• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 45
زمان آخرین مطلب : 6383روز قبل
آموزش و تحقيقات
پیشگفتار رسالت مراكز آموزش عالی در تولید علم و گسترش دانش بر اساس ارزشها و فرهنگ جامعه ، خود مبتنی بر ارزشها  و فرهنگ بومی جامعه ، خود مبتنی بر گام های ابتدایی در آشنا سازی كودكان و نوجوانان در مقاطع پائینتر تحصیلی با روش های گروهی ،اكتشاف ، حل مساله و رشد تفكر انتقادی و در ادامه پیگیری تخصصی آنها در مقاطع مختلف آموزش عالی است. در این راستا مدیران مراكز آموزشی كه با انسان  و تربیت او سر و كار دارند باید به اهمیت نقش و وظیفه خود آگاه باشند(رئوفی 12).توسعه و اثر بخشی سازمان های آموزشی (بویژه مدرسه) از طریق خلق و تعلیم معارف و در سایه ی تجربه امكان پذیر است .اگر عمل بدون اندیشه موجد فساد و دوری از اهداف می شود، علم بدون عمل نیز موجب انباشته شدن نظریات نامربوط در مغز شده و آنگونه می شود كه كارآیی مدیران و اثر بخشی سازمانی مدیران مدارسی كه در رشته ی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی تحصیل كرده اند تفاوت معناداری با مدیرانی كه در سایر رشته ها درس خوانده اند و بر مبنی تجربه و منش مدیریتی به این پست رسیده اند و این احتمالا بهانه و حتی دلیلی موجه برای تردید مسئولان آموزش و پرورش در كارآیی دروس و فارغ التحصیلان رشته های دانشگاهی بویژه علوم تربیتی باشد. در پی جویی علت این امر آنچه بیش از همه جلب نظر می كند فقدان تجربه ی كاری فارغ التحصیلان در مدارس است آن سان كه حتی بعضی از اساتید این رشته نیز محصول فرآیند تدریس و تحصیل در این رشته را تربیت متخصصان پژوهشگر در عرصه ی مدیریت و نه پرورش مدیر آموزشی می دانند. ارائه دو یا حداكثر چهار واحد كار عملی مدیریت نیز اگر چه تاثیر گذار خواهد بود اما برای حل این مساله كافی نخواهد بود. در راستای پاسخ به این مسئله چند پیشنهاد مطرح می شود: اول اینكه دانشجویان متقاضی ورود به رشته ی مدیریت آموزشی در بدو ورود مورد مصاحبه ی تخصصی و بررسی شخصیت قرار گیرند تا از وجود كاراكترها ی مدیریتی در آنها اطمینان حاصل شود، چه اینكه مدیریت غیر از علم بودن هنر نیز هست.    دوم: دانشجویان این رشته از همان ترم های آغازین (همانند دوره های انترنی دانشجویان پزشكی ) دوره های عملی را در مدارس و سایر مراكز آموزشی گذرانده و بازدید های جمعی از مدارس (بویژه آنهایی كه به لحاظ مدیریتی ، موفق شناخته می شوند) داشته باشند.سوم : از مدیران مدارس خواسته شود تا كار ورز را نه بعنوان مزاحم و یا كارگر رایگان محكوم به بیگاری در مدرسه – آنگونه كه برخی دانشجویان تعریف می كنند- بلكه به عنوان مدیر فردای فرایند تعلیم و تربیت بنگرند.در مدیریت مدرسه بعنوان یك سازمان اجتماعی باز از علوم مختلفی از جمله روانشناسی ، فرهنگ و رفتار سازمانی، آمار و روش های تحقیق و نیز نظریه های مدیریت ، روابط انسانی و نظارت و راهنمایی تعلیماتی و ... بصورت گسترده ای استفاده می شود . اموری چون كار گروهی و تیمی ،ایجاد انگیزه و روابط اجتماعی مورد توجه است و روانشناسی سازمانی نیز فرآیندهایی مانند مدیریت كلاس ،ایجاد انگیزه در معلمان ،توجه به نیازها و خواسته های  افراد و    مشاركت دهی آنها در تصمیم گیری را با هدف ایجاد تعهد بیشتر به پیگیری تصمیمات سازمانی دنبال می كند. تمام این دانشهاباید با تجربه جمع شوند تا بتوانند موجب اثر بخشی مدرسه شوند. اثر بخشی(به معنای حركت صحیح در راستای اهداف سازمانی ) خود به كارآیی افراد سازمان بستگی تام داشته و مدیر در  این میان بدلیل اثر گذاری بر كل سازمان مورد عنایت ویژه ای است.  فصل اول : مقدمه ای بر نقش كار ورزی در بهبود كیفیت مدرسهفرآیند یاد دهی - یادگیری به عنوان محور فعالیت های مدرسه ، ناشی از برنامه ریزی آموزشی و بویژه درسی است و پیوندهای نزدیكی با نظارت و رهبری آموزشی ، سیاست های آموزشی و سازماندهی و كنترل صفی در مدارس دارد. كیفیت و اثر بخشی مدرسه بدون برنامه تقریبا ناممكن است و به مقصد و مقصود رسانیدن برنامه بدون مدیریت امری بعید بنظر می رسد. صاحبنظران آموزش و پرورش عموما بر این عقیده اند كه كیفیت مدیریت  فعالیت های آموزشی مهمترین شاخصه ی سطح كیفیت آموزش و پرورش است ؛  زیرا مدیریت با نقش تعیین كننده و موثری كه در  امر هدایت و رهبری فرآیندهای آموزش و پرورش در جهت هدف های آن دارد بالقوه هم می تواند موجب پیشرفت آن گردد وهم سبب ساز از هم پاشیدگی آن(نیكنامی5). یكی از بهترین روش های ایجاد و حفظ نظم آموزشی خوب ، تربیت افراد كارآمد و متخصص به منظور مدیریت و رهبری این نظام است(همان). 1-1وضعیت كار ورزی و مدیریت های بدون تجربیات عملی در مدارسكار ورزی نه به معنای كاربرد آموخته ها در عمل ، بلكه بمنزله ی مشاهده تعلیمات در محیط واقعی كار ، علی رقم تمام كاستی های خود بویژه در ارتباط با رابطه ی كار ورز ، مدیر و استاد راهنما، فرصتی محدود و البته مغتنم را در اختیار دانشجو قرار می دهد تا در اتمسفر و جو (فرهنگ) سازمانی مدرسه تنفس كرده و نسبت به كارآیی ، كاربرد و اجرای آموخته های آكادمیك خود نظری انتقادی بیافكند و ضمن نقد منصفانه مدیریت های موجود ، بر پایه ی معلوماتش  پیشنهاداتی برای اصلاح و بهبود آن ارائه كند. عدم وجود همین كار ورزی های ناكافی نیز باعث می شود دانشجو با ورود به محیط مدرسه خود را در محیطی ناآشنا ببیند و با فراموش كردن آموخته هایش ، همانند فردی كه غیر از تجربه ، معلوماتی نیز در زمینه مدیریت ندارد عمل كند و آن شود كه بسیاری از مسئولین آموزش و پرورش نسبت به كارآیی آنها دچار شك و تردید شوند. 2-1 ضرورت های كار ورزی برای دانشجویان مدیریت آموزشیمشاهده ی سر در گمی و عدم كارآیی دانشجویان مدیریت آموزشی بعنوان كار ورز ، اگر در كنار تصویر همین دانشجویان – بدون گذراندن دوره ی كار ورزی – در بدو دمت گذاشته و مقایسه شود خود می تواند بیانگر اهمیت آن باشد. عدم گذراندن دوره ی كار ورزی ، كار آیی مدیران را در ابتدای خدمت بیشتر خواهد كاست و اثر گذاری و مرجعیت و رهبری مدیر را در آینده با موانعی مواجه خواهدكرد؛ سوء تفاهماتی را همان گونه كه ذكر شد در مورد كارآیی مدیران تحصیل كرده ی رشته ی مدیریت آموزشی در میان مسئولین و دست اندر كاران تعلیم وتربیت و مهم تر از آنها ، اعضای مدرسه بوجود می آورد.توسعه و گسترش روزافزون ابعاد كمی آموزش و پرورش بویژه در عرصه ی آموزش همگانی ،‌نیاز به كیفیت بخشی به آن را نیز بدنبال دارد؛ این كیفیت بخشی خود نیازمند مدیریت و رهبری آموزشی علمی است كه معمولا در رشته و  فارغ التحصیلان مدیریت و برنامه ریزی آموزشی جستجو می شود . اما عدم كارآیی آنها امر كیفیت بخشی را زیر سئوال برده است؛ زیرا خود این كارآیی نیاز به آشنا سازی مدیران با روش های تصمیم گیری ، سازماندهی ، رهبری، ایجاد انگیزش ، نظارت و كنترل ، برقراری ارتباط ،گزینش و ارزیابی و مهم تر از همه كاربرد آن ها در مدرسه دارد . از سوی دیگر كسب منصب مدیریت از طریق طی مسیر تجربه ی معلمی را معمول تر ین رویه ی اخذ این مقام می بینیم؛ امری كه در مورد فارغ التحصیلان مدیریت آموزشی اغلب اتفاق نمی افتد. در این زمینه پژوهشهای چندی نیز انجام گرفته است از جمله: برتری مدیران آموزش دیده دبستان از نظر معلمان –در برنامه ریزی ،كنترل ، سازماندهی ، تصمیم گیری ، روابط انسانی و ایجاد محیط صمیمی و دوستانه (قنبری1373 نقل از فصلنامه تعلیم و تربیت)، و یا نتایج تحقیق زیرك(1376 نقل از همان) كه در سطح %95،مدیران مدیریت آموزشی خوانده در مهارت های استفاده از منابع ، تصمیم گیری ، نوآوری و مسئولیت پذیری نسبت به سایرین عملكرد بهتری از خود نشان می دهند. در تحقیقی دیگر حمیدی (1374 به نقل از همان) به عدم وجود تفاوت معناداری میان مدیران مدیریت آموزشی خوانده و دیگران می رسد ؛ زمینه ی این تحقیق ،میزان موفقیت در نظارت و راهنمایی معلمان در نقش های نه گانه ی ارزیابی ، رهبری گروهی ، سازماندهی ، مشاوره ی معلمان ، هماهنگ كننده ، برنامه ریز آموزشی ، تصمیم گیرنده ،‌تامین كننده ی خدمات ، مدیر و ناظم بوده است. 3-1 اهداف كار ورزی1- حضور در مدرسه برای آشنایی با محیط كاری 2- توجه و مشاهده ی جنبه های انسانی و ارتباطی – رفتاری (كاركنان) مدرسه با نظر به آموخته ها های روانشناسی و فرهنگ سازمان  ونیز روابط انسانی3- مشاهده اعمال و رفتار  مدیر از جنبه های كار های اجرایی ، رفتار تخصصی و روابط میان آنها4- مشاهده ی تحلیلی و انتقادی هر آنچه در مدرسه اتفاق می افتد برای ارائه ی راه های بهبود و تعدیل 4-1 سئوالات مورد نظر1-آیا با توجه به تمركز گرایی نظام آموزشی ایران ، فرآیند هایی همچون برنامه ریزی و تصمیم گیری در مدارس جریان دارد(اگر آری تا چه اندازه)؟  