• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6425روز قبل
دعا و زیارت

امام رضا در مقام و پایگاه رضا به قضاى الهى

این امام بزرگوار ما به رضا نامبردار مى باشد، نامى كه سراسر زندگانى آن حضرت و حالات درونى و شخصیت روانى او را در یك مقام والاى اخلاقى خلاصه مىكند. بدیهى است كه این نام و عنوان به گزاف براى آن حضرت انتخاب نشده است، بلكه با آینده نگرى و بینشى روشن چنین نامى از میان نامها براى این امام گزین شده است. چنان كه نام هاى همه ائمه ( علیه السلام ) بازگوكننده یك سلسله واقعیاتى متناسب با شخصیت آنها بوده و نمودارترین حالات روحى آنها را روشنگر است.

بنابراین ما طلیعه بحث خود را با بررسى این نام و عنوان آغاز مى كنیم كه خود بیانگر یكى از مقامات والاى اخلاقى و ازثمرات شكوهمند تربیت صحیح مى باشد.

با وجود این كه این امام بزرگوار با آسیبهاى گوناگونى مواجه بود كه جان و تن او را مىآزرد و بدور از زادبوم و اهل و عیال به سر مى برد، به هیچ وجه از پایگاه رضاى به قضاء الهى نلغزید، و هرگز بىتابى و بد گمانى نسبت به خداى متعال از او دیده نشد؛ بلكه هر حالتى كه در طرز رفتار آن حضرت مشاهده مىشد، نمایانگر روحى سرشار از رضا بوده است؛ چنان كه نكات و گزارشهاى كوتاهى كه در پیش داریم گویاى همین حقیقت مى باشد، لذا باید گفت كه این شخصیت عظیم انسانى با نام خود و روحى كه این عنوان را تأیید مى كرد بشریت را به مقامى از نظر اخلاق و تربیت رهنمون گشت كه از دیدگاه همه عرفاء و خدا آشنایان از پرفضیلت ترین مقامات انسانى و عالىترین مراحل كمال اخلاقى به شمار است.

براى این كه از این پایگاه اخلاقى و ارزش آن تا حدودى واقف گردیم راجع به آن فشرده اى از سخن بزرگان را بازگو مى كنیم، امّا قبلاً روایتى را كه از امام رضا ( علیه السلام ) نقل شده است در زیر مى آوریم : آن حضرت فرموده است :

ایمان داراى چهار ركن مى باشد :

1ـ توكل به خدا

2ـ رضا به قضاى او

3ـ تسلیم در برابر امر او

4ـ واگذار كردن امور به او

اصولاً رضا را باید ثمره محبت، و محبت را ثمره معرفت دانست؛ زیرا آن كسى كه شخصى را به خاطر كمالات و صفات خوشى كه در او وجود دارد دوست مىدارد به همان اندازه كه بر مراتب معرفت و آگاهى وى نسبت به او افزوده مى شود دوستى و دلبستگى به وى در او رو به فزونى مىگذارد. اگر كسى با چشم بصیر جلال و كمال الهى را بنگرد قهراً به خدا دلبستگى مىیابد و حبّ او به خدا ـ با افزایش معرفت نسبت به او ـ فزاینده مىگردد :

والّذین آمنوا اشد حبّاً لله ( بقره : 165 ) افرادى كه ـ به خاطر فزونى معرفت ـ داراى ایمان هستند، حبّ آنها نسبت به خدا استوارتر و فزونتر مى باشد.

وقتى شخص دوستدار خدا باشد هر پدیده و دستاوردى كه از ناحیه او مى رسد نیكو و زیبا تلقى كرده و آن را پسند مىكند. چنین موضع روانى در انسان بیانگر رضاى او نسبت به خداى متعال است.

رضا فضیلت شكوهمندى است كه باید گفت تمام فضائل اخلاقى در آن خلاصه مى شود، خداوند متعال مقام رضاى شخص به خود را با رضاى خود از آن شخص مقرون ساخته و از این رهگذر شكوه و عظمت آن را بیان نموده است، آنجا كه مى فرماید :

رضى الله عنهم و رضوا عنه ( مائده : 119 ) خدا از آنها راضى است و آنان نیز از وى راضى هستند.

