بسم الله الرحمن الرحیم
مدتها بود که طراحان وبسایت های فارسی زبان و همچنین وبلاگ نویسان ایرانی ، با این مشکل مواجعه بودند که نمیتوانستند از فونتهای زیبای فارسی در سایت ها و وبلاگ های خود استفاده کنند. چون اگر از فونت خاصی استفاده میکردند که در سیستم مخاطب آنها، وجود نداشت، ظاهر سایت یا وبلاگ آنها دچار اخلال میشد و مرورگر به طور پیشفرض از فونتهای سیستمی استفاده میکرد
اخیرا، شرکت گوگل، سرویسی با عنوان “وب فونت ای پی آی” راه اندازی کرد که این مشکل را حل می نمود. اما متاسفانه آن را برای کاربران ایرانی خود تحریم کرد
از این رو، گروه نرم افزاری پروپیج تصمیم گرفت در این زمینه تحقیقاتی داشته باشد، بلکه بتوان این مشکل را حل کند. نتیجه این شد که موفق شدیم با همکاری دوستان عزیزمان،آقای مهندس خلیق ، آقای مهندس شرافت و آقای مهندس مفرد و آقای امیر حصاری، به این تکنولوژی دست پیدا کنیم و آن را برای هموطنان عزیزمان پیاده سازی کنیم
هم اکنون شما میتوانید با مراجعه به آدرس زیر، از خدمات رایگان این سرویس استفاده کنید و از فونت های زیبای فارسی، در سایت ها و وبلاگ های خود استفاده نمایید
www.Font-Api.ir
مسجد صبور مسجد كوچكی در منطقه قدیمی بحرین است كه شیخ محسن صبور آن را بنا كرده است. معجزه این مسجد، این است كه هیچ نوع سقفی را قبول نمی كند. بسیاری از مردم سعی كرده اند كه سقف از سیمان یا شاخه های خرما یا انواع دیگر پوشش ها بر آن بسازند، ولی باز روز بعد دیده اند كه سقف خراب شده است.
_به گزارش وعده صادق_مسجد صبور مسجد كوچكی در منطقه قدیمی بحرین است كه شیخ محسن صبور آن را بنا كرده است. معجزه این مسجد، این است كه هیچ نوع سقفی را قبول نمی كند. بسیاری از مردم سعی كرده اند كه سقف از سیمان یا شاخه های خرما یا انواع دیگر پوشش ها بر آن بسازند، ولی باز روز بعد دیده اند كه سقف خراب شده است.
مسجدی در بحرین سقفش را باز نگهداشته تا زمانی كه حضرت مهدی (عج) ظهور كند. از علامت های ظهور، قضیه مسجد صبور در روستای زنج است. شیخ البجلی شخصی را دیده است كه آثار هیبت و شكوه و جلال در او آشكار بوده و در خرابه ای نماز می خواند. به او می گوید: بفرمایید مسجد و آنجا نماز بخوانید.
فرمود: نه این در اصل مسجد است. به اهل روستا دستور بده كه این مسجد را بنا كنند.
به او گفت: تو كیستی؟
فرمود: من صاحب الأمر هستم.
پس دامن او را می گیرد و دستش را می بوسد. امام به او می فرماید: فرمود: این كا را انجام بده. و خود نقشه مسجد و حدودش را می كشد.
شیخ البجلی می گوید: مولای من! اگر برای بنای مسجد پولی از مردم روستا طلب كنم، آنها مرا متهم به جمع آوری صدقه برای خودم می كنند. علامتی كه با آن این تهمت را از خود دفع كنم، چیست؟
فرمود: این مسجد هیچ سقفی را قبول نمی كند، تا زمانی كه من غایبم.
پس مسجد را بنا كردند و سعی كردند سقفی بر آن نهند، ولی هر بار سقف فرو می ریخت.
تا آنكه دولت، شیعیان را به دروغ متهم كرد و پلیس بر مسجد گماشت و آن را سقفی بسیار محكم نهادند تا شاید بتوانند این كرامت را دفع كنند و به گمان خود، دروغ شیعیان را ثابت نمایند.
نگهبانان را بر آن گماشتند تا هیچ كس سقف را ویران نكند، ولی شب خواب بر آنها غلبه می كند و صبحگاه می بینند كه سقف مسجد از جا كنده شده و به طرف دیگر واژگون شده است؛ مانند در قوطی ای كه در آن را برگردانده باشند.
و این مسجد تا به امروز بدون سقف مانده است تا ظهور حضرت حجّت (عج).
آخر در وصف این روز چه بنویسم ...
آنقدر عظیم است که قلم کوچک و حقیر من را چه به وصف آن...
رسول الله به خود می بالد که مولا دامادش شده...
مولا خوشحال است و خانم خرسند، من کمترین را در توصیفش توانی نیست...
آنقدر آن ملعون ناراحت است که مولای ما داماد پیمبر شده که هر چه بگوییم کم گفتیم...
تا کور شود هر آنکه نتواند دید...
لعن علی عدوک یا علی ....
.............................
در حالى که حضرت زهراء (علیها السلام) بالاتر از 9 سال و کمتر از ده سال داشت به حضرت علىّ که 21 ساله یا 25 ساله بود تزویج شد این بنا بر این است که حضرت زهرا (علیها السلام) در پنجمین سال بعثت متولد شده باشد، چون پیامبر (صلى الله علیه وآله) 13 سال در مکه ماند پس موقع هجرت، فاطمه(علیها السلام) 8 ساله مى شود و در دومین سال هجرت هم ازدواج کرده در نتیجه کمتر از ده سال و بالاتر از 9 سال داشته است. و اگر تولد حضرت زهراء(علیها السلام) در دومین سال بعثت باشد موقع هجرت 11 ساله بوده و در دومین سال هجرت ازدواج کرده در نتیجه کمتر از 13 سال و بالاتر از 12 ساله بوده است.
اشراف مدینه از اعاظم و قبایل و بزرگان قریش و عمر و ابوبکر، حضرت زهراء(علیها السلام) را خواستگارى کردند، ولى پیامبر(صلى الله علیه وآله) ردّ نمود، حتى از ثروتمندان نیز خواستگارى کردند، ولى حضرت قبول نفرمود و منتظر امر الهى بود.
روزى جبرئیل(علیه السلام) از طرف خداوند متعال نازل شد، سلام آورد و بشارت داد که خداوند عقد فاطمه(علیها السلام) را به علىّ(علیه السلام) بست، تو نیز فاطمه(علیها السلام) را به على(علیه السلام) تزویج کن، حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) به على (علیه السلام) خبر داد سپس به فاطمه(علیها السلام) نیز ابلاغ نمود، پیامبر(صلى الله علیه وآله) با نهایت شادى به مسجد آمد و بلال را امر فرمود که مهاجر و انصار را جمع کند. حضرت بر منبر تشریف برد و فرمود: اى بزرگان قریش فاطمه(علیها السلام) را از من خواستگارى کردید واللّه قبول نکردن من به امر خدا بود، اینک جبرئیل نازل شد و پیامبر خداوند را ابلاغ نمود که: لَو لَم اَخْلُق عَلیاً لَما کانَ لِفاطمةَ کُفوٌ على وَجْهِ الاَرْض آدمُ و مَنْ دونَه. یعنى «اگر على را خلق نمى کردم از براى فاطمه کفو و مثلى روى زمین از آدم تا قیامت نبود»، پس به امر خداوند خطبه عقد را خواند و مهریه را یک زره به مبلغ چهار صد یا پانصد یا چهار صد و هشتاد در هم ارزش قرار داد.
حضرت على(علیه السلام) آن زره را به دستور پیامبر (صلى الله علیه وآله) فروخت و پولش را تقدیم پیامبر(صلى الله علیه وآله)نمود، حضرت از آن پول 63 درهم داد تا جهاز فاطمه(علیها السلام) را خریدند که عبارت بود از: یک پیراهن سفید، یک روسرى بزرگ، یک حله سیاه خیبرى، یک قطعه حصیر هجرى، دو عدد تشک کتابى، چهار عدد بالش از پوست میش که از گیاه اذخر پر شده بود، یک عدد آسیاى دستى، یک کاسه مسى، یک مشک چرمى، یک طشت لباس شوئى، یک کاسه براى شیر، یک ظرف آب خورى، یک آفتابه، یک پرده ابریشمى یک سبوى گلى، یک عدد پوست براى فرش، دو کوزه سفالى، یک عبا، یک تختخواب که از لیف خرما بافته شده بود به اتفاق آوردند و مقابل رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) گذاشتند، وقتى چشم حضرت به آنها افتاد اشک از دیدگان مبارک جارى شد و فرمود: اللّهُمَّ بارِک لِقَوْم جُلّ آنیَتِهُم الْخَزَف. «خدایا مبارک گردان برقومى که اکثر ظرفهاى آنها از سفال است»، پیامبر (صلى الله علیه وآله) قدرى از آن پول را به اسماء داد تا با آن عطریاتى با بوى خوش براى فاطمه (علیها السلام) تهیه کند، و ما بقى را به امّ السّلمه سپرد.
حوادث الایام، صفحه 272