• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 6881روز قبل
شعر و قطعات ادبی

چند قطعه از رابیندرانات تاگور:

* هر کودکی، با این پیام به دنیا می آید که.... خدا هنوز از انسان نومید نیست.

* ماه روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند و لکه های سیاهش را برای خود نگه می دارد...

* خدا نه برای خورشید و نه برای زمین بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد، چشم به راه پاسخ است...

* خدا به انسان می گوید: شفایت می دهم، از این رو که آسیبت می رسانم. دوستت دارم از این رو که مکافاتت می کنم.

دوشنبه 19/6/1386 - 23:37
شعر و قطعات ادبی
اين شكسته چنگ بي قانون،
رامِ چنگ چنگي  شوريده رنگ پير،
گاه گويي خواب مي بيند.
خويش را در بارگاه پرفروغ مهر
طرفه چشم انداز شاد و شاهد زرتشت،
يا پريزادي چمان سرمست
در چمنزاران  پاك و روشن  مهتاب مي بيند.
روشنيهاي دروغيني
- كاروان  شعله هاي مرده در مرداب -
بر جبين قدسي محراب مي بيند.
باد، ايام  شكوه و فخر و عصمت را،
مي سرايد شاد،
قصه ي غمگين غربت را:

«هان، كجاست
پايتخت اين كج آيين قرن ديوانه؟
با شبان روشنش چون روز،
روزهاي تنگ و تارش، چون شب اندر قعر افسانه.
با قلاع سهمگين  سخت و ستوارش،
با لئيمانه تبسم كردن دروازه هايش، سرد و بيگانه.»

م. اميد
سه شنبه 22/3/1386 - 12:47
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته