- به جان مشتاق روي تو است حافظ
- تو را در حال مشتاقان نظر باد
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
With soul, Hafiz is desirous of thy face.
First Mesra Translation:
On the state of desirous ones, thy glance-- be
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ از دل و جان شوق ديدن روي ترا دارد; دعا مي كنم كه تو به حال دوستداران خود توجه داشته باشي ،بجان : از روي دل و جان ، **