• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 30
زمان آخرین مطلب : 6214روز قبل
شعر و قطعات ادبی

دلم بدجوری گرفته

...

يکشنبه 7/4/1388 - 13:4
شعر و قطعات ادبی
محتشم کاشانی:   

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
 باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
است بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
 خوانمش قیامت دنیا بعید نیست گر
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا حسین
* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
 روزگار به رو زار میگریست گر چشم
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
 العطش ز بیابان کربلا فریاد
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
 آن زمان که پیکر او شد درون خاک کاش
جان جهانیان همه از تن برون شدی
 که کشتی آل نبی شکست کاش آن زمان
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معامله ی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند
 را به تلاطم درآورند ارکان عرش
* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
 سلسله ی انبیا زد اول صلا به
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
 سرادقی که ملک محرمش نبود وانگه
کندند از مدینه و در کربلا زدند
 آن دشت کوفیان وز تیشه ی ستیزه در
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
 در حرم کبریا زدند فریاد بر
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
* * *
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
 عتاب حق به در آید ز آستین دست
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
 کفن خونچکان ز خاک آه از دمی که با
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
 ناکسان که تیغ به صید حرم زنند آن
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
 گیسویش از آب سلسبیل شوید غبار
* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
 برهنه برآمد ز کوهسار خورشید سر
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
 بگریست زار زار ابری به بارش آمد و
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
  با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
 خیل الم رو به شام کرد وانگه ز کوفه
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
* * *
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
* * *
این کشتهی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
  این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
 دور از لب فرات  این خشک لب فتاده
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
* * *
کای مونس شکسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
 ببین طغیان سیل فتنه و موج بلا
تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
 تن که بود پرورشش در کنار تو آن
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
 ابن زیاد داد یا بضعةالرسول ز
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
* * *
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
 دیده اشگ مستمعان خون ناب شد در
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
 اشگ جگرگون کباب شد روی زمین به
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد
* * *
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
 بر طعنت این بساست که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرداست هیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
کام یزید دادهای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
 باغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای در
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
 و حیدر و اولاد کرده ای با مصطفی
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
 بیداد کرده ای آزرده اش به خنجر
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند
* * *
شنبه 14/10/1387 - 10:32
شعر و قطعات ادبی

سلام

عید همه مبارك

واقعا برام لذت بخشه وقتی كه میبینم تبیان هنوز اون صفای خاص خودش رو حفظ كرده

از این همه لطف و انرژی مثبت كه دوستان لطف كردن واقعا ممنونم

 اینم هدیه به همه یبزرگوارانی كه اظهار لطف داشتن :

حـوّا گناه كرد و عـشق آفریــده شد

جریان آن گناه به عالم كشیده شد

آدم برای پاكی و شیطان به جای نفس

مــن با گـنـاه خـوردن یـك سـیب زنـده ام

سیبی كه از حوالی یك خواب چیده شد

من خواب چـشمهای شما را ندیده ام

امّا دوباره درتن و جانم دمیــده شد ...

آهـی كه از تـغـزّل نامت شنیده شد

عصیانگرم!چو ریشه به خاكت دویـده ام

هنگامه ای كه پرده به نامش دریده شد

خاكی محقّرم كه به عشقت هبوط كرد

اشــكی مكررم كه به پایـت چكیـده شد

حـوّای بـی گـنـاه غـزلهـای سـرخ و نـاب

این بار در حوالی من با تو دیده شد ...

افتــاد از نگاه شما( آدم)نجیب! ....

آدم گناه كرد و غزل آفریده شد

چهارشنبه 16/5/1387 - 9:19
شعر و قطعات ادبی

سلام به همه ی دوستان

خیلی وقته اینجا ننوشتم

البته خیلی مواقع میام و میخونم

به هرحال خوش و خرم و موفق باشید

 

 

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد

بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم

جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم

شکوه از غیر خطاست خطایی نکنیم

یاور خویش بدانیم خدایاران را

جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم

تا بهاران نرسیده است هوایی نکنیم

گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان

با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

مهربانی صفت بازار عشاق خداست

یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم


                                                                                                                     صادق هدایت

 

سه شنبه 15/5/1387 - 12:51
شعر و قطعات ادبی
یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،
یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست ،
یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،
یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،
یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه
می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به
اسرار عشق پی برد و زنده شد !
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...
و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم
شنبه 3/9/1386 - 9:4
شعر و قطعات ادبی
ميشه به عنوان يه ... كوچكتر يه خواهشي كنم
براي احترام به شعرا كه ما امروزه داريم از مطالبشون استفاده ميكنيم
و براي امانت داري چون اشعار اونا تويذهن ما امانت هست
و براي اشاعه اين منابع غني
و براي ...
حتي الامكان اسامي شعرا رو در پايان اشعارشون بنويسيم
دوشنبه 28/8/1386 - 13:44
شعر و قطعات ادبی
سلام به همه دوستان جديد و قديمي
يه عمريه كه نتونستم بيام
نميدونم از سينه سوخته هاي قديم كيا هستن و كيا نيستن
ولي شماهايي كه هستين يه چيزي بگم؟:
خيلي قدر بدونيد
 

اينم براي همه

 

شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم                     

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نيست از هيچ طرف راه برون شد ز شبم

زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم

از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی اين ايل و تبارم چه کنم

من کزين فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کنم

يک به يک با مژه هايت دل من مشغول است

ميله های قفسم را نشمارم چه کنم

 

 

دکتر سید حسن حسینی
دوشنبه 28/8/1386 - 13:21
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته