• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش
  • زآن كه منزلگه سلطان دل مسكين من است
واژه نامه
  • دل : سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
  • شحنه : داروغه ، والي
English Translation :
O admonisher, ruler-recogniser! display no pride
First Mesra Translation:
For the lodging of the Sultan (the One God), the wretched heart-- of mine is.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- به واعظ شحنه شناس بگو اين گونه خودنمائي مكن ; زيرا دل فقير من جايگاه فرود آمدن سلطان است ،شِحنه : كسي كه از جانب پادشاه و دستگاه حكومت براي ضبط امور و سياست مردم شهري منصوب مي شد و بالطبع عده اي از افراد مسلح به فرمان وي بودند، اين كلمه در عربي به كسر اول است و پارسيان اكنون به فتح اول تلفظ مي كنند، پس طبعاً سلطان مقامي والاتر از شحنه دارد، و شحنه شناس يعني كسي كه با حاكم روابط دوستي و آشنائي دارد، و به كنايه تازه به دوران رسيده و كم گنجايش ،به واعظ مي گويد تو از بابت اينكه حاكم و فرماندار را مي شناسي اين اندازه غرور و نخوت به ما مفروش زيرا دل فقير من جاي فرود آمدن سلطان است كه شحنه مأمور اوست ، دل من جاي خداست كه سلطان جهان است و همه مأمور او هستند، **