2- آیا مدیر در محیط آموزشی می تواند هم به افراد آزادی و اختیار تفویض كند وهم از انجام و اجرای مسئولیت ها و وظایف و كارآیی افراد و اثر بخشی مدرسه اطمینان داشته باشد ؟ 3- آیا مدیر به یادگیری پنهان اعتقاد دارد و به نقش آفرینی و برنامه ریزی آن اقدام می كند؟4- مدیریت مدرسه علم است یا هنر ؟آیا مدیرانی كه در رشته ای غیر از مدیریت آموزشی تحصیل كرده اند اصول و یافته های مدیریتی را در كارشان اعمال می كنند؟5- وضعیت نظارت(تعلیماتی) در مدرسه چگونه است ؟ فصل دوم : نقش مدیران مدارس و وظایف آنها در مدارسوظایف مدیران را می توان به صورت چند نمودار دو ارزشی ترسیم كرد:وظایف اجرایی در مقابل وظایف حرفه ای وظایف اختصاصی در مقابل وظایف قابل تفویض وظایف برنامه ریزی شده در مقابل وظایف پیش بینی نشده وظایف ادواری در مقابل وظایف دفعی و غیر تكرار شوندهالبته بر اساس دستور العمل كار ورزی همان تقسیم بندی اول ملاك خواهد بود. 1-2 وظایف اداری(اجرایی)مدیران مدارساین وظایف كه اغلب بصورت شرح وظایف از اداره آموزش و پرورش ابلاغ می شود كار های روتین و عمومی و البته مهمی هستند كه به گردش كار مدرسه كمك می كنند:توجه به حضور (بموقع)هیئت آموزشی و اداری مدرسه، نظارت كلی یر حضور و غیاب دانش آموزان و در صورت لزوم درخواست از والدین برای پاسخگویی درباره ی غیبت های فرزندشان، نظارت كلی بر فرآیند های یاد دهی – یادگیری و كاركرد های هیئت آموزشی و پیشرفت های دانش آموزان و درخواست از والدین برای گزارش دهی به آنان و تلاش در پیگیری  و حل مسایل محتمل ، اطلاع رسانی در زمینه ی بخش نامه ها و دیگر قوانین اداری ارسال شده از سازمان  و اداره به افراد ذینفع (ارائه ی تسهیلات و امكانات به دبیران و آئین نامه های مربوط به ثبت نام و ...) و انجام اموری كه بر اساس مفاد این ابلاغیه ها بر عهده مدیریت مدرسه است، شركت در جلسات منعقده از سوی اداره (در هر مكان و هر زمان ) كه بصورت ادواری یا دفعی برگزار می شود ، ارائه ی گزارشات ادواری از عملكرد و نتایج آن در پایان هر نیم سال به اداره ، شركت در كلاس ها و كارگاه های آموزشی ضمن خدمت ( ICT ، مهارت های جدید مدیریت مدرسه و ارزشیابی، مهارت های حل مساله وزندگی و...) مسئولیت هماهنگی و نظارت كلی بر فعالیت های تشكل های دانش آموزی ، تائید مدارك ،‌گواهی نامه ها و سایر مدارك و اسناد دفتری و دولتی مربوط به كاركنان و دانش آموزان ،    رسیدگی كلی به وضعیت فیزیكی محیط مدرسه ( كلاس ها ، محوطه ، سرویس ها و ...) هماهنگی لازم جهت خروج دانش آموزان بصورت گروهی از مدرسه (رضایت نامه ها ، امكانت مورد نیاز و ...) با رعایت دستور العمل ها و نظارت معاونت فرهنگی و هنری اداره ، مسئولیت و نظارت كلی بر مسابقات علمی ، فرهنگی و ورزشی ، كوشش برای ایجاد شرایط ایمنی محیط كار و امنیت روانی برای كاركنان و دانش آموزان ، نظارت كلی بر توزیع كتب درسی و سایر اقلام مربوط به دانش آموزان و كاركنان ، پیگیری امور مربوط به قرارداد ها بیمه و سایر خدمات مربوط به اعضای مدرسه ،نظارت كلی بر چرخش مالی مدرسه و دخالت در روند های پولی و منابع ، تلاش در راستای توسعه ی كمی و كیفی تجهیزات ، فضا و امكانات مدرسه از طرق گوناگون بویژه جلب مشاركت ها مردمی و سازمان های خدماتی و تولیدی ، اطلاع رسانی و تشویق و ترغیب معلمان در دوره های آموزشی ضمن خدمت ، ابلاغ برنامه ی رسمی ساعات كاری كاركنان و معلمان ، فراهم كردن و اطلاع رسانی در زمینه ی چگونگی ترفیع و ارتقای كاركنان مدرسه ، تقدیر و یا تذكر به كاركنان در مورد فعلیت هایشان ( راسا و یا توسط اداره) ، تلاش در رفع اختلاف نظر اعضای مدرسه بصورت غیر رسمی ، عمل به عنوان حلقه ی واسط میان اداره و مدرسه (از نظر جاری و مطلع ساختن تصمیمات از بالا به پائین و اخذ ارائه ی پیشنهادات و بازخوردها از اعضای مدرسه به مسئولین)  هماهنگی كلی در زمینه ی شركت  دانش آموزان در نماز جمعه ، راه پیمائی ها و... توسط مسئول امور تربیتی و ...  . 2-2            وظایف حرفه ای مدیران مدارسوظیفه ی اصلی هر مدیری هدایت سازمان در مسیر تحقق اهداف سازمانی است و این خود به آگاهی مدیر از اهداف وهدایت كاركنان در مسیر تحقق آنها بستگی دارد و نیازمند مهارت رهبری است ؛ بعلاوه مدیر باید با استفاده ی بهینه از منابع انسانی و امكانات مالی و مادی نسبت به كسب و اجرای  مهارت در امور انسانی ،‌ آموزشی واداری- مالی اقدام كند . كما اینكه مهم ترین شاخصه ی تعیین اثر بخشی مدرسه رهبری و سبك آن است .از این منظر رهبری آموزشی به هر عملی كه بتواند معلم را در مسیر تحقق اهداف مدرسه یك گام به پیش ببرد اطلاق می شود. مدیر - پس از مشورت با دیگران یا بدون آن- تصمیم گیرنده نهایی در مدرسه است . هماهنگ كننده  مدرسه با مراتب بالاتر سازمانی و یكپارچه ساز و تلفیق كننده ی محیط كاری مدرسه در راستای اهداف و وظایف نیز هست . او در كار كنان ایجاد انگیزه می كند و این را از طریق برطرف سازی مسایل و نیز آگاه سازی آنها نسبت به نقش خود در كل نظام وجامعه انجام می دهد . او بجز نظارت به معنای نرم ، وظیفه ی كنترل و اطمینان یابی از در مسیر اهداف بودن فعالیت های افراد و مدرسه را بر عهده دارد ؛ وباید ضمن شناسایی مهارت ها و توانایی های افراد به سازماندهی و بكار گماری آنها اثر بخش آنها اقدام كند . مدیر مسئولیت كلی برقراری نظم در مدرسه را بر عهده دارد .  سایر وظایف حرفه ای: توجه به نشانگر های روحیه ی معلمان و دیگر كاركنان ( پی جویی و پیگیری مسایل آنها برای رفع و در نتیجه رسیدن به كارآیی حداكثر) ، ایجاد یگانگی میان اهداف معلمان و كاركنان از یك طرف و اهداف مدرسه از سوی (تعلیم و تربیت) دیگر ، رهبری آموزشی و راهنمایی در  زمینه ی تدریس و رفتارهای دانش آموزان و معلمان ، تسهیل گری روابط انسانی مناسب میان اعضای مدرسه بویژه از طریق الگو سازی ، مدیریت منابع انسانی از طریق توجه    و شناسایی توانایی و مهارت ها و خدمات ویژه مربیان و سایر كاركنان و حتی دانش آموزان و سازماندهی بر اساس آنها، برنامه ریزی برای افزایش كیفیت فعالیت های آموزشی و پرورشی مدرسه از طریق استقرار نظام های پیشروی مدیریت و نهایتا كوشش در حمایت از اعضای مدرسه و ...  . 1-2-2 نقش تخصص در رشد كیفی آموزش و پرورشرشد كیفی(درون داد ها ،‌ فرآیند ها و برون داد های) آموزش و پرورش بستگی تامی به برنامه ها و مدیریت آن دارد . هر چند در عمل كمتر شاهد تفاوت معنا داری در كارآیی فارغ التحصیلان مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و دیگران بوده ایم (دكتر احمد رضا نصر و محمد معصومی 1384) .اما می توان به توانایی های بالقوه ی آنها در شناسایی ، تحلیل و حل مسایل آموزش و پرورش تكیه كرد. مفاهیمی همچون مدیریت كیفیت جامع (TQM) ، دیدگاه های سیستمی ، برنامه ریزی استراتژیك آموزش و پرورش ، فرایند های حل مساله و ... مبناهایی برای بهبود اثر بخشی و توسعه ی كیفیت آموزش و پرورش در اختیار ما قرار می دهند ، اما متاسفانه با در گیری بیش از حد مدیران در چرخه ی كار های اجرایی و اداری روتین ، مجالی برای استقرار دیدگاه های فلسفی و جامع و كل نگر در فعالیت ها و محیط مدرسه باقی نمانده است .نظارت و راهنمایی تعلیماتی نیز از ابزار تخصصی مرود و هدایت فرآیند یاد دهی- یادگیری و كیفیت بخشی توسط مدیر است كه بدلیل فقدان اطلاعات و تجربه ی كافی در زمینه ی روش ها و فنون تدریس و روانشناسی تربیتی این ظرفیت بویژه از سوی مدیرانی كه سابقه ی معلمی ندارند مورد استفاده قرار نمی گیرد .مدیر مدرسه ورد نظر به واسطه سابقه ی نسبتا مناسب تدریس تا حدودی می توانست پاسخگوی سئوالات هیات آموزشی درباره ی آن باشد ولی كمتر نسبت به بازدید از كلاس درس اقدام می نمود. 2-2-2نقش مدیریت مشاركت جویا نه در تصمیم گیریبدلیل تمركز گرایی نظام آموزش و پرورش ایران مدیران موظف یا مجاز به تصمیم گیری همه جانبه و زیادی نیستند؛ اما همان مقدار نیز در مدرسه مزبور توام با نظر خواهی از كاركنان ذینفع یا ذی علاقه بود ؛ هر چند برخی از كاركنان و دبیران  به واسطه ی  نداشتن اعتماد به نفس ، عدم آگاهی از حقوق و دلایل دیگر از اظهار نظر خودداری می كردند اما در پایان بخاطر اینكه خود را طرف مشورت می دیدند نسبت به اجرای تصمیمات التزام و تعهد از خود نشان می دادند و با كاهش مقاومت ها در مقابل تصمیمات ، جو مدرسه نسبتا آرام و پویا بنظر می رسید.3-2-2 نقش فرآیند (كاركرد) های مدیریت در پیشرفت آموزش و پرورش و چگونگی بهره گیری از آن در مدرسهبسختی می توان از فعالیتی كه بر مبنای تفكر و برنامه ریزی انجام می شود انتظار موفقیت و اثر بخشی داشت. برنامه ریزی بویژه اگر مبتنی بر اطلاعات مناسب باشد و افراد متخصص به آن بپردازند می تواند با اجرای مناسب زمینه ساز بهبود شاخصه های كمی و كیفی آموزش و پرورش باشد در مدارس بدلیل تمركز گرایی ، بسیاری از فعالیت ها بر اساس روال ها و رویه های از پیش و بالا تعیین شده انجامم می شود. رویه های مشخص ثبت نام دانش آموزان ، پیش بینی نیروهای لازم به كار گیری آنها و دستور العمل ها و آئین نامه های بیشمار ضمن ایجاد وحدت رویه و یكسان سازی فعالیت های اجرایی مدارس ، فرصت و امكان برنامه ریزی و ت صمیم گیری را برای مدیر به حداقل رسانیده اند و او را به مقام یك مجری و هماهنگ كننده ی صرف تنزل داده اند. بیشتر فعالیت های مدیر در این قسمت تهیه و استخراج اطلاعات بویژه كمی مدرسه و ارسال آن به مراتب بالاتر سازمانی كه قدرت تصمیم گیری بیشتری دارند است. سازماندهی نیز به عنوان تبعی از برنامه ریزی با تخصیص منابع و امكانات مادی ، مالی و نیروی انسانی بر اساس برنامه ها موجب هدایت و جهت دهی در مسیر اهداف می شود. سازماندهی اگر عادلانه( عدل به معنای وضع هر چیزی در جای خودش) باشد موجب كارآیی بیشتر افراد و افزایش اثر بخشی مدرسه خواهد شد . البته با توجه به ارائه احكام كار گزینی كارمندان و نیز استاندارد های كمی مدرسه(تعداد و ویژگی های دبیر ،‌كلاس ، نسبت های دانش آموزی و ...) مدیر وظیفه و اجازه كمی در سازماندهی مدرسه دارد ؛ اما در صورت اعطای اختیارات و تفویض مسئولیت بدانها مهارت هایی همچون مدیریت منابع انسانی بسیار موثر خواهد بود. در مورد فعالیت های فوق برنامه ،‌ مسابقات و ... نیز معمولا مدیران به تفویض مسئولیت اقدام می كنند.هماهنگی از جمله وظایفی است كه علی رقم پیش بینی های لازم و وجود آئین نامه های مختلف تا حد زیادی مربوط به اعمال نظر و فعالیت های خود مدیر است . مدیر از یكسو باید فعالیت ها و فرایند های مدرسه را در راستای اهداف آموزش و پرورش هماهنگ و یكپارچه كند و از دیگر سوی بعنوان پل ارتباطی مدرسه را ا سطوح بالاتر سازمانی آموزش و پرورش نسبت به بر قراری ارتباط میان هر آن دو اقدام كند .در اجرای فرآیند هماهنگی می توان و باید از سازماندهی و نظارت و رهبری بعنوان ابزاری برای تلفیق و وحدت اعضای مدرسه استفاده كرد . مدیر مدرسه در انجام ین وظیفه به طور نسبی موفق عمل كرده است .رهبری ( فرآیند نفوذ در دیگران برای برانگیختگی و هدایت فعالیت های آنان ) بسته به نوع مرجعیت (سنتی ،‌قانونی و فرمند) نقش و تاثیرات متفاوتی دارد. در این مدرسه مدیریت و رهبری به واسطه تجمیع در یك فرد واحد موجب روال تر و اثر بخش ترشدن فعالیت ها شده بود.نظارت ، ارزیابی و كنترل برای اطمینان از حركت سازمان در راستای اهداف انجام می شود. نظارت فرایند مشاهده ی صرف است بدون جهت گیری كه اطلاعات آن برای تعیین نسبت میان حركت مدرسه و اهداف از پیش تعیین شده بكار می رود و از طریق اعمال كنترل در مرحله ی بعدی ، نسبت به هدایت سازمان در مسیر اهداف اقدام می شود . ارزشیابی معمولا در پایان دوره برای تعیین میزان تحقق اهداف برنامه انجام می شود. معیار های مختلفی برا تشخیص انحراف از اهداف مدرسه وجود دارد: نارضایتی و شكایت ، افت تحصیلی ، مشكلات رفتاری ، انضباطی و ... ؛ البته همواره می توان و نباید منظر بروز مشكل و سپس حل آن باشیم بلكه می توان از طریق كنترل پیشگیر از بروز و ظهور و برجا ماندن عوارض مشكلات كاست .  4-2-2 نقش آموزش های پنهان در یادگیری دانش آموزان و نظر مدیر درباره ی آنهایادگیری پنهان فرآیند انتقال و كسب تجارب بدون جلب نظر یادگیرنده و به واسطه ی همین ویژگی معمولا پایدارتر  است. مدیر مدرسه ضمن اذعان به وجود و اهمیت این نوع یاد گیری خود را ملزم به برنامه ریزی این فرآیند نمی بیند با این وجود نسبت به رعایت اخلاقیات با توجه به اینكه او با  قدر تمند در مدرسه است مجاب واز این حیث شایسته ی تقدیر است. یادگیری پنهان بیشتر از نوع فعل است  قول و از این حیث تاثیر بیشتری دارد. فصل سوم : طرح وتجزیه و تحلیل تعدادی از وظایف مدیرمدیر با روابط انسانی خود (بعنوان رهبر ونیز هماهنگ كننده ) موجب تعدیل فضای روانی و ایجاد جو همكاری توام با مهرورزی می شود و محیط مدرسه بواسطه ی اصطكاك غیر ضروری شاهد نشاط و پویایی و انگیزش مناسبی است . فعالیت فرهنگی مدرسه نیز بسیار قابل توجه است . تصمیم گیری مدیر در حضور و با مشاركت كاركنان موجب پذیرش و اجرای راحت تر تصمیمات توسط ایشان می گردد. وظیفه ی نظارت(اداری و بویژه تعلیماتی ) نیازمند كسب مهارت ، آمادگی ودانش ونیز داشتن روحیه ای برونگرا و مشاركت جو از سوی مدیر است . این مهارت و دانش را در نزد فارغ التحصیلان مدیریت آموزشی بیشتر می توان سراغ گرفت . فصل چهارم: تفسیر سئوالات سئوال یك :بنظر می رسد بیش از70% فعالیت های مدیران مدارس توسط آئین نامه و رویه های اداری از پیش تعیین شده و بدون نیاز و امكان برنامه ریزی، مشخص و اجرا می شود و در بخش سازماندهی بویژه در امور مربوط به فعالیت های فوق برنامه و تشكل های دانش آموزی اختیارات مدیر افزایش قابل توجهی پیدا می كند و دست او برای تصمیم گیری باز تر می شود. سایر فرآیند های پس از سازماندهی یعنی هدایت و كنترل تحت تسلط و نقش آفرینی بیشتر مدیر قرار دارد.سئوال دو: تفویض اختیار و تقاضای پاسخگویی نسبت به مسئولیت ها از زیر دستان به نوع فعالیت و مسئولیت و بیش از آن به سطح بلوغ روانی – اداری كاركنان بستگی دارد .در مدرسه ی مذكور بستر تفویض مسئولیت ها به معاونین و نیز مسئول امور تربیتی بوده و كه آن نیز بواسطه ی تناسب با ویژگی ها و توانایی های آنان موجب تسریع در گردش كارها و اطمینان نسبت به كارآیی زیردستان شده و كاسته شدن از بار تكفلی مدیر در مورد كار های اجرایی و غیر تخصصی ، وقت او را برای پرداختن به كار های حرفه ای و مهم تر توسیع داده بود .سئوال سه: همانگونه كه پیشتر نیز آمد مدیر نسبت به تاثیر گذاری آموزش های پنهان آگاهی هایی را دارد اما خود را بواسطه ی غیر ساختاری و خودبخودی بودن این فرآیند موظف به برنامه ریزی آن نمی بیند.  سئوال چهار: مدیریت مدرسه در بعضی از امور نمی تواند بدون كسب دانش تخصصی در زمینه ی كاری خود ، آن ها را به درستی انجام دهد ؛ از جمله این زمینه ها نظارت آموزشی ، برنامه ریزی آموزشی و درسی و ...