• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • بعد از اينم نبود شايبه در جوهر فرد
  • كه دهان تو در اين نكته خوش استدلالي ست
واژه نامه
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
  • جوهر : گوهر، سنـگهاي گرانبها، اصل و ذات در مقابل عَرَض
English Translation :
After this, no doubt is mine in respect of (the existence of) the incomparable jewel;
First Mesra Translation:
For, on that point, thy mouth (by its exceeding smallness and freshness) a sweet proof-- is.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- از اين پس ، در وجود جوهر فرد ترديد نخواهم داشت ; زيرا دهان تو بر صحت اين معني دليلي كافي است ،از جوهر فرد در مصراع اول به ياد كوچكي دهان معشوق افتاده و اين دو را با هم مقايسه كرده است ، اما موضوع جوهر فرد يا جزء لايتجزاء بحثي است از مباحث فلسفي در يونان قديم ، بدين خلاصه كه بعضي از حكماي يونان كه به اتميست شهرت دارند معتقد بودند كه اشياء را مي توان تا آن حد تقسيم كرد كه به جزء لايتجزاء يعني جوهر فرد اتم برسند و بعضي ديگر معتقد به اينكه اشياء الي غيرالنهايه قابل تقسيم اند، و اين تجزيه و تقسيم نقطه پاياني ندارد،اين بحثها بعدها از فرهنگ يوناني به فرهنگ اسلام منتقل شد و مثل بسياري از نظريه هاي فلسفي حكماي يونان ميان فلاسفه اسلامي مطرح و مورد مشاجرات طولاني قرار گرفت ، از جمله ابوريحان آن را از آن جوان فاضل (فتي الفاضل : ابن سينا) پرسيده است ، اما حافظ چنانكه مشرب اوست از كنار مباحث فلسفي بي اعتنا مي گذرد و تنها با ايهام و اشاره اي آن را يادآوري مي كند، مباحث فلسفي را با مباحث عرفاني و عشقي طوري در هم مي آميزد كه معلوم است نمي خواهد به آنها صورت جدي بدهد و مسئوليتي در رد و يا قبول آنها بپذيرد، در اين بيت نيز با اينكه در وجود جوهر فرد ترديد ندارد يعني از طرفداران جزء لايتجزاء جانبداري كرده ، استدلال او جنبه فلسفي ندارد، بلكه با گريز به سوي جاذبه هاي عشقي جزء لايتجزاء را به دهان معشوق تشبيه مي كند، **