- تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
- با صبا گفت و شنيدم سحري نيست كه نيست
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- صبا :
بادي كه از جانب شمـــال شرقـــي وزد و بادي خنـــك و لطيف است ، ايـــن باد پيـــام آور معشوق است و بوي زلف يار را مـــي آورد
English Translation :
So that, everywhere, it (the breeze, the acquainted Murshid) may not boast of the evening of thy tress-tip (the time of ecstasy of attraction of God's grace),
First Mesra Translation:
Conversation with the breeze (the acquainted Murshid), mine a morning-- is not that is not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- براي اينكه از سياهي زلف تو هر جا سخن نگويد; سحرگاهي نيست كه با باد صبا بحث و مشاجره نداشته باشم ،شام : به معناي شب و مجازاً تيرگي است و شام زلف ، سياهي سر زلف است ،حاصل معني : هر سحر با باد صبا مشاجره دارم كه بوي زلف معشوق را منتشر نسازد، تا بر اثر آن ، ديگران متوجه شوند و از آن سخن بگويند ـ حرف معشوق ما به دهان مردم نيفتد، من در عشق اهل غيرت و حسدم و حاضر نيستم ديگران به جمال معشوق من توجه پيدا كنند، **