته بعد نه‌تنها این سامانه هشدار سریع نتوانست موشک قسام را رهگیری کند بلکه آن موشک به یکی از ادارات دولتی اسدیروت برخورد کرد و موجی از ترس و نگرانی را بین ساکنان آن ایجاد کرد. فشار روانی ناشی از این مسئله که ارتش به ظاهر شکست‌ناپذیر اسرائیل قادر به حمایت از یک شهرک کوچک چند هزار نفری نیست، باعث شد تا ده‌ها تن از ساکنان اسدیروت این شهرک را ترک، و برای همیشه آن را تخلیه کنند.10 این مسئله موجب شد تا شهردار شهرک اسدیروت، با انتقاد شدید از ناتوانی ارتش صهیونیستی در حمایت از ساکنان این شهرک اعلام کند که بسیاری از اهالی اسدیروت به دلیل تأثیرات روانی تداوم اصابت موشک‌های قسام به این شهرک قصد دارند برای همیشه آنجا را ترک کنند. وی در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشت که ساکنان اسدیروت همواره در این بیم و هراس به سر می‌برند که موشک بعدی چه زمانی به این شهرک اصابت خواهد کرد. وی همچنین افزود که با توجه به حضور نیروهای ارتش در بیت حانون و شمال نوار غزه تصور نمی‌کرد موشک‌های قسام باز هم شهرک‌های نزدیک به غزه را هدف اصابت قرار دهند.11

بازتاب پرتاب موشک‌های قسام در رژیم صهیونیستی
به یقین، زمانی که نخستین موشک قسام در بیست و ششم اکتبر سال 2001 شهرک اسدیروت را آماج هدف قرار داد، جامعه صهیونیستی اعم از مردم، دولت و ارتش دچار شوک شدیدی شدند زیرا باور این مسئله که چند فلسطینی با کمترین امکانات بتوانند موشکی را طراحی کنند که موجب وارد آوردن زیان‌های سنگین مالی و جانی شود، بسیار مشکل و دور از تصور بود.12 با این حال، دولت رژیم صهیونیستی به مردم اطمینان می‌داد که این موشک‌ها برای امنیت ملی تهدیدی به شمار نمی‌آید و ارتش به زودی موشک‌های قسام و عاملان ساخت و پرتاب آن را نابود خواهد کرد. اما با وجود وعده‌های دولت و حملات گسترده‌ای که ارتش در غزه اجرا کرد و ده‌ها فلسطینی را به شهادت رساند نه‌تنها پرتاب موشک‌های قسام متوقف نشد بلکه حتی انواع پیشرفته‌تری از این موشک‌ها ساخته شد که قادر به هدف‌گیری مناطق دور از دسترس بیشتری بود و همین مسئله موجب وحشت ساکنان شهرک‌های صهیونیستی نزدیک به نوار غزه شد.
با آنکه دولت و ارتش صهیونیستی تمایلی نداشتند به طور رسمی اعلام کنند که قادر نیستند مانع پرتاب موشک‌های قسام شوند اما گزارش روزنامه هاآرتص ضعف و ناتوانی ارتش را افشا کرد. این روزنامه در اکتبر سال 2004 اعلام کرد که مقاومت ملت فلسطین باعث شده است که نیروهای ارتش از اردوگاه جبالیا خارج شوند و در بیرون از آن مستقر شوند و همین امر به جنبش حماس کمک کرد تا بار دیگر پرتاب موشک‌های قسام را از سر گیرند.13
به طور کلی، واکنش‌ رسانه‌های گروهی غرب نسبت به این موشک‌های ضعیف و ابتدایی نشان‌دهنده حجم بالای تأثیرگذاری این موشک‌ها نه‌تنها بر رژیم صهیونیستی بلکه بر تمامی معادلات منطقه‌ای ‌است. برای نمونه، روزنامه انگلیسی تایمز طی گزارشی ابراز داشت که این موشک‌ها پیشرفت مقاومت ملی فلسطینیان را رقم زده و تأثیر درخور توجهی بر توازن قدرت میان رژیم صهیونیستی و فلسطین ایجاد کرده است، به طوری که تمامی منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.14
با آنکه دولتمردان صهیونیست در روزهای شروع پرتاب این موشک‌ها اظهار می‌داشتند که به زودی مانع از این موشک‌پرانی‌ها خواهند شد و به سران حماس و دیگر گروه‌های مقاومت فلسطین درسی فراموش نشدنی خواهند داد ولی به تدریج یأس و ناامیدی در گفتار آنان پدید آمد و بالاخره بسیاری از مقامات صهیونیست اعتراف کردند که جلوگیری از پرتاب موشک‌های قسام مسئله‌ای بسیار دشوار است. یوسی لبید وزیر دادگستری این رژیم از نخستین کسانی بود که به صراحت به این مسئله اعتراف کرد و اظهار داشت که هیچ راهکاری برای مقابله با این موشک‌ها وجود ندارد. وی با انتقاد از حملات ارتش به شهروندان فلسطینی بر این نکته تأکید کرد که کشتار فلسطینیان منجر به محکومیت بین‌المللی رژیم اسرائیل را در پی دارد و نتیجه دیگری نخواهد داشت. یوفال اشتاینس رئیس کمیسیون امنیت و روابط خارجی کنست اسرائیل نیز اعلام کرد که حمله به مردم فلسطین برای ممانعت از پرتاب موشک‌های قسام هرگز مثمرثمر نخواهد بود زیرا این کشتارها بر میزان پایداری و مقاومت فلسطینیان خواهد افزود. وی از دولت اسرائیل درخواست کرد تا به جای آنکه به تأیید و تشویق عملیات نظامی بپردازد، هرچه سریع‌تر با مقامات فلسطینی مذاکره کند.15
آنچه نشان‌دهنده اوج ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر موشک‌های قسام بود، سقوط یک فروند از این موشک‌ها به درون مزرعه آریل شارون نخست‌وزیر سابق این رژیم بود. در15 اکتبر 2005 این موشک به ساختمانی که شارون در مزرعه خود برای همسر دوم خود، لیلا، ساخته بود برخورد کرد. این امر نه‌تنها موجب ایجاد شوک و نگرانی در دولت صهیونیستی شد بلکه این نکته را نیز برای مردم اسرائیل روشن کرد که دولتی که در محافظت از جان و مال یکی از عالی‌رتبه‌ترین و مطرح‌ترین مقامات تاریخ رژیم صهیونیستی ناتوان و درمانده است، چگونه می‌خواهد از جان و مال شهروندان عادی محافظت کند.16 این مسئله باعث شد تا بسیاری از احزاب اپوزیسیون در اسرائیل بر شدت انتقادات خود از دولت بیفزایند و اعلام کنند که هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند که روزی عمق استراتژیک اسرائیل در تیررس موشک‌های دست‌ساز فلسطینیان قرار گیرد.17 در نشست حزب کادیما نیز ضمن انتقاد شدید از دولت و با اذعان به اینکه راه‌کاری جز گفت‌وگو برای توقف روند رو به رشد موشک‌پرانی‌ها وجود ندارد، درخواست شد تا ضمن مذاکره با تشکیلات خودگردان فلسطینی، ضمانت‌هایی مبنی بر توقف پرتاب این موشک‌ها گرفته شود.18 دولت صهیونیستی برای مقابله با گروه‌های مقاومت فلسطینی و جلوگیری از پرتاب موشک‌های قسام نه‌تنها دست ارتش را برای هرگونه قتل‌عام و خونریزی بازگذاشته و توانمندی‌های تدافعی شهرک‌های صهیونیستی را بالا برده، بلکه برای کاستن از روند رو به رشد مهاجرت معکوس شهرک‌نشینان راه‌کارهای اقتصادی متعددی از قبیل سرمایه‌گذاری‌ در شهرک‌ها، اعطای تسهیلات مالیاتی به ساکنان شهرک‌های اطراف نوار غزه و اختصاص مبلغ 50 میلیون دلار برای مقاوم‌سازی تمامی ساختمان‌های این شهرک‌ها و همچنین اعطای امتیازات متعدد رفاهی، بهداشتی، کارگری، صنعتی و آموزشی، ارائه کرده است اما هیچ یک از این اقدامات پاسخگوی نیاز اصلی ساکنان این شهرک‌ها که چیزی جز امنیت نیست، نمی‌باشد، به همین دلیل مسئله مهاجرت و اسکان یافتن در مناطق شمالی این سرزمین به یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های مردم و دولت اسرائیل تبدیل شده است.19
شاید بتوان گفت که موشک‌های قسام به تنهایی قادر به از بین بردن برتری و توان نظامی ارتش رژیم صهیونیستی نیست اما به طور یقین، پرتاب این موشک‌ها تأثیر زیادی بر روحیه، قدرت روانی و میزان تحمل نظامیان صهیونیست داشته است، به نحوی که بسیاری از سربازان اسرائیلی به هیچ وجه تمایلی به خدمت در مناطق نزدیک به نوار غزه ندارند. در این خصوص آفی دیختر رئیس سابق دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی طی گزارشی به دولت ایهود اولمرت ضمن اذعان به این مسئله، اعلام کرد که حضور ارتش در نوار غزه مانع از پرتاب موشک‌های قسام نخواهد شد.20 یوسی کوبرفاسر رئیس بخش پژوهش‌های کمیته اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی نیز با اظهار اینکه دیوار حائلی که این رژیم برای حمایت از ساکنان سرزمین‌های اشغالی ساخته به خاطر تداوم پرتاب موشک‌های قسام عملاً کارایی خود را از دست داده است، بر این نکته تأکید کرد که ادامه این موشک‌‌پرانی‌ها موجب تضعیف روحیه سربازان اسرائیلی و تقویت روحیه و پایداری مبارزان فلسطینی خواهد شد.21
سرانجام، این گزارش‌ها باعث شد ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی را به ضعف و ناتوانی خوددر جلوگیری از شلیک موشک‌های قسام اعتراف کند. ارتش صهیونیستی طی بیانیه‌ای اعلام کرد که در سال 2006 بیش از هزار فروند موشک به مواضع اسرائیلی شلیک شده و بالغ برده، میلیون دلار خسارت وارد آمده است.22 براساس این بیانیه به جز شهرک‌های اسدیروت، معلیه لبونه و کفار تفوح که در نزدیکی نوار غزه قرار دارند، مناطق کسیوفیم، الفراحین واقع در شرق‌ خان یونس، ابوصفیه و ابومطیبق واقع در شرق مغازی و شهرک‌های تاحل عوز و نتیف عتسرا در شمال نوار غزه چندین بار در طی سال 2006 هدف اصابت موشک‌‌های قسام قرار گرفته‌اند. جالب آنکه پایگاه‌های نظامی صهیونیستی نیز از این موشک‌ها در امان نمانده‌اند به طوری که پایگاه کرم ابوسالم، آشیانه هواپیماهای شناسایی در جنوب شهر عسقلان واقع در ساحل دریای مدیترانه و مقر توپخانه ارتش واقع در شرق حجرالدین نیز هدف اصابت این موشک‌ها قرار گرفتند و خساراتی را متحمل شدند.23
به رغم اختلافات درونی میان حکومت منتخب فلسطینیان به رهبری جنبش حماس و نخست‌وزیری اسماعیل هنیه با جنبش فتح و تشکیلات خودگردان فلسطینی در سال 2007، مقاومت و مبارزه علیه رژیم صهیونیستی و پرتاب موشک‌های قسام کماکان به طور متناوب ادامه دارد. برای نمونه در یک چرخه دوهفته‌ای، که از پانزدهم تا سی‌ام ماه مه،240 موشک قسام به سوی شهرک‌های صهیونیست‌نشین و قرارگاه‌های نظامی همچون صوفا شلیک شد که سهم شهرک اسدیروت با 121 موشک بیش از سایر مناطق اشغالی بود.24
ناتوانی ارتش صهیونیستی در جلوگیری از پرتاب موشک‌های قسام و رشد و گسترش ابعاد انتفاضه ملت فلسطین در نهایت اداره اطلاعات و آمار این رژیم را وادار کرد به طور رسمی اعلام کند که در چهار سال نخست انتفاضه مهاجرت به این رژیم در حدود 28 درصد کاهش یافته است و نرخ بیکاری نیز به بیش از 9 درصد رسیده است. ضمن آنکه از میزان مهاجرت به شهرک‌های یهودی‌نشین به میزان 63 درصد کاسته شده است که علت عمده آن وضعیت ناامن این شهرک‌ها است.25
نتیجه
موشک‌های قسام نه تنها برای ساکنان شهرک‌های یهودی‌نشین بلکه برای دولت و ارتش رژیم صهیونیستی به کابوس وحشتناکی تبدیل شده است. توازن وحشتی که این موشک‌های کوچک، ساده و دست‌ساز ایجاد کرده‌اند در طول تاریخ حیات این رژیم بی‌سابقه بوده است و حتی ارتش به ظاهر شکست‌ناپذیر این رژیم که در جنگ‌های متعدد با اعراب، پیروزی‌هایی را به دست آورده است اینک در برابر این موشک‌ها رسماً اعتراف می‌کند که مستأصل شده است و برای مقابله با آن هیچ راه‌کاری ندارد. استراتژی‌ها و برنامه‌های طولانی‌مدت رژیم صهیونیستی که مبتنی بر جذب یهودیان سراسر جهان و اسکان آنها در شهرها و شهرک‌های نزدیک به نوار غزه و کرانه باختری رود اردن بود، اینک در اثر مقاومت ملت فلسطین و اتکاء به توانایی‌های خود و ساخت موشک‌های قسام با کمتری امکانات، به کلی به هم ریخته است. ساکنان این شهرک‌ها با مشاهده اینکه دولت صهیونیستی قادر به دفاع از این شهرک‌ها نیست و نمی‌تواند از پرتاب موشک‌های قسام به مراکز نظامی و اقتصادی جلوگیری کند، به تدریج نسبت به شرایط موجود بی‌اعتمادتر شده و ترک این شهرک‌ها را بر ادامه زندگی و استفاده از امتیازات دولتی ترجیح می‌دهد.
ساخت موشک‌های قسام و دفاع از فلسطینیان و آرمان مشروع آنان به گروه‌ها و جنبش‌های مقاومت فلسطینی فرصت بی‌بدیلی را اعطاء کرده است تا حقوق حقه ملت فلسطین را احیاء کنند. اینک نه‌تنها برای رژیم صهیونیستی بلکه حتی برای تشکیلات خودگردان فلسطینی که در اغلب موارد با پرتاب موشک‌های قسام، عملیات استشهادی و مقاومت و ایستادگی ملت فلسطین در برابر متجاوزان مخالفت می‌کند، اثبات شده است که مقاومت و پایداری تنها راه بازگرداندن حقوق مردم فلسطین است و اگر هم امتیازی در پشت میزهای مذاکره به فلسطینیان داده می‌شود به دلیل ادامه پایداری و مقاومت گروه‌های جهادی فلسطینی است.   
فهرست منابع:
1- http://www.aljazeara.net/portal/Temp;ates/Postings/pocket pc.Detaited Page.
2- www.Jrna.ir/fa/25/05/1386.
3- www.Jsca.news.or/06/03/1386-lol891-09-860306.
4-
عبدالرضا همدانی، تأثیر انتفاضه بر شهرک‌های یهودی‌نشین، روزنامه آفتاب یزد، 7/11/1380، شماره 579، صفحه 6.
5-
همان.
6- www.farsnews.ir.
7-
انطوان زحلان، امکانات انسانی و تکنولوژیک اسرائیل، ترجمه عبدالرضا همدانی، فصلنامه مطالعات منطقه‌ای اسرائیل‌شناسی، امریکاشناسی، صص 243 و 249.
8-
الفجر الاحمر.
9-inbaa
10- dara.hayat.
11- plaestine.
12- alestine-info.
13-
روزنامه هاآرتص، 11/10/2004.
14- grna.
15- Jslam-online-net.
16- ashar ralawsat.
17- albawaba
18-
روزنامه سیاست روز، شماره 1775، 17 شهریور 1386.
19-
روزنامه "سیاست روز"، شماره 1799، 21 شهریور 1386.
20- alarabia.
21- alrabar.
22- Rodsna.
23- islam light .
24- alalam.
دبیرخانه کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین، روزشمار انتفاضه فلسطین، چاپ اول، پاییز 1381، چاپخانه مجلس شورای اسلامی صص90_566
شنبه 24/12/1387 - 22:23
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته