• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 6278روز قبل
شعر و قطعات ادبی
 

از خیابان خدا با عجله رد نشوید.....

264d241f10ec7724e320c0e85590f2a2.jpg

بچه ها دیکته دارید

قبولی سخت است

هر کسی درس نخواتد به خدا بد بخت است

حرف ها مثل هم اند از همه جا می آیند

 گاه چسبیده بهم گاه جدا می آیند

جمله ها اکثرشان سخت ودو پهلو هستند

جمله ها مثل دو تا دوست بهم وابستند


بچه ها روز مهمی است !

بخوانید که من....

سر قولی که ندادید بمانید !
که من....

 دوست دارم جلوی چشم کسی بد نشوید

از خیابان خدا با عجله رد نشوید.....

روز ها از پس هم رد شد و موعود رسید

روز مقبولی و تجدیدی و مردودی رسید

دست من بید شد از ترس....

معلم :
سر خط بچه ها حرف نباشد ،

بنویسید فقط

بنویسید خدا

بعد
 بخوانید هوس

بنویسید قناری و

 بخوانید قفس

بنویسید که طوفان و تلاطم شده است

هی بچرخید !

 خدا پشت خدا گم شده است

بنویسید زمین سخت غریب است غریب

وقت افتادن از این تخت قریب است قریب

بچه ها گوش کنید این دو سه خط سنگین است


بنویسید شعف دخترکی غمگین است

روزگاری است تزلزل به تنش زل زده است

چشم های هوس از دور به او پل زده است

بنویسید شعف دخترکی کم پیداست

این همه گم شده اما همه جاغم پیداست

گر چه بابا غم نان میخورد و ما نان را


آخرین خط بنویسید بزرگ است خدا


بچه ها خسته نباشد ورق ها بالا

 

 

چهارشنبه 16/2/1388 - 20:27
شعر و قطعات ادبی

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت / ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

حافظ

سه شنبه 20/12/1387 - 18:1
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته