از
جشن پوریم یهودیان چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه
چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان
اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 به در" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام
ایرانیان باستان دارد؟
جشن «پوریم» یکی از سنتهای
قدیمی قوم یهود است که در دهههای اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمینهای
اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین
روز از سال جدید خورشیدی برگزار میشود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون دهها هزار
نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته
شدند.

نتانیاهو در جشن پوریم - 1999
در کتاب عهد عتیق درباره این
داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده
بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را میطلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این
دستور گستاخانه شاه سر باز میزند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط میكند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان
که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات
و خراج استنکاف میكردند و این استنکاف موجب شده بود که «هامان» صدراعظم خشایارشاه
علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر
كند، البته یهودیان در برخی کتابهای خود میگویند: "مردخای" که پیشوای دینی
یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمیشود، او و
اتباعش مورد غضبهامان قرار گرفته و تهدید به مرگ میشوند.
یهودیان
که به صورت غیررسمی
در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره میاندیشند و از این فرصت استفاده کرده و
دخترکی یهودی
به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی میکنند و
به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.

استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد
فاحشهگری حلال در یهودیت
در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه
پوریم و استر، اعلام کرد جاسوسان زن سازمان موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای
انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که استر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن
ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد.
این
مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات
کشورهای دیگر به شمار می رود که با استفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن
جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می کنند.
شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی
او را میبیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون
آنکه بداند او یهودی است و یا پسرعموی «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان
ایران است. اِستِر ملکه ایران میشود و با نقشههای «مردخای» عموی خود، صدراعظم
خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار میكند و به همراه
۱۰ پسرش به مرگ محکوم میکند.
ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه
در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد
نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)
یهودیان حاکم بلامنازع دربار
هخامنشی میشوند و البته آنان در برخی کتب خود آوردهاند که هامان در نزد مردخای توبه
كرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را میدهند. یهودیان چون بر بلاد
ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان
را بکشند و در این سه روز، بیش از 77 هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی
نقلها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.
از
آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و
هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن،
برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و
... گرامی می دارند.
عید پوریم 2012
تل آویو - بیت المقدس
اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.
واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان
در
زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در
نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی
یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از
فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های
یهودیان قرار می دهد و از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه
تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.
مردخای
رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از
دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از
دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در
دربار شاه برکنار شده بود، می کند.

مردخای و استر
نقاش: آرنت دی گلدر (قرن 17)
با
ورود "استر" دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های
شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را
از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر
می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن
جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار
می کنند.
وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد
نقاش: ادوین لانگ (قرن 19)
توطئه
استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و آنها حکم قتل هر 10 پسر
هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی 10 پسر هامان نیز
کشته می شوند.
اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن
هامان و 10 پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن
پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان
ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان
را به نمایش بگذارند.
هامان به جز این 10 پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.
کشتار نیمی از جمعیت ایران
پس
از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه
یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می
زنند. در 127 استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از 77 هزار ایرانی - و به روایتی دیگر 500 هزار نفر - کشته می شوند.
در
کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار 80 هزار ایرانی
اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا 500 هزار نفر ذکر کرده
اند.
در آن زمان ایران نزدیک
به 800 هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب 500 هزار نفر، بیش از نیمی از
جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.
حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال آن ها
کشتار و غارت اموال از آموزه های استر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد
یهودیان
با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و
بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان
در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال
آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند...!!
آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟
گفته می شود این
کشتار در روزهای 13 و 14 ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز
دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود
ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز 13 فروردین در میان
ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان
داشته است.
پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر
پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را
عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و
استر - دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته
بود - نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس
از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده
خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.

مقبره استر و مردخای یهودی در همدان
پوریم
به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده
است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی
دشمنان آن ها.
پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان
متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.
پوریم
از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا
آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می
گیرند.
اوج
این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا
حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.
خاخام
های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های
صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت
می کنند. معمولا افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به
راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی
رمق به زمین می خورند.
در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است:
"در روز پوریم هر فرد - یهودی - مکلف است به حدی - شراب - بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان" و "درود بر مردخای" را تشخیص ندهد."
Megillah (7b): Rava said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between "cursed be Haman" and "blessed be Mordechai"
کودکان اسرائیلی در جشن پوریم 2012 - بیت المقدس
خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان
از
دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل است.
در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها - آدم خوارها - اعضای
مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می
گیرند.
برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار است در ادامه است.
نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون
به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز است.
پوریم در لس آنجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان
متاسفانه
ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار
ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن آن تا کنون بیش از هرچیز توهین به
ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند.
کنیسه
"نصح"، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود 20 هزار نفری
در لس آنجلس را تشکیل می دهند. کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید
پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی،
غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می
نشینند.

ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس آنجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند
لینک اعلام برگزاری جشن پوریم 2012 در کنیسه نصح
"هامان سوزان" و شیرینی "گوش هامان"؛ نمادهای درنده خویی قوم یهود
از دیگر مراسمی که یهودیان در این روز برگزار می کنند، مراسم "هامان سوزان"
است. آن ها هامان - و ده پسرش - را نماد دشمنان قوم یهود دانسته و بطور
سمبلیک در مراسمی، نمادی و یادبودی از هامان، وزیر الوزاری خشایارشاه را در
آتش می سوزانند.
همچنین یهودیان با پختن شیرینی به نام "گوش هامان"، بر دار کردن وزیر ایرانی را جشن می گیرند.
خمیر این شرینی سه گوش از بذر خشخاش است و میان این شیرینی با آلو یا مربا پر شده
است. این شیرینی بیشتر توسط یهودیان اشکنازی درست می شود، البته تعدادی از
کلیمیان ایران هم به این شرینی علاقه مند هستند. اسم این شرینی گوش
هامان است. یهودیان در جشن قتل عام ایرانیان، این شرینی
ها را می خورند و همراه خوردن این شرینی شعری اهانت آمیز نسبت به ایرانیان و وزیرالوزاری ایرانی خوانده می شود.

شیرینی معروف به "گوش هامان"
پوریم در ایران
در
داخل ایران نیز، اقلیت های یهودی که همواره مورد لطف و میزبانی ایران بوده
اند، در این روز روزه گرفته و با پختن غذا و خیرات و برگزاری محدود جشن،
عید پوریم را جشن می گیرند.
مقبره استر و مردخای در همدان از جمله
مکان هاییست که یهودیان آن را عبادتگاه و زیارتگاه خوانده و مدت ها جشن های
خود را در آن برگزار می کردند که با اعتراض مردم به اهانت آمیز بودن این
جشن ها برای ایرانیان و برگزاری تجمعاتی در برابر مقبره استر و مردخای،
همراه بوده است.
مقبره استر و مردخای دومین مکان مقدس یهودیان جهان که پس از اعتراض مردم همدان، نام "زیارتگاه" آن حذف شد
مقبره استر و مردخای، به ادعای یهودیان، پس از غصب مسجد الاقصی، دومین مکان مقدس این قوم به شمار می رود.
نتانیاهو مردم ایران را به پوریمی دوباره وعده داد
اما
به جز مقدس بودن این روز برای یهودیان، با ظهور پدیده منحوس صهیونیسم،
پوریم وجهی سیاسی نیز به خود گرفته و سران رژیم صهیونیستی گاه با اشاراتی
به آن واقعه، تلویحا ایران و ایرانیان را به تکرار کشتاری مشابه تهدید می
کنند.

در
روزهای پایانی سال 1390 اتفاقی جالب در عرصه سیاست رخ داد. در 7 مارس، نتانیاهو در
دیدار با اوباما نسخهای از کتاب اِستِر (Esther) را به او هدیه داد. کتاب استر (מגילת אסתר) یکی از بخشهای عهد
عتیق یا همان تورات است و از دیدگاه تاریخی این هدیه بسیار پرمعناست.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی نقل میکند:
نتانیاهو به باراک اوباما گفته است: «آنها (ایرانیها)، آن زمان هم میخواستند ما
را نابود کنند.» یکی از قسمتهای این کتاب میگوید: «... و یهودیان تمام دشمنان را
با تیغ شمشیر و کشتار و نابودی درهم کوبیدند و آنچه را انجام دادند که دشمنانشان با
آنان میکردند.» به گزارش رویترز، نتانیاهو با این هدیه، تلویحاً ایران را به
نازی ها تشبیه نموده که طی مدعی هستند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی را کشته اند.
2500 سال تهدید و کشتار؛ رمز پوریم
بسیاری
از اعمال و سیاست های صهیونیست ها پس از 2500 سال از واقعه پوریم، همچنان
حاوی نمادهایی از این کشتار بوده و یادآور روزی است که از هر 11 ایرانی، یک
نفر به دست قوم یهود کشته می شود.
ایهود اولمرت در جمع کودکانی که پوریم را جشن گرفته اند
تهدیدهای
مقامات اسرائیل، اهدای کتاب استر به اوباما در هنگام مذاکره در مورد
ایران، تهدید به حمله به ایران به بهانه اینکه ایران قصد دستیابی به سلاح
کشتار جمعی و نابودی اسرائیل را دارد و این توهم که کشورهای اسلامی تلاش می
کنند با دستیابی به سلاح کشتار جمعی یهودیان را نابود کنند...اینها همگی
یادآور توطئه های مردخای و زمزمه های استر با خشایارشاه در مورد ایرانیان و
دشمنان آن زمان یهودیان بود که در نهایت به هولوکاست ده ها هزار نفری
تبدیل شد.
مقایسه
رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و استفاده از هولوکاستی
جعلی که مدعی هستند 6 میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج
فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان
است. آن جا که اجازه سخن گفتن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان
عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر است.
رمز پوریم
یکی از رمزهای پوریم، پس از پایان جنگ جهانی دوم نمایان شد.
فیلم رمزگشایی از پوریم
لینک دانلود
و
همچنان سکوت ایرانیان و مقامات ایرانی، برگزاری جشن های پوریم - حتی در
ایران - و رقص و پایکوبی صهیونیست ها بر خون ایرانیان ادامه دارد.
هولوکاستی حقیقی که در سایه هیاهوی هولوکاست ساختگی صهیونیست ها نه تنها
نادیده گرفته شده، بلکه به شکرانه این کشتار، هرساله جشن برپا می شود و
تهدید ها تکرار می شوند.
منابع و مآخذ:
http://www.nessah.org/index.shtml
http://www.iranjewish.com/Essay/Essay_37_poorim.htm
http://www.herealittletherealittle.net/index.cfm?page_name=Bible-Code-Ten-Sons-Haman http://hezare3.com/cgi-bin/mt/mt-search.cgi?blog_id=1&tag=esther&limit=20
http://www.csmonitor.com/World/Backchannels/2012/0307/Netanyahu-gives-Obama-the-Book-of-Esther.-Biblical-parable-for-nuclear-Iran
http://www.reuters.com/article/2012/03/06/us-usa-israel-gift-idUSTRE82500O20120306
http://www.haaretz.com/jewish-world/israeli-rabbi-honey-pot-sex-is-kosher-for-female-mossad-agents-1.317288
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=120385
http://www.tabletmag.com/jewish-news-and-politics/63673/persian-gulf
http://www.iranjewish.com/essay/Essay82.htm
http://yahadut.persianblog.ir/post/51
http://www.chabad.org/holidays/purim/article_cdo/aid/2814/jewish/The-Purim-Drunk.htm
http://www.britannica.com/EBchecked/topic/483999/Purim
http://photoblog.nbcnews.com/_news/2011/03/18/6293692-jewish-holiday-of-purim-is-celebrated-in-israel?lite
http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+8&version=NASB
http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+9&version=NASB
http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884
http://www.fardanews.com/fa/news/48142/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86
http://www.upi.com/News_Photos/gallery/Purim_Celebrations_in_Jerusalem/1646
http://sultanknish.blogspot.de/2012/03/ages-of-purim.html
منبع: مشرق نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان
شباهت به حضرت آدم (ع)
1- خداوند آدم را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و فرمود: «اِنِّی جاعِلٌ فی الأَرْضِ خَلیفَةً»1
؛ همانا من در زمین جانشینی قرار می دهم. و خداوند حضرت حجت (ع) را نیز
وارث زمین و خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد، چنان كه امام صادق (ع) در
تفسیر آیه: «وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فی الأَرْضِ»2
؛ خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده اند و كارهای شایسته انجام داده
اند، وعده داده كه آنان را در زمین خلافت بخشد. فرمود: «او، قائم و اصحابش
می باشند.»
2- پیامبر (ص) فرمود: «آدم (ع) آن قدر بر فراق بهشت گریست تا اینكه اشك از دو گونه اش مانند آبراه جاری شد.»3
حضرت
قائم (ع) نیز – مانند آدم- گریه بسیار دارد، چنان كه در زیارت ناحیه از آن
حضرت است كه – خطاب به جدّش حسین (ع)- می گوید: «شب و روز برایت ندبه می
كنم و به جای اشك بر تو خون می گریم.»
3- خداوند تمام اسم ها را به
آدم تعلیم فرمود.4 و اما قائم (عج)، خداوند آن چه به آدم آموخت به او نیز
آموخته و اضافه بر آن هم مطالب دیگری آموخته است، چه اینكه آدم (ع) بیست و
پنج حرف از اسم اعظم را آموخته بود – چنان كه در حدیث آمده- و پیامبر اكرم
(ص) هفتاد و دو حرف از آن را آموخت، و تمام اموری كه خداوند متعال به
پیامبرش داده، به اوصیای آن حضرت نیز داده شده است.
4-آدم (ع) زمین
را پس از آن كه جنّیان با كفر و طغیانشان میرانده بودند با عبادت خدا زنده
كرد. قائم (ع) نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدودش زنده
خواهد كرد بعد از مردن آن به كفر و معصیت اهل زمین. چنان كه امام باقر (ع)
درباره آیه: «یُحْیِی الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»5
؛ زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد. فرمود: «خداوند - عزّوجلّ- به وسیله
قائم (عج) زمین را بعد از مرگش زنده گرداند و منظور از مرگ آن، كفر اهل آن
می باشد كه كافر در حقیقت مرده است.»6 با این همه تا چند، آدم و قائم را
با هم مقایسه كنیم، در حالی كه آدم به خاطر قائم خلق شد.
شباهت به حضرت نوح (ع)
1-
نوح، شیخ الأنبیا است. از امام صادق و امام هادی (علیهما السلام) روایت
شده است كه حضرت نوح (ع) دو هزار و پانصد سال عمر كرد. و حضرت مهدی (عج)
شیخ الاوصیاء است؛ در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شد7 و تاكنون زنده
است.
و امام زین العابدین (ع) فرمود: «در قائم (عج)، روشی از آدم و نوح است و آن طول عمر می باشد.»8
2-
نوح (ع) زمین را با سخن خود از كافرین پاك كرد و گفت: پروردگارا! بر روی
زمین احدی از كافران بر جای مگذار.9 قائم (عج) نیز زمین را با شمشیر از لوث
وجود كافرین پاك می گرداند تا جایی كه هیچ اثری از آن ها باقی نماند.
3- نوح (ع) 950 سال صبر كرد، قائم (عج) نیز از اول امامتش تاكنون صبر كرده و نمی دانم تا كی صبر خواهد كرد.
4- هر كه از نوح (ع) تخلف جست، هلاك شد. هر كه از قائم (عج) تخلف جوید نیز هلاك می شود.
5-
خداوند آن قدر فرج نوح (ع) و اصحابش را به تأخیر انداخت تا اینكه بیشتر
معتقدین به آن حضرت از او برگشتند. فرج قائم (عج) را نیز خداوند آن قدر به
تأخیر می اندازد كه بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برمی گردند.10
6-ادریس
(ع) به ظهور نوح (ع) بشارت داد، و خداوند تعالی به ظهور قائم (عج) فرشتگان
را بشارت داد و پیغمبر و امامان (علیهم السلام) بلكه پیغمبران گذشته ظهورش
را بشارت دادند.
7- نداهای نوح (ع) به شرق و غرب عالم می رسید و
این یكی از معجزات آن حضرت (ع) بود – چنان كه در كتاب التصانیف آمده- .
