• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    واژه :
صفات ذات و صفات فعل
در تقسيم صفات الهي به صفات ذات و صفات فعل دو اصطلاح و دونظريه است:
الف: هر گاه براي انتزاع صفتي از ذات و وصف كردن ذات به آنصفت، تصور ذات كافي باشد، و تصور فاعليت خداوند لازم نباشد، آن صفت، صفت ذات ياذاتي خواهد بود. مانند صفت حيات و حي، اراده و مريد، علم و عالم، قدرت و قادر. وهر گاه تصور فاعليت خداوند لازم باشد، آن را صفت فعل يا فاعل گويند. مانند خلق وخالق، رزق و رازق، اماته و مميت، احياء و محيي، مغفرت و غافر، ‌انتقام و منتقم، ومانند آن.
ب: هر صفتي كه بتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف كرد، صفتفعل است و هر صفتي را كه نتوان خداوند را به مقابل و ضد آن وصف كرد، صفت ذات است.بنابراين قدرت، علم و حيات از صفات ذاتي الهي‎اند، چون خداوند به مقابل و ضد آنها وصف نمي‎شود، زيرا مقابلآنها نقص وجودي است، ولي اراده از صفات ذات نخواهد بود، ‌زيرا وصف خداوند به مقابلآن محال نيست، مثلاً گفته مي‎شود خداوند ظلم به بندگان خود را اراده نكرده است،‌ «وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ»[1].بر اين اساس، عدل از صفات ذات الهي خواهد بود، ولي بنابر اصطلاح نخست از صفات فعلاست.
از دو اصطلاح ياد شده، اصطلاح نخست در كتب فلسفه و كلام مشهورو رايج است. محدث كليني در كتاب كافي اصطلاح دوم را برگزيده است،[2].سيد شريف گرگاني نيز در كتاب تعريفات همين اصطلاح را آورده است.[3]



[1] . غافر/ 31
[2]. محدث كليني، اصول كافي، ج 1، باب اراده، ص 86.
[3]. سيد شريف گرگاني، التعريفات، ص 95.