است. البته در مورد نظارت ، تجربه تدریس ( همانگونه كه در مدیر مدرسه مزبور وجود داشت) می تواند تاثیر بسیار زیادی داشته باشد. در مورد فرآیند رهبری نیز مدیر می تواند به مرجعیت فرمند خود متكی باشد در تحلیل این سئوال می توان به پژوهش های مندرج در قسمت منابع استناد كرد. سئوال پنج: امروزه همه سازمانها, اعم از كوچك و بزرگ, دولتی و غیر دولتی برای رسیدن به اهداف خویش از روشهای گوناگونی استفاده می كنند. همه این سازمانها برای دستیابی به هدفهای خویش نیازمند به كنترل و نظارت می باشند كه آموزش و پرورش نیز از این قاعده مستثنی نیست.امروزه تقریبا همه متخصصان تعلیم و تربیت متفق القول هستند كه نظارت و راهنمایی آموزشی در جهت بهبود وضع آموزش گام بر می دارد. به اعتقاد آنان وضع آموزش فقط معلم و كار او را شامل نمی شود, بلكه فرایند یاد دهی  و یاد گیری را در بر می گیرد و با رشد دائم معلم و دانش آموز ارتباط دارد. در این مفهوم راهنمایان تعلیماتی فقط بر معلم و ضعف او تاكید ندارند و برای او نسخ اصلاح آموزشی تجویز نمی كنند بلكه فرایند مستمر اصلاح و ارتقاء وضع آموزشی مبنی بر تشریك مساعی گروهی در همه ابعاد آموزشی و پرورشی است كه به معلم و دانش آموز كمك می كند, تابه حداكثر رشد ممكن برسد نیاز شدید معلمان و دانش آموزان در طیف گسترده در چهارچوب برنامه های آموزشی باید به كمك افراد متخصص در زمینه های گوناگون, بر طرف گردد همانگونه كه در مدارس عادی مسایل و مشكلات آموزشی, روحی, روانی, تحصیلی و.....با كمك راهنمایان تعلیماتی, مشاوران و راهنمایان تحصیلی بر طرف می گردد نظارت در مدرسه به رعایت دستور العمل های اداری و مشاهده و كنترل فعالیت های هیئت آموزشی از جهت مطابقت با آنها انجام می شود. در صورت تفاوت میان آنها نیز از اداره برای رفع آنها درخواست ناظر یا برگزاری جلسه می شود . فقدان مهارت های نظارتی مدیران را شاید بتوان از طریق اجرای نظارت همكار و ایجاد جو مشاركتی مرتفع ساخت؛ و در نهایت باز هم باید بر تجربه ی معلمی مدیر تاكید كنیم.فصل پنجم: پیشنهادات بر اساس یافته های مورد نظر به مدیران مدارسارائه ی پیشنهاد به مدیران مدارس نیازمند اطلاع از قوانین و سازمان آموزش و پرورش و مهم تر از آن شناخت مدرسه از طریق زندگی در اتمسفر و جو مدرسه به صورت یكی از اعضای آن است .مدیر نباید شان خود را به مجری صرف دستورات اداره تنزل دهد. بسیاری از وظایف ادراری و اجرایی را تا حد ممكن وتا جایی كه به اثر بخشی مدرسه كمك می كند و یا حد اقل بدان لطمه نمی زند باید تفویض كرد. برای اجرای نظارت و رهبری آموزشی یا باید مدیران را از میان فارغ التحصیلان مدیریت آموزشی و دانشكده های تربیت معلم انتخاب كرد و یا از میان كسان كه تجربه معلمی داشته اند؛ حداقل اینكه دوره های ضمن خدمت را گذرانده باشند. بهتر است مدیران از میان اعضای همان مدرسه و با رای گیری انتخاب شوند و نه بصورت انتصاب اداره.مدیران حداقل چهار ساعت در طول هفته تدریس داشته باشند تا علاوه بر درك كار هیئت آموزشی در صورت لزوم در امر نظارت تعلیماتی وارد شوند.به مدیران برای برنامه ریزی و سازماندهی اختیارات بیشتری از سوی اداره تفویض شود و از آنان در اجرای این فرآیند حمایت فنی و تخصصی و ... شود تا با توجه به این كه مدیران مدارس پس از معلمان نزدیك تر ین افراد به فرآیند های یاد دهی – یادگیری هستند شاهد بهبود كیفیت و افزایش اثر بخشی بیشتر مدارس و كارآیی مدیران باشیم. نهایتا با توجه به اینكه رسیدن به كارآیی افراد در خدمت معمولا چند سال طول می كشد از تعویض بدون دلیل یا با دلایل كم اهمیت مدیران خودداری شود.  منابع و ماخذ:1- فصلنامه ی تعلیم وتربیت/ پژوهشكده تعلیم وتربیت وزارت آموزش وپرورش.سال 21– شماره ی2 تابستان 84- مسلسل82( www.schoolnet.ir 
سه شنبه 1/11/1387 - 16:37
آموزش و تحقيقات
مقدمه اهمیت انسان و تلاش برای رشد سرمایه ی انسانی و پرورش استعداد ها و قابلیت های او ، جوامع مختلف را به صرافت تاسیس و برپایی مراكز آموزشی – از جمله در بعد رسمی آن – بویژه مدرسه انداخته است؛ این اهمیت در دین اسلام نیز آنگونه مورد توجه است كه رسول اكرم (ص) در جایی می فرمایند:« بالتعلیم ارسلت» ( تعلیم و تربیت در اسلام ص 27) «برای تعلیم دادن فرستاده شده ام » و این بدان معناست كه فلسفه ی رسالت تعلیم است. در چند سده ی اخیر  از رهگذر توجه به كارآیی و اثر بخشی فرآیند تعلیم و تربیت رسمی به مدیریت آموزشی نگاهی تخصصی تر شده است. فرآیند مدیریت فعالیت های آموزشی تا آنجا حائز اهمیت است كه عده ای كیفیت آن را مهم تر ین شاخص برای اندازه گیری سطح اثر بخشی و كفایت كل برنامه های آموزشی می دانند(نظارت و راهنمائی آموزشی ص 5). چه اینكه مدیریت تعیین كننده ترین نقش را در امر هدایت و رهبری فرآیندهای آموزشی و پرورشی در جهت اهداف نظام دارا می باشد. ظرافت های امر تدریس و یادگیری نیازمند ایجاد هماهنگی میان تمام عناصر دخیل در آن است ؛ این عناصر در سطوح مختلف ستادی و صفی – از وزارت آموزش و پرورش گرفته تا كلاس درس – پراكنده اند. مدیریت  در رده های بالات امور ستادی – بودجه بندی و اختصاص منابع و امكانات ، تهیه و ابلاغ دستور العمل های اداری و اقدام به نظارت كلی ...- می پردازد اما بدلیل گستره ی وسیع توزیع مدارس بعنوان واحدهای صف ، ارتباط میان رده های بالا از طرق گوناگون و رابط های  زیاد انجام می پذیرد ؛ این خط شامل سازمان آموزش و پرورش استان ، اداره ی آموزش و پرورش شهرستان و نهایتا اداره ی آموزش و پرورش منطقه و ناحیه است. آنچه حائز اهمیت است جریان داشتن فرآیند مدیریت و كاركرد های چهار گانه ی آن در تمام این سطوح می باشد و نیز بحث هماهنگی میان این زنجیره . اداره آموزش و پرورش ناحیه بعنوان نزدیك تر ین سطح به مدرسه ، چهره ای تخصصی تر داشته و شایسته ی توجه بیشتری است. اداره اگرچه كمتر از مدرسه با كیفیت آموزش سر و كار دارد اما بعنوان پل ارتباطی مدرسه و سطوح بالاتر نظام آموزشی، بازوی حمایتی و عامل هماهنگی مدرسه محسوب شده و در فرآیند برنامه ریزی نیز با جمع آوری اطلاعات از مدارس و مراكز آموزشی – بویژه در بعد ارزشیابی فعالیت ها ، نیاز سنجی و تشخیص ها- نقشی بی بدیل داشته و در بعد نظارت نیز بدلیل نزدیكی بیشتر به مدرسه بهتر از سایر سطوح نظام عمل می كنند . اداره به واسطه ی ماهیت كار خود ، حجم وسیعی از كارهای اداری مدرسه را كاهش داده و به تخصصی تر شدن كار و افزایش كیفیت فعالیت های مدرسه كمك می كند.آنچه در پی می آید گزارش یک بررسی موردی در سازمان است كه با تشریح وظایف نسبتا حرفه ای ریس سازمان آغاز می گردد و در دنباله به چند پست سازمانی كه در ارائه ی آنها سعی بر توجه به مراتب سازمانی شده است خواهند آمد ؛ هدف از آوردن مجموعه از پست ها یكی ترسیم یك تصویر گسترده از اداره است و دو افزایش حجم مقاله ! در انتها نیز پیشنهاداتی براساس مشاهدات و مطالعات و بر پایه ی عدم تجربه ی نظام اداری ارائه می شود! رئیس اداره تحت نظارت رئیس سازمان آموزش و پرورش استان عهده دار انجام وظایف  زیر است: برنامه ریزی : 1- كوشش در ایجاد ، توسعه و تجهیز آموزشگاه های ابتدایی ، دوره ی راهنمایی تحصیلی و متوسطه ، مدارس شاهد ، مدارس غیر انتفاعی و مدارس عشایری ، بزرگسالان و همچنین موسسات تربیتی دیگر نظیر مهد كودك با توجه به نیازهای حال و آتی منطقه 2-  كوشش در فراهم كردن وسایل رفاهی كاركنان اداری و آموزشی 3-   كوشش در بالا بردن سطح معلومات كاركنان آموزشی و اداری از طریق تشكیل میزگرد ها و كلاس های كارآموزی و غیره 4-     تعیین خط مشی های كلی آموزش و پرورش در سطح منطقه با توجه به نیاز های محل در قالب سیاست های كلی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی با نظر سازمان استان مربوطه 5-    مراقبت در تنظیم دقیق بودجه ی سالانه ی اداره و حسن انجام امور مالی سازماندهی: 1- تقسیم كار بین كاركنان اداری و نظارت بر حسن اجرای وظایف آنها 2-     اقدام به تشكیل شورای آموزش و پرورش منطقه ای با توجه به مصوبات شورای استان معاونت مشاركت های مردمی ، مدارس غیر انتفاعی و اقدام به انجام و بررسی آئین نامه ها و دستور العمل های مربوط و وظایف دیگری كه به عهده ی دبیر شورا واگذار گردیده است.                                            