• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 20
زمان آخرین مطلب : 5038روز قبل
خاطرات و روز نوشت

 با یاد دوست

سلام دوستان 

پس از سالها اومدم اینجا سری بزنم و خیلی نوشتم ... اما همه ش پرید ...

به هر حال شب خوبی بود ...

خوش گذشت

جالبیش هم این بود که اکثر نوشته های قبلی من در زیرشاخه ی "خواستگاری و نامزدی" دسته بندی شده بود از طرف تبیان ...

تا بعد ...  

پاسخ مدیر ثبت مطالب: دوست عزیز سلام. خوشحالیم که مجدداً به جمع ما پیوستید امیدوارم بتوانید فعالیت خوب و چشمگیری داشته باشید. دوست عزیز کلیه مطالبی که در این بخش به ثبت می رسد باید توسط مدیر و دبیر این بخش بررسی و به تایید برسد. همکاران ما در سال های قبل نیز همین کار را انجام داده و مطالبی که قابل تایید نبوده است علت آن در همان مطلب ذکر شده است. شاد و پیروز باشید

يکشنبه 26/6/1391 - 2:49
خاطرات و روز نوشت

بگذار تا کنار تو قدری جوان شوم

زاینده رود باشم و چندی روان شوم

بگذار تا گره بخورم با سرشت تو

بگذار دلپذیرتر از اصفهان شوم

چهارشنبه 6/8/1388 - 0:3
خواستگاری و نامزدی

 روز اول:

یک خانم کدبانو باید ظرف ها را زود زود - و قبل از اینکه مهمانی از راه برسد- بشوید.

 نکته1: ممکن است عصر نشده کسی از راه برسد. هر چند این شخص ممکن هست یک امداد غیبی باشد و برای کمک به کدبانو ظرف های او را بشوید، اما این اتفاق به هر حال برای یک کدبانو امتیاز منفی حساب می شود! 

نکته2: از آنجا که تقریبا لیوان پرمصرف ترین وسیله ی آشپزخانه است، انباشته شدن ظروف کثیف منزل دیر یا زود منجر به تمام شدن لیوان های داخل کابینت می شود. آنوقت است که اگر بخواهیم به مهمان خود حتی شربت هم دهیم، راز ناشی بودن کدبانو خواه ناخواه برملا می شود!   

شنبه 9/9/1387 - 14:11
خواستگاری و نامزدی

روز اول:  

پلو استانبولی شور!

نکته: برای برنجی که به صورت دم پختی (کته) پخته می شود،از میزان نمک کمتری باید استفاده کرد!

جمعه 8/9/1387 - 15:53
خواستگاری و نامزدی

با یاد دوست  

 به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی!

 به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند!   ب

ه آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده ی عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی 

 تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

 و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند، 

دوری کنی ...  

 

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

 اگر هنگامی که با شغلت،

 یا عشقت شاد نیستی،

آن را عوض نکنی، 

اگر برای مطمئن در نامظمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی، 

اگر به خودت اجازه ندهی 

که حداقل یک بار در تمام زندگی ات 

ورای مصلحت اندیشی بروی ... 

 تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

شادی را فراموش نکن 

پابلو نرودا 

ترجمه احمد شاملو 

سه شنبه 21/8/1387 - 13:25
خاطرات و روز نوشت

با یاد دوست

 

آخی!

چقدر این روزها شکل روزهای قدیم ثبت مطلب شدم!

نمی دونم کس دیگری هم هست که بدونه اون روزها چه شکلی بودم؟

شاید هم هوایی شدم ...

هوایی ...

هوایی اینکه  باز اون شکلی بشم ...

هوایی اینکه اون شکلی باشم!

چه روزهای قشنگی بود!

و الان باز همه چیز دست به دست هم داده تا اون شکلی باشم ...

افسانه هوای خانه را آکنده از شمیم پائیز کرده ...

یه پائیز زرد چشمک زن!

چقدر دلم هوای اصفهان را کرده ...

باد که می وزنه به یاد دانشگاه می افتم و بادهای تندی که مرا با خود می برد! 

باور نمی کنی؟

باور کن حقیقت داره! باور کن که بادهای دانشگاه مرا با خود می برد ...

دلم لک زده برای استشمام بوی ناب پائیز!

توی این روزهایی که آبان داره به نیمه می رسه و اصفهان به معتدل ترین بوی خودش!

صدای افسانه را خاموش می کنم ...

آخه داره بارون می یاد!

هوایم بارانیست ...

نه آن بارانی که گریان می خوانندش، بلکه آن بارانی که با طراوتش می نامند!

آسمان داره در و دیوار اصفهان زیبایم را شستشو می ده!

گویا خبر رسیده که فردا می خواهم به شهر برگردم!

آری به شهر!

چه هوای لطیفی!

تا کنون اینهمه دلتنگ اصفهان زیبایم نبودم! 

اصفهان بارانیم! بارانی بارانی می ایم!

پس عطر باران را افزون کن، تا فردا بارانی تر از همیشه بیایم!

جمعه 10/8/1387 - 17:46
خواستگاری و نامزدی

هر چند این جمله در کنار کاریکاتور مربوطه اش که عکس یک زن و مرد غارنشین هست بیشتر معنی می دهد، اما به نظرم حس لطیف و در عین حال غمناکی را القا و شاید یک درد مشترک بشری را بازگو می کند!

 "I MISS THE GOOD DAYS WHEN ALL WE HAD TO WORRY ABOUT WAS NOUNS AND VERBS"

چهارشنبه 8/8/1387 - 12:6
فلسفه و عرفان

ارسطو گفته:

ما هر کاری را در حالی انجام می دهیم که حواسمان یه جای دیگه است!

سه شنبه 7/8/1387 - 16:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته