در یکی از متون تخصصی مدیریت که در مورد مزایا و معایب تصمیم گیری گروهی بود به اصطلاح devil"s advocate (وکیل مدافع شیطان) برخورد کردم. ابتدای برخورد با این واژه به یاد فیلمی به همین نام که کیانو ریوز در آن بازی می کرد، افتادم. اما در فیلم این اسم معنای استعاری نداشت و کیانو ریوز نقش وکیل خبره ای را داشت که واقعا وکیل شیطان (با بازی آل پاچینو) بود.

اما ماجرای این اصطلاح در آن متن. تصمیم گیری گروهی دارای مزایایی از قبیل ، نو آوری ، احتمالا تصمیمات دقیق تر و جامع تر ، اجرای بهتر تصمیمات (با توجه به دخیل بودن افراد مختلف از قسمت های مختلف سازمان و پذیرش بهتر تصمیمات) و ... هست. اما این شیوه تصمیم گیری دارای مشکلات و معایبی هم هست؛ از جمله اینکه سرعت اتخاذ تصمیم پایین است و در مواقع بحرانی جواب نمی دهد. یکی دیگر از مشکلات این شیوه به وجود آمدن گروه اندیشی (group think) است. گروه اندیشی دامی است که ممکن است در تصمیم گیری گروهی به آن برخورد کنیم و باعث میشود اعضای گروه مایل باشند هرچه سریع تر به یک نتیجه برسند و خیلی تمایلی به طولانی شدن جلسه ندارند و معمولا نتیجه این می شود که با اولین راه کار صرفا رضایت بخش (و نه بهترین راه کار) جلسه خاتمه می یابد. یکی از راه های جلو گیری از گرفتار شدن به این دام استفاده از تکنیک devil"s advocacy است. در این تکنیک دبیر جلسه خودش و یا یکی از اعضای گروه را به عنوان devil"s advocate (وکیل مدافع شیطان!) بر می گزیند. وظیفه این فرد به چالش کشیدن نظرات گروه است. یعنی حتی ممکن است خود به اصطلاح وکیل مدافع شیطان با نظر جمع موافق باشد اما صرفا جهت ایجاد بحث بیشتر با آن مخالفت و به نوعی در آن تشکیک کند. استفاده از این روش معمولا باعث دقیق تر شدن افراد در موضوع مورد بحث و در نتیجه اتخاذ تصمیمات دقیق تر می شود.
کاربرد این روش را نه در فیلم وکیل مدافع شیطان بلکه در فیلم دوازده مرد خشمگین می توان دید.
این فیلم که محصول سال 1957 است در مورد 12 نفر از اعضای هیئت منصفه دادگاهی است که می خواهند در مورد گناه کار و یا بی گناه بودن نوجوانی که متهم به قتل پدرش است ( اگر اشتباه نکنم!) تصمیم گیری کنند. این فیلم از آنجا آغاز می شود که وکلا دفاعیات خود را به صورت کامل انجام داده اند و اعضای هیئت منصفه وارد اتاقی می شوند تا در مورد وضعیت پسرک قضاوت کنند. ظاهرا جلسه دادگاه و دفاعیات دو طرف به گونه ای بوده که 11 نفر از 12 نفر از هیئت منصفه معتقد به گناهکار بودن پسر بچه هستند.
فقط یک نفر مخالف است که او هم در ابتدا دلیل چندان قانع کننده ای برای نظر خود ندارد. از طرفی چون ظاهرا طبق قانون تمام اعضا باید اتفاق نظر داشته باشند و تا زمان نرسیدن به اتفاق نظر حق خروج از اتاق را ندارند ، این دوازده نفر به شدت شروع به بحث با وی می کنند. در این فیلم اکثر اعضا سریعا میخواهند جلسه به پایان برسد و به کار های روزمره خود مثل رفتن به ورزشگاه برای دیدن مسابقه و ... برسند . تقریبا از ابتدا تا انتهای این فیلم حول صحبت های اعضای هئیت منصفه در همان اتاق می گذرد و در طول این مذاکرات اعضای هیئت منصفه یکی یکی نظرشان عوض می شود و به طوری که در انتهای فیلم آن پسر بچه بی گناه شناخته می شود. در این مورد اگر مخالفت آن فرد نبود پسربچه به اشتباه گناه کار شناخته و اعدام می شد.