هلاكت زياد بن ابيه
سال 53 هجري قمري: هلاكت زياد بن ابيه.
زياد بن سميه، كه پدرش به درستي معلوم نبود، به زياد بن ابيه ]يعني زياد پسر پدرش[ معروف بود. پس از صلح امام حسن(ع)، زياد بن ابيه به معاويه بن ابي سفيان نزديك شد و به خاطر خشونت و صلابتي كه در او بود، مورد توجه معاويه قرار گرفت و معاويه با به راه انداختن انجمني از بزرگان خلافت بني اميه و گواه گرفتن از افراد سرشناس و معروف عرب مبني بر اين كه زياد در فراش پدرش ابي سفيان ديده به جهان گشوده بود، وي را فرزند ابي سفيان و برادر خويش معرفي كرد و حكومت عراق ]كوفه و بصره[ و توابع آن را به وي سپرد و وي را مأمور آزار و شكنجه شيعيان اميرمؤمنان علي بن ابي طالب(ع) نمود.
زياد بن ابيه كه خود زماني از ياران و فرماندهان نظامي سپاه امام علي(ع) بود و ياران و هواداران آن حضرت را به خوبي مي شناخت، در صدد قتل و غارت آنان برآمد و تعداد بي شماري از شيعيان را بي جرم و گناهي به قتل آورد و هر روز زندگي را بر كام آنان تلخ تر مي كرد.
سرانجام مبتلا به بيماري طاعون گرديد و دست وي بر اثر آن متورم شد و قصد بريدن آن را داشت كه با ديدن آتش و ابزار وسايل قطع، منصرف شد، ولي بيماري چنان وي را فشار آورده بود كه تعداد 150 نفر از پزشكان ماهر، از مداواي آن عاجز مانده بودند. گفته شد كه در درون وي، حرارتي از آن بيماري به وجود آمده بود، كه با هيچ نوشيدني و تزريق كردني، كاهش پيدا نمي كرد و سرانجام وي را به هلاكت رسانيد.
هلاكت ذلت بار وي، مصادف بود با سوم رمضان سال 53 قمري، در عصر خلافت غاصبانه برادر خوانده اش معاويه بن ابي سفيان.
وي را در مكاني به نام "ثويه" در بيرون شهر كوفه به گور سپردند.
علاوه بر اهالي عراق، مردم حجاز نيز از هلاكت وي شادمان شده و به شكر گذاري پراختند. چون وي قرار بود از سوي معاويه، حكومت حجاز را نيز به مجموعه سرزمين هاي تحت فرمانروايي خويش بيفزايد، كه با قدرت لايزال الهي، به اين آرزويش نرسيد.(1)
1- نك: البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج8، ص 67