• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6399روز قبل
دعا و زیارت

بخشی از بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( حفظه ا... ) پیرامون قمه زنی

1) در جمع روحانیون استان كهگیلویه و بویر احمد در آستانه ماه محرّم (۱۳۷۳/۰۳/۱۷)
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=1009

من واقعاً می‏ ترسم از این‏که خدای ناکرده، در این دوران که دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّی اسلام و تجلّی فکر اهل‏بیت علیهم‏الصّلاةوالسّلام است، نتوانیم وظیفه‏مان را انجام دهیم. برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‏کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‏شود. این‏که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‏های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‏کند و بسیار خوب است. در مقابل، برخی کارها هم هست که پرداختن به آنها، کسانی را از دین برمی‏گرداند.
بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرّم دیده شده است که دست هایی به غلط، آن را در جامعه ما ترویج کرده‏اند. کارهایی را باب می‏کنند و رواج می‏دهند که هر کس ناظرِ آن باشد، برایش سؤال به‏وجود می‏آید. به‏عنوال مثال، در قدیم‏الایام بین طبقه عوام‏النّاس معمول بود که در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل می‏زدند! البته، پس از مدتی، بزرگان و علما آن را منع کردند و این رسمِ غلط برافتاد. اما باز مجدّداً شروع به ترویج این رسم کرده‏اند و شنیدم که بعضی افراد، در گوشه و کنار این کشور، به بدن خودشان قفل می‏زنند! این چه کارِ غلطی است که بعضی افراد انجام می‏دهند!؟
قمه‏زدن نیز همین‏طور است. قمه‏زدن هم از کارهای خلاف است. می‏دانم عدّه‏ای خواهند گفت: «حق این بود که فلانی اسم قمه را نمی‏آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه‏زدن چه‏کار داشتید؟ عدّه‏ای می‏زنند؛ بگذارید بزنند!» نه؛ نمی‏شود در مقابل این کارِ غلط سکوت کرد. اگر به‏گونه‏ای که طی چهار، پنج سال اخیرِ بعد از جنگ، قمه‏زدن را ترویج کردند و هنوز هم می‏کنند، در زمان حیات مبارک امام رضوان‏الله‏علیه ترویج می‏کردند، قطعاً ایشان در مقابل این قضیه می‏ایستادند. کارِ غلطی است که عدّه‏ای قمه به‏دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند. این کار را می‏کنند که چه بشود؟! کجای این حرکت، عزاداری است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعی نشانه عزاداری است. شما بارها دیده‏اید، کسانی که مصیبتی برایشان پیش می‏آید، برسروسینه خود می‏کوبند. این نشانه عزاداری معمولی است. اما شما تا به حال کجا دیده‏اید که فردی به خاطر رویکرد مصیبتِ عزیزترین عزیزانش، با شمشیر برمغز خود بکوبد و از سرِ خود خون جاری کند؟! کجای این کار، عزاداری است؟! قمه‏زدن، سنّتی جعلی است. از اموری است که مربوط به دین نیست و بلاشک، خدا هم از انجام آن راضی نیست. علمای سلف دستشان بسته بود و نمی‏توانستند بگویند «این کار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوه اسلام است. نباید کاری کنیم که آحاد جامعه اسلامی برتر، یعنی جامعه محبِّ اهل‏بیت علیهم‏السّلام که به نام مقدس ولی عصر ارواحنافداه، به نام حسین‏بن‏علی علیه‏السّلام و به نام امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به‏عنوان یک گروه آدمهای خرافی بی‏منطق معرفی شوند. من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‏توانم این مطلب - قمه‏زدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضی‏ام. این را من جدّاً عرض می‏کنم. یک وقت بود در گوشه و کنار، چند نفر دوْرِ هم جمع می‏شدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه‏زنی می‏کردند و کارشان، تظاهر به این معنا که امروز هست نبود. کسی هم به خوب و بدِ عملشان کار نداشت؛ چرا که در دایره محدودی انجام می‏شد. اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر برسر خودشان ضربه وارد کنند. این کار، قطعاً خلاف است. امام حسین علیه‏السّلام، به این معنا راضی نیست. من نمی‏دانم کدام سلیقه‏هایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما می‏کنند؟!
دین، منطقی است. اسلام، منطقی است و منطقی‏ترین بخش اسلام، تفسیری است که شیعه از اسلام دارد؛ تفسیری قوی. متکلّمین شیعه، هر یک در زمان خود، مثل خورشید تابناکی می‏درخشیدند و کسی نمی‏توانست به آنها بگوید «شما منطقتان ضعیف است.» این متکلّمین، چه از زمان ائمه علیهم‏السّلام - مثل «مؤمن طاق» و «هشام‏بن‏حکم» - چه بعد از ائمّه، علیهم‏السلام - مثل «بنی‏نوبخت» و «شیخ‏مفید» - و چه در زمانهای بعد - مثل مرحوم «علامه‏حلّی» - فراوان بوده‏اند. ما اهل منطق و استدلالیم. شما ببینید درباره مباحث مربوط به شیعه، چه کتب استدلالی قوی‏ای نوشته شده است! کتابهای مرحوم «شرف‏الدّین» و نیز «الغدیرِ» مرحوم «علاّمه‏امینی» در زمان ما، سرتاپا استدلال، بتون‏آرمه و مستحکم است. تشیّع این است یا مطالب و موضوعاتی که نه فقط استدلال ندارد، بلکه «اشبه ‏شی‏ء بالخرافه» است؟! چرا اینها را وارد می‏کنند؟! این خطر بزرگی است که در عالم دین و معارف دینی، مرزداران عقیده باید متوجّهش باشند.
عرض کردم: عدّه‏ای وقتی این حرف را بشنوند، مطمئناً از روی دلسوزی خواهند گفت «خوب بود فلانی این حرف را امروز نمی‏زد.» نه؛ من بایستی این حرف را می‏زدم. من باید این حرف را بزنم. بنده مسؤولیتم بیشتر از دیگران است. البته آقایان هم باید این حرف را بزنند. شما آقایان هم باید بگویید. امام بزرگوار، خطشکنی بود که هرجا انحرافی در نکته‏ای مشاهده می‏کرد، با کمال قدرت و بدون هیچ ملاحظه‏ای، بیان می‏فرمود. اگر این بدعتها و خلافها در زمان آن بزرگوار می‏بود یا به این رواج می‏رسید، بلاشک می‏گفت. البته عدّه‏ای هم که به این مسائل دل بسته‏اند، متاذّی خواهند شد که چرا فلانی به موضوع مورد علاقه ما این‏طور بی‏محبّتی کرد و با این لحن از آن یاد نمود. آنها هم البته، اغلب، مردمان مؤمن و صادق و بی‏غرضی هستند؛ اما اشتباه می‏کنند.

2) در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ (۱۳۷۶/۰۱/۰۱)
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=1415

بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهم‏السّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع پیدا می‏کنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمی‏خواهیم! » این، ضربه بزرگی است. من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه‏زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل می‏کنم. کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‏نشین است - جمهوری آذربایجان - آشنا بود، می‏گفت: آن زمان که کمونیستها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه آثار اسلامی را از آن‏جا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‏ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‏ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این گونه علیه دین استفاده می‏کند. هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.

3) در دیدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم (۱۳۸۶/۱۰/۱۹ )
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?id=3150&p=bayanat

البته گویندگان، وعاظ، مداحان، سرایندگان، همه باید توجه داشته باشند كه این یك حقیقت ]امام حسین (ع) و عاشورا[ عزیز است؛ با آن نبایست بازى كرد؛ حقایق ماجراى عاشورا را بازیچه نباید قرار داد. هر كسى یك چیزى به آن اضافه بكند، خرافه‏اى را به آن وصل بكند، كارهاى غیر معقول را به نام عزادارى انجام بدهد، اینها نباید باشد؛ اینها طرفدارى از امام حسین نیست. یك وقتى ما راجع به مسئله‏ى تظاهرات قمه، مطلبى را گفتیم، یك عده‏اى گوشه كنار صداشان بلند شد كه آقا ! این عزادارى امام حسین است؛ مخالفت نشود با عزادارى امام حسین! این، مخالفت با عزادارى نیست؛ مخالفت با ضایع كردن عزادارى است. عزادارى امام حسین را نباید ضایع كرد. منبر حسینى، مجلس حسینى، محل بیان حقایق دینى، یعنى حقایق حسینى است. شعر در این جهت، حركت در این جهت، نوحه و مدیحه در این جهت باید باشد. شما دیدید در آن محرّم سال 57، دستجات سینه‏زنى ما در بعضى از شهرستانها مثل یزد و شیراز و جاهاى دیگر شروع شد و بعد هم گسترش پیدا كرد به همه‏ى كشور؛ سینه میزدند و حقایق روز را در نوحه‏هاى خودشان بیان میكردند؛ با ارتباط دادن و اتصال دادن اینها به ماجراى عاشورا، كه درست هم هست.
مرحوم شهید مطهرى سالها قبل از انقلاب در این حسینیه‏ى ارشاد فریاد میكشید كه: واللَّه - قریب به این مضمون - بدانید شمر، امروز - اسم نخست‏وزیرِ آن روز اسرائیل (صهیونیست) را مى‏آورد - اوست. واقع قضیه هم همین است. ما شمر را لعنت میكنیم، براى اینكه ریشه‏ى شمر شدن و شمرى عمل كردن را در دنیا بكنیم؛ ما یزید و عبیداللَّه را لعنت میكنیم، براى اینكه با حاكمیت طاغوت، حاكمیت یزیدى، حاكمیت عیش و نوش، حاكمیت ظلمِ به مؤمنین در دنیا مقابله كنیم. حسین‏بن‏على قیامش براى این بود كه بینى حاكمیتهاى علیه ارزشهاى اسلامى و انسانى و الهى را به خاك بمالد و نابود كند؛ و همین كار را هم امام حسین با قیام خود كرد.
مجالس ما؛ مجالس حسینى، یعنى مجالس ضد ظلم، مجالس ضد سلطه، مجالس ضد شمرها و یزیدها و ابن‏زیادهاى زمان موجود، زمان حاضر، معنایش این است. این استمرار ماجراى امام حسین است.
و امروز دنیا پر از ظلم و جور است. شما ببینید چه میكنند؛ در فلسطین چه میكنند، در عراق چه میكنند، در كشورهاى گوناگون چه میكنند، با ملتهاى دنیا چه میكنند، با فقرا چه میكنند، با ثروتهاى ملى كشورها چه میكنند. ابعاد عظیم حركت حسین‏بن‏على (علیه‏السّلام) شامل همه‏ى این میدان وسیع میشود. امام‏حسین نه فقط براى شیعه، نه فقط براى مسلمانها، بلكه براى احرار عالم درس دارد.
جهت گیرى در عزادارى امام حسین به این نحو باید باشد: گسترش، تبیین، بیان، آگاه‏سازى، محكم كردن ایمان مردم، روح تدین را در مردم گسترشِ دادن، روح شجاعت و غیرت دینى را در مردم زیاد كردن، حالت بى‏تفاوتى و سكر و بى‏حالى را از مردم گرفتن؛ اینهاست معناى قیام حسینى و بزرگداشت عزادارى امام‏حسین (علیه‏السّلام) در زمان ما. لذا زنده است، همیشه هم زنده خواهد بود.

4) در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‏ (۱۳۸۴/۰۶/۱۷ )
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2791

ما چند سال پیش این‏جا راجع به قمه‏زنى - امرى كه «بیّن الغىّ» است - مطالبى گفتیم؛ بزرگانى صحبت كردند، نجابت كردند، قبول كردند و مردمِ زیادى هم پذیرفتند؛ یك وقت دیدیم از گوشه‏هایى سروصدا بلند شد كه آقا شما با امام حسین مخالفید! معناى «سفینةالنجاة و مصباح الهدى» این است كه ما عملى را كه بلاشك شرعاً محل اشكال است و به عنوان ثانوى هم حرام مسلّم و بیّن است، انجام دهیم؟ باید این روشنگرى‏ها را بكنیم تا نسل جوان ما به اسلام بیشتر علاقه‏مند شود. گرایش جوانها را به اسلام مى‏بینید. این گرایش، گرایش عاطفى است. این گرایش، بسیار ارزشمند است؛ اما مثل موجى است كه ممكن است بیاید و برگردد. ما اگر بخواهیم این موج همچنان استمرار داشته باشد، باید پایه‏هاى فكرى جوانها را محكم كنیم. ما این‏همه منبع داریم. همین دعاى ابوحمزه كه حضرت آقاى مشكینى فرمودند، دعاى امام حسین در روز عرفه، اینها را جوانهاى ما مى‏خوانند؛ اما معنایش را نمى‏فهمند. «الهى هب لى قلبا یدنیه منك شوقه»؛ چقدر از این‏گونه مناجات‏ها و از این‏گونه مبانى و از این حرفهاى عمیق در دعاهایى مثل مناجات شعبانیه و صحیفه‏ى سجادیه وجود دارد كه احتیاج هست ما اینها را براى جوانها بیان و تبیین و روشن كنیم تا بفهمند و با علاقه و عاطفه و شوقى كه دارند، بخوانند.




چند استفتاء از حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ( حفظه ا... )
http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=20

س 1441: استفاده از طبل و سنج و شیپور و همچنین زنجیرهایى كه داراى تیغ هستند در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حكمى دارد؟ پاسخ : اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جایز نیست ولى استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.
س 1444: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سیدالشهدا «علیه‏السلام» با قرار دادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دسته عزادارى چه حكمى دارد؟ پاسخ : فى نفسه اشكال ندارد ولى نباید این امور جزء دین شمرده شوند.
س 1445: اگر بعضى از واجبات از مكلّف به سبب شركت در مجالس عزادارى فوت شود مثلا نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شركت نكند یا اینكه عدم شركت او باعث دورى از اهل بیت «علیه السلام » مى‏شود؟ پاسخ: بدیهى است كه نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شركت در مجالس عزادارى اهل‏بیت «علیهم السلام » است و ترك نماز و فوت شدن آن به بهانه شركت در عزادارى امام حسین «علیه السلام» جایز نیست، ولى شركت در عزادارى بگونه‏اى كه مزاحم نماز نباشد ممكن و از مستحبات مؤكّد است.
س 1447: از ساختمان حسینیه صداى قرائت قرآن و مجالس حسینى بسیار بلند پخش مى‏شود بطورى كه صداى آن از بیرون شهر هم شنیده مى‏شود واین امر منجر به سلب آسایش همسایگان شده است و مسئولین و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حكمى دارد؟ پاسخ : اگر چه اقامه مراسم و شعائر دینى در زمانهاى مناسب در حسینیه از بهترین كارها و جزو مستحبات مؤكّد مى‏باشد، ولى واجب است برگزاركنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذیّت و ایجاد مزاحمت براى همسایگان بپرهیزند هر چند با كم‏كردن صداى بلندگو و تغییر جهت آن به طرف داخل حسینیه باشد.
س 1456: اگر قمه زدن در عزادارى ائمه «علیهم السلام» موجب مرگ شخص شود، آیا این عمل خودكشى محسوب مى‏شود؟ پاسخ: اگر این عمل عادتا منجر به فوت نمى‏شود حكم خودكشى را ندارد ولى اگر از همان ابتدا خوف خطر جانى براى او وجود داشته و در عین حال این كار را انجام داده و منجر به فوت وى شده است، حكم خود كشى را دارد.
س 1460: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود كه علاوه بر اینكه باعث بدنام شدن مذهب شیعه اثنى عشرى در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به این اشخاص وارد مى‏كند و همچنین موجب توهین به مذهب مى‏گردد، نظر شریف حضرتعالى در این باره چیست؟ پاسخ: هر كارى كه براى انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب كنند و مخفى نیست كه بیشتر این امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بیت «علیهم السلام» مى‏شود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.
س 1461: آیا قمه زدن بطور مخفى حلال است یا اینكه فتواى شریف حضرت عالى عمومیت دارد؟ پاسخ : قمه زنى علاوه بر اینكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شكل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراین در هیچ حالتى جایز نیست.
س 1462: معیار شرعى ضرر اعم از جسمى یا روحى چیست؟ پاسخ: معیار، ضررى است كه در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.



دوشنبه 16/10/1387 - 15:54
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته