- چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
- بيمار كه ديده است بدين سخت كماني
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- خدنگ :
درختي بسيــــار سخت كه از چوب آن نيزه و تير و زين اسب سازند
English Translation :
Through the shield of my life, thy (sick, languishing) eye causeth to pass the poplar (-arrow);
First Mesra Translation:
(The eye) sick, who hath seen with so strong-- a bow?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چشم تو تير مژه را از سپر جان مي گذراند; كسي نديده است كه بيمار اين اندازه سخت كمان باشد،خدنگ : درختي است بسيار سخت كه از چوب آن نيزه و تير و زين اسب سازند، و تير خدنگ تيري است كه از چوب خدنگ سازند،سخت كمان يعني كسي كه كمان را به قوت مي كشد و تير به هدف مي زند،بيماري را صفت چشم گرفته و از اينكه اين بيمار ناتوان اين گونه با كمان ابرو تير مژه رها مي كند كه بر دل مي نشيند و نفوذ مي كند، اظهار شگفتي مي نمايد، بيمار اين زور و نيرو را از كجا آورده است ،خلاصه مقصود اينكه چشمت با اينكه حال بيمار دارد، غمزه و عشوه نافذي دارد، به تعبير ديگر همان حالت سُستي بيمارگونه است كه سبب شده عشوه چشمت نافذ و مؤثر باشد، **