• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 6112روز قبل
داستان و حکایت

دو دانشمند

در شهر قدیمی اندیشه ها دو دانشمند زندگی می کردندکه دانش یکدیگر را ناچیز می دانستند.اولی کافر بود. و دیگری مومن

یک بار آن دو در میدان شهر گرد هم آمدند تا در برابر پیروانشان در باره وجود خدا مجادله کنند و پس از چند ساعت بحث و گفتگو هر یک به راه خود رفته و مجلس را ترک کردند

در همان شب ، دانشمند کافر به سوی معبد رفت و در برابر قربانگاه دو زانو نشست و برای اشتباهات گذشته خود از خدا طلب مغفرت کرد و مومن شد

و در همان ساعت ، دانشمند با ایمان کتابهای مقدس خود را به میدان شهر برد و آنها را سوزاند و از دین روی گردان شد و کافر گشت

جبران خلیل جبران

دوشنبه 27/7/1388 - 22:28
دانستنی های علمی
انسان به دلیل برخورداری از ساختمان بدنی و روحی بسیار پیچیده دارای نیازهای متعددی است که رفع این نیازها امکانات و وسایل گسترده ای را می طلبد به همین دلیل دریک جامعه مدرن برای رفع این نیازها انواع مشاغل ایجادشده که هر شغل بخشی از نیاز انسان را بر آورده می سازد.هدف تمامی مشاغل در نهایت تامین سلامت جسمی و روحی  انسان است و هر شغلی قسمتی از نیازهای وجودی انسان را تامین می کند و بنابراین می توان گفت هر شغلی در جای خود مهم بوده و دارای ارزش و اعتبار است و از این حیت هیچ کسی وامدار کس دیگر در جامعه نیست چرا که در تعامل بین افراد جامعه هر کسی بخشی از نیاز دیگری را تامین می کند.در این میان بعضی از مشاغل با واسطه و بعضی نیز بی واسطه وبه طور مستقیم تامین سلامت روح و جسم را برعهده دارند.طبیعی است مشاغلی که مستقیما با سلامت انسان در ارتباطند نزد مردم از اعتبار و درجه اهمیت بیشتری برخوردارند ، چرا که سلامتی بزرگترین نعمت خداوندی است که به بشر عرضه شده است و کسانی که به نحوی سلامتی خویش را از دست داده اند به این واقعیت پی برده اند.حرفه پزشکی به دلیل ارتباط مستقیم با سلامتی انسان از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار است و بیشتر پزشکان جامعه ایران با قبول مسئولیت تامین سلامت جامعه و وفاداری به سوگند پزشکی خویش الحق در راستای تحقق چنین هدفی از جان خویش مایه می گذارند و مردم نیز قدردان این زحمات هستند.اما در این میان آگاهی از اینکه مردم در هنگام به خطر افتادن سلامتی خویش برای بازگرداندن آن از تمامی مال و امکانات خویش می گذرند بسیاری از پزشکان و متخصصان جامعه پزشکی را بر آن داشته است که با اخذ مبالغ هنگفت ازبیماران خویش آنها را در تنگنا قرار دهند .اخذ این مبالغ هنگفت در قبال عمل جراحی بر روی بیمار که در بسیاری از موارد از طرف پزشکان به عنوان «شیرینی عمل جراحی » نام گرفته است پدیده بسیار مذمومی است که سلامت جامعه پزشکی کشورمان را در سایه تردید قرار داده است .بیماران همواره سوال می کنند اگر این مبالغ حق قانونی پزشک است چرا برای آن تعرفه قانونی وضع نمی شود و اگر خلاف قانون است چگونه یک پزشک به خود اجازه می دهد بدون کوچکترین دغدغه و نگرانی از عاقبت چینن کار ناپسند و بدون کوچکترین واهمه از مسئولین و قوه قضائیه  به انجام آن مبادرت ورزد!آیا صرف اینکه یک بیمار مجبور است برای تامین سلامتی خویش حتی تمام اموال وخانه و کاشانه خود را نیز فدا نماید می تواند مجوزی برای جامعه پزشکی باشد که اینگونه بی پروا بیماران خویش را در تنگنا قراردهند؟با توجه به اینکه هم سازمان نظام پزشکی و هم سازمان بیمه و به طریقی تمام مسئولین کشور از چنین پدیده مذمومی اطلاع دارند علت عدم برخورد مسئولین با این کارهای خلاف و ناشایست چیست؟چرا با وجود پرداخت بیمه از سوی شهروندان همواره در عمل های جراحی بیشترین هزینه درمان مربوط به همین شیرینی تلخ می گردد که بر کام پزشکان شیرین و برکام بیماران تلخ است ؟به نظر می رسد قانون نانوشته ای در میان پزشکان متخصص جامعه ایران وجود دارد که فراتر از قانونهای وضع شده از سوی نهادهای قانونگذاری است .مردم می پرسند مگر این پزشکان از بیمارستانهای مربوطه حق الزحمه عمل جراحی و تخصص دریافت نمی کنند پس اخذ این مبالغ ازبیماران به چه معناست و چرا درپیگیری از مسئولین هرگز کسی جواب قانع کننده ای به آنها نمی دهد و به شکایت آنها رسیدگی نمی کند؟در جامعه ای که هرگونه در آمدی مشمول قانون مالیات است چگونه است که این مبالغ عظیم از مالیات معاف هستند و کسی یا نمی خواهد و یا نمی تواند در این زمینه اقدام کند؟اگر بیمارستانها درقبال عدم پذیرش هزینه درمان از پذیرش بیماران جلوگیری می کنند می توان از نظر منطقی به طریقی این مسئله را توجیه کرد وبا آن  کنار آمد !اما چگونه می توان با این مسئله کنار آمد که علی رغم پرداخت هزینه خدمات درمانی بیمارستان ، فقط به دلیل اینکه شیرینی تلخ پزشک متخصص قبل از عمل فراهم نشده از معرفی وی به بخش  های بیمارستانی جلوگیری می شود و از طرف دیگر پزشک متخصص چگونه به خود اجازه می دهد که علی رغم دریافت حقوق وحق الزحمه عمل از بیمارستان به ازای هر عمل جراحی ، از امکانات بیمارستانها برای تامین درآمدهای شخصی خود آنهم در سطحی بسیار کلان وبدون پرداخت مالیات استفاده کند وکسی نیز مانع این کار نگردد ؟دلیل قانون گریزی این قشر عظیم و تحصیل کرده از سوی کدام نهاد حکومتی باید توجیه شود؟
جمعه 4/11/1387 - 23:35
دانستنی های علمی

 

پیام به اینشتین

اینشتین، یک سلام ناشناس، البته می بخشی

روان در سایه روشن های یک مهتاب خلیایی

نسیم شرق می آید، شکنج طره ها افشان

فشرده زیر بازو شاخه های نرگس و مریم

از آنهایی که در سعدیه شیراز می رویند

زچین و موج دریا ها و پیچ و تاب جنگل ها

روان می آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید

در خلوتسرای قصر سلطان ریاضی را

****

درون کاخ استغنا، فراز تخت اندیشه

سر از زانوی استغراق خود بردار

به این میهمان ، که بی هنگام و ناخوانده است ، در بگشا

اجازت ده که با دست لطیف خویش بنوازد

به نرمی چین پیشانی افکار بلندت را

به آن ابریشم اندیشه هایت شانه خواهد زد

****

نبوغ شعر مشرق نیز با آیین درویشی

به کف جام شرابی از سبوی حافظ و خیام

به دنبال نسیم از رسیده می زند زانو

که بوسد دست پیر حکمت دانای مغرب را

****

اینشتین آفرین بر تو

خلاء با سرعت نوری که داری در نوردیدی

زمان در جاودان پی شد ،مکان در لامکان طی شد

حیات جاودان کز درک بیرون پیدا شد

بهشت روح علوی هم که دین می گفت جز این نیست

تو با هم آشتی دادی جهان دین و دانش را

****

اینشتین ناز شست تو

نشان دادی که جرم و جسم چیزی جز انرژی نیست

اتم تا می شکافد جزو جمع عالم بالاست

به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوف نیز

جهان ما حباب روی چین آب را ماند

من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم

جهان جسم موجی از جهان روح می بینم

اصالت نیست در ماده

****

اینشتین صد هزار احسن ، ولیکن صد هزار افسوس

حریف از کشف الهام تو دارد بمب می سازد

اینشتین اژدهای جنگ

جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد

دگر پیمانه عمرجهان لبریز خواهد شد

دگر عشق و محبت با طبیعت قهر خواهد کرد

چه می گویم؟

مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟

مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد؟

مگر یک مادر از دل «وای فرزندم»نخواهد گفت؟

****

اینشتین بغض دارم در گلو، دستم به دامانت

نبوغ خود به کار التیام زخم انسان کن

سر این ناجوانمردان سنگین دل به راه آور

نژاد و کیش ملیت یکی کن ای بزرگ استاد

زمین یک پایتخت امپراطوری وجدان کن

تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوی را

****

اینشتین ، نامی از ایران ویران هم شنیدستی؟

حکیما محترم می دار ، مهد ابن سینا را

به این وحشی تمدن گوشزد کن حرمت ما را

اینشتین پا فراتر نه جهان عقل هم طی کن

کنار هم ببین موسی و عیسی و محمد را

کلید عشق را بردار و حل این معما کن

و گر شد از زبان علم این قفل کهن واکن

اینشتین باز هم بالا

خدا را نیز پیدا کن

****

 

يکشنبه 21/5/1386 - 16:33
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته