دعا و زیارت
خدایا ما را در ظهور آقا امام زمان (عج) موثر قرار ده ....آمین
يکشنبه 2/4/1387 - 17:25
دعا و زیارت
آثار تربیتی انتظار بر فرد، خانواده و جامعه
امام صادق علیه السلام می فرمایند: آیا دین چیزی جز دوستی و دشمنی است؟ تمام دین اسلام در دو جمله خلاصه می شود. دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا. و به عبارت دیگر دین یعنی تولی و تبری.
حال سئوالی که مطرح می گردد این است که: ولایت ائمه علیهم السلام و بألاخص مسئله انتظار چه آثار تربیتی بر فرد و خانواده و جامعه دارد. آثار ولایت و انتظار را می توان به شرح ذیل بیان نمود:
1- آثار فردی انتظار
انسانی که منتظر امام زمان علیه السلام است اگر در بیابان بی آب و علف تنها و بی کس باشد رو به قبله ایستاده، دو رکعت نماز خوانده و با گفتن «السلام علیک یا اباصالح المهدی أدرکنی»، متوسل به امام زمان علیه السلام شده و امام زمان علیه السلام نیز کمکش می نمایند.
ارتباط با امام زمان علیه السلام به همین راحتی است. حال کسی که مرتبط با امام زمان علیه السلام است از حیث روانی هیچ مشکلی نخواهد داشت. در تنهایی ها مونس دارد و در مشکلات دادرس و فریادرسی چون امام زمان علیه السلام.
امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: امام زمان علیه السلام در دوران غیبت رأفت شدیدی نسبت به شیعیان دارند. و اگر کسی امام زمان علیه السلام را با لقب قائم صدا بزند، امام زمان علیه السلام در هر جای دنیا که باشند به او توجه می نمایند. لذا وقتی با لفظ قائم با امام زمان علیه السلام ارتباط برقرار می کنید چون امام علیه السلام توجه می نمایند، به احترام امام زمان علیه السلام حتما بایستید.
سیدابوالحسن اصفهانی نقل می کند: اوائل طلبگی پدرم به حجره ام آمد. در حجره نه چراغی داشتم نه فرشی و نه غذایی. پدرم ناراحت شده بود، شروع کرد به صحبت کردن و سرزنش کردن که پسرم نگفتم طلبه نشو، طلبگی مشکل دارد. این چه وضع زندگی است. نه حجره ای، نه چراغی، نه فرشی و لحافی، نه غذایی و... من خیلی ناراحت شدم، بلند شدم رو به قبله ایستادم و گفتم: السلام علیک یا اباصالح المهدی، آقا اگر شما آقای ما هستید عنایتی کنید. در همین لحظه خادم مرا صدا زد: آقا سیدابوالحسن آقایی دم درب مدرسه با شما کار دارد. رفتم دیدم سید بزرگواری است، نورانی و جذاب. پنج قران کف دستم گذاشت و فرمود: این پنج قران را بگیر، شمعی هم گوشه حجره است، آن را بردار روشن کن و لب طاقچه بگذار. ضمنا شما آقا دارید و به فکر شما هم هست. وقتی آمدم حجره و قضیه را برای پدرم تعریف کردم، تازه فهمیدم که آقا چه کسی بوده، شروع کردیم به گریه کردن.
قضیه دیگری هم نقل گردیده است. راننده ای نقل می کند در بیابان طوفان شد، جاده بسته شد و ماشین هم خراب شد. هرچه استارت زدم روشن نشد. ناامید شده و در آن حال یقین کردم که در بیابان خواهم مرد. متوسل به امام زمان علیه السلام شدم که آقا اگر مرا نجات بدهی قول می دهم نمازهایم را اول وقت بخوانم. در همین لحظه آقایی را کنار ماشین دیدم. فرمود: چرا روشن نمی کنی؟ گفتم خراب است. فرمود: آچار را به من بده، کاپوت را هم بالا بزن. گفتم: ای بابا، من هرکار کردم روشن نشد. دوباره جمله خود را تکرار کرد. من هم آچار را دادم و کاپوت را بالا زدم. با آچار به ماشین زد و گفت: استارت بزن. استارت زدم و روشن شد. گفتم: آقا دست شما درد نکند. زندگی مرا نجات دادید. هرچه بخواهید به شما می دهم. گفت: فقط به قولی که به من دادی عمل کن. و ناگهان دیدم نیست. آن وقت فهمیدم که ایشان چه کسی بوده است.
