یه روز یه مرد فقیر و نابینا به درب منزل پیامبر میاد و از ایشان کمک میطلبه
پیامبر(ص) هم اونو به خونه دعوت میکنند تا ازش پذیرایی کنند
حضرت فاطمه(س) وقتی اون مرد فقیر را میبیند فورا در گوشه ای مخفی میشود
بعد از رفتن آن نابینا ... پیامبر(ص) به حضرت فاطمه(س) میگوید که چرا قائم شد ؟ !!!
فاطمه (س)جواب میدهد : برای اینکه آن مرد وارد منزل شد و من چادر به سر نداشتم
پیامبر(ص) گفت : آن مرد نابینا بود
فاطمه(س) جواب داد : من و خدای من که بینا هستیم
این روایت رو برای اونائی میگم که فکر میکنند هر جور دلشون میخواد میتونن توی خونه و توی خیابون راه برن .... یافکر میکنن مسئله محرم و نامحرم یه چیزیه که فقط برای اعراب عصر جاهلیت اومده و الان که ما متمدن شدیم .... غلط میکنه کسی به ما چپ نگاه کنه !!!
برای اونائی که فکر میکنند شوهرخاله و شوهر عمه و شوهر خواهر مثل بابای خود آدم میمونن تازه جلوی باباشون مودب تر هم راه میروند ولی جلوی اونا .........
کاشکی یادشون بیاد از همین دوکلمه که در متن بالا قرمز شده اند ..... من و خدای من
واقعا برای اونائیکه اینجورین متاسفم و بیشتر برای اونائیکه به اینجور آدما دل بسته اند و براشون آرزو دارن ..... متاسفم ... خیلی متاسفم