قائم (عج) نیز هنگام ظهور، بین ركن و مقام می ایستد و فریادی برمی آورد و
صدای آن حضرت به انصارش می رسد در حالی كه در محراب و بر فرش ها و رختخواب
هایشان باشند.11
شباهت به حضرت ادریس (ع)
1-
خداوند ادریس (ع) را بر بال فرشته ای نشانید كه در فضای آسمان او را به
پرواز درآورد، چنان كه علی بن ابراهیم قمی از امام صادق (ع) نقل كرده كه
فرمود: «خداوند – تبارك و تعالی- بر فرشته ای از فرشتگان غضب كرد و بال
هایش را بُرید، و او را در یكی از جزیره های دریا افكند؛ پس زمانی طولانی
در آن دریا ماند. چون خداوند ادریس (ع) را به رسالت برانگیخت، آن فرشته نزد
وی آمد و گفت: ای پیغمبر خدا! دعا كن خداوند از من راضی شود و بال هایم را
برگرداند. ادریس فرمود: آری، [چنین خواهم كرد]. آن گاه از پروردگار
درخواست نمود، و خداوند بال های آن فرشته را بازگرداند و از او راضی شد،
سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتی داری؟ فرمود: آری. دوست دارم مرا به
آسمان بالا ببری تا به ملك الموت نگاه كنم، چون با یاد او زندگی ندارم. پس
فرشته او را برگرفت و بر بال های خود به آسمان بالا برد تا به آسمان چهارم
رسید كه ناگهان دید ملك الموت سر خود را از روی تعجب حركت می دهد. ادریس به
ملك الموت سلام كرد و به او گفت: چرا سرت را تكان می دهی؟ گفت: چون خداوند
به من امر فرمود كه تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح كنم، گفتم:
پروردگارا! چگونه این كار را انجام دهم و حال آن كه غلظت آسمان چهارم به
مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال
راه است و هر آسمان از مابین آن به همین ترتیب است، این چگونه شدنی است؟
سپس او را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمود. و همین است كه خداوند می
فرماید: «وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیّاً»12 ؛ و ما او را به جایگاه بلندی رسانیدیم.»
قائم
(عج) را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان برد. در حدیثی آمده است:
«... پس امام حسن عسكری (ع) فرزندش را گرفت، در حالی كه كبوترها بالای سرش
پرواز می كردند، آن گاه امام به یكی از كبوترها بانگ زد: او را بردار و
حفظ كن و هر چهل روز به ما برگردان. آن كبوتر او را برگرفت و به سوی آسمان
پرواز كرد؛ بقیه كبوترها نیز پیروی كردند...» حكیمه گوید: عرض كردم، این
پرنده چیست؟ فرمود: این روح القدس است.13
2- هنگامی كه خواستند ادریس را بكشند، از قومش غایب شد، حضرت مهدی (عج) نیز هنگامی كه دشمنان می خواستند او را بكشند، غایب شد.
3-
غیبت ادریس (ع) به طول انجامید به حدّی كه پیروان او در سختی و شدّت و
فشار واقع شدند. حضرت مهدی (عج) نیز غیبتش طولانی است تا جایی كه شیعیانش
به مُنتهای سختی و فشار و مشقّت واقع شوند.
شباهت به حضرت هود (ع)
1- نوح (ع) ظهورش را بشارت داد.14 حضرت مهدی (عج)، پدران بزرگوارش نیز ظهورش را با تمام خصوصیات مژده دادند.
2-
خداوند - عزّوجلّ- كافرین را هنگام ظهور هود با باد هلاك كرد.15 حضرت مهدی
(عج) نیز چنان است كه خداوند متعال به وجود او جمعی از كافرین را به وسیله
باد سیاهی نابود می كند.
شباهت به حضرت ابراهیم (ع)
1- ابراهیم (ع) دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود. حضرت مهدی (عج) نیز حمل و ولادتش مخفی بود.
2-
ابراهیم (ع) در یك روز به قدری رشد می كرد كه دیگران در یك هفته رشد می
كنند، و در یك هفته آن قدر رشد داشت كه دیگران در یك ماه رشد می نمایند، و
در یك ماه به مقداری كه دیگران در یك سال رشد دارند.16 حضرت مهدی (عج) نیز
چنین بود.17
3-ابراهیم (ع) از مردم عزلت گزید.18 حضرت مهدی (عج) نیز از مردم اعتزال جسته است.
4- ابراهیم (ع) دو غیبت داشته، حضرت مهدی (عج) نیز دو غیبت دارد.
5-
ابراهیم (ع) هنگامی كه در آتش افكنده شد، جبرئیل برایش جامه ای از بهشت
آورد. حضرت مهدی (عج) نیز همان جامه را هنگامی كه قیام كند، خواهد پوشید.19
6- ابراهیم (ع) خانه كعبه را بنا كرد و حجر الاسود را در جایش نصب فرمود.20 قائم (عج) نیز همین طور.21
7-
ابراهیم (ع) را خداوند از آتش نجات داد.22 حضرت مهدی (عج) نیز به همین
ترتیب خواهد شد، چنان كه از امام صادق (ع) منقول است كه فرمود: «وقتی قائم
(عج) خروج می كند، شخصی نزد آن حضرت می آید، و معجزه حضرت ابراهیم خلیل (ع)
را تقاضا می كند. پس آن حضرت دستور می دهد آتش عظیمی برافروزند .... سپس
داخل آتش می شود و آن گاه به سلامت از آن بیرون می آید.»
شباهت به حضرت اسماعیل (ع)
1-
اسماعیل (ع) چشمه زمزم از زمین برایش جوشید. حضرت مهدی (عج) نیز آب از سنگ
برایش خواهد جوشید – چنان كه در بحث شباهت آن حضرت به حضرت موسی (ع) خواهد
آمد- و چندین بار نیز آب از زمین برای آن بزرگوار جوشیده است.23
2- اسماعیل (ع) گوسفند چرانی می كرد. حضرت مهدی (عج) نیز این برنامه را خواهد داشت.24
شباهت به حضرت لوط (ع)
1- فرشتگان برای یاری اش نازل شدند.25حضرت مهدی (عج) نیز، فرشتگان برای یاری اش فرود خواهند آمد.26
2- لوط از بلاد فاسقین بیرون رفت، حضرت مهدی (عج) نیز، از بلاد فاسقین بیرون رفته است.
شباهت به حضرت یعقوب (ع)
یعقوب
(ع) برای یوسف آن قدر گریست تا این كه از اندوه سفید شد در حالی كه خشم
خود را فرو می برد.27حضرت مهدی (عج) نیز برای جدش حسین (ع) گریسته [و می
گرید] و در زیارت ناحیه فرموده است: «وَلَأَبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً»28؛ به جای اشك بر تو خون می گریم.
شباهت به حضرت یوسف (ع)
1- یوسف (ع) زیباترین اهل زمان خود بود. حضرت مهدی (عج) نیز زیباترین اهل زمان خود می باشد.
2-
یوسف (ع) مدّتی طولانی غایب شد تا این كه برادران بر او داخل شدند پس آنان
را شناخت در حالی كه آن ها او را نشناختند.29 حضرت مهدی (عج) نیز از خلق
غایب شده، در عین حالی كه در میان آن ها را می رود و آنان را می شناسد، ولی
آن ها او را نمی شناسند.
3- خداوند امر یوسف را یك شبه اصلاح
فرمود، كه پادشاه مصر آن را خواب دید. حضرت مهدی (عج) نیز امرش را خداوند
متعال در یك شب اصلاح می فرماید.30
4- یوسف (ع) دچار زندان شد. و در
حدیثی از امام باقر (ع) آمده كه فرمود: «در صاحب این امر سنتی از موسی و
سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)- تا
آن جا كه فرمود- : ... و اما سنت از یوسف، زندان و غیبت است.»31
ای
دوست خاندان عصمت، در این روایت دقت كن و در عظمت مصیبت و محنت مولایت
اندیشه كن كه دنیا با همه فراخی و زمین با همه پهناوری اش برای او زندان
شده، به طوری كه از ستم معاندین و مخالفتشان ایمن نیست. از درگاه خداوند
متعال می خواهیم كه فرجش را تعجیل و خروجش را سهل و آسان گرداند.
شباهت به حضرت خضر (ع)
1-
خداوند عمر ایشان را طولانی نموده. حضرت مهدی (عج) نیز، خداوند عمرش را
طولانی قرار داده، بلكه از بعضی روایات استفاده می شود كه حكمت این كه عمر
حضرت خضر (ع) طولانی شده این است كه دلیل بر طول عمر قائم (عج) باشد.32
2-
خداوند متعال به او قدرت و نیرویی عنایت فرموده كه به هر شكل كه بخواهد،
در می آید. چنان كه از امام صادق (ع) روایت شده33 ، خداوند به حضرت مهدی
(عج) نیز همین قدرت را عنایت فرموده، روایات و حكایاتی كه بر این معنی
دلالت می كند، بسیار است.
3- خضر (ع) مأمور به علم باطن بود، چنان كه به موسی (ع) گفت: «اِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْراً وَ كَیْفَ تَصْبِرُ عَلی ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً»34 ؛ قائم (عج) نیز مأمور به علم باطن است، چنان كه در علم و حكم آن حضرت گذشت.
4- خضر (ع) هر سال در مراسم حج شركت می كند و تمام مناسك را انجام می دهد. حضرت مهدی (عج) نیز، هر سال در مراسم حج شركت می كند.
شباهت به حضرت الیاس (ع)
1- خداوند عمر آن حضرت را همچون خضر (ع) طولانی كرد.
2- هر سال در مراسم حج شركت می كند.
3- هفت سال غایب شد.
4- الیاس (ع) به اذن خدای تعالی برایش از آسمان مائده آمده.35 حضرت مهدی (عج) نیز برایش از آسمان مائده نازل شد.36
5- خداوند متعال به دعایش حضرت یونس (ع) را در حالی كه كودك بود، بعد از چهارده روز از فوتش زنده كرد – چنان كه در حدیث آمده- .
قائم
(عج) نیز، خداوند متعال به بركتش و به دعایش مردگان بسیاری را پس از گذشت
سال ها از مرگشان زنده خواهد كرد، از جمله اصحاب كهف، و بیست و پنج نفر از
قوم موسی، و یوشع بن نون وصی حضرت موسی (ع)، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی،
ابودجانه انصاری و مالك اشتر، كه در بحار و غیر آن از امام صادق (ع) روایت
شده است.37
شباهت به حضرت شعیب (ع)
شعیب (ع) قوم
خود را به سوی خدا دعوت كرد تا این كه عمرش طولانی و استخوان هایش كوفته
شد، سپس از نظرشان غایب گشت و دوباره به صورت جوانی به آن ها بازگشت.38حضرت
مهدی (عج) نیز با وجود طول عمر به صورت جوانی ظاهر می شود كه كمتر از چهل
سال دارد.39
شباهت به حضرت موسی (ع)
1- موسی (ع) دوران حملش مخفی بود، قائم (عج) نیز همین طور.
2- موسی (ع) ولادتش مخفیانه بود، قائم (عج) نیز همین طور.
3-
موسی (ع) از قومش دو غیبت داشت كه یكی از دیگری طولانی تر بود، غیبت اول
از مصر بود و غیبت دوم هنگامی كه به سوی میقات پروردگارش رفت.
4- خداوند تعالی با او سخن گفت، قائم (عج) نیز همین طور.40
5- موسی (ع) از قوم خود از ترس دشمنانش غایب شد.41 قائم (عج) نیز همین طور.
6-
موسی (ع) وقتی غایب شد، قومش در محنت و فشار و مشقّت و ذلّت واقع شدند.
قائم (عج) نیز شیعیان و دوستانش در زمان غیبت در مُنتهای سختی و فشار می
افتند.42
7- خداوند متعال درباره اش می فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی الكِتابِ فَاخْتُلِفَ فِیهِ»43؛
ما به موسی كتاب را دادیم پس در آن اختلاف شد. یعنی در صحت كتابی كه بر
او فرود آمد.44 قائم (عج) نیز همین طور. در كتابی كه با او است – یعنی
قرآنی كه امیرالمؤمنین (ع) جمع كرد- اختلاف می شود.45
8- امام صادق (ع) فرمود: «اصحاب موسی به نهری آزمایش شدند كه خداوند تعالی می فرماید: «اِنَّ اللهَ مُبْتَلیكُمْ بِنَهَرٍ»46 ؛ همانا خداوند شما را به نهر آبی خواهد آزمود.» اصحاب حضرت مهدی (عج) نیز به مانند آن مبتلا خواهند شد.47
9- خداوند دشمنان حضرت موسی (ع) - قارون- را به زمین فرو برد.48حضرت مهدی (عج) نیز لشكر سفیانی را به زمین فرو خواهد برد.
