- نه من سبوكش اين دير رند سوزم و بس
- بسا سرا كه در اين كارخانه سنگ و سبوست
-
واژه نامه
- دير :
كليسا، معبد مغان ، كنايه از دنيا
- رند :
زيرك ، لاابـالي ، بي قيد به آداب و رسوم عمومي و اجتماعي ، كســـي كه بي توجه به جو ومحيط حداكثر بهره را از حيات گذرا برگيرد
- سبوكش :
آنكـه شــراب از سـبــو نوشد، حمل كــننده سـبــو
English Translation :
Not alone, am I a wine-drinker (a lover) of this cloister, profligate consuming (the wine tavern, the stage of love):
First Mesra Translation:
O many a (great) head in this workshop is (only) the dust of the pitcher!
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نه تنها من در اين دير رندسوز شغل سبوكشي دارم ; بلكه سرهاي بسيار در اين كارخانه به صورت خاك سبو درآمده اند،سبوكش : در لغت به معني آنكه شراب از سبو نوشد (شرابخوار) و همچنين به معني حمل كننده سبو آمده است ، چنانكه در اين بيت عراقي به معني اخير است :در كوي خرابات نه نو آمده ام ياري دارم ز بهر او آمده امگر يار مرا كوزه كشي فرمايد من هم به كشيدن سبو آمده امو آنچه از موارد مختلف استعمال كلمه در حافظ نيز استنباط مي شود، سبوكش يعني كسي كه سبوي شراب را از خم پر مي كرده ، و از زيرزمينها و انبارها به مجلس مي آورده ، چنانكه در ديرهاي مسيحي و زردشتي رسم بوده است ، و در بيت زير به همين معني آمده است :سبوكشان همه در بندگيش بسته كمر ولي ز ترك كله چتر بر سحاب زدهدير: به معناي كليسا يا معبد مغان و كنايه از دنياست ; و دير رندسوز يعني جهاني كه مردم زيرك و هوشيار را عذاب مي دهد و از ميان مي برد،بسا سرا: چه بسيار سرها، چه بسيار سران و بزرگان ،كارخانه : كنايه از دنيا، چنانكه در اين بيت آمده است :به نوك خامه رقم كرده اي سلام مرا كه كارخانه دوران مباد بي رقمتمقصود اينكه تنها من نيستم كه در اين دنيا بايد خدمت كنم و بسوزم و از ميان بروم ، چه بسيار سرها كه در اين كارخانه مثل سبوئي كه بر سنگ خورده باشد شكسته و از ميان رفته است ، **