پنج شنبه 18 تير 1405 - 21 محرم 1448 - 9 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
عضویت در خبرنامه
ارسال
شماره غزل:
216
فهرست غزليات
غزل قبلي
غزل بعدي
وزن و بحر عروضي:
مفعول مفاعيل مفاعيل مفاعيل(بحر هزج مثمن اخرب مكفوف مقصور)
آن يار كز او خانه ما جاي
پري
بود
سر تا قدمش چون
پري
از عيب بري بود
دل
گفت فروكش كنم اين شهر به بويش
بيچاره ندانست كه يارش
سفري
بود
تنها نه ز راز
دل
من
پرده
گويند، از
پرده
برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>
پرده
برافتاد
تا بود
فلك
شيوه
او
پرده
گويند، از
پرده
برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>
پرده
دري
بود
منظور
خردمند من آن ماه كه او را
با حسن ادب
شيوه
صاحب نظري بود
از
چنگ
منش اختر بد مهر بدر برد
آري چه كنم
دولت
دور
قمري
بود
عذري بنه اي
دل
كه
تو
درويشي و او را
در مملكت حسن سر تاجوري بود
اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر رفت
باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود
خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرين
افسوس
كه آن گنج روان رهگذري بود
خود را بكش اي بلبل از اين
رشك
كه گل را
با باد
صبا
وقت
سحر
جلوه گري بود
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
آخرين مطالب
ادبیات
غم نیست که قاسم سلیمانی رفت؛ ما را...
به فروردین ما فرخندگی بخش
آیا جانِتان جور است؟
راضی مشو که بیخبران، خندهام کنند...
توانایی ادبیات در نقد وضعیت جامعه
سامانی: «آفرت» رمان دهه 40 و50...
تأثیر غرب در موفقیت نویسندههای روس در...
برگزیدگان نخستین جایزه ملی جمالزاده
قصیده میرشکاک برای موسوی گرمارودی
وقتی نگاه نویسنده جذاب نیست