هدایت و رهبری:   1.       اهتمام در بوجود آوردن محیطی كاملا پرورش دهنده و آموزنده منطبق با موازین اسلام فقاهتی در زمینه ی شكوفا شدن استعداد های فكری كاركنان آموزشی و اداری 2.       تشویق و ترغیب مردم به منظور همكاری و تعاون با آموزش و پرورش 3.       سعی در ایجاد ارتباط اسلامی بین كاركنان برای پیشبرد اخلاق و رفتار اسلامی آنها 4.       كوشش در تقویت حس خدا پرستی ، اسلام شناسی و میهن دوستی جوانان در سطح منطقه از طریق اجرای برنامه های تهیه شده از سوی سازمان استان مربوطه و وزارت آموزش و پرورش 5.       اجرای دقیق اصل تشویق و توبیخ در مورد كاركنان اداری و آموزشی در صورت لزوم و طبق مقررات 6.       سعی در تزكیه و الگو سازی خویش و اسوه شدن برای كاركنان امور اداری و آموزشی و دانش آموزان بر اساس موازین شرع مقدس اسلام و حركت در خط ولایت فقیه 7.       كوشش در اجرای صحیح و دقیق قوانین و آئین نامه ها و دستور العمل ها ی اداری و آموزشی طبق مصوبات كمیته ی مستند سازی  نظارت ، كنترل و ارزشیابی: 1)      نظارت دقیق بر نحوه ی رفتار و كردار كاركنان آموزشی و پرورشی و اداری و خصوصا در مورد پوشش اسلامی خواهران متعلم و كارمند بر طبق موازین شرع مقدس اسلام 2)      نظارت كلی بر حضور و غیاب كاركنان تحت سرپرستی و صدور دستور مقتضی در این مورد 3)      بررسی گزارش های آموزشگاه ها و صدور دستور مقتضی در مورد آنها 4)      نظارت بر برگزاری و انجام نماز جماعت تا ان شاءالله این مراسم و فرایض زمینه ی حركت واقعی به سوی الله را فراهم كرده و انگیزه ی واقعی برای عمل به نیكی ها و ترك محارم را بوجود آورد. 5)      نظارت بر اجرای برنامه ها ی آموزشی آموزشگاه ها در قالب برنامه های مصوب 6)      نظارت بر حسن اجرای صحیح كار دوایر اداره و كوشش در ایجاد هماهنگی آنان 7)      امضاء كارنامه ها و گواهی نامه ها ، تاییدیه ها و كارت های شناسائی كاركنان اداری و‌آموزشی و غیره 8)      بازدید از آموزشگاه ها و صدور دستور العمل های لازم در مورد حسن اجرای برنامه ها و كار های اداری و آموزشی آنها 9)      كنترل و امضای لیست های حقوق و فوق العاده ها و اسناد هزینه ها و فرم ها و صورت  حساب ها و خلاصه حساب ها ی ماهانه و سالانه و چك های صادره از اداره 10)   كوشش در حسن انجام كارهای اداری و سرپرستی و كنترل كار مسئولان برابر مقررات و اختیارات تفویض شده 11)   مراقبت در حسن اجرای برنامه های امتحانات داخلی ، نهایی و متفرقه آموزشگاه ها در سطح ناحیه و تهیه ی گزارش های مربوط  برای مقامات ذیربط 12)   نظارت مستقیم بر كار معاونین ،متصدیان، نمایندگان آموزش و پرورش و سایر كاركنان 13)   صدور دستور انتصاب یا عزل معاونان و مسئولان ، متصدیان و دیگر كاركنان به كارگزینی                                            معاون آموزش عمومی زیر نظر رئیس اداره به انجام وظایف ذیل مبادرت می نماید: برنامه ریزی: 1.       اقدام به طرح ها در زمینه ی فعالیت های آموزشی سالانه جهت پیشنهاد به شوراهای آموزشی و همچنین كوشش در جهت توسعه و ازدیاد مدارس مناطق تا بعد بر اساس موازین و خط مشی كلی آموزش و پرورش 2.       برنامه ریزی كلی در جهت استفاده ی بهینه از فضاهای آموزشی موجود و طرح و توسعه ی آنها با هماهنگی مسئولان ذی ربط  سازماندهی: 1)      تقسیم كار بین مسئولان تحت نظارت و مراقبت در حسن انجام آنها 2)      انتخاب و پیشنهاد انتصاب مسئولان تحت نظر به رئیس اداره جهت صدور حكم 3)      پیشنهاد انتصاب روسای آموزشگاه ها بر اساس پیشنهاد مسئولان آموزشی به رئیس اداره جهت تائید و صدور حكم هدایت و رهبری: 1.       انجام راهنمایی های لازم به مسئولان و متصدیان دوایر ذی ربط و كاركنان آموزشی 2.       اهتمام در بوجود آوردن محیطی كاملا اسلامی و تقویت روح وحدت اسلامی از طریق حركت در خط ولایت فقیه بین كاركنان و جلوگیری از هرگونه تفرقه و گروه گرایی 3.       كوشش در ایجاد ارتباط صحیح بین كاركنان آموزشی و مسئولان و متصدیان آموزشی و بخش های تابعه به منظور هماهنگ نمودن فعالیت آنان 4.       سعی در تزكیه و الگو سازی خویش برای كاركنان اداری و آموزشی بر اساس موازین شرعی و حركت در خط ولایت فقیه نظارت ، كنترل و ارزشیابی: 1)نظارت بر حسن اجرای قوانین و آئین نامه ها و مقررات آموزشی در سطح منطقه 2)امضاء نامه ها و دستور العمل ها و بخشنامه ها ی صادره از سازمان در زمینه ی آموزشی طبق اختیارات تفویض شده 3)نظارت بر حسن اجرای برنامه های آموزش ابتدایی ، دوره ی راهنمایی تحصیلی ، امتحانات منطقه و اقدام لازم در مورد تامین كادر آموزشی مورد نیاز آنها و گزارش گیری و گزارش دهی مربوط به فعالیت های مذكور و دادن پیشنهاد های مفید و بموقع به مقامات ذیربط 4)بررسی گزارش هایی كه بوسیله ی كاركنان تهیه گردیده است و انجام اقدامات لازم در مورد آنها 5)نظارت بر تشكیل كلاس ها و سمینارهای آموزشی در منطقه  وظایف مسئول آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی بزرگسالان كه زیر نظر معاون اداره خدمت می كند به شرح زیر است: برنامه ریزی: 1.       تهیه و تنظیم برنامه ی فعالیت های سالانه آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی در سال اول و تسلیم به مقامات مافوق جهت تایید و اتخاذ تصمیم. 2.       تهیه ی فهرست میزان احتیاجات مدارس راهنمایی و دوره ی عمومی از نظر دبیر با توجه به درخواست های انتقال 3.       پیش بینی نیازمندیهای آموزش راهنمایی و دوره ی عمومی از نظر تامین نیروی انسانی با توجه به درجه بندی و ضوابط موجود و تجهیزات آزمایشگاهی. سازماندهی: 1)      اقدام به تشكیل جلسات و كمیسیون ها ی مربوط و دعوت از اعضای آن با اطلاع و تایید مقامات مافوق 2)      صدور دستور تنظیم سازمان آموزش مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی با توجه به درجه بندی و ضوابط پست های سازمانی مدارس راهنمایی تحصیلی به مسئولان مربوط 3)      دریافت نامه های مربوط به آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی بزرگسالان از دبیرخانه و ارجاع آن به متصدی یا متصدیان مربوط جهت اقدام لازم و نظارت بر حسن انجام كار آنها هدایت و رهبری: 1.       صدور دستور تهیه و تنظیم بخشنامه ها و دستور العمل ها ی مربوط به آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی و رسیدگی و پاراف آنها 2.       تهیه پیش نویس مكاتبات مربوط 3.       انجام اقدامات لازم در مورد هماهنگ كردن برنامه های درسی راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی از طریق گزارش گیری و سركشی نظارت ،كنترل و ارزشیابی: 1)      بررسی و مطالعه ی وضع مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی از نظر پیشرفت برنامه ی درسی و انجام اقدامات لازم در مورد آنها 2)      تهیه ارائه ی گزارش عمومی لازم جهت صدور دستور لازم از مقامات مافوق 3)      انجام اقدامات لازم در مورد غیبت دبیران و سایر كاركنان مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی كه بوسیله ی مسئولان مربوط اعلام می گردد، براساس نظر مسئول مربوط و اعلام نتیجه ی آن به كارگزینی و حسابداری جهت اقدام لازم 4)      انجام اقدامات لازم در مورد ابلاغ بخشنامه ها و دستور العمل های مربوط با نظر مقامات مافوق 5)      تهیه ی پیش نویس مكاتبات مربوط   متصدی آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی بزرگسالان (تحت سرپرستی مسئول آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی):  برنامه ریزی: 1.       