نبى اكرم ( صلى الله علیه و آله وسلم ) رضا را دلیل ایمان انسان معرفى كرده است، آن گاه كه گروهى از یارانش را مورد سؤال قرار داد و فرمود:

« نشانه ایمان شما چیست؟

عرض كردند: در برابر بلایا و گرفتاریها صابر هستیم، و به گاه رفاه و خوشى خداى را سپاسگزاریم، و به هنگام در رسیدن قضاى الهى از رضا برخورداریم.

آن حضرت به آنان فرمود: سوگند به خداوندگار و صاحب كعبه كه شما داراى ایمان مىباشید».

به امام صادق ( علیه السلام ) عرض كردند:

از چه طریقى مىتوان به ایمان مؤمن پى برد؟

فرمود
: از طریق تسلیم او در برابر خدا، و رضاى او در مقابل حوادث خوش و ناخوشى كه به او روى مى آورد.

 

چهارشنبه 20/9/1387 - 23:38
دعا و زیارت
علم اصول در سیر تكاملى خویش شاهد دو نوع رشد بود: 1.رشد ذاتى: برخى از مباحث نظرى كه ارتباطى هم با استنباط احكام شرعى نداشتند، از حیث كمیت و عمق و غنا رشد داشتند، اما این تنها مولود تلاشهاى عقلانى و بحثها و كند و كاوهاى نظرى اندیشمندان علم اصول بود و بس. 2.رشد عرضى: برخى دیگر از مباحث اصولى كه جنبه كاربردى نیز دارند، محصول تلاش فقها در راه دستیابى به رهیافتهاى مناسب براى حل برخى از مشكلات و رفع موانعى كه در عمل با آن مواجه بودند، و یافتن حكم مسائل و پاسخ پرسشهاى نو و مستحدثه كه هیچ پیشینه‏اى نداشتند، هستند. مباحث مربوط به نظام سیاسى اسلام كه نظریه ولایت فقیه نقش مهمى در آن ایفا مى‏كند، نیز این گونه است.بى شك بحث كلیدى ولایت فقیه، در زمان پیامبر گرامى، صل الله علیه و آله و سلم» و ائمه اطهار « علیهم السلام» به شكل كنونى مطرح نبود.چه با وجود چشمه‏هاى جوشان معرفت معصومان، دیگر نیازى به اندیشه‏هاى اندیشمندان مسلمان كه آمیخته به خطا و لغزش بود، نبود.در واقع با ورود به عصر غیبت كبرى نیاز جدى به این بحث احساس شد، و ذهن اندیشمندان مسلمان را بشدت به خود معطوف داشت. از زمان غیبت تا عصر حاضر، كم و كیف پرداختن به آموزه ولایت فقیه نیز دچار فراز و نشیبهاى فراوانى شده است: هر گاه كه فقها و عالمان دینى در حكومت و نظام سیاسى نقش داشته‏اند، به همان میزان، این بحث رونق و رواج داشته، و آن گاه كه بنا به ضرورتهاى زمانه در گوشه انزوا بودند، این بحث به شكلى بسیار كم رنگ مطرح بوده است. شاید اختلاف در گستره ولایت فقیه نیز تا حدودى ناشى از همین ضرورتها و میزان حضور فقها در عرصه‏هاى حكومتى باشد.یعنى آن گاه كه فقها حوزه ولایت را محدود در امور حسبیه یا منصب افتا و قضاوت كرده‏اند، بدان خاطر بوده كه نقش فعالى در عرصه حكومت دینى‏نداشته‏اند .به عكس، آن گاه كه همچون صد ساله اخیر، علما نقش بیشترى داشته‏اند، بویژه در دوره كنونى یعنى دوره پس از پیروزى انقلاب اسلامى و حضور مقتدرترین حكومت دینى شیعى، این بحث از غناى بیشترى برخوردار و شامل تمامى حوزه‏هاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى شده است. البته در این میان نباید نقش مهم تشكیكات معارضان با دین و حكومت دینى را در رواج بحث ولایت فقیه نادیده گرفت.
چهارشنبه 20/9/1387 - 23:32
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته