• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 7
زمان آخرین مطلب : 6121روز قبل
دعا و زیارت
نماز به هیچ کی حال نمیده حتی به پیامبرها هم حال نداد

چون نماز حال رو نشون میده نه اینکه حال بده

تو طول روز باید این حال کسب بشه و در نماز تجلی پیدا کنه
يکشنبه 5/7/1388 - 18:29
دعا و زیارت
یکی گفت تو کارتون پوریای ولی یه یا علی میگفتن و یهو پر زور میشدن!
گفتم ما اگه یا علی بگیم و کن فیکون نشه باید تعجب کنیم
و بالاتر از اون اگه ذکر حضرت حق رو بگیم و چیزی نشه جای تعجب داره
به جایی رسیدیم که حقیقت تعجب آور شده در حالی که حقیقت این عالم و باطن زمان رسیدن به این حقایقه و...
چرا همه چیز برعکس شده؟!
چرا باید دیدن حضرت صاحب الامر(عج) سخت باشه و دیدنش عجیب و ندیدنشون عادی؟!!
چرا باطن عالم رو دیدن رویا شده و ندیدنش...
التماس دعا
چهارشنبه 6/9/1387 - 1:57
دانستنی های علمی
دیروز ناخوداگاه با دیدن بارون به این فکر رفتم:
ما آدما مثل بارون میمونیم
از بالا میایم پایین و پاکیم
هر چقدر هم بریم پایین حتی در اعماق زمین
بخوایم یا نخوایم باید برگردیم بالا
و لا یمکن الفرار من حکومتک
چهارشنبه 6/9/1387 - 1:55
دعا و زیارت

حضرت على(علیه السلام) از پیامبر نقل مى کنند که خطاب به وى فرمود:


«اى على! بدان که عجیب ترین افراد از جهت ایمان و بزرگىِ یقین، قومى هستند که در آخر

الزمان به سر مى برند. زیرا آنان، در عین حال که پیامبر را ملاقات نکرده اند و امام و حجت خدا

نیز از آن ها محجوب و غایب است، به وسیله سیاهى ها و خطوطى که در کاغذها مانده است،

ایمان آورده اند».

در روایت دیگرى ابن عباس از پیامبر اکرم نقل مى کند که آن حضرت فرمودند:

«على بن ابى طالب(علیه السلام) امام و جانشین من بر امت من است. از فرزندان على است

همان قائم منتظرى که زمین را از قسط و عدل پر مى کند همان طورى که از جور و ستم پر شده باشد».

آنگاه حضرت فرمودند:


«سوگند به خدایى که مرا به حق مبعوث داشت و بشارت دهنده قرار داد، کسانى که در زمان غیبت

آن حجت خدا بر قول و اعتقاد به امامت وى ثابت بمانند از طلاى سرخ ـ یا یاقوت سرخ ـ

کمیاب ترند!»

جابر بن عبد اللّه انصارى بلند شد و عرض کرد: «آیا براى قائم(علیه السلام)غیبتى است؟»
حضرت فرمود:

«آرى، به خدا سوگند! «وَلُِیمَحّصَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکافِرِینَ»; تا خداوند بندگان با ایمان
را خالص گرداند و امتحان کند و کافران را نیست و نابودگرداند».

دشوار بودن مسئله از این جهت، به قدرى درد آور است که طبق بعضى از روایات، وقتى امام

صادق(علیه السلام) موقعیّت شیعیان زمان غیبت را ملاحظه مى کردند، آنچنان ناراحت و اندوهناک

و گریان شدند که اصحاب آن حضرت، شگفت زده و متحیّر گشتند. چنانکه از سدیر صیرفى نقل شده

که گفت: در موقعى که حضرت امام صادق(علیه السلام) مسئله غیبت را متذکّر شدند، به قدرى

ناراحت و گریان بودند که عقل از سر ما پرید و از ناله هاى هولناک آن حضرت قلب هاى ما به فغان

و خروش آمد.


آنگاه وقتى از حضرت، علّت ناراحتى و اندوهشان سؤال شد، فرمود:

«وقتى گرفتارى هاى شیعیان را در زمان غیبت ملاحظه مى کنم و مى بینم که بسیارى از آنان از

دین و عقیده خودشان برگشته اند، این چنین ناراحت مى گردم و حزن و اندوه برمن غالب مى شود.


از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

 «بهترین زمان قرب بندگان به خدا و بهترین زمان رضایت و خشنودى خداوند از

آن ها، زمانى است که آن ها حجت خدا را در میان خود نیابند و مکان وى را ندانند و

در عین حال، مى دانند که حجت و برهان خداوند باطل نمى شود. و زمین از حجت خالى
نمى ماند). در این هنگام است که باید شما شیعیان هر صبح و شام، منتظر فرج امام

(علیه السلام)باشید. شدیدترین زمان غضب خدا بر دشمنانش نیز، زمان غیبت حجت

او است. خداوند مى داند که بندگان واقعى وى به جهت غیبت حُجّتش، دچار شکّ و

تردید نمى شوند. زیرا اگر چنین بود، خدا لحظه اى حجت خود را از بندگانش غایب

نمى فرمود و این امر (مسئله غیبت) نمى باشد مگر به خاطر شریرترین افراد مردم».

دوشنبه 4/9/1387 - 6:42
دعا و زیارت

اَلَمْ یَأنِ لِلذینَ آمنو اَنْ تَخْشَعَ قلوبُهُمْ لِذِکرلله



آیازمان آن نرسیده است کسانی که به خدا ایمان آورده اند


قلوبشان در مقابل خداوند متعال خاشع شود؟؟


 


حافظ خلوت نشین،دوش به میخانه شد    از سر پیمان برفت با سرِ پیمانه شد


صوفی مجنون که دی،جام و قدح می شکست    دوش به یک جرعه می،عاقل و فرزانه شد

دوشنبه 4/9/1387 - 6:37
خاطرات و روز نوشت

ابوبصیر گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود آیا محزون و غمگین و دردمند نیستى ؟



 عرض کردم ، چرا به خدا قسم ، امام صادق فرمود: هرگاه چنین باشى به یاد مرگ باش ،



و به یاد تنهائى در قبر باش ، و به یاد گریه ات و ریختن اشگهایت بر گونه هایت باش ،



و به یاد این باش که خویشان و اقوامت تو را رها مى کنند و به یاد این باش که



 کرمها (در قبر) از گوشت (بدنت ) خواهند خورد، و به یاد بلا و جدا شدنت


 از دنیا باش ‍ همه اینها تو را به عمل وامى دارد و ازبسیارى حرص


 بر دنیا تو را باز مى دارد.
سلام

چند وقت پیش خواب دیدم مردم. روحم با پریشانی می گفت: مسلم! تو یه کار خیر هم نکردی.


 کاش فقط یک کار فقط یک کار خیر کرده بودی. کاش بتونم برگردم که یک کار خیر انجام بدم...

خواستم شروع کنم نماز و دعا خوندن که به خودم گفتم: دیگه دیر شده. دیگه ازت قبول نمیکنن.

مدام داشتم حسرت می خوردم. واقعاً معنی احادیث و آیات رو احساس کردم که خدا میگه

وقت حساب و کتاب از حسرت انگشتان خودشونو میخورن و متوجه نمیشن و میگن

کاش فقط یک بار به دنیا برگردن تا جبران کنن...

روحم هی میگفت : مسلم! تو وصیت هم نکردی. همش پشت گوش انداختی. واقعاً آشفته شده بودم.

گفتم تنها راه اینه که برام خیرات کنن.

رفتم پیش مادرم. اون منو می دید. به مادرم گفتم: تو رو خدا برام خیرات بدین و نماز بخونید.

دستم از دنیا کوتاه شده.

گفت باشه اما احساس کردم پشت گوش میندازن...

این خواب خیلی منو به فکر فرو برد. از دیشب تا حالا آشفته شدم.

نه اینکه از مرگ به خاطر مرگ بودنش ترسیده باشم که مرگ برای مومن

نجات از فلاکت دنیاست از این آشفته شدم که هر چی به پشت سرم نگاه میکنم

چراغی برای جلوم نمی بینم. این همه عمر کردم و کار خداپسندی نکردم...

اون شب بعد از این نوشته رفتم وصیت رو نوشتم که چند ماه بود قصدش رو داشتم.

وصیت از نظر روایات

(( قال رسول الله صلى الله علیه و آله : الوصیة حق على کل مسلم . ))

حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: وصیت بر هر مسلمانى حق است (و هر مسلمانى باید وصیت کند)

و نیز آن
حضرت فرمود
:

(( ماینبغى لامرء مسلم ان یبیت لیلة الا و وصیتة تحت راءسه .))

سزاوار نیست براین انسان مسلمان که شبى را بیتوته کند، مگر اینکه (حتما) وصیتنامه اش (باید) زیر سرش باشد.

و نیز آن حضرت فرمود:

(( من مات بغیر وصیة مات میتة جاهلیة .))

کسى که بدون وصیت از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است.
يکشنبه 3/9/1387 - 7:6
دعا و زیارت
شب 25 ذی القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا امام رضا (ع) . شب دحو الارض یعنی شبی که زمین آفریده شده و همچنین به روایتی شب شهادت آقا امام رضا (ع) هستیم اگه بخواد از دستت بره باختی ها؟!!!! پس حد اقل امشب یه سلام یه زیارتنامه بخون و هر چی می خوای از خدا بخواه

و فردا هم دحو الارض است خیلی ثواب داره روزه گرفتن  خیلی ثواب داره

با تن خوشبو محشور میشی

خدا پدر و مادرت را ازت راضی می کنه

با ائمه محشور میشی

خودت میدونی دیگه

اگه کسی هم می خواد بدونه دحو الارض چیه؟ادامه مطلب را بخونه


در كتب ادعیه و آداب و سنن شب و روزى به عنوان «دحوالارض» ضبط شده است كه همان شب و روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است و براى عبادت در این روز و روزه روز آن ثواب فراوانى نقل كرده‏اند و همچنین براى این روز نماز و دعاى مخصوصى نیز وارد شده است كه دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى و اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق است،.

«دحوالارض» به معنى گستردن زمین است. دحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چیزى را از محل اصلیش نیز معنا كرده‏اند و چون این دو معنا لازم و ملزوم یكدیگرند به یك مطلب برمى‏گردد، بنابراین مراد از دحوالارض این است كه در آغاز تمام سطح زمین را آب‏هاى حاصل از باران‏هاى سیلابى نخستین فرا گرفته بود. این آبها تدریجاً در گودال‏هاى زمین جاى گرفتند و خشكى‏ها از زیر آب سربرآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد، كه به نظر برخى از مفسرین آیه 30 سوره نازعات وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها زمین را بعد از آن گسترش داد. اشاره‏اى به همین گسترده شدن زمین دارد. به هر حال تعیین یك روز خاص مى‏تواند به عنوان زادروز یا آغاز دوره‏اى باشد كه زمین از وضع پیشین خود متحول گشته (پس از گذشت دوران‏هایى كه مى‏گویند زمین كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بین از یكسرى تغییرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اولیه پوشانده و آماده براى ظهور گیاهان و حیوانات گشته است. در برخى از احادیث نیز آمده است كه زمین در آغاز از زیر كعبه فعلى گسترش یافته است.

در مفاتیح‏الجنان در باب اعمال ماه ذیقعده روایتى نقل شده است كه چنین است: از حسن بن على وشّار روایت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا (ع) شام خوردیم در شب بیست و پنجم ماه ذیقعده پس فرمودند كه امشب حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده‏اند و زمین از زیر كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته است و در روایت دیگرى آمده است كه در این مثل چنین روزى حضرت قائم (ع) قیام خواهند نمود. آنچه در مجموع استفاده مى‏شود این است كه: این روز مباركى است كه رحمت الهى براى بندگان گسترش یافته، گسترش زمین در چنین روزى سمبل و نمادى از گسترش رحمت و فیض الهى براى بندگان اوست.

يکشنبه 3/9/1387 - 6:55
دعا و زیارت

سلام
میخوام یه سوال بپرسم:
آیا اگه همین الان بدونی امام زمان(عج) کجا هستن خودتو به اونجا میرسونی؟! حتی اگه بدونی نمیتونی ایشون رو ببینی اما یقین بدونی اونجا هستن!
اگر هم بخوای فکر میکنی بتونی؟!
من میگم نه!
حتی اگر هم بدونی نمیتونی بری. به دو دلیل:
اول اینکه ما با خودمون صادق نیستیم. ما میگیم : « مهدی جان کجایی؟» اما این برای امام زمان نیست برای ارضای عادتمونه. چون به صدا زدنش عادت کردیم. حتی این عادت هم برای وجود او نیست برای دلتنگی و مشکلات خودمونه...
دوم اینکه دونستن مکان امام مهم نیست چون اینکه ما به محضر ایشون بریم یا اینکه ایشون بزرگواری و قدم رنجه کنن برای دیدار و تفقد بیان یکیه و تا اراده ایشون نباشه دیدار ممکن نیست . پس اگه حتی بدونیم کجا هستن نمیتونیم بریم چون اذن دیدار نیست
ما راه رو بلدیم اما به در و دیوار میزنیم به قول بزرگی ما میخوایم اما در عین حالی که میخوایم، نمیخوایم.
ما میدونیم راه تشرف چیه اما به خودمون دروغ میگیم ما که با خودمون صادق نیستسم چطور میتونیم با امام زمانمون صادق باشیم.
امام زمان رو که مغلول الیدین کرده؟ کی ؟ کار خودمونه اما به روی خودمون نمیاریم و باز هم صداش میزنیم.
مگه نشنیدی که در هر عصری اگه تعداد یاران حضرت به 313 نفر برسه امام ظهور میکنن؟ پس تو کل عالم 313 نفر یار صادق وجود نداره! این همه روحانی و طلبه و مرجع تقلید و هیئتی و ...
به حق که امام زمان زیبا خودشونو معرفی کردن:
«اباصالح الغریب»
شنبه 2/9/1387 - 7:49
خانواده
سلام
یه مطلب کوتاه بگم:
همیشه سعی کردم الگو و معیار زندگی من امام زمانم(عج) باشه
اگه جایی مجلسی یا مهمونی میخوام برم پیش خودم میگم اگه امام زمان(عج)  اینجا باشن به این مهمونی میرن یا نه؟
اگه میخوام لباسی بپوشم تصور میکنم آیا این لباس رو امام زمانم(عج)  میپوشه یا نه؟
اگه بخوام حرفی بزنم فکر میکنم این حرف الان مولا رو راضی میکنه یا سکوت کنم؟
خلاصه تمام هم و غمم رو رو این مسئله گذاشتم مخصوصا تو این ماههای مبارک
میگن هر گناهی کنیم سیلی به صورت امام عصر(عج) زدیم، الهی این دستم بشکنه
شنبه 2/9/1387 - 7:47
دعا و زیارت

نظرتون رو راجع به شعرم ميخوام ممنون ميشم نظر بدين

به دل گفتم چرا با غم عجيني؟                           

چرا هر عصر جمعه،دل غميني؟


به ناگه اشك چشمم ناله سر داد                          

دلم از غصه اش فرياد سر داد


كه تو آخر نميداني،كسي هست                           

كه عهدي با دل هر عاشقي بست


همه گويند چرا اين دل چنين است؟!                      

به عصر جمعه ها عاشق غمين است


بگويم من تو را از عهد اين دل                            

كه فرياد دو دو صد فرياد از اين دل


همه دلها گرو در دست مولاست                        

همه جانهاي ما سر مست ليلاست


همان روزي كه خلوت كرده بودم                          

به ناگه يك ندايي را شنيدم


ندايي بود،بس جانسوز و پرخون                          

كه گويي او دلي دارد همه خون


دگر عشاق ما حالي ندارند                                

دگر با آه ما اشكي ندارند


همه در بند دنياي خودستند                               

چرا پيمان خود با من شكستند؟!

 

دوشنبه 12/6/1386 - 16:36
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته