- چو عاشق مي شدم گفتم كه بردم گوهر مقصود
- ندانستم كه اين دريا چه موج خون فشان دارد
-
واژه نامه
- گوهر :
اصـــــل و عـــــنصر، مرواريــــد و سنـــــگهاي قـــــيـمتي
English Translation :
When I became lover (of God), I spake saying:-" I have carried off the jewel of my desire (union with God): "
First Mesra Translation:
I knew not what (tumultuous), blood-scattering, waves, this sea (of unity)-- hath.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- وقتي دل به عشق مي دادم با خود گفتم كه مرواريد مقصود را به كف آوردم ; نمي دانستم كه درياي عشق چه موجهاي خون فشان دارد،يعني مرواريد مقصود در قعر درياي عشق است ، ابتدا كه دل به عشق دادم تصور كردم اين مرواريد را به آساني به دست مي آورم ، حالا متوجه شده ام كه اين دريا بسيار پر تلاطم است و به جاي موج آب ، موج خون از آن برمي خيزد، **