انسانی که در زندگی دارای چنین پدر مهربانی است (همانگونه که در روایات داریم، امام پدر مهربان و برادر شفیق است). دیگر استرس و نگرانی و اضطراب چه معنایی دارد؟ یکی از بزرگان نقل می کرد: اگر می خواهید در آغوش امام زمان علیه السلام قرار بگیرید، هیچ چیز از غیر امام زمان علیه السلام نخواهید. یعنی هرچه می خواهید فقط از امام زمان علیه السلام بخواهید.
2- آثار خانوادگی انتظار
انسان در تکاپوی حیات، آرزومند زندگی زیبا با آرامش و در عین حال فعال و بانشاط است و تمام سعی و تلاش خود را معطوف همین هدف و مقصد نموده است. از سویی دیگر امواج نگرانیها، مشکلات، کمبودها گاهی انسان را در چالش قرار می دهد، روح او را آزرده و عرصه را بر او تنگ می نماید. اما راه حل رسیدن به این آرزو چیست؟ حال چگونه انسان می تواند به بهشت خانواده برسد؟ چگونه با همسر خود رابطه برقرار نموده؛ چه اعمالی باعث استحکام خانواده می گردد؛ برای تربیت فرزندان خوب چه باید کرد؟ توجه به نکات روانشناسی و جامعه شناسی و... مفیداست ولی از نقش محبت و ولایت و انتظار نباید غافل شد. به جرأت می توان گفت نقش ولایت امام زمان علیه السلام در خوشبختی خانواده کمتر از نکات روانشناسی نبوده بلکه بیشتر است.
جوانی محضر امام جواد علیه السلام مشرف شد. امام جواد علیه السلام به احترام ایشان تمام قد بلند شدند و فرمودند: بیا کنار من بنشین. حاضران و آن جوان از اینهمه احترام تعجب کردند. حضرت فرمودند: دیشب در حال رازو نیاز با خدا بودم، ما را خوشحال کردی، برایت دعا کردیم. گفت: آقا من بیش از یک هفته است که شما را زیارت نکرده ام. حضرت فرمودند: مگر نمی دانید که ما شما را می بینیم و ادامه دادند: دیشب دیروقت به خانه آمدی. خانمت غذایت را کنار گذاشته بود و خوابیده بود. شامت را خوردی و استراحت کردی. نصف شب از فرط تشنگی بیدار شدی. کوزه ای آب داخل حیاط بود. به ذهنت رسید که خانمت را بیدار کنی که برایت آب بیاورد. تا خواستی بیدارش کنی یک لحظه با خودت گفتی اگر من خسته ام، او هم خسته است و خودت رفتی آب آوردی. چون رعایت حال خانمت را نمودی ما را خوشحال کردی و ما برایت دعا کردیم.
انسانی که ولایت امام زمان علیه السلام را به دل دارد و امام زمان علیه السلام را حاضر و ناظر بر اعمالش می داند هیچ وقت به خانواده اش زور نمی گوید، بدرفتاری نمی کند. بلکه بدنبال جذب رضایت امام زمان علیه السلام است.
نکته مهم دیگری که بسیار حائز اهمیت است تربیت فرزند است. زیرا فرزند میوه انسان و باقیات الصالحاتی است که از خود برجای می گذارد. ولایت ائمه علیهم السلام و عنایات آن بزرگواران بالاخص امام عصر ارواحنافداه تأثیر بسیار مهمی بر تربیت فرزند دارد. عامل مهم مسجدی شدن، شرکت در مجالس سینه زنی و نوحه و روضه خوانی، دعای ندبه، دعای توسل و دعای کمیل عشق به ائمه و امام زمان علیهم السلام است. و از این مجالس، شهدای انقلاب و جنگ ساخته می شوند. علاوه بر این لطف ائمه اگر شامل حال انسان شود خداوند فرزندان خوبی نصیب انسان می نماید.
استادی نقل می کرد: پدربزرگ من همیشه در مسجد اذان می گفت. حتی صبحها در زمستان در بالای مناره مسجد اذان می گفت. تا اینکه به بیماری صعب العلاج دچار شد و پزشکان از درمانش مأیوس می شوند. به حرم امام رضا علیه السلام پناهنده شده و محضر امام هشتم علیه السلام عرض حاجت می کند. نقل می کند: شبی در مشهد در عالم خواب دیدم در مسجد گوهرشاد هستم و شخصی بر بالای منبر تدریس می کند. سئوال کردم، گفتند: امام محمدباقر علیه السلام است. من پشت ستون نشستم که مزاحم درس امام محمدباقر علیه السلام نشوم. یکمرتبه امام باقر علیه السلام فرمودند: آقای فلانی شما فلان دوا را بخور تا شفا پیدا کنی. به شهر خود برگشتم. دوا را خریدم و چند وعده خوردم شفا یافتم. و از عنایت امام باقرعلیه السلام به ایشان در خواب، فرزندانی نصیبش شد که عالم حوزه علمیه شدند.
3- آثار اجتماعی انتظار
جامعه اسلامی جامعه ای است که هرکس به فکر خدمت به دیگران است. همه می بخشند تا به دیگران نوائی برسد. جامعه ای است که از درو دیوار آن صفا و محبت و ایثار می بارد. و در این جامعه که جامعه انتظار و ولایت است هیچکس به دیگری ظلم یا خیانت نکرده و افراد می توانند به همدیگر اعتماد کنند. دانشگاهی که همه افراد آن با امام زمان علیه السلام باشند کسی به کسی تعرض نکرده، علم ارزشمند است و همه در تکاپوی علمی هستند که برای جامعه مفید است. دکتری که با امام زمان علیه السلام مرتبط است، زیرمیزی نمی گیرد. مأموری که مرتبط با مولاست، رشوه نمی گیرد، حق را ناحق نمی کند. تاجر و بازاری اهل خیانت نیست و جامعه، جامعه ای ایده آل و مدینه فاضله خواهد شد.
شخصی آرزوی دیدن امام زمان علیه السلام را داشت. توسل زیاد کرد ولی موفق نشد. به قلبش الهام شد که امام زمان علیه السلام فلان روز در فلان جا در دکان قفل سازی است. وقت مقرر رفت و امام زمان علیه السلام را دید که با قفل ساز صحبت می نماید. سلام کرد. امام علیه السلام جواب سلام را دادند و فرمودند ساکت باش. در همین لحظه پیرزنی وارد دکان شد. به قفل ساز گفت، من نیاز به 5/3 شاهی پول دارم و این قفل کهنه را می خواهم بفروشم و کسی به این قیمت از من نمی خرد. مرد قفل ساز نگاهی به قفل کرد و گفت این قفل هشت شاهی می ارزد. اگر کلید برای آن بسازم ده شاهی می ارزد. پیرزن گفت من 5/3 شاهی نیاز دارم. قفل ساز گفت: من به هفت شاهی می خرم. قفل را خرید و پیرزن رفت. سپس امام زمان علیه السلام فرمود: از این قفل ساز یاد بگیرید. این مرد با انصافی است. من هفته ای یک بار به ملاقاتش می آیم. شما اعمالتان را درست کنید من به دیدار شما می آیم.
يکشنبه 2/4/1387 - 17:16
دعا و زیارت
حقیقت بسم الله از زبان حاج اسماعیل دولابی
از حضرت امیر علیه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگویند و صلوات بفرستند- یعنی بگویند بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد-خداوند ملکی می فرستد که درآن مجلس غیبت نمی شود.
من به این حدیث احتیاج داشتم که خدا آن را رساند، زیرا در اکثر مجالس، روضه ها و مساجد وقتی نگاه می کنید می بینید غیبت وجود دارد . غیبت چند جور است. یک وقت غیبت از برادر ایمانی است. یک وقت هم هست که گوینده از امامش غائب است و حرف میزند. این هم غیبت است. تو که امامت را ندیده ای چرا حرف میزنی؟ غیبت خواص این است. غیبت عوام این است که پشت سر مردم حرفی بزنند که خوششان نیاید. وقتی امام آدم غائب است چه؟ آیا این غیبت نیست که حرف بزند؟ این هم یک نوع غیبت است که دهان و زبان خواص را می بندد.وقتی این معنا پیاده شود دیگر کسی حرف نمی زند. برای خاصها غیبت این جوراست. علما و روحانیون که روز و شبشان را در دین خدا زحمت میکشند خواص ملتند. راهنمایند به سوی خدا و حجت و عزیز خدا و به سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. اینها هم نباید غیبت کنند. غیبت اینها مال خودشان است. حسابشان هم باخودشان است. با من وشما نیست. خواستم بگویم غیبت چند قسم است.
کسی هست که اورا ملاقات کرده است. برای اودیگر غیبت نیست، هرچه بگوید، هرجا برود ،هرچه بکند و هرحرفی بزند. مگر امامان ما علیهم السلام هم غیبت میکنند؟ آنها هرکاری بکنند زیبا از آب در می آید. جوانی مادرش کولش بود و میرفت. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود چرا نمی گذاری خودش راه برود؟ گفت نمی تواند. به هیچ کار نمی رسم. خسته شده ام،به نمازم نمی رسم. حضرت فرمود شوهرش بده.
گفت: چی ! اورا شوهر بدهم؟ زن خوشش آمد. گفت تو بهتر میدانی یا پیامبر صلی الله علیه و آله. منظور این است که بزرگان وقتی حرفی میزنند آن درست است و قشنگ از آب در می آید.
خداوند انشاءالله مارا از غیبت نجات دهد، چه در دنیا و چه درآخرت. چه در امور اخروی و چه در امور دنیا و طبیعت. طبیعت مال مردم معمولی است. امور اخروی مربوط پیامبر صلی الله علیه وآله وامام علیه السلام است. کلمات مال آنهاست. ما اهل آن نیستیم.مگر آنکه یا غافل باشیم و حالیمان نشود و لبمان در اختیار آنها باشد که حرف بزنند، یا اینکه به سلامتی، خودشان تشریف بیاورند.
در واقع هم تا آنها هستند ما نباید حرف بزنیم. برای همین اس که بسم الله میگویند.
یعنی آقا شما بفرمائید. بسم الله در هر امری یعنی آقا شما جلو باشید. آیا ندیده ای هر وقت بسم الله میگویی آن کار خوش عاقبت میشود؟ با بسم الله به صاحب عمل میگویی بفرمائید، لذا آن کار خوب از آب در می آید.
آیا حقیقت بسم الله را گرفتی؟ هیچ کاری بدون بسم الله انجام نمی گیرد.اگر هم انجام بگیرد دم بریده است، ناقص است، نصفش نیست، خراب است ، فاسد است. البته اگر انجام بگیرد، بلکه انجام نمی گیرد. بسم الله است که درست میکند.
بسم الله معنای حقیقی اش این است که آقا شما بفرمائید. آیا بعضی اوقات چنین نمی گوییم؟ حالا این را به خدا میگویی یا به پیامبر صلی الله علیه و آله میگویی ، نمی دانم! آنها خودشان می دانند، بینشان دعوا نیست. هر کدام نیتت بود، قلبت و روحت متوجه بود یا اینکه اصلاً توجه نداشت- آنها خودشان می دانند چه کسی باید جلو برود.
پس بسم الله در هرکاری یک خاصیتش این است که شما دیگر نیستی. کمک از خداست،و کار تا آخر خوب از آب در می آید.
يکشنبه 2/4/1387 - 17:12
دعا و زیارت
اخلاص
برای خدا کار کردن خیلی سخته.یعنی یه جوری کار کردن که اگه یه عمری هم خدمت به خیال خودت خالصانه به خلق خدا کرده باشی و جوونی و زندگیت رو به پای خدایی کردن و پرورش یه تعداد آدم بذاری بعد همه اون آدما یه جورایی نه اینکه قدرنشناسی کنن بلکه ....!(بماند!!) اون وقت انسان کمترین خللی در اراده اش به وجود نیاید و اصلا از کاراش پشیمون نشه و نه تنها گلایه ای رو به زبان نیاره حتی توی دلش هم یه خورده ناراحت نشه و حاضر باشه با همه وجود دوباره برای خدا کار کنه این یعنی اخلاص و خیلی سخته.حتی اگه همه عالم به به و چه چه کنند و از تو و کارات تعریف کنند و اون موقع اصلا تقویت روحیه نشی این یعنی اخلاص.واقعا جزو عبادالله المخلصین شدن که خداوند می فرماید شیطان قادر به گمراه کردنشان نیست به راحتی مقدور نیست.به قول شهید بهشتی بهشت را به بها می دهند نه بهانه.لیس للانسان الا ماسعی......بنده که خیلی عقبم ولی توکلت علیه!
يکشنبه 2/4/1387 - 17:10
دعا و زیارت
| امام علی(ع) می فرمایند:
|
غرر الحكم ، ح 4786
|
| جالِسِ العُلَماءَ یَزدَد عِلمُكَ وَ یَحسُن اَدَبُكَ وَ تَزكُ نَفسُكَ با علما همنشین باش، تا علمت زیاد و ادبت نیكو و جانت پاك گردد
|
يکشنبه 2/4/1387 - 16:59
دانستنی های علمی
قیام 15 خرداد ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمـیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم, اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها, آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـیل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان, در اطـرافـش فكـر كـن .... نصـیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد ... مگر شاه اسـرائـیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز, منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه, تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سـیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قـیام و هـمچنیـن از سراسـیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى, پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان, با شهـامت و اعلام ایـنكه هـیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غـیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحـیت مـى داند, اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قـیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمـیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمـینـى در هـمـیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بـیانـیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـریكاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون, ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپـیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.
شنبه 1/4/1387 - 11:27
دانستنی های علمی
امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیط خانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمـیـنى و اسلامـى بـودن انگـیـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قیام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمـیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بـیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـیـم در خـمـیـن, مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاریخـى و غـیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامـیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمـیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطـیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعـیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیدارى حوزه هاى عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهـیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پـیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانى شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـیـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمـیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخـیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتـیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگـیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عـیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلاب سـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران مىآمد .
امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامـیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پـیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمـیـنى بر آگاه كردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .
شنبه 1/4/1387 - 11:26
دانستنی های علمی
هجرت به قـم, تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلى یثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسـیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان, امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.
شنبه 1/4/1387 - 11:24
دانستنی های علمی
امام خمینى از ولادت تا رحلت در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض), پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالـیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .
شنبه 1/4/1387 - 11:19
فلسفه و عرفان
افلاطون
افلاطون که یکی از بزرگترین فلاسفه جهان به شمار می رود، در آتن در سال 428 ق. م، در یک خانواده متشخص آتنی متولد شد. نام اصلی او« آریستو کلس» بود و نام افلاطون، بعد ها به مناسبت پیکر تنومندش به او داده شد.
او در یک خانواده اشرافی بزرگ شد. دوره جوانی او همراه بود با دوره درخشندگی فرهنگ آتنی و در همان دوران، در سن بیست سالگی با سقراط ملاقات کرد و شاگرد او شد. بستگانش اصرار داشتند که او به حرفه خانوادگی خود یعنی سیاست بپردازد، اما وقتی محاکمه و مرگ استادش را به دست سیاستمداران مشاهده کرد، سیاست را رها کرد.
او در محاکمه سقراط حاضر بود و اتفاقات آن را در آثار خود ثبت کرده است.پس از مرگ استاد، افلاطون آتن را ترک و به مناطق مختلفی نظیر مگارا و سیسیل سفر کرد که خطرات بزرگی هم برایش در بر داشت؛ تا جایی که اسیر شد و حتی در معرض مرگ قرار گرفت؛ اما سرانجام آزاد شد و به آتن باز گشت. وی در بازگشت به آتن در سال 388 ق.م، « آکادمی» خود را با هدف ترویج و تشویق بی طرفانه علم، در این شهر بنا کرد. آکادمی افلاطون را به حق می توان نخستین دانشگاه اروپایی نامید، زیرا در آنجا مطالعات و تحقیقات محدود به فلسفه محض نبود، بلکه رشته های وسیعی از علوم دیگر مانند ریاضیات، نجوم و علوم طبیعی را نیز در بر می گرفت. جوانان از شهر های دور و نزدیک به آن جا می آمدند و علوم مختلف را فرا می گرفتند. یکی از همین جوانان، ارسطو بود که بعدها در زمره بزرگ ترین فلاسفه جهان قرار گرفت.
افلاطون علاوه بر سرپرستی آکادمی و رهبری مطالعات، خود به تدریس نیز می پرداخت و شاگردانش از درس های او یادداشت بر می داشتند. بسیاری از آثاری که از او باقی مانده، حاصل این درسهاست.
شهرت و اعتبار افلاطون به عنوان یک فیلسوف بزرگ و آگاه، سبب شد تا حاکم سیراکوز از او دعوت کند تا برای تربیت جانشینش به آن جا برود. این سفر به علت حوادثی که پیش آمد، برای افلاطون جز رنج و دشواری در پی نداشت و او به آتن بازگشت. وی بعدها سفر دیگری هم به سیراکوز داشت که آن هم بی نتیجه بود.
او از سال 360 ق.م که پایان سفر سومش بود، تا آخر عمر به فعالیت های علمی و فلسفی خود ادامه داد و در سال 348 ق.م درگذشت.
افلاطون پایه گذار و در واقع طلایه دار بسیاری از مباحث عمیق فلسفی است. یکی از متفکران قرن بیستم می گوید: تمام تاریخ فلسفه تا به امروز، چیزی جز حاشیه نویسی بر آثار افلاطون نیست. او در فلسفه که تا آن زمان حول حقیقت واقعی اشیاء می گشت افق های تازه ای گشود و برای اولین بار مباحث گسترده معرفت شناسی را مطرح کرد.
او حکیمی الهی بود و حقیقت چیز ها را ورای ماده و محسوسات و جزئیات می جست و بر همین اساس بود که نظریه خاص خود موسوم به نظریه مثل را طرح نمود.
تفکرات وی، مسیر فلسفه را تعیین کرد و شاگرد بزرگش ارسطو در بستر نظریات او بود که حرکت فلسفی اش را آغاز نمود.
از افلاطون آثار بسیار بر جای مانده است که شامل همه موضوعات مهم فلسفه و علوم انسانی می شود؛ مانند فیزیک، سیاست، اخلاق، منطق، زیبایی شناسی و غیره... .
آثار افلاطون همه در شمار بهترین آثار فلسفی تاریخ هستند. از آن ها می توان به رساله های: تیمائوس، تئتتوس، مهمانی، فیدون و پارمنیدس اشاره کرد. مهم ترین ومشهور ترین اثر او جمهوری نام دارد که جزو ده کتاب برتر تاریخ محسوب می شود.
برای آگاهی از افکار او، بنگرید به:
· آراء و افکار افلاطون
· آثار افلاطون
http://www.daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavar-نوشته شنبه 1/4/1387 - 11:17