كشته شدن عثمان بن عفان - سال 35 هجري قمري
عثمان بن عفان، سومين خليفه راشدين ، در سال ششم عامل الفيل، در مكه معظمه ديده به جهان گشود و پدر و مادرش هر دو از بني اميه و تنها از سوي جدّه مادري اش هاشمي بود.
وي، پس از انتخاب شدن به مقام خلافت اسلامي، دست بني اميه را كه در دشمني با پيامبر اكرم(ص) و مسلمانان، سابقه ديرينه داشتند، در مناسب مهم و پست هاي كليدي مملكت پهناور اسلامي باز گذاشت و افرادي چون مروان بن حكم، معاوية بن ابي سفيان، سعيد بن عاص، وليد بن عقبه ، عبدالله بن سعدبن ابي سرح وغيره را كه شايستگي زمام داري و حكمراني نداشته و صرفاً به خاطر فاميلي و تشكيل باند قدرت در اطرافش گرد آمده بودند، بر مسلمانان مناطق مختلف عالم اسلام تحميل نمود و به آنان مقام حكومت و فرماندهي واگذار كرد و آنان نيز با بر خورداري از پشتيباني هاي آشكار و پنهان عثمان و دستگاه خلافت، شيوه چپاول گري و ستم كاري در پيش گرفته و مو جبات نا خرسندي مردم را فراهم كردند.
مسلمانان دل سوز كه از خلاف كاري هاي عاملان عثمان به وي شكايت مي بردند، مورد بازخواست و آزار و اذيت قرار مي گرفتند و حتي برخي از صحابه معروف پيامبر(ص) مانند ابوذر غفاري و عمّار ياسر در اين باره متحمل آزار ها و اذيت هاي فراوان روحي و جسمي شدند. سر انجام كاسه صبر مسلمانان، لبريز شد و براي اتمام حجت با خليفه وقت، از شهر هاي مختلف اسلامي به سوي مدينه منوره رهسپار شده و اقدام به تحصن نموده تا از اين راه، خليفه و عاملان وي را از كردار غير اسلامي و غير انساني باز دارند وليكن چون با دسيسه هاي پنهان و فريب كاري هاي آشكار آنان روبرو گرديدند، به تنگ آمده و اقدام به محاصره خانه اونمودند و قريب به دو ماه، خانه اش را در محاصره خويش گرفتند. ولي چون به خواسته خود مبني بر استعفاي عثمان از خلافت نرسيده و عثمان بر ادامه خلافت پا فشاري مي نمود و اطرافيان او به ويژه برخي از افراد طائفه بني اميه نسبت به اعتراضات مردمي،بد دهني كرده و با آنان مشاجره و حتي مقاتله مي كردند، تعدادي از معترضين در شب هجدهم ذي حجّه وارد قصر عثمان شده و وي را ناباورانه به قتل آوردند و در اين ميان يكي از انگشتان دست همسرش نائله بنت فرافصه، قطع گرديد. بيشتر معترضان و يورش آوران به خانه عثمان،از اهالي مصر بوده و پس از قتل او، مانع دفنش گرديدند.
اما با وساطت امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع)، بدنش را در حَش كوكب، كه در جوار گورستان يهوديان و پشت قبرستان بقيع بود دفن نمودند.(1)
1- نك: الفتوح[ابن اعثم كوفي] ،ازص 277 تا286؛ تاريخ ابن خلدون، ج1 ، ص539 تا 573؛انساب الاشراف"ترجمه امير المؤمنين"[احمدبن يحيي بلا ذري]،ص115؛ الاستيعاب [يوسف بن عبدالله]،ج3، ص1044؛ مسار الشيعه[شيخ مفيد] ،ص21؛ بحا رالانوار [علامه مجلسي]ج13 ،ص493