برتري نژادي روز به روز در غرب و آن هم در آغاز قرن 21 در حال شعله ور شدن است. حوادث فرانسه و اعتراض هاي سراسري اقليت هاي قومي و ديني اين كشور تنها مقدمه اي است بر بحراني بزرگتر. استعمارگران غربي كه روزگاري تبعيض نژادي را به عنوان اهرمي براي استعمار و غارت ملت هاي شرقي به كار مي بستند، با شكل گيري ناسيونال سوسياليسم هيتلري در قرن 20، خود نيز طعم تلخ اين گونه تفكرات شيطاني را به بدترين شكل چشيدند. « آپارتايد » يكي از هول انگيزترين سياست هاي تبعيض نژادي قرن بيستم بود كه تحت عنوان « قانون » در آفريقاي جنوبي اجرا گشت. سفيدپوستان نژادپرست با همين پوشش و وجهه" قانوني بودن"، وحشتناك ترين سياست تبعيض نژادي را در مورد تمام جنبه هاي زندگي غيرسفيد پوستان - بيش از 80% جمعيت اين كشور - رقم زدند. آپارتايد گروه هاي نژادي را به سفيدپوستان، سياهان، رنگين پوستان و هندوها تقسيم، سفيدپوستان را به عنوان نژاد برتر و ساير نژادها را به عنوان نژاد پست ( با درجه خاصي از پستي ) معرفي مي كند. نژادپرستي هنوز به اشكال گوناگون بر زندگي مردم جهان سايه افكنده است. همراه با فرانسه، بسياري ديگر از كشورها همچون انگلستان، اسپانيا، آلمان، آمريكا، اتريش و ... نيز با بحران هاي نگران كننده اي مواجه هستند. نژاد پرستان با اقامه برخي دلايل به ظاهر علمي، بعضا داراي احزاب سياسي قدرتمند بوده و براي اجراي مقاصد غيرانساني خويش، كسب قدرت سياسي را در دموكراسي هاي غربي هدف قرار داده اند. همه اين مسائل، زنگ هاي خطر را براي جهان غرب به صدا درآورده است. قرآن، با بيان اين موضوع كه همه انسان ها فرزندان يك پدر و مادرند و آن پدر و مادر هم خلق شده از يك " نفس واحده " ، تمام اختلاف ها و درگيري هاي نژادي و جنسيتي را از پايه فرو مي پاشد. علامه طباطبايي(ره) در توضيح خود بر "نفس واحده" مي نويسد : « ... و نفس چيزي است كه انسان بواسطه آن انسان است و آن عبارتست از مجموع روح ... اين آيه مي خواهد بيان كند كه افراد انسان از حيث "حقيقت و جنس" يك واقعيتند و با همه كثرتي كه دارند همه از يك ريشه منشعب شده اند.» قرآن، حتي دو جنس زن و مرد را كه در ظاهر جسماني با يكديگر تفاوت هايي دارند در خلقت و آفرينش داراي يك منشا و سرشت مي داند و وجود آن دو در كنار هم را نه تنها سبب اختلاف ندانسته كه اسباب آسايش و آرامش و نشانه اي از آيات خداوند مي داند ، بلكه در اختلاف رنگ ها و زبان ها نيز نشانه هاي خداوند يكتا را براي اهل تفكر و علم آشكار مي بيند . هيچگاه نبايد تفاوت در نژاد و فرقه، ملاك داوري در مورد شخصيت و جايگاه زنان و مردان قرار گيرد. ديدگاه قرآن در اين خصوص نه تنها فراتر از جنسيت كه فراتر از تمامي نژادها و قوم هاست : ? « يا ايها الناس انا خلقنكم من ذكر و انثي و جعلنكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقكم ان الله عليم خبير – اي مردم ما نخست شما را از مردي و زني آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرقه هاي مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد - نه اينكه به يكديگر فخر كنيد - بيشك گرامي ترين شما نزد خدا باتقوي ترين شماست، بيگمان خدا دانايي آگاه است.» پس از فتح مكه، پيامبر (ص) به بلال حبشي فرمود كه بر بالاي كعبه رفته، اذان بگويد، در اين هنگام يكي از ميان جمعيت گفت : آيا پيامبر خدا غير از اين " كلاغ سياه " كسي را پيدا نكرد ؟ كه اين آيه نازل گشت. پيامبر(ص) همچنين در جايي ديگر مي فرمايد : «خداوند به وضع خانوادگي و نسب شما نگاه نمي كند، و نه به جسم هايتان و نه به اموالتان، ولي نگاه به دلهاي شما مي كند، كسي كه قلب صالحي دارد، خدا به او لطف و محبت مي كند. شما همگي فرزندان آدميد، و محبوب ترين شما نزد خدا باتقوي ترين شماست.» آگاهي از اينكه انسان قادر است هر چيزي– حتي دين و مذهب – را ابزار و وسيله جاه طلبي خويش قرار دهد، سبب مي گردد تا قرآن شرط رستگاري را نه در عناوين و اسم ها، بلكه در ايمان به خدا و عمل صالح، بداند و اعتقاد بدين كه انسان سرانجام در پيشگاه خدا پاسخ گوي اعمال نيك و بد خويش است: ? سوره بقره، آيه 62 :« ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصري و الصبئين من ءامن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون – براستي آنها كه ايمان آورده اند و كسانيكه يهودي گشته و نصاري و صابئين، هر آنكس كه به خدا و روز واپسين ايمان آرد و عمل شايسته اي انجام دهد پاداششان نزد خداوند است و نه بيمي بر آنهاست و نه اندوهگين مي شوند. » آيت الله طالقاني (ره) در ضمن توضيح اين آيه مي نويسد : « ... اين آيه آئين خدا و راه رستگاري را براي همه خلق خدا در هر زمان و مكان، از افق عاليتر از كوتاه نظري ها اعلام مي نمايد. همان آئيني كه مانند رحمت پروردگار وسيع و شامل همه است و حدود و ديوارهاي عصبيت ها و امتيازاتي را كه نظر لطف خداوند و دعوت پيمبران را محدود ساخته فرو مي ريزد. اين آيه با صراحت غير قابل تاويل و تقييد، شرط رستگاري را ايمان به خدا و آخرت و عمل صالح معرفي كرده است...» حتي اجازه نمي دهد كه بين پيامبران الهي تمايز و تفاوتي گذاشته شود. بلكه همه آنها را بنده خدا و دعوت كننده به سوي او مي خواند : ? سوره بقره، آيه 136:« قولوا امنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الي ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسي و عيسي و ما اوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون – بگوييد ايمان آورديم به خدا و بدانچه فرستاده شد بسوي ما و بدانچه فرستاده شد بسوي ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و اسباط و بدانچه داده شدند موسي و عيسي و به همه آنچه پيغمبران از جانب خدا آوردند، جدايي نيفكنيم ميان هيچكدام از آنان و به هر چه از جانب خداست گرويده و تسليم فرمان او هستيم. » سخن آخر : از آيات فوق و ساير آيات بر مي آيد كه تمامي انسان ها از لحاظ ماهيت و سرشت خلقت، حقيقت وجودي و انساني،پاداش و عقاب اخروي، يكسان و برابرند، و تفاوت در جنسيت و نژاد و رنگ و زبان و دين و مذهب و ...هيچگاه نمي تواند مايه تفاخر و برتري طلبي دنيوي گردد. قرآن حتي برتري جويي حريصانه انسان بر طبيعت و ساير موجودات را نفي كرده، او را در برابر تمام هستي و تمام موجودات مسئول مي داند. دكتر سيد حسين نصر، اين معنا را به زباني بهتر بيان مي كند : « قرآن در عين حال كه به واسطه تعليم اسماء توسط خداوند به آدم، انسان را قادر به سلطه بر همه چيز مي داند، مسئوليت نگاهداري و نگاهباني از نظم مخلوق را نيز بر عهده او مي گذارد. "تسخير" طبيعت و مطيع ساختن آن، به معناي تجويز تسلط و استيلاي كور و خودعنان انسان بر طبيعت نيست، بلكه به معناي زندگي همساز با طبيعت، ديدن حكمت خداوند در طبيعت و استفاده از حدود و مرزهاي طبيعي متوافق با هدف غايي انسان است كه همانا عبارتست از زيستن بسان يك مسلمان خوب و بازگشت به خالق...زيستن خوب مسلمانانه در اين جهان يعني حكمت خداوند را در همه جا و همه چيز ديدن و مراقبت كردن از خلقت او همچنان كه او از ما و كل خلقت خويش محافظت و مراقبت مي كند. مسلمان خوب بايد همواره به خاطر داشته باشد كه خداوند خالق و حافظ و نگاهبان اين همسازي و تنوع و زيبايي غيرقابل كتمان در نظم طبيعت است و به مخلوقات ديگر خويش نيز حقوقي داده و مسئوليت مراقبت از آن حقوق را بر عهده انسان نهاده است.»