السلام علیك یا صاحب الزمان(عج)...
"فروردین 1386"
./ سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد آنقدر نیست که کمرمان را خم کند،
آنقدر است که زانوهای ما را برای دعا خم کند..
حکمتت را شکر...گوشی را سایلنت کرد ، نمیخواست چیزی بشنوه ، همه از محبت بود ولی توان شنیدن را نداشت...خسته بود ...
چقدر برایش تکراری بود..."غم آخرتون باشه...خدا بهتون صبر بده...انشاالله به شادی...در آخر هم مقاوم باش تو باید قوی باشی،تو باید کمکش کنی.." حس خوندن پیام هم نداشت...
چقدر یه سفر ، یه لحظه ، یه چشم برهم زدن سرنوشت را عوض می کند ...چه لحظات سختی رو گذرونده بود..با خودش فکر میکرد همیشه شاکر بود و لذت می برد از لحظات سخت زندگی است...این هم قسمتی از زندگی استباید گزراند...باز هم حکمتت را شکر..
فکر میکرد دیگر امسال محرم شب رقیه (س) دیگر نیاز به روضه رقیه (س)نیست...!!!!دیگر خود می بینی...حکمتت را شکر...
باید مقاوم باشد...باید با او از شهدا بگوید...از خانواده هایشان ...از همسر همت ، باکری ، زین الدین و کاظمی و...از خیلی های دیگر..که چگونه گذراندن و خوب امانت داری کردن ومیوه های زندگیشان را به ثمر رساندن...باید مقاوم باشد وصبور...یا زینب (س)...نگاه به ساعت کرد یک ساعتی خوابیده بود...و صورتش خیس بود...!!!