10- برای حضرت موسی (ع) دوازده چشمه جوشید. برای حضرت مهدی (عج) نیز از سنگ، آب و غذا بیرون می آید.49
11-
خداوند متعال به منظور امتحان قومش، ظهور آن حضرت را به تأخیر انداخت. تا
آنان كه گوساله پرستیدند از خداپرستان جدا شوند. در مورد حضرت مهدی (عج)
نیز خداوند به همین منظور ظهورش را به تأخیر انداخته است.
12- خداوند متعال به موسی (ع) عصایی عنایت فرمود، و آن را معجزه آن حضرت قرار داد. حضرت مهدی (عج)، به همان عصا اختصاص یافته است.50
13-
چنین گفته اند: عصای موسی دو سر داشت كه بیخ هر یك از آن ها كژی داشت و
نیزه آهنی در انتهایش بود، پس هر گاه موسی (ع) شب هنگام به بیابانی وارد می
شد و مهتاب نبود، دو سر عصا تا آن جا كه چشم كار می كرد روشنایی می داد.
هر گاه با كمبود آب مواجه می شد آن را در چاه وارد می كرد كه تا ژرفای چاه
امتداد می یافت، و سر آن مانند دلو می شد. و هر وقت به غذا نیاز داشت، با
عصای خود به زمین می كوفت پس خوردنی ها از آن بیرون می آمد و چنان بود كه
هر گاه میوه ای اشتها می كرد آن را در زمین می نشاند، پس غنچه های همان
درختی كه موسی اشتها كرده بود در آن ظاهر می شد و همان موقع میوه می داد.
و
گفته می شود: عصای موسی (ع) از چوب بادام بود، هر گاه گرسنه می شد و آن
را در زمین می نشاند برگ و میوه می داد و از آن بادام می خورد. هر گاه با
دشمن خود مقاتله می كرد بر دو شاخه عصا دو مار آشكار می شد كه با هم نبرد
می كردند. عصا را بر كوه سخت و ناهموار و نیز درخت ها و خارها و گیاهان می
زد و راه باز می شد. هر وقت می خواست از رودی بدون كشتی عبور كند عصا را بر
آن می زد، راه وسیعی برایش باز می شد كه در آن می رفت. آن حضرت (ع) گاهی
از یك شاخه عصا شیر می نوشید و از دیگری عسل و چون در راه خسته می شد بر آن
می نشست؛ و به هر جا می خواست بدون دویدن و پا زدن او را می رساند، و نیز
راه را نشانش می داد و با دشمنانش مقابله می كرد. هنگامی كه موسی (ع) به
بوی خوش نیازمند می شد، از آن عصا بوی خوشی بیرون می زد تا جایی كه لباس
های او را خوشبو می كرد، اگر در راهی بود كه دزدانی داشت كه مردم از آن ها
ترس داشتند، عصا با او تكلم می كرد و به او می گفت: به فلان سمت راهت را
تغییر ده. به وسیله آن برگ های درختان را بر گوسفندان خود می ریخت، با آن
درندگان و مارها و حشرات را از خود دفع می كرد. چون به سفر می رفت آن را بر
گرده می نهاد و وسائل و لباس و غذا و آب و ... را به آن می آویخت.51
شباهت به حضرت داوود (ع)
1-
خداوند آهن را برایش نرم كرد.52خداوند برای حضرت مهدی (عج) نیز آهن را نرم
می كند چنان كه امام صادق (ع) فرمود: «مردی به خدمت صاحب الزمان (عج) می
آید و عرض می كند: آهن برای داود (ع) نرم شد اگر تو هم مانند او [معجزه]
بیاوری تصدیقت می كنیم. پس آن حضرت معجزه داود (ع) را به او نشان می دهد
ولی آن شخص منكر می شود، پس قائم (ع) عمود آهنینی به گردن او می اندازد كه
هلاك می شود و می فرماید: این سزای كسی است كه آیات خدا را دروغ انگارد.»
2-
سنگ با او سخن گفت و صدا زد: ای داود! مرا بگیر و جالوت را با من به قتل
برسان. علم و شمشیر حضرت مهدی (عج) نیز او را صدا می كنند و می گویند: ای
ولی خدا! خروج كن و دشمنان خدا را به قتل برسان.53
3- داود (ع) به
الهام در میان مردم حكم می كرد. حضرت مهدی (عج) به حكم داوود قضاوت خواهد
كرد و از بیّنه و شاهد نمی پرسد و نیازی به آن ندارد.
شباهت به حضرت سلیمان (ع)
1-
حضرت داوود (ع)، سلیمان را جانشین خود قرار داد در حالی كه هنوز به سن
بلوغ نرسیده بود.54 خداوند حضرت مهدی (عج) را خلیفه خود قرار داد و حال آن
كه كودكی تقریباً پنج ساله بود.
2- خداوند به سلیمان (ع) ملكی
عنایت كرد كه برای هیچ كس بعد از او از نظر كیفیت نبود. چه این كه سلاطین
جهان حكومتشان آمیخته به جور و فساد است، ولی سلیمان می خواست حكومتش آن
طور نباشد، و نیز سلطنت و حكومت پادشاهان و امرای زمین تنها بر انسان هاست
ولی حكومت سلیمان بر جنّ و انس و پرندگان بود.55 همچنین خداوند متعال مُلك و
حكومتی به حضرت مهدی (عج) عنایت خواهد فرمود كه برای احدی از اولین و
آخرین – از نظر كمیّت و كیفیت- مانندش نبوده. اما كمیّت: حكومت آن حضرت
مابین شرق و غرب را فرامی گیرد. و اما كیفیت: برای این كه محض عدالت است.
شباهت به حضرت ایوب (ع)
1-
ایوب (ع) هفت سال بر بلا صبر كرد.56حضرت مهدی (عج) نیز از هنگام وفات
پدرش تاكنون صبر كرده و نم دانم تا كی این صبر ادامه خواهد داشت؟
2- برای ایوب (ع) یك یا دو چشمه از زمین جوشید.57 برای قائم (عج) نیز چشمه از زمین جوشیده است.58
3- خداوند متعال مردگانی را برایش زنده كرد.59 و برای قائم (عج) نیز زنده می كند.
شباهت به حضرت یحیی (ع)
1- پیش از ولادت یحیی (ع) به آمدنش بشارت و مژده داده شده بود. قائم (عج) نیز چنین بود.
2- یحیی (ع) در شكم مادر سخن گفت.60 حضرت مهدی (عج) نیز در شكم مادر سخن گفت و سوره قدر را قرائت كرد.61
شباهت به حضرت عیسی (ع)
1- عیسی (ع)، فرزند بهترین زنان زمانش می باشد. حضرت مهدی (عج) نیز فرزند بهترین زنان زمانش می باشد.
2- عیسی (ع) در شكم مادر تكلم كرده. قائم (ع) نیز همین طور.
3- عیسی (ع) در گهواره سخن گفت. قائم (ع) نیز همین طور.62
4-
خداوند حكمت و ویژگی های نبوت را در كودكی به عیسی (ع) عنایت فرمود. هم
چنین خداوند حكمت و ویژگی های امامت را در كودكی به حضرت مهدی (عج) عنایت
كرد.
5- خداوند متعال عیسی (ع) را به سوی خود بالا برد. قائم (ع) نیز همین طور.
6- عیسی (ع) به اذن خداوند متعال مرده زنده می كرد.63 حضرت مهدی (عج) نیز مردگانی را زنده خواهد كرد.
شباهت به خاتم النبیین (ص)
سخن
جامع در این باب فرمایش رسول اكرم (ص) می باشد كه فرمود: «مهدی از فرزندان
من است، اسم او اسم من، و كنیه اش كنیه من، از نظر خَلق و خُلق شبیه ترین
مردم به من است....»64
شباهت حضرت مهدی (عج) به ائمه معصومین (علیهم السلام)
در ذكر هر یك از امامان (علیهم السلام) به آشكارترین و مشهورترین اوصاف اكتفا می كنیم:
شباهت به امیرالمؤمنین (ع)
اظهر صفاتش علم و زهد و شجاعت می باشد، و تمام آن ها در حضرت مهدی (عج) نمودار است.
شباهت به امام حسن (ع)
بارزترین
صفاتش حلم و بردباری است، و از جمله آثار این صفت: سكون و آرامش داشتن و
سبكسری نكردن در مواقعی است كه شخص از دیگران نارواها ببیند.
و اگر
در ناراحتی ها و ابتلاهای شدید مولا حضرت حجت (عج) از دست رعیتش تأمل كنی،
حلم و بزرگواری آن بزرگوار برایت روشن می شود، به طوری كه از احدی به این
كیفیت، این صفت ظاهر نگردیده است.
شباهت به حضرت سیدالشهدا (ع)
1- شدت اهتمام در یاد شدن هر دو بزرگوار (امام حسین (ع) و حضرت مهدی (عج)) در قرآن كریم و سنت پیغمبران و كتاب های آسمانی.
2-
اهتمام پیغمبران گذشته به گریستن برای امام حسین (ع) و بر پا نمودن مجالس
سوگواری و مرثیه پیش از شهادت آن حضرت نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا
كردن برای فرج مولی حجة بن الحسن (عج) و طلب ظهور آن بزرگوار پیش از وقوع
غیبت.
3- شدت اهتمام هر دو بزرگوار (امام حسین (ع) و حضرت مهدی (عج)) در امر به معروف و نهی از منكر
4-
نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن دو بزرگوار كه در اوصاف امام حسین (ع) آمده
كه در روز عاشورا به آن حضرت عرض شد: به حكم و حكومت عموزادگانت سر فرو
آور. فرمود: «به خدا قسم هرگز دستم را از روی خواری و ذلت به شما ندهم و
مانند بردگان فرار نمی كنم.» و در مورد حضرت قائم (عج) نیز، یكی از دلایل
غیبت حضرت این است كه هیچ كدام از طاغوت ها برگردن آن حضرت بیعتی نداشته
باشند.
5- فرشتگان هر دو بزرگوار (امام حسین (ع) و حضرت مهدی (عج)) را به اذن خداوند متعال به آسمان بالا بردند.
6-
آرزو و تصمیم به یاری كردن امام حسین (ع) در روز عاشورا ثواب شهید شدن با
آن حضرت را دارد. آرزوی بودن با امام قائم (عج) در زمان ظهور و قصد یاری
كردن آن حضرت و جهاد با دشمنانش [در ركابش] نیز ثواب شهادت را دارد.
7-
امام حسین (ع) ترسان از مدینه بیرون رفت و در مكه نزول كرد، سپس به سوی
كوفه حركت فرمود. حضرت حجت (ع) نیز نظیر همین برایش اتفاق می افتد.65
8-
مصیبت آن دو بزرگوار سخت ترین مصیبت هاست. اما مصیبت امام حسین (ع) در
گفتگوی آدم و جبرئیل آمده كه گفت: ای آدم این فرزند تو به مصیبتی دچار می
گردد كه مصیبت ها در كنار آن كوچك خواهد بود.66 و اما قائم (عج) از این
جهت كه مصیبتش طولانی و محنتش شدید است.
شباهت به امام سجاد (ع)
بارزترین
صفاتش عبادت می باشد كه به زین العابدین و سید العابدین و ذوالثفنات نامیده
شد، وجه نامیده شدنش به ذوالثفنات این بود كه بینی آن حضرت ساییده، و
پیشانی و زانوها و كف دستهایش از اثر عبادت مداوم، برآمدگی پیدا كرده بود،
چنان كه از فاطمه بنت علی بن ابیطالب (علیهما السلام) آمده كه از یكی از
كنیزان امام سجاد (ع) راجع به حالات آن حضرت پرسید، در جواب گفت: مختصر كنم
یا مفصل بگویم؟ گفت: مختصر كن. گفت: هیچ گاه در روز برایش غذا نبرده و در
شب رختخواب نگستردم.67
و مولای ما حضرت حجت (عج) از جد بزرگوارش سید
العابدین(ع) الگوی خوبی دارد، كه حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) در
وصف حضرت قائم (ع) فرمود: «با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز
آمیخته است
، پدرم فدای آن كس كه شبش را در حال سجود و ركوع و ستاره شماری (كنایه از بیداری) خواهد گذراند...»
68
شباهت به امام باقر (ع)
بارزترین
صفاتش، شباهت به رسول خدا (ص) بود. لذا جابر انصاری هنگامی كه نگاهش به آن
حضرت افتاد گفت: به پروردگار كعبه قسم، شمایل پیغمبر (ص) است.69با این كه
جابر پیش از امام باقر، حسن و حسین و علی بن الحسین (علیهم السلام) را
دیده ولی چنین سخنی درباره آن ها نگفته بود. مولای ما حضرت صاحب الزمان
(عج) نیز شبیه به پیغمبر (ص) است، بلكه شباهتش به پیغمبر بیشتر و كامل تر
می باشد.
شباهت به امام صادق (ع)
بارزترین
صفاتش، كشف علوم و بیان احكام برای مردم بود به طوری كه برای امامان پیش
از آن حضرت این امر میسر نشد. یكی از اهل حدیث گفته: چهار هزار نفر از
افراد مورد اعتماد از آن حضرت روایت كرده اند.70 با این حال تمام علومی كه
نزد آن حضرت بود كشف نشده و برای ظهور قائم (عج) به تأخیر افتاده كه آن
حضرت تمام احكام را بیان خواهد ساخت و آن چه گذشتگان از امامان و پیغبران،
اهلیت و شایستگی آن را در مردم ندیدند فاش خواهد كرد. امیرالمؤمنین (ع)
گاهی به سینه خود اشاره می كرد و می فرمود: «اِنَّ هیهُنا جَمّاً لَوْ اَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً ....» ؛ در این جا علم بسیاری هست اگر برای آن حاملانی بیابم...
شباهت به امام كاظم (ع)
آن
حضرت (ع) دچار تقیه و شدت ترس از دشمنان بود – بیش از آن چه پدران گرامی
اش بدان دچار بودند- و این مطلب برای كسی كه در احوال زندگی آن حضرت دقت
كند، واضح است. مولای ما حضرت قائم (ع) نیز همین طور.
شباهت به امام رضا (ع)
خداوند
ریاست و مقام ظاهری را برای آن حضرت قرار داد، به طوری كه برای پدران
طاهرینش واقع نشده بود، و تقیه و ترس در زمان آن حضرت تا حدودی برداشته شد،
خداوند متعال ترس قائم (عج) را نیز به امنیت بدل خواهد ساخت و او را در
زمیناقتدار و تسلطی خواهد دادا كه برای احدی از پیشینیان میسر نشده است، و
غلبه آن حضرت بر تمام جهان مانند غلبه سلطان روز است به سلطان شب تار.
از امام باقر (ع) درباره آیه «وَ النَّهارِ اِذا تَجَلّی»71؛
سوگند به روز آن گاه كه تجلی نماید. آمده كه فرمود: «روز، همان قائم ما
اهل بیت است كه هر گاه بپاخیزد، بر دولت باطل پیروز می شود...»72
شباهت به امام جواد (ع)
وقتی
امامت به آن حضرت رسید كه به سن مردان نرسیده و عمرش از هشت بهار نگذشته
بود، حضرت حجت (عج) نیز همین طور بود كه در سنین طفولیت لوای امامت را به
دست گرفت.
شباهت به امام هادی (ع)
هیبتی
داشته كه نظیر آن را احدی نداشته، به طوری كه دشمنان آن حضرت احتذام ها و
تعظیم هایی برای آن حضرت انجام می دادند كه برای هیچ كس آن احترام ها را
انجام نمی دادند، كه این امر بر اثر هیبت آن حضرت بود، نه از روی علاقه و
محبت به آن بزرگوار؛ قائم (عج) نیز همین طور است كه – به ویژه در دل
دشمنان- رعب خاصی دارد.
شباهت به امام حسن عسكری (ع)
آن حضرت نیز همین صفت را داشته است:
مرحوم
مجلسی آورده: عباسیان و صالح بن علی و گروهی از منحرفین از مسیر اهل بیت
(علیهم السلام) بر صالح بن وصیف – هنگامی كه امام حسن عسكری (ع) نزد او
زندانی بود- بر او وارد شدند و به او گفتند: بر آن حضرت سخت بگیر و در وضع
او رفاه و آسایشی فراهم مكن. در جواب گفت: با او چكار كنم در حالی كه از
بدترین افرادی كه توانسته ام بر او گماشته ام ولی آنان در نماز و عبادت به
جایگاه بلندی رسیده اند. سپس آن دو نفر گماشته را احضار كرد و به آن ها
گفت: وای بر شما! درباره این شخص چه فكر می كنید؟ گفتند: چه بگویم درباره
مردی كه روزش را روزه دار است و شبش به عبادت می گذرد، نه سخن می گوید و نه
غی عبادت به كاری مشغول می شود. هر گاه به ما نظری بیفكند، لرزه بر اندام
ما افتد، و به طوری هیبت او در دلمان واقع شود كه خودداری نتوانیم كرد.
هنگامی كه عباسیان این گفتار را شنیدند با خواری و سرافكندگی رفتند.