صفات ذات و صفات فعل
در تقسيم صفات الهي به صفات ذات و صفات فعل دو اصطلاح و دونظريه است:
الف: هر گاه براي انتزاع صفتي از ذات و وصف كردن ذات به آنصفت، تصور ذات كافي باشد، و تصور فاعليت خداوند لازم نباشد، آن صفت، صفت ذات ياذاتي خواهد بود. مانند صفت حيات و حي، اراده و مريد، علم و عالم، قدرت و قادر. وهر گاه تصور فاعليت خداوند لازم باشد، آن را صفت فعل يا فاعل گويند. مانند خلق وخالق، رزق و رازق، اماته و مميت، احياء و محيي، مغفرت و غافر، انتقام و منتقم، ومانند آن.
ب: هر صفتي كه بتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف كرد، صفتفعل است و هر صفتي را كه نتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف كرد، صفت ذات است.بنابراين قدرت، علم و حيات از صفات ذاتي الهياند، چون خداوند به مقابل و ضد آنها وصف نميشود، زيرا مقابلآنها نقص وجودي است، ولي اراده از صفات ذات نخواهد بود، زيرا وصف خداوند به مقابلآن محال نيست، مثلاً گفته ميشود خداوند ظلم به بندگان خود را اراده نكرده است، «وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ»
[1].بر اين اساس، عدل از صفات ذات الهي خواهد بود، ولي بنابر اصطلاح نخست از صفات فعلاست.
از دو اصطلاح ياد شده، اصطلاح نخست در كتب فلسفه و كلام مشهورو رايج است. محدث كليني در كتاب كافي اصطلاح دوم را برگزيده است،
[2].سيد شريف گرگاني نيز در كتاب تعريفات همين اصطلاح را آورده است.
[3]
[1] . غافر/ 31
[2]. محدث كليني، اصول كافي، ج 1، باب اراده، ص 86.
[3]. سيد شريف گرگاني، التعريفات، ص 95.