آثار معنوی استغفار
۱ ـ مغفرت و آمرزش خداوند
مهمترين اثر معنوى استغفار و طلب آمرزش از خداوند ، دست يافتن به مغفرت و آمرزش خداى سبحان است.
شايد اين اثر ، برترين و پر بركت ترين خاصيّت اين ذكر شريف باشد . بلكه ريشه دست يابى به ساير آثار مادى و بركات معنوى استغفار، آمرزش گناهان است . چرا كه اكثر گرفتارى هاى انسان به انواع سختى ها و بلاها و عمده محروميّت هاى او از كارهاى خير و نعمت هاى مادى و معنوى ، معلول غفلت و كوتاهى او در انجام واجبات و كارهاى نيك ، و اصرار او بر كردار زشت و ناپسند است.
اين دو عامل ( ترك واجبات و انجام مُحَرَّمات ) آتش غضب خداوند را شعلهور مى سازد و زندگى انسان را در آتش فقر ، مرض ، قرض و محروميّت از نعمت هاى مادّى و توفيقات معنوى ، مى سوزاند . ولى به مجرّد عذر خواهى و استغفار، عنايت خداوند غفار شامل حال بنده گنهكار مى شود ، باران رحمت و مغفرت پروردگار بر پيكر و روح او مى بارد ، جان و دل آلوده او را شستوشو مى دهد ، عوامل نزول بلا و گرفتارى را از وجود او زدوده و زمينه عنايات حق را در زندگى او فراهم مى سازد.
2 ـ پذيرفته شدن توبه
آنچه براى مؤمن گنهكار بعد از توبه و استغفار ، از همه چيز مهمتر است ، اين است كه بداند : آيا توبه اش پذيرفته شده يا نه؟ آيا همان گونه كه او به سوى خدا بازگشته است و از كردار زشت خويش دست كشيده است ، خدا هم به سوى او روى آورده و توبه اش را پذيرفته است يا خير؟
از مدارك معتبرى استفاده مى شود كه يكى از عوامل پذيرش توبه، اظهار ندامت و اقرار به گناه و طلب آمرزش از خداوند است كه در اصطلاح آيات و روايات از آن تعبير به استغفار مى شود. و نقطه مقابل آن اغترار است ، كه نشانه تكبر و غرور بنده در برابر خداى سبحان است .
بنده اى كه آلوده به اغترار است با اين كه گناه كرده ، از كردار خود پشيمان نمى شود ، لذا حاضر به اقرار به گناه و عذرخواهى و استغفار نيست و اين حالتِ بنده خوشايند خداوند نيست . و از آن جا كه بهترين دعا استغفار است ، خدا بندگانش را دعوت به دعا كرده و سپس در مذمّت كسانى كه از خواندن او تكبّر می ورزند فرموده است:
( إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ )
به راستى كسانى كه از خواندن من تكبّر مىورزند به زودى با ذلّت و خوارى وارد جهنم خواهند گشت! .
يا كريم العفو
در سحرگاهان استغفار مي كردند.
فايده استغفار
استغفار، يعني طلب مغفرت و آمرزش الهي براي گناهان. اين استغفار اگر درست انجام بگيرد، باب برکات الهي را به روي انسان باز ميکند. همه آنچه که يک فرد بشر و يک جامعه انساني از الطاف الهي احتياج دارد- تفضلات الهي، رحمت الهي، نورانيت الهي، هدايت الهي، توفيق از سوي پروردگار، کمک در کارها، فتوح در ميدانهاي گوناگون- به وسيله گناهاني که ما انجام ميدهيم، راهش بسته ميشود. گناه، ميان ما و رحمت و تفضلات الهي، حجاب ميشود. استغفار، اين حجاب را برميدارد و راه رحمت و تفضل خدا به سوي ما باز ميشود. اين، فايده استغفار است.
انسان غافل، هرگز به فکر استغفار نميافتد؛ اصلاً به يادش نميآيد که گناه ميکند؛ غرق در گناه است؛ مست و خواب است؛ واقعاً مثل آدمي است که در خواب حرکتي انجام ميدهد. لذا اهل سلوک اخلاقي، در بيان منازل سالکان در مسلک اخلاق و تهذيب نفس، اين منزل را که انسان ميخواهد از غفلت خارج بشود، ميگويند منزل «يقظه»؛ بيداري.
استغفار، در واقع جزيي از توبه است. توبه هم يعني بازگشت به سوي خدا. بنابراين، يکي از ارکان توبه، استغفار است؛ يعني طلب آمرزش از خداي متعال. اين، يکي از نعمتهاي بزرگ الهي است. يعني خداوند متعال، باب توبه را به روي بندگان باز کرده است، تا اينها بتوانند در راه کمال پيش بروند و گناه، آنها را زمينگير نکند؛ چون گناه، انسان را از اوج اعتلاي انساني ساقط ميکند. هر کدام از گناهان، ضربهاي به روح انسان، صفاي انساني، معنويت و اهتراز روحي وارد ميآورند و شفافيت روح انسان را از بين ميبرند و آن را کدر ميکنند. گناه، آن جنبه معنويتي که در انسان هست و مايه نمايز انسان با بقيه موجودات اين عالم ماده است، او را از شفافيت مياندازد و به حيوانات و جمادات نزديک ميکند.
منبع: راهبردها در کلام رهبر