• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 17
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 4063روز قبل
آموزش و تحقيقات
فرسودگی تحصیلی در میان دانشجویان دانشکده(کالج)، اشاره به احساس خستگی به خاطر تقاضاها و الزامات تحصیل(خستگی)، داشتن یک حس بدبینانه و بدون علاقه به تکالیف درسی فرد(بدبینی و بی علاقگی)، و احساس عدم شایستگی به عنوان یک دانشجو(کارآمدی پایین) دارد(شائوفلی و همکاران،2002a؛به نقل از ژانگ[1] و همکاران،2007).

فرسودگی معمولا به دلیل وقوع یکی دو واقعه دردناک و پرفشار اتفاق نمی افتد بلکه بر اثر انباشت تدریجی فشارهای روانی روزمره ایجاد می شود(دمروتی و دیگران، 2001؛ لایتر و مزلاچ، 2001). کسانی بیشتر احتمال دارد فرسوده شوند که با دیگران روابط بسیار هیجانی دارند(مثلا پرستاران و مددکاران اجتماعی) و در عین حال روی مثلا مراجعان و بیماران‌شان یا نتیجه موردها، کنترل اندکی دارند(آلکساندر و کلاین، 2001؛ دیگیاکومو و آدامسون، 2001؛ به نقل از سانتراک، 2003).

در بعضی از دانشگاه‌ها، یک چهارم دانشجویان دچار فرسودگی می شوند. 

در برخی از دانشگاه‌ها نیز فرسودگی، دلیل اصلی ترک تحصیل برخی دانشجویان است.

یکی دیگر از علائم ضعف(و فرسودگی)، یکی دو ترم محرومیت تحصیلی است. 

امروزه که قضیه فرسودگی، بیشتر پذیرفته شده، مشاوران به دانشجویانی که زیر فشار روانی هستند توصیه می کنند مدتی تحصیل را رها کنند. البته اکثر مشاوران قبل از طرح پیشنهاد «ترک موقتی» تحصیل، به دانشجویان پیشنهاد می‌کنند راه‌های کم‌کردن اضافه‌بار را پیدا کنند و ببینند با کدام راهبردهای کنارآمدن با فشار روانی می‌توانند به تحصیل خود ادامه بدهند. برای مثال، گاهی اوقات راهبرد ساده کم‌کردن یا متعادل کردن بار دروس، مؤثر واقع می‌شود. 

اکثر مراکز خدمات مشاوره دانشگاه‌ها، متخصصانی دارند که می توانند به دانشجویان کمک کنند اضافه‌بار و احساس درماندگی خود را کم کنند(سانتراک، 2003؛ ترجمه فیروزبخت، 1385).

[1].Zhang



منابع:

عزیزی ابرقوئی، محسن(1389). رابطه بین خودکارآمدی و کیفیت تجارب یادگیری با فرسودگی تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی(ره) تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد

زمینه روانشناسی جان دبلیو سانتراک؛ ترجمه مهرداد فیروزبخت

امنبع:ختصاصی همیاری
يکشنبه 27/2/1394 - 21:18
بهداشت روانی
در بین اختلالات جنسی با اختلالی مواجه هستیم به نام " اختلال جنسی پیر دوستی " که نوعی گرایش جنسی است که در دختران و پسران جوان به وجود می‌آید و تمایل آن‌ها را برای همیشه معطوف به جنس مخالف مسن می‌دارد و در موارد زیادی این تمایل با خشونت های آزارگرایانه و سادیستیک همراه است. به تعبیری دیگر آن عشق وعلاقه افراد جوان است به افراد مسن و پیر، البته گزارش هایی مبنی بر وچود این اختلال در بین همجنس گرایان مرد (gay) نسبت به افراد مسن همجنس خویش نیز وجود دارد .
پیردوستی به تلاش برای یافتن شریک جنسی پیرتر گفته می‌شود. معادل لاتین این اصطلاح یعنی Gerontophilia از دو واژه یونانی geron به معنای پیرمرد یا پیرزن و philie به معنای عشق ساخته شده‌ است. واژه های تخصصی تر این اختلال عبارتند از: alphamegamiaکه گرایش جنسی به سمت مرد مسن را بیان می کند و anililagnia گرایش جنسی را به سوی زن مسن. برخی افراد به افراد مسن تر از خود علاقه مند هستند. جنبه قابل اعتماد بودن و ابتکار افراد مسن اغلب از دلایل پیردوستی است، خصوصاً در این عصر و در نسل جوان تمایل برای ازدواج با افراد بسیار مسن تر از خود رو به فزونی نهاده است و شاید بتوان مهمترین دلیلش را ناامنی های اقتصادی و اجتماعی و بلوغ عاطفی دیررس دانست که این نقیصه در پسران بیشتر نمود دارد. این اختلال بیشتر در فرهنگ ها و جوامعی بروز می کند که افراد مسن از وجاهت، مقبولیت و قدرت بیشتری برخوردارند. 
شیوع این اختلال بیشتر در کسانی است که به نوعی کودکی خود را در دامان والدین ناامنی سپری کرده اند ودر واقع این افراد ناخودآگاه متمایل به ازدواج با کسانی می شوند که هم نقش همسرشان را ایفا نماید و هم نقش پدر برای دختران و یا مادر برای پسران. 
این اختلال را باید از ازدواج های سنتی و فرهنگی، قبیله ای و ... که به دلایلی غیر از تمایلات پیردوستی بین افراد جوان و مسن صورت می پذیرد متمایز دانست .از آنجا که این کشش و تمایل یک ریشه ناخودآگاه خصوصا مرتبط به دوران کودکی دارد، با گذشت زمان و خصوصا زمانیکه به ورطه های خودآگاه فرد میرسد ممکن منجر به بروز کشمکش ها و مشاجراتی بین هر دو طرف باشیم. با گذشت زمان سوء ظن و فروپاشی از طرف شریک مسن بر کل رابطه سایه می افکند.


منبع: وبسایت روانشناسی و سینما (خلاصه شده)
نویسنده : دکتر غلامرضا گرشاسبی
يکشنبه 27/2/1394 - 21:15
سلامت و بهداشت جامعه
اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند و می گوید: (اب معلمک) یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می شود باید در حق معلم به صورت کامل تری رعایت گردد. نام معلم چنان با عظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول الله (ص) فرموده اند: (انما بعثت معلما). امام خمینی (ره) فرموده اند: ( معلم اول، خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیاء و آیات وحیانی مردم را دعوت می کند به نورانیت، دعوت می کند به کمال، دعوت می کند به عشق، دعوت می کند به محبت، دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. به دنبال او انبیاء هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند و آنها هم شغلشان تعلیم است، معلمند، معلم بشرند، آنها هم شغلشان این است که مردم را تربیت کنند و انسان را تربیت کنند که از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد. مقام معلم مقام والائی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می شوند. چنانچه امام صادق (ع) فرموده اند: (ان العلما ورثه الانبیاء) یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند.

مربی باید تجارب را به جای اندرزهای کتاب به کودک تحویل نماید. زیرا بسیارآموزنده تراست. مربی باید بداند که اندرزها و درس های تربیت عملی هم وقتی مؤثر است که شاگرد پذیرای آن باشد و الا بی آن بی فایده است. در مورد سفرها و سیاحت ها و آموزش های تفریحی مربی باید چنان کند که ذهن شاگرد آن ها را وسیله تفریح قرار ندهد مایه اطلاع و فهم سازد و در ضمن این سیاحت ها مربی باید ذهن کودک را بااین امور آشنا سازد. معلم حتی اصول اخلاقی و فلسفی را هم میتواند ضمن همین آشنایی ها مطرح کند. معلم در نظام تربیتی اسلام تلاش میکند تا کل وجود رادر نظر بگیرد و معلم و متعلم تلاش کنند تا به اهداف تربیتی برسند.

در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسؤل تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می آید و مسول تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می آید و مسول تمام انسان هائی است که زیر دست او باید تربیت بشوند. معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس نماید و حاکم برخود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسلها و عصرها می گردد و جامعه ای را به خرابی می کشاند و همه سعادت ها و همه شقاوت ها از مدرسه هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است.

مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است که به ترتیب به طرح آنها می پردازیم:

1. دعوت به سوی خدا و تربیت الهی:

یکی ازاهداف عالیه در دعوت انبیاء که سر لوحه کار آنها محسوب می شود دعوت به خدا و تربیت مردم برای حرکت در مسیر کمال معبود است. خداوند متعال از زبان پیامبر اکرم (ص) می فرماید: (الا تعبدوا الا الله ) نخستین دعوت من این است که به جز خدای یگانه را نپرستید.

و معلم بایستی همه چیزش برای خدا باشد (اقراء باسم ربک الذی خلق) آموزشش برای خدا، تربیتش برای خدا، اعمالش برای خدا، نشستنش برای خدا، سکوتش برای خدا، با توجه به خداست که می شود تربیت الهی نمود.

2. دعوت به سوی نور و تربیت نورانی:

رسالت معلم درجامعه همان رسالت خداوند است که فرموده است: ( الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور) یعنی خدای تبارک و تعالی ولی مومنین است و آنها را از ظلمات به سوی نور خارج می کند. نقش سرپرستی، دلسوزی و خروج آگاهانه افراد از ظلمات به سوی نور به عهده معلم گذاشته شده است، معلم همانند انبیاء که معلم بشریت هستند، بشریت را معلمی می کند و چه بسا با تربیت نورانی یک نفر جهانی را متحول کند.

3. دعوت به سوی اصلاح جامعه و تربیت صالح:

در قرآن کریم آمده است (ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله) من جز اصلاح تا آنجا که توانائی دارم و توفیق من جز به خدا نیست. این شعار تربیتی همه ی انبیاء الهی بوده که توأم با عمل تربیتی آنها اسباب اصلاح در تفکر، اندیشه، اخلاق و نظامات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه را در همه ی ابعاد پدید آورده است. و رسالت معلمی نیز چنین است که با کسب توفیق الهی به اصلاح فرهنگ و تربیت فکر و مغزهای متفکر می پردازد تا تمامی عرصه های جامعه به سمت اصلاح حرکت نماید.

4. دعوت به پاکسازی و تربیت اخلاقی:

در قرآن کریم آمده است (فقولا قولا لینها لعله یتذکر او یخشی) این آیه اشاره لطیفی به این حقیقت است که رسالت انبیاء برای پاکسازی انسان ها و بازگرداندن طهارت فطری نخستین به آنها است. نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عطوفت انسانی است. هدف آن است که مردم جذب بشوند، متذکر شوند راه پیدا کنند. توقع اصلاح جامعه بدون اصلاح مربیان و معلمان آن جامعه توقعی بی جا و نارواست. لذا پاکسازی و خودسازی را هر کس باید خودش شروع کند و عقاید و اخلاق و اعمالش را تطبیق با اسلام بدهد آن وقت به اصلاح دیگران بپردازد. تربیت اخلاقی کند و احساس مسئولیت اخلاقی را در همه عرصه ها در متربیان رشد دهد و آنها را متعهد به جامعه اسلامی تحویل دهد.

5. دعوت به سوی علم و دانش و تربیت قرآن:

در قرآن کریم آمده است (قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون) یعنی بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند، مهمترین دعوت انبیاء بسوی علم و دانش بوده به طوری که رسول الله (ص) فرموده اند: (بالتعلیم ارسلت) یعنی من برای تعلیم فرستاده شده ام و باید دانست علم در آیات قرآن به معنی داشتن یک سری اصطلاحات و الفاظ نیست بلکه منظوراز علم آن معرفت و آگاهی خاصی است که انسان را به اطاعت پروردگار و ترس و امید از خدا دعوت می کند. اگر در یک قلب تربیت شده این علم وارد بشود عطرش عالم را می گیرد و همه استعدادها در پرتو آن شکوفا می شود و جامعه به سوی اصلاح و کمال حرکت می نماید. و چنین علمی در پرتو تربیت قرآنی میسر می گردد تربیتی که نورعلم را در وجود انسان جلوه گر می سازد.
برآیند تربیت قرآنی این است که:

1. تربیت یافته گان با تقوا و خدا ترس باشند.
2. تربیت یافته گان خادم اسلام و قرآن و مردم باشند.
3. تربیت یافته گان برنامه دار و هدفمند به سوی سعادت جامعه حرکت کنند.
4. تربیت یافته گان موجبات رشد و ارتقاء مقام انسانی را برای مردم فراهم کنند.
5. تربیت یافته گان نه خود و نه دیگران را بنده طاغوت نکنند.
6. تربیت یافته گان نیازهای زمانه و علوم مربوط به آن را برای خدا فرا گیرند و بکاربندند.

ویژگی های یک معلم خوب:

با بررسی آیات و روایات و کلمات بزرگان دین ویژگی هائی که می تواند ارزشمندی و خوبی یک معلم را نمایان سازد احصاء نموده ایم که به ترتیب عبارتند از:

1. اخلاص در نیت و عمل: ریشه اساسی اخلاص در نیت و عمل همان تصفیه و تزکیه و پالایش در ون باطن از همه ی آلودگی هاست.
2. تقید به عمل صالح: امام صادق (ع) می فرماید: (کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم)، امام صادق همچنین می فرمایند: اثر تعلیم معلم بدون عمل صالح را به بارانی تشبیه می کند که روی صخره می ریزد و بر روی آن می لغزد و تأثیری ندارد.
3. حسن خلق و فروتنی: امام صادق (ع) فرموده اند: (رأس العلم التواضع)
4. علو همت و عفت نفس: رسول الله فرموده اند: ( الفقها امناء الرسل)
5. عالم به مقتضیات زمان: بچه های ما در هر زمانی موافق آن زمان باید تربیت شوند.
6. توجه به مسولیت معلمی و احساس مسئولیت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها.
7. ایجاد زمینه برای شکوفائی و رشد تفکر و تعقل و معنویت در متربیان.

منبع: مطالعه ی تطبیقی نقش و جایگاه معلم از دیدگاه مکاتب مختلف، علی چیناوی

اختصاصی تالار همیاری
يکشنبه 27/2/1394 - 21:14
بهداشت روانی
اتیسم Autism نوعی اختلال رشدی است كه با رفتارهای ارتباطی ، كلامی غیر طبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می كندو علت اصلی آن ناشناخته است.در حال حاضر برای تشخیص این اختلال هیچ ازمایش بیولوژیک وجود ندارد و آنهایی که طراحی شده اند، بر زغم نتایج بسیار خوب ، هنوز به طور بالینی به کار نمی روند. برای درمان این بیماران هیچ گونه راه درمانی از طریق دارو وجود ندارد تنها راه درمانی تشخیص زودرس است که از این طریق بتوان با اقدامات آموزشی تا حدودی به آنان کمک کرد.والدین این بیماران از 3 سالگی به بعد فرزندان خود متوجه بیماری آنان می‌شوند.

با استفاده از این چک لیست کودک اتیسم را در هجده ماهگی می توان تشخیص داد.

این چک لیست دو بخش دارد:بخش الف که شامل 9 سوال است که توسط والدین پاسخ داده می شود. بخش دوم 5 آیتم دارد که توسط درمانگر و پزشک مورد مشاهده و ارزیابی قرار می گیرد. این پنج آیتم کلیدی شامل : قسمت الف 5 (بازی وانمودی) ، الف 7 (اشاره کردن مستقیم یا ضمنی به اشیا) ، ب 2 ( دنبال کردن اشاره ها ) ، ب 3 ( وانمود کردن) و ب 4 (عمل به اشاره) . اگر کودک مردود شود در همه این پنج آیتم  خطر بالای اتیسم وجود دارد.
اگر جواب سوال در 7 الف و 4 ب منفی باشد خط متوسط اتیسم وجود دارد و باید کودک تحت درمان قرار بگیرد و مجددا بعد از یک ماه تست اجرا شود.

سوالات والدین (این قسمت توسط پدر یا مادر کودک تکمیل می شود)

 
1-آیا کودک شما از چرخ دادن یا تاپ دادن روی زانویتان لذت می برد؟ بلی / خیر

2- آیا کودک شما به کودکان دیگر علاقه نشان می دهد؟ بلی / خیر

3- آیا کودک شما از بازی کردن در پارک ، شناکردن ، بالا رفتن از اشیا یا پایین آمدن از جایی را دوست دارد؟ (مثلا بالا و پایین آمدن از پله و ..) بلی/خیر

4- آیا کودک شما از بازی دالی کردن یا غلغلک دادن یا دنبال بازی لذت می برد؟بلی/خیر

5- آیا کودک شما تا به حال بازی های وانمودی یا تقلید رفتارهای والدین (مانند خاله بازی ، بازی با عروسک ، بازی با ماشینهای اسباب بازی و هر بازی وانمودی دیگر) را انجام داده است؟بلی/خیر

6-آیا کودک شما تا به حال از انگشت دست برای اشاره به چیزی که آن را می خواهد و به آن علاقه مند است ، استفاده کرده است؟

7- آیا کودک شما با اسباب بازی های کوچک مثلا (ماشین یا لگو ) بدون آینکه آنها را دردهان قرار دهد  یا دستمالی کند یا بیندازد بدرستی بازی میکند؟بلی/خیر

8-آیا تا کنون کودک شما سعی کرده است برای اینکه چیزی را نشان دهد، آن را برای شما بیاورد؟ (مثلا دست شما را بکشد و شما را به طرف اسباب بازی ببرد)بلی/خیر

9-وقتی شما به کودکان لبخند می زنید ، آیا او با لبخند به شما پاسخ میدهد؟ (جواب لبخند شما را میدهد) بلی/خیر

 

بر اساس مشاهدات درمانگر یا پزشک :  

1-آیا کودک تماس چشمی با شما دارد؟بلی/ خیر

2-توجه کودک را جلب کنید، سپس به شی ء جالبی در اتاق اشاره کنید و بگویید: "نگاه کن آنجا یک (اسم شی مثلا عروسک و ...) است" به صورت کودک نگاه کنید. آیا کودک به شی مورد نظر شما نگاه میکند و به آن اشاره می کند؟(مطمئن بشید که دقیقا به شی نگاه می کند) بلی / خیر

3-توجه کودک را جلب کنید. بگویید: "من الان می گیرمت! به سمتش برید و او را غلغلک دهید. چندین بار این کار را انجام دهید. ایا کودک علاقه ای به این بازی نشان میدهد؟ ایا او فرار میکند یا می خندد؟بلی / خیر

4-توجه کودک را جلب کنید، سپس به او یک فنجان و قوری اسباب بازی بدهید و بگویید: "ایا شما می توانی یک فنجان چای برایم بریزید؟ وانمود کنید ریختن و نوشیدن چای را. ایا کودک وانمود میکند که مشغول ریختن چای یا نوشیدن آن است؟ (وانمودن کردن به طرق مختلف معنی بلی را می رساند)بلی/خیر

5-به کودک یک شی را نشان دهید و سپس آن را پنهان کنید در حالی که او در حال تماشا کردن آن شی است. سپس بگویید " آن شی (مثلا عروسک) کجاست؟ آیا دنبال شی مورد نظر می گردد؟بلی /خیر

6-آیا کودک می تواند لگو های را روی هم بر روی هم قرار دهد و ساختاری بلند بسازد؟ (یک برج با لگو ها بسازد) اگر بلی ، چه تعداد؟ بلی/خیر


منبع :


-Baron‐Cohen et al. (1992) Can autism be detected at 18 months? the needle, the haystack
and the CHAT. British Journal of Psychiatry, 161, pp. 839‐843.
-CHecklist for Autism in Toddlers (CHAT) by Dr Avril Brereton
يکشنبه 27/2/1394 - 20:58
بهداشت روانی

فروید این اختلال رفتاری را نوعی وسواس می داند و آن را تکرار وسواسی حرکات نامیده است. کودکان مبتلا ؛ بی انکه متوجه عواقب رفتار خود باشند و یا اینکه مسئولتی در مورد ان قبول کنند، هرکاری دلشان می خواهد انجام می دهند و همه امیال و خواسته های خود را سریعا و بی محابا برآورده می کنند. آنان به حرف کسی گوش نمی دهند و تحت تاثیر نصیحت و تنبیه نیز واقع نمی شوند. طرز فکر این کودکان ابتدایی و جادویی است، برای مثال ، تصور می کنند همه چیز خود به خود صورت می گیرد و کسی را یارای کنترل ایشان نیست. ارتباط آنان با دیگران سطحی است و بیشتر از عمل استفاده میکنند تا قول و زبان. این کودکان مشاهده گران خوبی هستند و حرکات را سریع فرا میگرند . اکثرا به صورت دوسته جمعی به بازی و تفریح می پردازند و تنها کارهایی را که مایلند ، انجام میدهند. 
در بررسی علت پیدایش این بیماری، عوامل ارثی ، بهره هوشی و عوامل جسمی دخالت چندانی ندارد ، بلکه مسئله کاملا رفتاری و یاد گرفته شده است. مادران این گونه کودکان در واقع هسته مرکزی بیماری ایشان را تشکیل میدهند. زیرا مهمترین هدف این مادران در زندگی ؛ داشتن کنترل کامل بر فرزندان بوده است ، به طوری که آنان مایلند فرزندانشنان چون عروسکی مومی در اختیار شان باشند . از همان روزهای اولیه که کودک به راه افتاده و زبان باز کرده است، این مادران مرتب شکایت میکنند که من از عهده او بر نمی آیم، البته منظور آنان این است که " من نمی توانم صد در صد فرزندم را کنترل کنم." 
بنابراین ، فکر غیرقابل کنترل بودن از سنین بسیار کم در این کودکان پیدا می شود و این احساس در آنان مایه می گیرد که چون " مادرم حریف من نیست ، پس هیچ کس دیگر هم حریف من نخواهد بود، لذا هر کاری بخواهم می توانم انجام دهم." علاوه بر این بایستی توجه داشت که مادران اینگونه کودکان افرادی دمدمی مزاج و ناپایدار هستند و از ارزش های بسیار متنوع برای کنترل کودک خویش استفاده میکنند، به طوری که هر گاه یک روش اثر نداشته باشد بدون مداومت آن را عوض می نمایند و بدین ترتیب سبب می گردند وجدان یا فراخود مناسبی در این کودکان بوجود نیاید.بدین جهت گاهی این کودکان فاقد کنترل درونی نیز می نامند.
معمولا والدین این کودکان با یکدیگر اختلاف نظرهای شدیدی دارند و دایما در حال مجادله با یکدیگرند و اغلب احساسات خود را نیز عملا بروز می دهند. در بسیاری از مواقع پدر با پسر علیه مادر و دختر با مادر علیه پدر همداستان می شوند و مجادلات خود را به فرزندان منتقل میکنند و احتمالا منشا تمایلات همجنس گرایی که در بیشتر این کودکان و نوجوانان دیده می شود، همین رابطه صمیمی با جنس موافق است. 
پدران اکثر این کودکان بیان می کنند که " خود ما هم در کودکی همینطور بوده ایم." و هدف از این نوع اظهارات کم کردن اهمیت رفتار ناشایست کودک است. کتک زدن و تنبیه بنی بویژه از نوع بسیار خشن در اینگونه خانواده ها رواج دارد. 
از لحاظ آموزش و پرورش نقش معلم در تربیت و بازگرداندن این کودکان به حالت عادی بسیار مهم و حساس است. زیرا جلب اعتماد آنان به خاطر روابط سطحی و ناپایداری که با دیگران برقرار میکنند، بسیار مشکل می باشد. حتی هنگامی هم که به کسی نزدیک می شوند؛ بیشتر تلاش دارند از او به منظور برآوردن خواسته های خود بهره بگیرند.
در درمان این کودکان ؛ تنبیه هیچ اثری ندارد، چون اکثریت آنان قبلا بارها شدیدا تنبیه شده اند و احتمالا حساسیت خود را نسبت به تنبیه بدنی از دست داه اند. شاید استفاده از آنان در انجام اموری که توان انجام آن را دارند تا حدوی موثر باشد، اما بیشتر موارد مناسب خواهد بود که این قبیل از کودکان را از محیط جدا کرد و در مراکز ویژه به مدت دو سال تحت شرایط تربیتی جدیدی قرار داد. با این شرایط جدید تربیتی احتمالا حدود 50 تا 60 درصد این کودکان اصلاح میگردنند. اما درمان بسیاری از آنان که در سال های اولیه زندگی صدمات شدیدی دیده اند، مقدور نیست و تدریجا با افزایش سن به جوانان بی بند و بار مبدل میگردند.



منبع:اختلالات رفتاری و روش های ترمیم و اصلاح آن، دکتر مریم سیف نراقی ، دکتر عزت الله نادری

 

 

يکشنبه 27/2/1394 - 20:56
بیماری ها
صرف نظر از گروه های خونی A,B,AB,O گروه های خونی دیگری وجود دارند. یکی از گروه های خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است. 
از سالیان دراز متوجه شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زیامان های دوم و سوم دچار بیماری یرقان شده و به علت همولیز گلبول های قرمز خون و کم خونی شدید فوت میکند. در سال 1939 واینر و لانداشتاینر متوجه شدند که خون اکثریت افراد انسانی ماده ای وجود دارد که خون نوعی میمون به نام ماکاکوس روزس 1را آگلوتینه (به هم چسباندن گلبول های سرخ) سپس همولیز (پاره شدن گلبول های سرخ) می کند. لذا افراد انسانی را به دو دسته تقسیم کردند: یکی گروهی که این عامل را دارند و دیگری گروهی که این عامل را ندارند. چون اول اسم میمون نامبرده RH است لذا این عامل را RH نامیدند. 
انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشند در بارداری اول مقداری از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون مادر ماده ضد ارهاش آن به عنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور در زایمان های بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماری به وجود می آورد که کرنیکتروس نامیده می شود که عبارت از رسوب املاح آهن حاصل از خراب شدن گلبول های سرخ نوزادان در سلول های مغز می باشد. این بیماری یک آنسفالوپاتی بیلی روبین است و ضایعات آن بیشتر در مخچه و مخ و نخاع شوکی است. اثر سمی بیلی روبین روی مغز دو یا سه روز بعد از تولد آغاز می شود و علت آن حفاظت جنین توسط جفت و کبد مادر است . یرقان حاصله از این بیماری باعث عقب ماندگی ذهنی ، فلج مغزی ، حرکات کره ای شکل ، اختلالات انقباضی عضلات و اختلالات گویایی و حتی کری می شود.

مسلم است که اگر خون پدر و مادر هر دو ارهاش مثبت یا ارهاش منفی باشد یا پدر ارهاش منفی و مادر مثبت باشد اتفاق نخواهد افتاد.
اگر احیانا ارهاش مادری منفی باشد و قبلا ارهاش مثبت به عللی تزریق کرده باشد حتی ممکن است کودک اول نیز به این ناراحتی مبتلا شود. 
اگر پدر هموزیگوت ارهاش مثبت باشد مسلما کودک ارهاش مثبت خواهد بود لذا بیماری حتمی است. 
اگر پدر هتروزیگوت باشد کودک در 50 درصد موارد ارهاش مثبت بوده و به نسبت یک دوم اتفاق می افتد . 


معمولا کودکانی که از بین نمی روند به علت رسوب مواد حاصله از همولیز در مغز دچار عقب ماندگی ذهنی و عوارض عصبی عضلانی شدید می شوند. اخیرا بلافاصله بعد از زایمان ارهاش نوزاد را تعیین می کنند اگر مثبت بود آمپول های گاماگلوبین ضد ارهاش به مادر تزریق می شود تا از ایجاد آنتی کور ضد ارهاش جلوگیری به عمل آورد و ناراحتی های بعدی به وجود نیاید.

بعضی ها برای جلوگیری از این ناراحتی در سه ماهه آخر حاملگی های بعدی به تزریق گاماگلوبین ضد ارهاش اقدام میکنند که اثر آن در جلوگیری از بیماری نوزاد در زایمان های بعدی بسیار ضعیف است. 
تزریق خون به دخترخانومها اگر ارهاش آنها قبلا تعیین نشده است باید از خون همگروه و ارهاش منفی باشد. معمولا کودک مبتلا پس از به دنیا آمدن ضعیف است و اکثرا قبل از موعد به دنیا می آید. جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی است و اکثرا پف آلود و زرد رنگ است که بلافاصله خونش باید تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق شود. اخیرا با روش آمینوستتیزیس و اندازه گیری بیلی روبین مایع کیسه آب می توان شدت عدم تجانس ارهاش مادر و جنین پی برد.





منبع: روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی، دکنر میلانی فر

1- Macaques Rhesus
يکشنبه 27/2/1394 - 20:54
بهداشت روانی


تصویر بالا نقاشی "مترو" اثر جرج توکر هست که در سال 1950 رسم کرده است.

این نقاشی به نوعی اختلال دیپرسونالیزیشن – دیریالزیشن1 رو به تصویر کشیده است. 
البته قبل از توضیح اختلال این نکته رو بگم که فوری تشخیص این اختلال رو روی خودتون یا اطرافیانتون ندین. لازمه داشتن این اختلال حضور معیارهای چندگانه ای می باشد. 
ویژگی اصلی این اختلال عبارت است از دوره های مستمر یا مکرر از تجربه هایی که در آنها فرد احساس میکند از قالب جسمی خود بیرون آمده ، از بیرون به خودش و به کارهایش نگاه میکند و هیچ کنترلی بر وضعیت ندارد، انگار که در حال نگاه کردن به فیلمی درباره خود با در خواب و درحال خواب دیدن است. این اختلال دو عنصر اصلی داره:

دیپرسونالیزیشن : که در آن ، ادراک یا تجربه فرد از خودش (بدن یا فرآیندهای ذهنی) آنقدر تحریف شده و تغییر می یابد که احساس میکند یک مشاهده گر است و از بیرون یا از خارج به خودش نگاه میکند. افرادی که دیپرسونالیزیشن را تجربه می کنند می گویند که احساس می کنند زیر آب غوطه ور یا در هوا معلق هستند، یا می گویند که احساس کرده اند مرده اند و روحی هستند که از بالا به جسم خود نگاه میکند. بعضی می گویند "احساس می کنم اینجا هستم اما اینجا نیستم. " بعضی دیگر می گویند : "انگار مرا از بدنم جدا کرده اند" ، بعضی دیگر می گویند که احساس می کنند یک آدم آهنی یا ربات شده اند، یا بی احساس و بی هیجان شده اند ، یا ذهنشان به طور کلی خالی شده است.

دیریالیزیشن : شبیه دیپرسونالیزیشن است اما در مورد محیط اطراف روی میدهد و نه در مورد خود فرد. در دیریالیزیشن، فرد دنیای بیرون را دنیایی عجیب یا غیرواقعی ادراک یا تجربه میکند، و احساس می کند از محیط جدا شده است یا انگار دنیا را از داخل فیلترهای نامریی یا از داخل یک شیشه بزرگ و نیمه مات می بیند. فرد ممکن است احساس کند سایر انسان ها از مقوا ساخته شده اند، یا محرک های مختلف نمی توانند هیچ گونه واکنش هیجانی را در آنها فعال کنند.


depersonalization- derealization disorder-1
مسخ شخصیت- واقعیت

منبع: سایت همیاری
برگرفته از کتاب آسیب شناسی روانی بر اساس dsm5 مهدی گنجی
يکشنبه 27/2/1394 - 20:52
بهداشت روانی
در سندرم خستگی مزمن CFS) Chronic Fatigue Disorder) هم افسردگی و نوسانات خلقی و هم سمپتوم های فیزیکی مثل خستگی شدید، درد عضلات، درد سینه، سردرد، حساسیت به نور و صدا دیده می شود. در حال حاضر علت یا علت های این اختلال هنوز مشخص نیست و شاید به همین دلیل انواع اسم ها را به خود گرفته است از جمله: "آنفولانزای یاپی ها1" یا آنفلانزای جوانان پردرآمد ، زیرا این اختلال معمولا در جوانان شاغل در مشاغل پردرآمد و ساکن شهرها مخصوصا زنان (که استرس و مسئولیت های شغلی و خانگی دست و پنجه نرم میکنند) دیده می شود.(Yuppie به کارمندان یا افراد شاغل جوان که در شهر زندگی می کنند و درآمد زیادی دارند، پولشان را خرج چیزهای گران و آلامد می کنند و تا اندازه ای مغرور و دماغ سربالا هستند، گفته می شود). علت CFS هنوز هم شناسایی نشده است ، هر چند بعضی نظریه ها معتقدند که عامل ویروسی یا ایمونولوژیک و عوامل استرس زای محیطی مثل آلودگی هوا یا ارگانوفسفات ها2 در آن دخالت دارند. بعضی از پژوهشگران معتقدند که افسردگی می تواند خطر برای CFS باشد. طبق یافته های پژوهشی ، افراد مبتلا به CFS در مقایسه با اعضای گروه کنترل ، قبل از ابتلا به CFS دو برابر بیشتر افسردگی نشان می دهند و بیشتر به افسردگی دچار می شوند. جالب این جاست که ارایه روان درمانی شناختی -رفتاری به نوجوانان مبتلا به CFS باعث شده است که به طرز چشمگیری شدت خستگی کاهش یابد اما کیفیت عملکرد آنها افزایش یابد. بنابراین ، می توان گفت که رسیدگی به عوامل روانی در CFS می تواند درمان موفقیت آمیز این سندرم نقش مهمی داشته باشد.



سایت همیاری
منبع :آسیب شناسی روانی طبق DSM5، مهدی گنجی

1-Yuppie flu (yuppis is formed from first letters of the words "young urban professional)
2- organophosphates

يکشنبه 27/2/1394 - 20:51
بهداشت روانی

تا به حال شده است ناگهان به خودتان بیایید و متوجه شوید که به مونیتور کامپیوتر یا صفحات کتاب زل زده اید اما هیچ چیزی وارد مغزتان نمی شود؟ در چنین لحظه ای احتمال دارد حالتی از گسستگی به شما دست داده باشد. گسستگی حالتی است بین خواب و بیداری و اندکی از هر دو، به طور همزمان. حالت گسستگی برای ارفاد به شیوه های متفاوت احساس می شود. بعضی از افراد احساس می کنند اندکی منگ شده اند. بعضی دیگر احساس می کنند اشیا را زیاد خوب نمی بینند یا لبه های اشیا محو هستند. بعضی دیگر می گویند که احساس می کنند از پشت یک توری به اشیا نگاه می کنند و از لحاظ هیجانی ، کرخت شده اند. خود شما هم بارها گسستگی را تجربه کرده اید. مثلا در حال رانندگی بوده اید و ناگهان به خود آمده اید و دیده اید که چند خیابان را رد کرده اید بدون آنکه یادتان بیاید در این مدت چه چیزهایی دیده اید (این حالت "هیپنوتیزم جاده ای" (highway hypnosis) نیزنامیده می شود). یا این با کسی مشغول صحبت بودید و بعد اصلا به یاد نمی آورید که درباره چه چیزی صحبت می کردید یا با دوسستان مشغول صحبت هستید، صدای او را می شنوید ، سرتان را به حالت تایید تکان میدهید ، اما واقعا آنجا نیستید. شما به طور فیزیکی آنجا هستید ، اما ذهنتان جای دیگری است. بعد می بینید که دوستتان در حال تکان دادن دستش جلوی صورت شماست و می گوید: "کجایی بابا؟! ". گسستگی یک مکانیسم حیاتی (لازم برای زنده ماندن) است. سیستم عصبی انسان وقتی به حداکثر ظرفیت خود برای پردازش محرک ها (هم محرک بیرونی و هم محرک درونی ؟) می رسد از گسستگی کمک می گیرد. تصور کنید مجبورید تمام روز با مردم مختلف سر و کله بزنید طوری که در پایان روز دیگر نمی توانید حواستان را متمرکز کنید . دایم معلق هستید و در یک خلاء ، که در آن هیچ فکر و هیچ زمانی وجود ندارد ،شناور می شوید. حتی کارهایی که دوست دارید (مثلا کتاب خواندن یا تلویزیون نگاه کردن) برایتان جالب نیستند.

گسستگی روی انرژی متراکم و بی قراری که درونتان وجود دارد یک "سرپوش" می گذارد. گسستگی بدن را کرخت و بی حس می سازد طوری که فرد در درون خود کمتر احساس استرس و رنج می کند. این یک برنامه موقت و خوب است که طبیعت تدارک دیده تا هنگامی که احساس کلافگی می کنیم به کمک ما بیاید . اما این سیستم نقاط منفی هم دارد. گاهی گسستگی اندکی بیش از حد می شود و فرد مسیر زمان / و یا خودش را از دست می دهد ، و در عوض برای اینکه بتواند در طول زمان پیش برود و خودش (شخص خودش یا شخصیتش) را در آن لحظه ادامه دهد ، یک شخصیت دیگر برای خودش دست و پا می کند. افرادی که گسسته می شوند (حالت گسستگی به آنها دست می دهد) توالی زمان یا خودشان و رشته افکار و خاطرات خود را از دست می دهند. انها یادشان نمی اید که هستند، از کجا آمده اند ، کجا هستند ، چه کار می کنند. بعضی از افراد تعریف می کنند که یک روز صبح از خوبا برخاستند و ناگهان خودشان را نشناخته اند. آنها از خودشان پرسیده اند : من کی هستم؟ اسمم چیست؟ اینجا کجاست؟ این حالت شاید چند ثانیه بیشتر طول نکشد اما می تواند بسیار تعجب برانگیز و حتی ترسناک باشد. افرادی که در کودکی خاطرات تروماتیک داشته اند از یکی از انواع گسستگی رنج می برند. در موارد پیشرفته و مفرط ، گسستگی ممکن است باعث شود افراد احساس کنند چند شخصیت دارند. کسانی که از مکانیزم دفاعی گسستگی استفاده می کنند نگرشی "منقطع" از خودشان در دنیا دارند. زمان و احساسی که از خودشان دارند جریان پیوسته ندارد. اکثر مردم می دانند و یادشان می اید در کودکی به کدام مدرسه رفته اند، چه کار کرده اند، بزرگتر که شدند که بودند و چه کار کرده اند. برای مثال جرج می داند همیشه جرج بوده است همان جرجی است که 25 سال پیش بوده است. اما افرادی که گسستگی شدید دارند (در حد لالیگا :p ) بعضی مقاطع زندگی خود را به یاد نمی آورند. آنها به کمک گسستگی موقتا می توانند از دنیای واقعی "قطع ارتباط " کنند (دیس کانکت شوند ) و چند لحظه (یا چند روز ) در دنیای واقعی زندگی کنند که با افکار ، احساساتیا خاطرات غیر قابل تحمل انباشته نشده است. 




منبع :
سایت همیاری

 

-- گسستگی از انواع فرعی مکانیزم دفاعی انکار هست . افراد خودشیفته از این مکانیزم استفاده می کنند.

شنبه 26/7/1393 - 15:2
بهداشت روانی
بسیاری از زنان در دوره پس از زایمانی (4 تا 6 هفته پس از زایمان) دچار علایم خلقی می شوند. اکثر این زنان علایمی منطبق بااندوه بچه (baby blue) را گزارش می کنند که یک اشفتگی گذرای خلق است و مشخصه آن بی ثباتی خلق، احساس غمگینی ، احساس ملال ، سردرگمی ذهنی و گریستن است. این احساسات را که ممکن است چندین روز طول بکشند به تغییرات سریع سطوح هورمونی زنان ، استرس تولد بچه و آگاهی از اضافه شدن مسئولیت مادر شدن نسبت داده اند. اندوه بچه بجز آموزش و حمایت از زائو به درمان تخصصی دیگری نیاز ندارد. اگر علایم بیش از 2 هفته طول بکشد، ارزیابی از نظر وجود افسردگی پس از زایمان ضروری است.

خصوصیات افسردگی پس از زایمان عبارتست از : خلق افسرده، اضطراب مفرط، بی خوابی و تغییر وزن. این اختلال عموما ظرف 12 هفته پس اززایمان شروع می شود . هیچ گونه شواهد قاطعی وجود ندارد که نشان دهد "اندوه بچه" بعدا به یک دوره افسردگیمنجر می شود. چندین مطالعه حاکی از آنند که افسردگی پس از زایمان خطر بروز افسردگی اساسی را در طول عمر افزایش میدهد. درمان افسردگی پس از زایمان به دلیل خطر انتقال داروهای ضد افسردگی به درون شیر و بدن نوزاد به خوبی مورد مطالعه قرار نگرفته است.

وجه افتراق "اندوه بچه " از "افسردگی پس از زایمان"

خصوصیات "اندوه بچه" افسردگی پس از زایمان
میزان بروز 50 درصد زنانی که زایمان میکنند. 10 درصد زنانی که زایمان می کنند.
زمان شروع 3 تا 5 روز پس از زایمان ظرف 3 تا 6 ماه پس از زایمان
مدت چند روز تا چند هفته در صورت عدم درمان چند ماه تا چند سال
عوامل استرسزای همراه وجود ندارد. وجود دارد، بخصوص در فقدان حمایت
عوامل اجتماعی فرهنگی خیر؛ در تمامی فرهنگ ها و طبقات اجتماعی دیده می شود . ارتباط قوی وجود دارد.
سابقه اختلال خلقی ارتباطی وجود ندارد. ارتباط قوی وجود دارد.
سابقه خانوادگی اختلال خلقی ارتباطی وجود ندارد. تا حدودی ارتباط وجود دارد.
گریستن بلی بلی
بی ثباتی خلقی بلی اغلب وجود دارد ، اما گاهی خلق کلا افسرده است.
عدم احساس لذت خیر غالبا وجود دارد.
اختلال خواب در برخی موارد تقریبا همواره وجود دارد.
افکار خودکشی خیر در برخی از موارد
افکار صدمه زدن به کودک به ندرت غالبا وجود دارد.
احساس گناه ، بی کفایتی وجود ندارد یا خفیف است. اغلب وجود دارد و شدید است.



سندرمی در پدران توصیف شده است که با تغییرات خلقی در حین بارداری همسر یا پس از تولد نوزاد همراه است. چندین عامل بر این پدرها تاثیر می گذارد که عبارتند از : افزایش مسئولیت ها ، کاهش مفر جنسی، کاهش توجه همسر و اعتقاد به این که کودک در یک ازدواج مشکل دار نیروی پیوند دهنده زوج است.



منبع: سایت همیاری
شنبه 26/7/1393 - 14:56
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته