چرا بنشستهاى، برخيز جنگ است
در اين جنگ اَر شوى مغلوب ننگ است
كه گفته خصم آتش بس نموده؟
كه گفته جنگ تنها با تفنگ است؟
نمىبينى كه صد ها نقشه شوم
همى خصم حرامى را به چنگ است
رفاه و مُد گرايى و تجمل
همه زين نقشه هاى رنگ رنگ است
لباس جلف و عكس و فيلم
ز ديگر ارمغان هاى فرنگ است
ز ديگر ارمغان هاى كثيفش
حشيش و شيره و ترياك و بنگ است
شكر خوردن ز دست دشمن دون
هزاران بار بدتر از شرنگ است
در اين دنيا كه چون درياست مواج
پر از خرچنگ و تمساح و نهنگ است
در اين دنيا كه كم نبود ز جنگل
پر از ببر و گراز و يوز پلنگ است
چنين خصم بد آيين و تبهكار
سزايش خنجر و تير خدنگ است
بدا بر حال آن رزم آورى كه
كُميتَش اندر اين پيكار لنگ است
و خوش بر حال آن رزمندهاى كه
در اين پيكار هم تيز و زرنگ است
برادر جان من از خواب برخيز
كه وقت از بهر اين پيكار تنگ است