• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • زر از بهاي مي اكنون چو گل دريغ مدار
  • كه عقل كل به صدت عيب متهم دارد
واژه نامه
  • عقل : مقصود عقل عملـي است كه حاصل تجربه حـواس آدمي در برخورد با زندگاني است ، اين عقـل در نـــظرحافـظ از پـرواز به ماوراء الطــبـيعـــه نـــاتوان است
  • مدار : دور زدن ، گـــردش كردن ، آنـــچه شيـــئي بر آن مي گردد
English Translation :
Now, like the rose hold not back gold for the price of wine:
First Mesra Translation:
For, suspicion of thee, by a hundred defects, absolute reason (Jibra,il; or the light of prophecy)-- hath.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- مانند گل اكنون از دادن زر خود در بهاي مي دريغ نكرده ، تو هم زر خود را دريغ مكن ; وگرنه عقل كل به داشتن هزار گونه عيب متهمت خواهد كرد،عقـــل كـل : عقل اول ، عقل كامل ،گل ، گل سرخ و زر اشاره به زركهاي ميان آن است ، وقتي گل به صورت غنچه است زركها درون گلبرگها پوشيده اند، و وقتي شكفته مي شود آشكار مي شوند، تصور شاعر اين است كه گل شكفته زر خود را بر كف دست گرفته ، يعني آماده خرج كردن آن است ، در حاليكه غنچه زركهاي خود را در مشت پنهان كرده است ، پس گل زر خود را خرج مي كند، مي توان در اين معني قدري دورتر رفت ، گل در مجالس عيش و باده خواري حاضر مي شود، طلاي خود را صرف مي كند، يعني در اين مجلس ها زركهايش پلاسيده مي شود و عمرش به پايان مي رسد، كه از مجموع اين مشابهت ها صرف پول و به دست آوردن عيش و شادي منظور است ، در بيت پيش گفت نرگس درمهاي نقره اي خود را پاي قدح شراب ريخته و در اين بيت مي گويد: گل سرخ نيز زر خود را صرف باده مي كند، مقايسه شود با اين بيت :چوگل گرخرده اي داري خداراصرف عشرت كن كه قارون راغلط هادادسوداي زراندوزيخلاصه معني اينكه تو هم مانند گل از صرف زر خود براي باده امساك مكن ، وگرنه عقل ِ كامل نسبت ِ بي خردي به تو خواهد داد، **