ثبت آمار دانش آموزان و تعداد كلاس ها و مشخصات كاركنان مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی در دفتر مربوطه سازماندهی: 1)      تنظیم سازمان آموزش مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی با توجه به ضوابط مربوط و ارائه ی آن به مسئول آموزش راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی 2)      بررسی درخواست های نقل و انتقال دبیران و كاركنان مدارس راهنمایی تحصیلی و دور ه عمومی آموزش 3)      ثبت اسامی دبیرانی كه در حال بیماری و یا مرخصی هستند در دفتر مربوط و ترتیب اعزام جانشین برای آنها 4)      تنظیم فرم های مربوط به سازمان مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی از نظر آموزش و ارسال آن ها به مدارس مربوط 5)      تنظیم دفتر مربوط به اسامی و محل خدمت كاركنان مدارس راهنمایی تحصیلی و دوره ی عمومی   نظارت ، كنترل و ارزشیابی: 1.      بررسی گزارش های رسیده از مدارس مزبور در مورد سازمان آنها و تهیه ی گزارش كلی مسئول امور آموزش نیروی انسانی تحت نظارت معاون آموزشی منطقه مامور به انجام وظایف زیر است: برنامه ریزی: 1)      تهیه ی طرح های لازم برای اجرای دوره های آموزشی كاركنان و ارائه ی آن به معاون آموزشی 2)      تهیه ی دفاتر آماری به منظور ثبت نام داوطلبان دوره های آموزشی ضمن خدمت نیروی انسانی 3)      پیش بینی اعتبارات لازم بمنظور برگزاری دوره های كار آموزی در سطح منطقه و ارائه ی آن به مسئولین سازمان با نظر معاون آموزشی و رئیس اداره مربوط سازماندهی: 1.       پیش بینی و جذب مدرسان واجد شرایط برای اجرای دوره ها با نظر معاون آموزشی و مسئولین در استان 2.       انجام هزینه ی دوره ها بر اساس دستورالعمل های اداره  و ضوابط و مقررات مربوط 3.       معرفی دبیران و مدرسان مجرب و متعهد به مراكز آموزش ضمن خدمت استان به منظور استفاده از آنان در كلاس های بازآموزی در سطح واحد های تابعه 4.       پیش بینی و تهیه ی وسایل آموزشی و كمك آموزشی متناسب با نیاز های دوره ها با همكاری مسئولین ذیربط و مركز آموزش ضمن خدمت استان 5.       توزیع مطالب آموزشی و نشریات علمی بین شركت كنندگان در برنامه های آموزشی نیروی انسانی در سطح منطقه هدایت و رهبری: 1)      مسئول اجرای كلیه ی دوره های آموزشی، انجام اقدامات لازم جهت اجرای صحیح دستور العمل ها و برنامه های اعلام شده از سوی اداره كل تربیت معلم و آموزش نیروی انسانی و مركز آموزش ضمن خدمت استان و پاسخگویی به مكاتبات مربوط نظارت ،كنترل و ارزشیابی: 1.       تهیه ی گزارش های آماری و تفصیلی از وضعیت آموزش ضمن خدمت اداره ی مربوطه و انعكاس آن به اداره ی كل تربیت معلم آموزش نیروی انسانی و سازمان آموزش و پرورش استان 2.       تهیه ی گزارش ماهانه و سالانه از فعالیت های انجام یافته و ارائه ی آن به معاون آموزشی 3.       نظارت كار متصدیان آموزشهای ضمن خدمت و تقسیم كار بین آنها  و نهایتا مسئول آموزش ابتدایی و كودكستان كه تحت نظر معاون اداره به امور زیر اقدام می نماید: برنامه ریزی: 1)      پیش بینی نیازمندی های مدارس ابتدایی و كودكستانی از نظر معلم و كادر دفتری و وسایل و لوازم مورد نیاز با همكاری كارگزینی- حسابداری- آمار و بودجه و كارپردازی سازماندهی: 1.       همكاری با كار گزینی در مورد تهیه ی پیش نویس ابلاغ نقل و انتقال آموزگاران با توجه به سازمان دبستان ها و كودكستان ها 2.       رسیدگی به وضع آموزگاران اضافی سیار و بلاتكلیف كه در اختیار آموزش ابتدایی هستند و تعیین محل خدمت آنهادر اسرع وقت 3.       پیشنهاد صدور ابلاغ روسا و معاونان و سایر كاركنان دفتری و مالی دبستان ها و كودكستان ها به كارگزینی مربوط بر اساس مقدرات موجود و موافقت رئیس اداره هدایت و رهبری: 1)      اقدام به تهیه و ابلاغ بخشنامه ها و دستور العمل های مربوط به كودكستان ها و دبستان ها نظارت ، كنترل و ارزشیابی: 1.       نظارت بر تنظیم سازمان آموزشی دبستان ها و كودكستان ها در اول هر سال تحصیلی 2.       گواهی كارت شناسایی روسا و معاونان و آموزگاران مقاطع تحصیلی مربوط كه از طرف رئیس اداره ی مربوطه صادر می شود. 3.       تعیین صورت اسامی روسا و معاونان و آموزگارانی كه دوره های كارآموزی را طی نكرده اند جهت تسلیم به مراجع ذی صلاح برای تشكیل كلاس كارآموزی 4.       رسیدگی به گواهی انجام كار صادره توسط روسای دبستان ها جهت آموزگارانی كه از شهرستان های دیگر حقوق خود را دریافت می كنند.   پیشنهادات با توجه به مشاهدات و مطالعات:1)      از آنجایی كه عده ای امنیت شغلی را از یك سو مهم تر ین عامل بهبود عملكرد فردی و به تبع آن عملكرد سازمان می دانند و از سوی دیگر آن را موجد نوآوری و آزادی جریان انتقاد – در سایه ی سعه ی صدر و حسن مدیریت مدیر – بنابر این تا جای ممكن بهتر است از استخدام پیمانی قراردادی و ... افراد در سازمان خودداری و نسبت به رسمی كردن ردیف های استخدامی اقدام نمود.2)      وابستگی زیاد فعالیت افراد به سطح و نوع انگیزه هایشان و نیز تفاوت های فردی بر حسب نیازها و انگیزه ها، لزوم شناخت افراد تحت سرپرستی و خواست هایشان را برای كیفیت و كمیت بخشی به عملكرد را تایید و تاكید می كند.3)      استفاده از نظارت در سازمان باید به صورت های گوناگون و به نیت تصحیح سمت و سوی فعالیت ها در مسیر اهداف سازمانی انجام پذیرد و نباید تازگی ، طراوت و اثر بخشی خود را به واسطه ی تبدیل شدن به كاری روتین و صرفا بخشنامه ای از دست بدهد. 4)      سازمان بویژه در اوقاتی غیر از مواقع اوج كار و مراجعه- ینی غیر از مهر ، شهریور ، خرداد و تیر كه بدلیل لزوم ثبت آمار و اطلاعات لازم و نیز برنامه ریزی سازماندهی نیروی انسانی و امكانات- در سایر اوقات سال تحصیلی به نوعی دچار مازاد نیروی انسانی است ؛ اگر حمل بر تناقض با پیشنهاد بند اول نشود بهتر است این گونه كار ها به پیمانكار و یا حداقل سایر نیروهای اداره – حتی معلمان و مدیران آموزش دیده ی مدارس-  واگذار شوند تا موجد بهره وری بیشتر سازمان شود.5)      نیروی انسانی به وجدان كاری نیازمند است ؛به  دلیل این كه نیروی انسانی متعهد ، سازمان را در دستیابی به اهدافش یاری می رساند. تلاش در راستای مسئولیت پذیر تر كردن كاركنان تحت تاثیر عوامل چندی است كه یكی از آنها ادراك موقعیتی فرد در سازمان و نقش آفرینی او در رسایش به اهداف سازمان است . آشنایی با فلسفه ی كاری شغل خود و نیز داشتن یك تصویر بزرگ – اصول تعلیم و تربیت  ، شریعتمداری – نقش زیادی در توجه دادن فرد به موقعیت و اهمیت وظایفش و نیز ایجاد تعهد انجام به انجام امور محوله به بهترین وجه و بطور دقیق و با رعایت اصول بهینه سازی و بهره وری دارد.    6)      كیفیت و كمیت بخشی به فرایند های ارتباطی میان خود و زیر دستان و نیز كوشش در تسهیل گری روابط انسانی در سازمان جهت حصول به جو سازمانی مطلوب و پویا در راستای اهداف سازمانی و ایجاد احساس رضایت شغلی در پرتوی احترام متقابل در ارتباطات و نظر خواهی و مشاركت جویی در اتخاذ و اجرای تصمیمات        منابع مورد استفاده در گزارش:
  1. تعلیم و تربیت در اسلام ؛ شهید مطهری
  2. نظارت و راهنمایی تعلیماتی ؛ مصطفی نیكنامی
  3. دو ماه نامه ی حدیث زندگی(  ویژه  نامه ی كار و اشتغال)
  4. شرح وظایف پست های سازمانی ادارات آموزش و پرورش
 
سه شنبه 9/7/1387 - 11:50
سياست
                                                 بسمه تعالی

یوسف حنا(مسیحی لبنانی مسلمان شده به دست شهید نواب):«او(نواب) جسم نحیفی داشت اما روح بزرگی در این جسم نحیف حكومت می كرد كه گویی می خواست تمام دنیا را در میان وح خودش ودر میان پنجه های پر قدرت خودش هضم كند».

زندگی نامه سید مجتبی تهرانی معروف به نواب صفوی، در سال 1303 شمسی در خانواده ای روحانی و اصیل در خانه  محقری در خانی آباد تهران قدم به عرصه ی وجود گذاشت. پدر او مرحوم سید جواد میرلوحی، از روحانیانی بود كه در اثر فشار حكومت رضاخان مجبور به ترك لباس روحانیت شد، اما از طریق تصدی وكالت دادگستری همچنان به داد مظلومان می رسید.مرحوم سید جواد در سال 1314 یا 15 در پی مشاجره و درگیری لفظی با (داور) وزیر عدلیه ی رضاخان،  یك سیلی نثار وی كرد كه در اثر آن سه سال به زندان افتاد.در اواخر سال 1320، پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد. شهید از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر میرلوحی است.شهید عنوان نواب صفوی را از خاندان مادر به ارث برده است.شهید پس از ورود به نجف اشرف، بدون كوچكترین درنگی به فراگیری مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگی با علمای دلسوز و بیدار و مبارز از جمله صاحب كتاب جهانی و كم نظیر الغدیر، آیت الله علامه امینی قدس سره برقرار كرد.اعدام انقلابی كسروی و اعلام موجودیت فداییان اسلامفدائیان اسلام كه از اولین وسازمان یافته ترین حركت های مذهبی ایران در دوران معاصربه حساب می آمد، بی شك شهرت ومحبوبیت خود را از روح بلند وآرمان طلب نواب می گرفت.                                             بعد از شهریور 1320 و فراگیر شدن جنگ جهانی دوم، ایران نیز گرفتار شرایط دشواری شد، از یك طرف مورد تجاوز متفقین قرار گرفت، و از طرف دیگر سود جویانی قلم به مزد و اجیر، از آزادی سوء استفاده می كردند و از  طریق ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طریق زور  قلدری نتوانسته بود انجام دهد، از طریق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاریخ اسلام انجام دهند.«احمد كسروی» از جمله افرادی بود كه خط معارض و مهاجم علیه اسلام  تشیع را دنبال می كرد. او نه تنها در كتاب «شیعی گری» به روحانیت، مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان بحق و معصوم علیهم السلام حمله می كرد، بلكه در كتاب های صوفی گری، بهاییگری، مادی گری و حتی تاریخ مشروطیت، مقدسات دینی و روحانیت را مورد حمله قرار داد.نواب با كتاب های كسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات مذهبی و دینی وجودش را فرا گرفت.كتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حكم به مهدور الدم بودن نویسنده ی كتاب ها دادند.سید در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ی كسروی رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین آمیز به اسلام و ائمه ی شیعه علیهم السلام و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید كه وی اصلاح پذیر نیست، آماده ی اجرای حكم الهی شد.شهید نواب در هشتم اردیبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به كسروی حمله كرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از زندان، موجودیت فداییان اسلام را طی یك اعلامیه ی رسمی با جمله ی هوالعزیز و تیتر « دین و انتقام» اعلام كرد و اعدام كسروی را پیگیری نمود.نواب صفوی به تدریج با جاذبه ی خود، جوانانی چون شهید سید حسین امامی را جذب نمود و امامی در 20 اسفند 1324، بر كسروی یورش برد و او را زیر ضربات اسلحه ی سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ی قهر جانش را گرفت.فداییان اسلام و مجریان حكم الهی دستگیر شدند و خبر اعدام انقلابی كسروی در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادی و سرور نمود.بعد از سال 1327، كه جنبش ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسید و فعالیت گروه های مخالف رژیم علنی شد و اقلیت موجود در مجلس مانع تصویب قرار داد «گس گلشاییان» گردید، رژیم استبدادی شاه برای این كه حتی اقلیت مخالفی نیز وارد مجلس نشود، توسط «هژیر» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ی ترور شاه و دست داشتن آیت الله كاشانی در این ترور، ایشان را بازداشت و به لبنان تبعید كرد.فداییان اسلام «هژیر» را اعدام انقلابی كردند و با نامزد نمودن آیت الله كاشانی و مصدق، گروه اقلیت دوباره به مجلس راه یافت.با وجود این كه نواب میانه ی خوبی با ملی گراها نداشت، اما با توجه به رهبریت آیت الله كاشانی و به منظور وحدت مبارزات اسلامی و ملی، از همگامی و همراهی با آن ها دریغ نورزید.اعدام انقلابی رزم آرارزم آرا نخست وزیر رژیم پهلوی و دست نشانده ی انگلستان، با ملی شدن صنعت نفت به شدت مخالفت می كرد و می گفت كه ملت ایران توانایی و لیاقت اداره ی این صنعت عظیم را ندارد و به عناوین مختلف در تصویب این قانون در مجلس شورای ملی كارشكنی می كرد.در روز 16 اسفند 1329 زمانی كه اتومبیل رزم آرا جلوی مسجد امام (شاه سابق) توقف كرد و نخست وزیر جهت شركت در ختم آیت الله فیض قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خلیل طهماسبی بی درنگ از پشت سر با شلیلك سه گلوله او را از پای درآورد و خود نیز توسط مأموران دستگیر شد.او در بازجویی می گوید:  من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش      چون به فكر سوختن افتاده ای مردانه باشبلی من طهماسبی هستم و باكی از كشته شدن ندارم، برای این كه خدای متعال می فرماید:وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَپس شما این را مسلم بدانید كسی كه شخصیتی را تشخیص داد خائن به دین و مملكت است ترس از كشته شدن ندارد. آن ها زنده اند. ما معتقد به این حقایق هستیم.»   قتل رزم آرا در دل رژیم چنان وحشتی انداخت كه دولت بعدی (حسین علاء) نتوانست با ملی شدن صنعت نفت مخالفتی نماید و مجبور به استعفا گردید و مجلس، مصدق را به نخست وزیری انتخاب كرد.آیت الله كاشانی در مصاحبه ای در رابطه با قتل رزم آرا چنین اظهار نظر كرد:«این عمل (هلاكت رزم آرا) به نفع ملت ایران بود و آن گلوله و ضربه عالیترین و  مفیدترین ضربه ای بود كه به پیكر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد» و در مصاحبه ای دیگر اظهار می دارد:«... نخست وزیر مقتول در زمان حیات خود از منافع شركت نفت جنوب و سیاست استعماری انگلستان به شدت حمایت می كرد. چون عموم طبقات مردم ایران با تصمیم قطعی و خلل ناپذیری برای كوتاه كردن دست طمع سیاست استعماری نفت جنوب قیام كرده بودند، پافشاری رزم آرا برای مقاوت در مقابل افكار عمومی ملت ایران و حمایت از شركت نفت باعث خشم شدید و عمومی مردم ایران گردید و جوانی غیور، وطن پرست و متدین از میان مردم ایران برخاست و نخست وزیر بیگانه پرست را به جزای اعمال خود رسانید...در مصاحبه با دیلی اكسپرس نیز آزادی قاتل رزم آرا را خواستار شد و علت انجام این عمل را نیز خدمت به ایران و مردم مسلمان آن و بفرمان و حكم محكمه ی افكار عمومی عنوان كرد.در مرداد 1331، ماده ی واحدی به تصویب مجلس رسید كه چون خیانت حاجی علی رزم آرا بر ملت ایران ثابت گردیده، هر گاه قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار می گیرد.بدین ترتیب در 23 آبان همان سال، طهماسبی پس از دو سال و اندی از زندان آزاد گردید.آیت الله كاشانی در پی آزادی شهید طهماسبی او را به عنوان «شمشیر برّان اسلام» و «مجری اراده و افكار ملت ایران» مورد ستایش قرار داد.

نامه ی شهید نواب صفوی به دكتر مصدق

شهید قبل از كودتای 28 مرداد 1332، در نامه ای به دكتر مصدق او را از سقوط دولت با خبر و به وی جهت اجرای احكام الهی هشدار می دهد.         «هو العزیزآقای دكتر محمد مصدق نخست وزیرپس از سلام،شما و مملكت در سخت ترین سراشیب سقوط قرار گرفته اید. چنانچه احساس كرده و معتقد شده باشید كه نجات بخش شما مملكت، اجرای برنامه ی مقدس پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله می باشد و پس از تمام جریانات گذشته آماده ی اجرای احكام مقدس اسلام باشید، قول می دهم كه شما و مملكت را به یاری خدای توانا و به بركت اجرای احكام و تعالیم عالیه ی اسلام از هر بدبختی و سقوط و فسادی حفظ نموده،  به منتهای عزت و سعادت معنوی و اقتصادی برسانم.»8 شوال المكرم ه.ق 137230 خرداد ماه ه.ق 1332 نواب در زندان مصدقتیر ماه سال 1330 وقتی نواب از خانه یکی از فدائیان اسلام خارج میشود، از سوی مأموران آگاهی دستگیر و زندانی میشود. سید به خاطر سخنرانی 2 سال پیش در آمل و شکستن شیشه مشروب فروشی به زندان میافتد، این در حالی رخ میدهد که مصدق نخست وزیر این دوره است.حقیقت این است که نواب خواستار اجرای احکام اسلامی و در مراحل بعد، تأسیس حکومت اسلامی است، لیکن مصدق در جبهه ملی موافق او نیست. پس از دستگیری نواب (رهبر فدائیان اسلام) افرادی که پیش از وی دستگیر شده بودند آزاد میشوند. سید محمد واحدی از آن جمله است. واحدی نامه ای به مصدق نوشته، خواستار آزادی رهبر فدائیان اسلام میگردد و با جواب نا مساعد وی، در اواخر مرداد 1340 فدائیان اسلام اعلام برگزاری مراسم سخنرانی داده و در پی آن 38 نفر از آنها بازداشت و تبعید میشوند. نواب صفوی با شنیدن این خبر اعتصاب غذا میکند و آیت الله سید محمد تقی خوانساری و آیت الله صدر طی نامه های جداگانه ای به آبت الله کاشانی و دادستان وقت آزادی رهبر فدائیان اسلام و تبعیدیها را خواستار میشوند. پس از یکی دو روز تبعیدیها باز میگردند و نواب پس از سه ماه حبس در عصر مصدق آزاد میگردد. کنگره اسلامیشب معراج رسول اکرم (ص) 27 رجب 1350 ق. مطابق با 1931 م. است. از اندیشمندان اسلامی دور ترین نقاط جهان دعوت به عمل آمده تا خشم امت اسلامی را در مورد انتقال اراضی مسلمانان به صهیونیست ها به معرض نمایش گذارند و نظرات خویش را برای آزادی قدس بیان دارند.یازدهم شهریور 1332 نواب دست به این سفر مقدس میزند تا با حمایت از مردم مسلمان فلسطین، سیاست صهیونیستی انگلستان را محکوم سازد. مسیر حرکت نواب از ایران به بغداد و از آنجا به بیروت و بیت المقدس است. وی در اولین جلسه از جلسات شش روزه كنگره عظیم اسلامی با نطقهای حماسی خویش به زبان عربی، فریاد بیدار باش سر میدهد و زمانی که برای تماشای بخش اشغالی قدس میروند با لحنی آمرانه همراهان را به نماز میخواند. نماز در مسجد مخروبه ای که در یک کیلومتری شهر قدس قرار دارد.                                   وی میگوید: هر کس آماده شهادت است همراه ما شود.تمامی اعضا به امامت آن سید مجاهد نماز میگذارند. سربازان اسرائیلی دست روی ماشه مسلسلها، از کار سید در حیرت میمانند. سید با این حرکت یاد آور میشود که برای آزادی قدس باید با پرچم سرخ شهادت به میدان رفت. در همین زمان با یاسر عرفات كه مشغول تحصیل در دانشگاه های مصر بود دیدار كرده و او را به مبارزه برای آزادی سرزمین فلسطین دعوت می كند.پس از پایان کنگره اسلامی، نماینده جمعیت اخوان المسلمین مصر با نواب صفوی آشنا میشود و شیفته وی میگردد و از او دعوت میکند تا به سفر خویش ادامه داده، از مصر هم دیدن نماید. نداشتن امکانات مالی این سفر را به تعویق  می اندازد تا حضرت علامه امینی زمینه سفر را آماده می سازد.دولت ژنرال نجیب بر سر کار است و در بین آنها بر سر قدرت بین نجیب و عبد الناصر کشمکش وجود دارد. در این حال دو جوان از جمعیت اخوان المسلمین به شهادت رسیده اند و از نواب دعوت میشود تا در دانشگاه الازهر قاهره سخنرانی کند. مأموران نظامی با شلیک تیر نظم مجلس را بر هم میزند و چند نفر پلیس نواب را تحت الحفظ به وزارت کشور میبرند و مورد بازجویی قرار میدهند. سید میگوید: در مصر باید احکام قرآن اجرا گردد. باید مصر وابستگی خود را قطع کند و کانال سوئز ملی شود.دولت مصر جمعیت اخوان المسلمین را منحل اعلام میکند و اخراج فوری نواب را صادر مینماید اما بعد دستور پذیرایی وی به وزیر اوقاف مصر ابلاغ میشود. نواب طی ملاقاتهایی با نجیب و جمال عبد الناصر، موقعیت اخوان المسلمین را برای تحکیم دولت انقلابی مصر یاد آور میشود.بعد از رخداد 28 مرداد 1332، سه پیشنهاد از طرف شاه توسط امام جمعه به نواب در به شرط عدم ورود در مسایل سیاسی داده شد. وی صد هزار تومان پول نقد به همراه داشت تا در صورت قبول پیشنهاد از طرف نواب به او داده شود.پیشنهاد های شاه عبارت بودند از:       1-  در یکی از کشور های اسلامی به عنوان سفیر اعزام شود.               2-  منزلی برای وی در نظر گرفته شود و ماهی 10 هزار تومان حق سفره پرداخت شود.        3-  با همکاری شما یک حزب بزرگ اسلامی تشکیل شود و هزینه آن را دربار تأمین نماید. نواب با کمال قاطعیت به امام جمعه میگوید:«خجالت نمیکشی مرا به درگاه معاویه دعوت میکنی» و شاه را توله سگ خطاب كرده واو را به مرگ تهدید می كند.امام جمعه وجه نقد را برداشته، به سرعت میرود. پیش از این برای رهبر فدائیان اسلام تولیت استان قدس رضوی پیشنهاد شده بود و ایشان رد کرده بودند. پایان كار فداییان اسلامفداییان اسلام از راه تشكیل جلسات تفسیر قرآن و اسلام شناسی بر اساس مكتب تشیع، به فعالیت خود ادامه می دادند و پرچم سبز و سفید خود را با كلمات زیبای «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله» آراسته بودند.در آن موقع در دولت حسین علاء پیوستن ایران به پیمان بغداد مطرح بود كه در حقیقت ایران یكی از اقمار منطقه ی انگلیس و  امریكا می شد. فداییان اسلام در 25 آبان كه علاء برای شركت در ختم مرحوم سید مصطفی كاشانی وارد مسجد امام (شاه سابق) شد توسط مظفر ذوالقدر هدف قرار گرفت اما گلوله به او اصابت نكرد و جان سالم به در برد.در اول آذر 1334، نواب و خلیل طهماسبی و عبدالحسین واحدی و جمعی دیگر از فداییان اسلام دستگیر شدند و در یك محاكمه ی فرمایشی نواب، سید محمد واحدی و مظفر ذوالقدر محكوم به اعدام شدند. درصبحدم سرد و تاریك بیست و هفتم دیماه سال 1334 مصادف با 3 جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت فاطمه (س)-آنگاه كه نیمی از آسمان سیاه، خون شفق را مزمزه می كرد سرانجام انتظار به پایان رسید، جلادهای رژیم دژخیم و سرسپرده پهلوی درب سلول های رهبر فدائیان اسلام و سه تن از یاران باوفایش را گشودند و...تنها تقاضای رهبر و پیروان غسل شهادت بود. زندانبان برایشان آب مهیا كرد. زندانیان غسل كردند و به نماز شب شهادت ایستادند و خدای را سپاس گزاردند كه موفقشان داشت تا به عهد ازلی همواره وفادار بمانند. از محكومان پرسیدند كه آخرین تقاضایتان چیست و سیدمجتبی خواست كه لباس روحانیتش را به او بازگردانند تا درآخرین لحظات بالباسی كه به آن و به مكتبش همیشه عشق می ورزید، درخون بغلطد.
تمامی افسران و درجه داران و افراد لشگر 2 زرهی، كه درمیدان تیر لشگر، شاهد شهادت رادمرد از جان گذشته
 اسلام و فدائیان بودند، بعدها متفقا گفتند، ما از شهامت، شجاعت، دلیری و مردانگی نواب صفوی متحیر بودیم. همه گفتند هیچ محكوم به اعدامی تاكنون از مرگ با این همه دلیری و بی اعتنایی استقبال نكرده است.
دشمن تصور می كرد با اعدام این بزرگ مدافع حق و عدل وانسانیت می تواند كاخ رفیعی راكه با فداكاری فرزندان اسلام و ایران سر به فلك كشیده است درهم بكوبد غافل از اینكه درختی كه با خون پاك این عزیزان ملت مسلمان ایران آبیاری شده، به قدرت هیچ توفانی ازپای نمی افتد، چنانكه طوفان حرص و شهوت و خیانت اجنبی و سرسپردگانش نتوانست كوچكترین لطمه به آن وارد آورد.
جمعیت فداییان اسلام و بخصوص رهبر آن، نواب صفوی و معاون او، سید عبدالحسین واحدی در تقویت و روی كار آمدن جبهه ی ملی و تصویب ملی شدن صنعت نفت ایران و انتخاب اعضای جبهه ی ملی به نمایندگی مجلس بازگشت آیت الله كاشانی از تبعید، نقش اساسی داشتند و اگر قیام مسلحانه ی آن ها نمی بود و رژیم پهلوی از این جمعیت حساب نمی برد، هیچ یك از موارد یاد شده عملی نمی شد. منشور حکومت اسلامیجناب نواب صفوی با تألیف کتابی تحت عنوان «جامعه و حکومت اسلامی» و انتشار آن در آبان سال 1329 روش صحیح حاکمیت را بیان می دارد. او معتقد است جز با حرکت ریشه ای و تقویت فرهنگ اصیل اسلامی در جامعه با استکبار جهانی نمیتوان مقابله کرد. این سید مجاهد به پیروی از نامه حضرت امیر المومنین علی (ع) به مالک اشتر،اصول سیاسی اسلام را به مردم بیان میکند و به شاه و غاصبان حکومت هشدار میدهد که در صورت اجرا نکردن دستورهای اسلامی به دست فرزندان مقتدر و فدا کار اسلام از بین خواهد رفت.نواب صفوی در جهت نیل به حکومت اسلامی و استقرار مدینه قرآنی غدیر گام بر میدارد و خود را به قالبهای حکومت مشروطه محدود نمیسازد. محتویات كتاب راهنمای حقائق كه نواب آن را در ارتباط با برنامه  ی حكومت اسلامی نوشته بود مسائلی از حرام وممنوع بودن مشروبات الكلی و مواد مخدر تا سینما وموسیقی ، رسیدگی به بیكاران و فقیران ، مبارزه با مفاسد اقتصادی ،صلاحیت های مبلغان،حقوق شرعیه،وزارت فرهنگ،دانشگاه ها،‌وزارت دادگستری،نظارت بر كسب وكار وپیشه، وزارت خارجه، وزارت جنگ و ....   
سه شنبه 9/7/1387 - 11:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته