- گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل
- حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني
-
واژه نامه
- آصف :
در اصل نام آصف بن برخيا وزير مدبــر سليـمان بوده ، و معمولاً در اشعار حافــظ نماد وزيري با تدبــير و نيكوكار است ، همــتاي آصف برخيا، احتمالاً مقصود، قوام الدين محمد صاحب عيار است
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
- نگار :
نـقـش و نـقـاشي ، معـشــــــوق
English Translation :
O idol, stony of heart! if of me careless thou be,
First Mesra Translation:
My own state, I will utter before Asaf the second.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي معشوق سنگدل ، اگر تو به ما بي اعتنائي ; حال خود را پيش آصف ثاني خواهم گفت ،چنانكه در بالا گفته دكتر غني اين غزل مربوط به دوره حكومت امير مبارزالدين محمد است ، بنابراين آصف ثاني در بيت اشاره به يكي از وزراي اين پادشاه است كه حافظ او را در مقام عظمت و بخشندگي همتا و ثاني آصف برخيا وزير سليمان شمرده است ، امير مبارزالدين سه وزير داشته : تاج الدين عراقي ، خواجه برهان الدين ابونصر فتح اللّه پس خواجه ابوالمعالي كمال الدين محمد، و بهاءالدين محمود بن عضدالدين يوسف ، حافظ با آنكه همه جا با طنز و كنايه از امير مبارزالدين ياد مي كند، به يكي از اين سه وزير او يعني خواجه برهان الدين صريحاً اظهار ارادت كرده است از جمله در اين بيت :برهان ملك و دين كه ز دست وزارتش ايّام كان يمين شد و دريا يسار همبا اين قرينه مي توان احتمال داد كه مراد از آصف ثاني در اين بيت همين خواجه برهان الدين باشد، **