• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • دل دادمش به مژده و خجلت همي برم
  • زاين نقد قلب خويش كه كردم نثار دوست
واژه نامه
  • دل : سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
  • قلب : دل ، بدلي و تـقـلبي
  • نثار : آنـچه بر سر يا در پــاي كســـي به عنوان هديه مي پاشـند
  • نقد : سكه
English Translation :
For his glad tidings, I gave him my heart; and, I bear shame
First Mesra Translation:
Of this coin of little value wherewith I bescattered-- the friend.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- دل خود را به مژدگاني به او ـ قاصد ـ دادم و خجلم از اين كه اين سكه تقلبي را به او پيش كش كردم ،نقد: سكه ; و نقد قلب : سكه تقلبي ،قلب در مصراع دوم تكرار و معادل دل در مصراع اول است ولي اين جا صفت نقد قرار گرفته و معناي ديگر قلب يعني بدلي و تقلبي از آن اراده شده است ،مي گويد به قاصد كه نامه دوست را آورد دل خود را به رسم مژدگاني دادم و خجلم كه دلم مثل سكه بدلي بي ارزش بود ـ شايستگي هديه شدن در برابر آن خبر خوش را نداشت ، كه مراد از دل دادن ، تقديم عواطف قلبي است ، **