- طبله عطر گل و زلف عبير افشانش
- فيض يك شمه ز بوي خوش عطار من است
-
واژه نامه
- شمه :
بوي خوش ، مقــــدار اندك ، يك بار بويـيــــدن
- طبله :
صندوقچه ، جعبه عطار
- عبير :
ماده معطري كه براي خوشبوكردن در گريــبان پـــيراهن يا جـاي ديگر لبــاس ريزند
- فيض :
بسيــار شدن آب چنــدان كه روان گردد، بخشش و عطــا، نيز القــاء امــري است كه در قلب به طريــق الهــام بدون تحمل زحمت و كسب و اكتســاب
English Translation :
The platter of 'Itr of rose, and its casket ambergris diffusing (man-fascinating)
First Mesra Translation:
A little favour of the pleasant perfume of the perfumer-- of mine is.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- جعبه عطر گل و زلف عطرافشان او، از بركت اين است كه مختصري از بوي خوش عطار من كسب فيض كرده است ،طبله : صندوقچه ، جعبه عطار; و طبله عطر گل در بيت كنايه از زلف معشوق است ، به مناسبت عطرافشاني ، چنانكه در اين بيت سوزني :اي رنگ رخت گونه گلزار شكسته يك موي توصدطبله عطارشكستهشَمه : بوي خوش ، مقدار اندك ، يك بار بوئيدن ،عطار: به معني عطر فروش است ،پس مجموعاً معني شعر اين مي شود: زلف او كه مثل طبله عطر گل خوشبو است ، و حقه عطرش ، همه از بركت مختصري كسب فيض از بوي خوش عطار من است ، و اين معني مستتر است كه عطار من به مناسبت شغل عطرفروشي بوهاي خوش بسيار دارد،بيت دنباله بيت قبلي است و همه در وصف لولي سرمست در آن بيت ، عطار احتمالاً اشاره به شيح محمود عطار دارد، كه چنانكه دكتر معين مي نويسد: ،،، مطلع العلوم و دائره المعارف بريتانيكا او را مرشد حافظ شمرده اند ولي از احوال او اطلاعي در دست نيست ، يا شايد مراد خواجه علاءالدين عطار باشد كه به روايت استاد زرين كوب مير سيدشريف جرجاني ، استاد حافظ بدو اظهار ارادت مي كرده است و حتي مي گفته است كه تا من به صحبت خواجه عطار نپيوستم خداي را نشناختم ، **