يه روزهايي براي آدم فرصتهايي پيش مي ياد كه بعدها حسرتشو ميخوره كه چرا از اين فرصتها استفاده نكرده يا بهره كامل رو از اون فرصت نبرده0امروز از اون روزهايي بود كه من از فرصتهام استفاده نكردم.ميدونيد آدم ياد اون داستاني مي فته كه يه گروهي داشتن از يه مكان تاريك عبور مي كردن و به اجسامي روي زمين برخورد ميكردن كه ماهيت اونها رو نميدونستن .بعد از خروج از تاريكي هركسي به اندازه اي از اون جسمها رو برداشته بود.بعضيها مقدار زياد،بعضيها مقدار كم،بعضيها هم اصلا برنداشته بودن و متوجه ميشن كه اون اجسام طلاي ناب بوده؛ وا حسرتا.بلا استثنا همشون پشيمون ميشن.اما ديگه فايده اي نداره .(مضمون داستان تقريبا به همين شكل بود ولي شكل دقيق اون خاطرم نيست) دنياي ما هم همين طوره؛گاهي اوقات فرصت هايي پيش مي ياد كه باعث رشد و ترقي و موفقيت آدم ميشه ولي در اثر عدم توجه يا بي اطلاعي كه ناشي از جهل خودمان است از بين ميرود.امروز وقتي فهميدم تبيان در ماه رمضان براي سوالات روزانه اش شرايط جديد و فوق العاده گذاشته به ياد اين داستان افتادم و شايد تا حدي ناراحت شدم وبه خودم گفتم اينكه يه مسابقه ساده است و كم اهمييت اما آيا من تونستم از فرصتهايي كه برام پيش اومده و خدا جلوي پام گذاشته استفاده كردم يا نه؟ واي به حال من اگر امسال ماه رمضان آمرزيده نشده باشم؟ فرصت فرصت فرصت فرصت واي اگر...................