پنج شنبه 11 تير 1405 - 14 محرم 1448 - 2 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
عضویت در خبرنامه
ارسال
شماره غزل:
364
فهرست غزليات
غزل قبلي
غزل بعدي
وزن و بحر عروضي:
مفعول فاعلات مفاعيل فاعلات(بحر مضارع مثمن اخرب مكفوف مقصور)
ما بي غمان مست
دل
از دست داده ايم
همراز عشق و هم
نفس
جام
باده
ايم
بر ما بسي كمان
ملامت
كشيده اند
تا كار خود ز ابروي
جانان
گشاده ايم
اي گل
تو
دوش
داغ
صبوحي
كشيده اي
ما آن شقايقيم كه با داغ زاده ايم
پير
مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو
باده
صاف كن كه به
عذر
ايستاده ايم
كار از
تو
مي
رود
مددي اي دليل راه
كانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم
چون لاله مي مبين و قدح در ميان كار
اين داغ بين كه بر
دل
خونين نهاده ايم
گفتي كه حافظ اين همه رنگ و
خيال
چيست
نقش
غلط مبين كه همان
لوح
ساده ايم
آخرين مطالب
ادبیات
غم نیست که قاسم سلیمانی رفت؛ ما را...
به فروردین ما فرخندگی بخش
آیا جانِتان جور است؟
راضی مشو که بیخبران، خندهام کنند...
توانایی ادبیات در نقد وضعیت جامعه
سامانی: «آفرت» رمان دهه 40 و50...
تأثیر غرب در موفقیت نویسندههای روس در...
برگزیدگان نخستین جایزه ملی جمالزاده
قصیده میرشکاک برای موسوی گرمارودی
وقتی نگاه نویسنده جذاب نیست